قیمت سکه و ارز
۱۴۰۵/۰۳/۱۶ - ۰۹:۳۷

هدف اصلی نگارش داستان مذهبی، روایت است نه تبلیغ دین

یک نویسنده گفت: نویسنده نوجوان نباید پاسخ‌های آماده تحویل دهد؛ رسالت او تیز کردن ذهن مخاطب و هدایت‌ او است. هدف اصلی از نگارش داستان دینی یا مذهبی، گفتن دین نیست بلکه روایت داستان است.

هدف اصلی نگارش داستان مذهبی، روایت است نه تبلیغ دین

به گزارش سراج24؛ به نقل از مهر، ادبیات دینی از جمله عرصه‌هایی است که تلاش می‌کند تجربه‌های معنوی و مفاهیم اعتقادی را در قالب روایت به مخاطب امروز منتقل کند. این جریان، از داستان‌های کودک و نوجوان با زبان ساده و خیال‌پردازانه آغاز می‌شود و تا رمان‌های بزرگسال ادامه می‌یابد؛ جایی که ارزش‌های انسانی و دینی در بستر موقعیت‌های داستانی بازنمایی می‌شوند. در این مسیر، نویسندگان می‌کوشند میان جهان ذهنی نسل جدید و مفاهیم دینی پیوندی تازه برقرار کنند؛ پیوندی که نیازمند زبان روایت‌محور و دوری از بیان مستقیم و آموزشی است. در همین زمینه، با رقیه بابایی، نویسنده حوزه ادبیات دینی، درباره ظرفیت‌ها و چالش‌های این مسیر گفت‌وگو کرده‌ایم.

* مهم‌ترین دشواری در نوشتن داستان مذهبی چیست؟

جامعه ایران، فارغ از تحلیل‌هایی که درباره پررنگ یا کم‌رنگ شدن دین مطرح می‌شود، در هویت تاریخی و فرهنگی خود با مذهب شناخته می‌شود. این دو مؤلفه چنان درهم‌تنیده‌اند که تفکیک‌پذیر نیستند. بنابراین نویسنده‌ای که به سراغ داستان مذهبی می‌رود، در واقع برای جامعه‌ای می‌نویسد که نسبت به مذهب حساس، آگاه و تا حد زیادی علاقه‌مند است. همین مسئله کار را دشوار می‌کند، نه آسان.

نویسنده مذهبی باید آگاه و هوشیار باشد، زیرا مخاطب او خود دارای پیش‌زمینه‌های اعتقادی و اطلاعات دینی است و به‌سادگی اقناع نمی‌شود. او انتظار دارد با نگاهی تازه، اطلاعات دقیق‌تر و روایتی جذاب‌تر روبه‌رو شود. تصور اینکه می‌توان چند گزاره مذهبی را با اندکی پیرایش هنری به داستان تبدیل کرد و کار را تمام‌شده دانست، ساده‌انگارانه است.

یکی از خطاهای رایج، اتکا به شنیده‌های عمومی به جای پژوهش مستند است. برای نمونه، داستان «ضامن آهو» که به امام رضا نسبت داده می‌شود، در فرهنگ عمومی شهرت دارد، اما درباره پشتوانه تاریخی آن بحث‌های جدی وجود دارد و در منابع اولیه مستند محکمی برایش دیده نمی‌شود. این مثال نشان می‌دهد نویسنده داستان مذهبی باید همچون یک پژوهشگر عمل کند و بر منابع معتبر تکیه داشته باشد، نه صرفاً بر دانسته‌های شفاهی.

از سوی دیگر، تسلط محتوایی به‌تنهایی کافی نیست. نویسنده باید از نظر تکنیک، فرم، شخصیت‌پردازی، تعلیق و ساختار روایی نیز در سطحی حرفه‌ای قرار داشته باشد. او هم‌زمان در دو میدان دشوار حرکت می‌کند: میدان دانش دینی و میدان هنر داستان‌نویسی. ترکیب این دو، کار را حساس‌تر و پیچیده‌تر از بسیاری از گونه‌های دیگر ادبی می‌کند.

در نتیجه، نوشتن داستان مذهبی برخلاف تصور رایج، کاری ساده نیست. حساسیت موضوع، انتظار بالای مخاطب و ضرورت دقت تاریخی و اعتقادی، این حوزه را به یکی از دشوارترین عرصه‌های داستان‌نویسی تبدیل کرده است. موفقیت در آن نیازمند پژوهش عمیق، صداقت علمی و مهارت جدی در روایت است؛ وگرنه اثر یا از نظر هنری ضعیف می‌شود یا از نظر محتوایی دچار لغزش.

* فکر می‌کنید ادبیات مذهبی برای نوجوان باید بیشتر پرسش‌گر باشد یا پاسخ‌گو؟

اگر به منابع دینی مراجعه کنیم، بارها با دعوت صریح به تعقل، تدبر و تفکر روبه‌رو می‌شویم؛ آیاتی با مضمون «أفلا تعقلون» و «أفلا تتفکرون» نشان می‌دهد که خود دین، پرسشگری و اندیشیدن را مطالبه می‌کند. وقتی بنیان دین بر بیدار کردن عقل و آگاهی است، طبیعی است که در ادبیات مذهبی نیز نباید مسیر معکوس طی شود.

بر این اساس، وظیفه نویسنده به‌ویژه در حوزه نوجوان این نیست که مجموعه‌ای از پاسخ‌های آماده و قطعی را عرضه کند. پاسخ‌های از پیش بسته‌بندی‌شده، مجالی برای شکل‌گیری تفکر باقی نمی‌گذارند. آنچه اهمیت دارد، تیز کردن حساسیت ذهنی مخاطب، طرح مسئله و ایجاد بستر اندیشیدن است. نویسنده باید بیش از آنکه پاسخ‌گو باشد، هدایت‌کننده باشد؛ راه را نشان دهد، نه اینکه به جای مخاطب فکر کند.

ادبیات، ذاتاً هنری غیرمستقیم است. کار هنر موعظه‌گری و منبر رفتن نیست. اگر قرار باشد پیام به‌صورت مستقیم و خطابه‌ای منتقل شود، مخاطب می‌تواند به‌سادگی یک سخنرانی گوش دهد. اما داستان با ایجاد موقعیت، کشمکش، تردید و انتخاب، مخاطب را درگیر می‌کند و او را به مشارکت فکری و درونی وامی‌دارد.

در مورد نوجوانان این مسئله اهمیت بیشتری دارد، زیرا در آغاز مسیر شکل‌گیری هویت فکری و ایمانی خود هستند. اگر ایمان تنها بر پایه تقلید یا پاسخ‌های تحمیلی شکل بگیرد، ممکن است «ایمان عاریه‌ای» باشد؛ اما اگر از دل پرسش، تجربه و کشف شخصی بجوشد، به معرفتی پایدار و درونی تبدیل می‌شود.

البته این رویکرد تنها مخصوص نوجوانان نیست؛ بزرگسالان نیز بیش از هر زمان دیگری نیازمند ایمانی آگاهانه و برآمده از فهم شخصی‌اند. بنابراین ادبیات مذهبی، چه برای نوجوان و چه برای بزرگسال، زمانی اثرگذار خواهد بود که به جای تحمیل نتیجه، مخاطب را در مسیر کشف حقیقت همراهی کند و او را به اندیشیدن دعوت کند؛ همان‌گونه که خود دین چنین دعوتی را مطرح کرده است.

* آیا ناشران از شما انتظار دارند که پیام مشخص و مستقیم ارائه دهید؟

در تجربه من با ناشرهای مختلف، حتی ناشرهای مذهبی مثل نشر جمکران و ناشرهای عادی‌تر، هیچ‌گاه با این نگرش مواجه نشدم که بخواهند نویسنده پیام مستقیم بدهد. دلیلش روشن است: کار ما داستان‌نویسی و رمان‌نویسی است و ذات هنر هم «نشان دادن» است نه «گفتن». یعنی نویسنده قرار نیست همه چیز را صریح بیان کند، بلکه باید صحنه‌سازی کند، نمایش بدهد و مخاطب را در مسیر کشف و شهود قرار دهد. همین فاصله و فرصت برای مخاطب است که جذابیت اثر هنری را شکل می‌دهد.

بنابراین، یک ناشر حرفه‌ای در حوزه داستان و رمان، هرگز انتظار ارائه پیام مستقیم ندارد. اما طبیعتاً اگر ناشری کارش چاپ کتاب‌های تاریخی یا آموزش‌محور و ناداستانی باشد، انتظار مستقیم‌گویی طبیعی است و او وظیفه خود را انجام می‌دهد. این دو حوزه متفاوت هستند و نباید با هم اشتباه گرفته شوند.

* چطور میان روایت داستانی و انتقال مفاهیم دینی تعادل برقرار می‌کنید؟

در واقع، هدف اصلی از نگارش داستان دینی یا مذهبی، گفتن دین نیست بلکه روایت داستان است. داستان می‌خواهد حقیقت زندگی انسان‌ها را نشان دهد؛ حقیقتی که ممکن است در هر موضوعی، از جمله مذهب و دین، نمود پیدا کند. وقتی نویسنده قصد دارد داستانی را روایت کند، نیازی نیست که صرفاً شروع کند به بیان تاریخ، روایت یا حدیث؛ بلکه تمرکز باید بر شخصیتی باشد که در جهان واقعی زندگی می‌کند و با چالش‌ها، مسائل و حادثه‌های مختلف روبه‌روست.

در این فرآیند، آنچه بر کل اثر سایه می‌افکند، حضور طبیعی و غیرمستقیم مفاهیم دینی در بستر داستان است. این یعنی داستان، بدون موعظه مستقیم یا آموزش تحکم‌آمیز، پیام اخلاقی و مذهبی خود را منتقل می‌کند. مخاطب امروز، حتی نوجوان، آگاه است و نباید فکر کند که صرف شنیدن گزاره‌های دم‌دستی مذهبی به او چیزی یاد می‌دهد؛ بلکه او باید از مسیر روایت، تعامل شخصیت‌ها با رخدادها و تصمیمات‌شان، خود به فهم و نتیجه برسد.

به همین دلیل، در داستان دینی، مرز بین روایت تخیلی و مفاهیم مذهبی مصنوعی نیست. نویسنده با خلق شخصیت‌ها و ماجراهای تخیلی، و همزمان توجه به مستندات و واقعیات تاریخی، می‌تواند تعادل میان داستان و آموزه‌های مذهبی را حفظ کند. مخاطب از خواندن داستان، هم لذت می‌برد و هم مفاهیم دینی و اخلاقی را به صورت طبیعی دریافت می‌کند، بدون آنکه احساس کند نصیحت یا دستور مستقیم دریافت کرده است.

این شیوه، همان تعادل حرفه‌ای و هنری است که باعث می‌شود داستان هم جذاب و اثرگذار باشد و هم پیام مذهبی خود را منتقل کند. داستان دینی موفق، داستانی است که مخاطب پس از پایان آن، با تجربه مسیر شخصیت‌ها و کشمکش‌هایشان، خود به نتیجه اخلاقی یا دینی برسد، نه از طریق یادآوری مستقیم مفاهیم. این همان چیزی است که حرفه‌ای بودن و اصالت در نگارش داستان مذهبی را رقم می‌زند.

* به نظر شما چرا برخی آثار مذهبی برای مخاطب نوجوان جذاب نمی‌شوند؟

در حوزه نگارش داستان‌های مذهبی، یکی از اشتباهات رایج این است که مخاطب را دست‌کم می‌گیریم. به‌عنوان مثال، اگر بخواهیم داستان حضرت ابراهیم علیه‌السلام و ماجرای افتادن او در آتش را روایت کنیم، بسیاری از نوجوانان این روایت را بارها شنیده‌اند. بنابراین، صرف بازگویی دوباره آن حادثه یا تلاش برای پیچ و تاب دادن به داستان از طریق زاویه‌ای غیرمستقیم، کار اصلی را انجام نمی‌دهد. نکته مهم این است که باید به مخاطب القا کنیم که چگونه حضرت ابراهیم به مقام و جایگاهی رسید که آتش بر او گلستان شد؛ این نگاه عمیق‌تر و تحلیل فرآیند رسیدن به مقام، برای نوجوانان جذاب و اثرگذار است.

مشکل بسیاری از آثار مذهبی امروز این است که به دلیل وجود جامعه‌ای مذهبی و آشنایی عمومی با وقایع تاریخی و دینی، نویسندگان گمان می‌کنند که می‌توانند با اطلاعات دم‌دستی و تکراری، داستانی تولید کنند. نتیجه این کار، عدم جذابیت برای مخاطب نوجوان است، چرا که او نیازمند لایه‌ای عمیق‌تر، زاویه دیدی تازه و فرم و تکنیکی نوین است تا بتواند با داستان ارتباط برقرار کند.

بنابراین، توصیه شخصی این است که نویسندگان علاقه‌مند به ژانر مذهبی پیش از ورود، سطح بالایی از مهارت‌های تکنیکی و حرفه‌ای را کسب کنند. فقط در این صورت است که می‌توانند آثار خود را نه‌تنها اثرگذار و جذاب، بلکه متناسب با نیازها و ذائقه مخاطب امروز ارائه دهند.

* هنگام نوشتن درباره شخصیت‌های دینی یا تاریخی، چه میزان به مستندات پایبند هستید و چه میزان به تخیل؟

در نگارش رمان و داستان دینی، پیش‌زمینه پژوهشی و تحقیقی اهمیت ویژه‌ای دارد. قبل از شروع نوشتن، لازم است مطالبی که قصد داریم در داستان بیاوریم کاملاً مستند باشند. برای مثال، اگر بخواهیم در اثر خود حتی یک صحنه، حدیث یا روایت از امام معصوم بیاوریم، پژوهش دقیق پیش‌نیاز است تا مطمئن شویم که روایت مورد نظر معتبر است.

در عین حال، داستان و رمان ماهیتی تخیلی دارند و شخصیت‌های اصلی آن معمولاً خیالی‌اند؛ این موضوع برای مخاطب روشن است. با این وجود، هیچ نویسنده‌ای حق ندارد تاریخ را تحریف کند یا سخنی را به امام معصوم نسبت دهد مگر اینکه کاملاً منطبق بر عمل یا تفکر ایشان باشد. بنابراین، تخیل در فضاها و شخصیت‌های داستان قابل استفاده است، اما هرگاه به تاریخ، وقایع واقعی یا شخصیت‌های معصوم می‌رسیم، محدودیت‌های دقیق و حساسی وجود دارد. نویسنده در این نقطه، مانند حرکت بر لبه شمشیر، باید تعادل ظریف بین واقعیت تاریخی و داستان‌پردازی را رعایت کند.

به همین دلیل توصیه می‌شود که پیش از نوشتن داستان دینی با پژوهشگران تاریخی که با هنر و داستان آشنایی دارند مشورت شود. بررسی کارشناسی اثر توسط این افراد می‌تواند نقاط ضعف و خطر تحریف تاریخی را مشخص کند و تضمین کند که هم تخیل داستانی حفظ شود و هم وفاداری به منابع تاریخی رعایت گردد. حتی با وجود مطالعه و پژوهش خود نویسنده، نظر یک کارشناس تاریخی می‌تواند تضمین‌کننده دقت و اعتبار روایت باشد.

* آیا بازآفرینی شخصیت‌های مقدس در قالب داستان، محدودیت‌هایی برای نویسنده ایجاد می‌کند؟

بازآفرینی شخصیت‌های مقدس در قالب داستان، موضوعی جدا و متمایز است که محدودیت‌های خاص خود را برای نویسنده ایجاد می‌کند. در این فرآیند، نویسنده به بازگو کردن حوادثی می‌پردازد که اتفاق افتاده‌اند و تنها می‌تواند با افزودن جزئیات توصیفی یا فضای بیشتر، آن‌ها را روایت کند؛ در واقع بازآفرینی یعنی وفاداری به تاریخ و وقایع ثبت شده، نه خلق داستانی آزاد بر اساس تخیل.

برخلاف نوشتن رمان‌هایی که اساس آن‌ها تخیل است و ممکن است برخی وقایع کاملاً فرضی باشند، در بازآفرینی، نویسنده موظف است به طور دقیق و مستند به تاریخ عمل کند و اجازه ندارد چیزی به ماجرا اضافه یا کم کند. بنابراین، بازآفرینی الزامات و چارچوب‌های مشخصی دارد که تضمین می‌کند روایت، معتبر و هماهنگ با منابع تاریخی باقی بماند.

* به نظر شما رمان مذهبی برای بزرگسالان باید چه ویژگی‌ای داشته باشد تا در بازار کتاب دیده شود؟

از نظر حرفه‌ای، یک اثر موفق در حوزه ادبیات مذهبی باید سه ضلع اصلی را همزمان مدنظر قرار دهد: فرم و تکنیک، پژوهش و صحت تاریخی، و ارتباط با مسئله و نیاز روز مخاطب. برای مثال، اگر نویسنده قصد دارد زندگی حضرت زهرا سلام‌الله علیها را روایت کند، کافی نیست صرفاً به نقل تاریخی اکتفا کند یا بگوید ایشان همسر و مادر خوبی بوده‌اند و در اجتماع فعال بوده‌اند. مهم این است که نشان داده شود چگونه این نقش‌ها را ایفا کرده‌اند، نقش‌آفرینی‌شان در جامعه چه ضرورت‌ها و پیامدهایی داشته و این تجربه برای مخاطب امروز چه گره‌ای می‌تواند باز کند.

به عبارت دیگر، هدف این است که داستان تاریخی صرف تبدیل به اثری ملموس و کاربردی شود، نه اینکه فقط اطلاعات تاریخی بازگو شود. تلفیق دقیق تکنیک روایت، محتوای پژوهشی و توجه به نیازها و دغدغه‌های مخاطب، باعث می‌شود کتاب نه تنها معتبر و مستند باشد، بلکه دیده شود و تأثیرگذاری واقعی داشته باشد.

* وضعیت امروز ادبیات مذهبی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در مقایسه با سال‌های گذشته، شاهد رشد قابل توجهی در حوزه ادبیات مذهبی و ورود نویسندگان توانمند به این عرصه بوده‌ایم. نویسنده‌های تازه‌کار، هرچند با انگیزه و خلاقیت وارد شده‌اند، همچنان در مرحله آزمون و خطا قرار دارند؛ فرایندی طبیعی که با رشد و تجربه، به شکوفایی و تثبیت سبک‌ها و رویکردهای حرفه‌ای منجر می‌شود.

با این حال، همچنان ضرورت مراقبت و نظارت وجود دارد. برخی آثار که با عنوان رمان مذهبی منتشر شده‌اند، در نهایت از مسیر اصلی منحرف شده و حتی در مواردی به‌گونه‌ای ارائه شده‌اند که ضد مذهب تلقی شده‌اند. این موضوع نشان می‌دهد که بدون شفافیت در مولفه‌های یک رمان مذهبی و استانداردهای مشخص، مسیر تولید آثار می‌تواند به اشتباه برود.
برای پیشگیری از چنین انحرافاتی، نیاز است فرایند غربال‌گری دقیق‌تری از سوی ناشران و مخاطبان صورت گیرد تا تأثیرات سلیقه‌های شخصی نویسنده‌ها و داوران، کمترین اثر را بر جهت‌گیری آثار داشته باشد. با این حال، روند کلی مثبت و روبه جلو است و هرچند مسیر هنوز کامل نشده، اما حرکت در این حوزه رو به رشد و امیدوارکننده ارزیابی می‌شود.

* آیا با موج جدیدی از نویسندگان دینی مواجه هستیم یا این حوزه در حال تکرار است؟

در حال حاضر، نویسنده‌های دینی وارد یک موج جدید شده‌اند. هرچند برخی آثار ممکن است به نظر تکراری بیایند، اما نمی‌توان گفت که همه آثار یکنواخت هستند؛ در این موج، قالب‌های جدید و تجربه‌های موفق نیز دیده می‌شود و آثار قابل توجهی تولید شده‌اند. به علاوه، روندها و نشانه‌های موجود نشان می‌دهد که کارهای ارزشمند و اثرگذار بیشتری در راه است و پیش‌بینی می‌شود که در آینده این مسیر، اثرگذاری و موفقیت بیشتری پیدا کند.

* اگر بخواهید به نویسندگان جوانی که قصد ورود به این حوزه را دارند توصیه‌ای کنید، چه می‌گویید؟

نویسندگان دینی باید پیش از ورود به این مسیر، از نظر فرم، تکنیک و مهارت‌های حرفه‌ای خود را به‌طور جدی تقویت کنند، چرا که صرفاً داشتن دغدغه و علاقه، بدون آمادگی لازم، گاهی به خود نویسنده آسیب می‌زند. صبوری و مشورت با افراد با تجربه، کارشناسانی که هم با داستان و هنر آشنا هستند و هم با مسائل مذهبی آشنا هستند، می‌تواند مسیر را امن‌تر و مؤثرتر کند. ورود به این عرصه نیازمند نوعی تقوای حرفه‌ای است؛ یعنی نویسنده خودش را نگه دارد، محتاط باشد، اما در عین حال دلسرد نشود، زیرا اهل بیت علیه‌السلام در این مسیر کمک می‌کنند و دست کسانی را می‌گیرند که با عشق و اخلاص تلاش می‌کنند.

با این حال، وظیفه ماست که اثری عرضه کنیم که در حد وسع و توان خود، پاسخگوی محبت و انتظار اهل بیت باشد. هیچ قلمی قادر نیست این محبت را کامل جبران کند، اما همان‌طور که قرآن فرموده، کافی است که انسان در حد وسع خود تلاش کند و سهمی هرچند کوچک در این مسیر داشته باشد.

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۱۷
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••