سینما به واسطه جذابیتهای ذاتی و البته وسوسههای شغلی که نام و نان را توامان به ارمغان میآورد، بیش از دیگر هنرها مورد توجه جوانان قرار گرفته است و خیل کثیر علاقهمندان این هنر بعضا حاضرند همه چیز خود را به پای این آیینه جادو قربانی کنند تا شاید نام و نان خویش را به این واسطه، رونق بخشیده و منزلت اجتماعی خود را ارتقاء دهند. در این میان بازیگری، بیش از دیگر رشتههای این هنر مورد توجه و اقبال جوانان است.
میزان این تقاضا به حدی رشد کرده که دیگر مراکز دولتی آموزش هنر در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی، پاسخگوی خیل عظیم متقاضیان این عرصه نیست. بر همین اساس، شاهد رشد انبوه آموزشگاههای آزاد بازیگری در سطح کشور و به ویژه در پایتخت هستیم که بسیاری از آنان نه از سر دغدغه هنری یا پاسخ علمی به تقاضای زیاد جامعه که به خاطر سودآوری مالی آن سر برآوردهاند و از سر سوداگری و سودآوری بنا شدهاند. به عبارت دیگر، آنها به بهانه پاسخگویی به این تقاضای فرهنگی، به دنبال بهرهوری تجاری خود هستند و متاسفانه بسیاری از هنرجویان این مراکز نیز به دلیل عشق و علاقه وافر خود به بازیگری، به هزینههای سنگین این آموزشگاهها تن میدهند و شهریه بالای امروز را به قیمت شهرت بالاتر فردا متقبل میشوند.
این در حالی است که در بخش خصوصی به جز چند آموزشگاه بازیگری که واقعا کاربلد هستند، مابقی صرفا به دلیل انبوه متقاضیان برای ورود به حرفه بازیگری تاسیس شدهاند؛ میتوان گفت بسیاری از آموزشگاههای سینمایی صلاحیت تدریس و عرضه خدمات مناسب در این رشته سینمایی را ندارند، اما به دلایل نامعلوم مجوز تاسیس این کارگاهها را دریافت میکنند! در ارتباطی که با چند آموزشگاه بازیگری برقرار کردیم دیدیم بسیاری از مسئولین حاضر به دادن اطلاعات درخصوص نحوه گرفتن مجوز خود نیستند و محقق براساس تحقیقات خود به این نتیجه رسید که تعداد زیادی از آنها هیچ مجوز قانونی برای راهاندازی این مراکز ندارند. این آموزشگاهها با انواع و اقسام ترفندها و تکیه بر نام یک هنرپیشه معروف در تبلیغات، جوانان علاقمند را جذب کلاسهایشان میکنند که در بسیاری موارد هیچ بازدهی هم ندارند و در نهایت هنرجوی علاقمند، دست خالی و سرخورده راهی بازارکار میشود. این کارگاهها به نوعی بازار کاذب عرضه و تقاضا را به وجود آوردهاند، ولی در نهایت خروجیشان صفر است.
برای آشنا شدن با فضای این آموزشگاهها و عملکرد آنها با تعدادی از مراجعین و هنرجویان رشته بازیگری و تئاتر گفتگویی انجام دادیم که در ادامه به آن اشاره میشود:
خانم «م.الف»، هنرجوی آموزشگاه بازیگری که تجربه ۲ سال شرکت در کلاسهای بازیگری را دارد میگوید: «سینما و بازیگری از دور دنیای قشنگی است، اما باقی ماندن در این دنیا و کار کردن در آن، بسیار سخت است. رقابت و سختگیری که برای بازیگری وجود دارد، برای کار کردن پشت صحنه وجود ندارد، اما جذابیتهای ظاهری که در بازیگری وجود دارد باعث میشود بیشتر افراد جذب این حرفه شوند و براساس همین جذابیتهای ظاهری، بدون کوچکترین شناخت به کلاسهای آموزش بازیگری روی آورند. اکثر آموزشگاههای بازیگری با نیت سودآوری مالی تأسیس میشوند تا هنرپروری؛ و احتمال اینکه از بین هنرجویان این آموزشگاهها بازیگر انتخاب شود بسیار کم است. آموزشگاههای آزاد بازیگری کارگاه ساخت و پرورش بازیگر نیست و نقش چندانی در موفقیت هنرجویان ندارد.»
خانم«ط.ح»، دستیار کارگردانی که تحصیلات آکادمیک بازیگری دارد و ۸ سالی هم تئاتر کار کرده است از باز بودن درهای این حرفه به روی همه شکایت میکند: «بازیگری تنها شغلی است که درش به روی همه باز است و همه میتوانند بدون هیچ تحصیلات آکادمیک و آموزشهای لازم بازیگری در این کلاسها شرکت کنند و این خیلی بد است. داشتن تحصیلات آکادمیک برای حضور در حرفه بازیگری یا هر رشته هنری دیگر لازم و ضروری است، ولی متأسفانه افراد زیادی هستند که بدون هیچ تحصیلات آکادمیک در این کلاسها شرکت میکنند و وارد این حوزه میشوند. در این میان، افراد سودجویی هم هستند که با استفاده از اسم برخی کارگردانان، از این تقاضای فرهنگی سوءاستفاده میکنند و با دادن آگهی در روزنامهها برای جذب بازیگر و پرورش هنرجو تبلیغ میکنند و متأسفانه افراد علاقهمند زیادی هم جذب این کلاسها میشوند. تب بازیگری در میان جوانان بالا گرفته است و همه دوست دارند بازیگر شوند و تصور میکنند کار راحتی است، ولی متاسفانه بسیاری از آنها به ویژه دختران جوان مورد سوءاستفاده قرار میگیرند و حاضرند برای گرفتن نقشی کوچک خود را به پایینترین قیمت ممکن بفروشند. من هم میتوانستم بازیگر شوم، ولی برای بازیگر شدن باید از موانع بسیاری میگذشتم و تن به امور غیراخلاقی میدادم، بنابراین ترجیح دادم به عنوان دستیار کارگردان در حوزه مورد علاقهام فعالیت کنم.»
خانم «م.ر»، یکی دیگر از هنرجویان رشته بازیگری با اشاره به یکی از دوستان خود که در یک آموزشگاه بازیگری خصوصی ثبتنام کرده و مورد سوءاستفاده قرار گرقته است در این باره میگوید: «شرایط بازیگری در ایران افتضاح است و متأسفانه خیلیها دنبال بازیگری میروند. تب بازیگری به ویژه در میان دختران جوان خیلی شایع است. متاسفانه با هنرجو و هنرور خیلی بد رفتار میشود و اکثر آنها به انحاء مختلف مورد سوءاستفاده قرار میگیرند. اکثر آموزشگاههای بازیگری کارشان این نیست و افراد سوءاستفادهگری هستند که با دوز و کلک مجوز میگیرند و آموزشگاه راه میاندازند، ضمن اینکه احتمال اینکه از بین این هنرجویان بازیگر انتخاب شود هم بسیار کم است. کلاسهای معتبری هم که در این زمینه وجود دارد، هزینههای بسیار بالایی دارند، ولی نسبت به آموزشگاههای آزاد احتمال بیشتری وجود دارد که از بین آنها بازیگر انتخاب شود. اگر در آموزشگاههای آزاد بازیگری احتمال انتخاب شدن بازیگر صفر باشد، مثلاً در آموزشگاه بازیگری «تارخ» این احتمال به ۱۰ میرسد.»
خانم «س.ی»، نیز که از علاقمندان رشته بازیگری و فارغالتحصیل این رشته است، راجع به آموزشگاههای آزاد بازیگری میگوید: «برخی فکر میکنند برای بازیگر شدن تنها داشتن استعداد کافی است، اما باید بدانند که داشتن استعداد کافی نیست و تنها با استعداد نمیتوان بازیگر شد. برای بازیگر شدن باید از فیلترهای متعددی گذشت. متأسفانه تب بازیگری بسیار بالا رفته است و گاه دخترهای ۱۶- ۱۷ ساله به آموزشگاهها مراجعه میکنند. به نظر من اگر وارد این دنیا شوند و ببینند چقدر مسخره است و برای بازیگر شدن چه مسافت طولانی در پیش دارند، علاقه و اشتیاق خود را از دست میدهند و عدم پیشنهاد و فرصتهای کاری محدود، منجر به خستگی و دلزدگی آنها خواهد شد. در این حرفه هیچ کس به تحصیلات نگاه نمیکند و همواره افرادی را میبینیم که بدون تجربه و طیکردن فرآیند طبیعی این حرفه و به دلیل برخی دلایل و رانت و میانبرهای غیرحرفهای وارد این حرفه شده و ره صدساله را یک شبه طی میکنند. در این حرفه حرف اول را پول و پارتی میزند. اگر کسی پول و پارتی داشته باشد، میتواند بازیگر شود و به راحتی نقش بخرد. اما متأسفانه بیشتر دختران برای گرفتن نقش و بازیگر شدن مورد سوءاستفاده قرار میگیرد.»
خانم«الف.ج»، از هنرجویان آموزشگاه بازیگری است که میگوید: «جریان سینمای ایران مانند مافیای ایتالیا است. پدرخوانده بزرگی در پشت صحنه است که او را نمیبینیم و تمام این جریانات زیر نظر او اتفاق میافتد. متأسفانه اکثر آموزشگاههای بازیگری از زنان سوءاستفاده میکنند. حتی بسیاری از فیلمسازها، کارگردانان و تهیهکنندگان بزرگ هم از همین روش استفاده میکنند. علاوه بر آن فروختن نقش نیز بسیار راحت شده است. مثلا گاهی آگهی جذب بازیگر داده میشود و یک تهیهکننده برای جبران کسری پولش نقش میفروشد و افراد زیادی هم هستند که حاضرند نقش را بخرند. ولی اغلب اینها کسانی هستند که یک بار بیشتر نمیتوانند نقش بازی کنند. مثلا ۱۰ میلیون میدهند و یک نقش را بازی میکنند. متاسفانه هیچ نظارتی بر عملکرد آموزشگاههای بازیگری وجود ندارد.»
ضرورت نظارت بر عملکرد آموزشگاههای بازیگری
با تمام این اوصاف، نمیتوان منکر ضرورت تأسیس آموزشگاههای بازیگری شد و به دلیل وجود برخی مراکز غیرمجاز و بیکیفیت، تمام آموزشگاهها را به یک چوب راند، چه بسیار هنرمندان و بازیگران خوبی که از همین آموزشگاهها به عالم بازیگری پای گذاشتند و حتی به ستاره سینمایی بدل شدند. بهرام رادان و ترانه علیدوستی، ۲ بازیگر سینمایی هستند که همین مسیر را برای ستاره شدن پیمودهاند، اما آن چه مهم است ضرورت نظارت بر سطح کیفی و آموزشی این مراکز است. صدور آسان مجوز راهاندازی آموزشگاه بازیگری به هرکس و تعدد و تنوع این مراکز در سالهای اخیر با توجه به بازخورد و اثربخشی آنها در جامعه هنری، موضوعاتی است که نمیتوان به سادگی از کنار آنها گذشت و مستلزم نوعی آسیبشناسی است.
با بررسی عملکرد بسیاری از آموزشگاههای بازیگری ضرورت نظارت بر کار آموزشگاههای بازیگری مشخص میشود. بازرسان و ناظرانی صاحب صلاحیت باید بر کار آموزشگاههای سینمایی نظارت کنند. کسانی که اشراف کافی به حرفه سینما داشته باشند و هر کدام در شاخههای تخصصی فعالیت کرده باشند. علاه بر آن صلاحیت مدرسان این آموزشگاهها نیز باید بررسی شود و توانایی تدریس، استعداد در تدریس و دانش هر استاد به عنوان یک ملاک بسیار مهم باید مدنظر قرار گیرد.
مجله ایران دخت



