به گزارش سراج24؛ سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در گفتگو با برنامه "ماجرای جنگ 2" در خصوص مذاکرات و جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران صحبت کرده است.
عراقچی در بخشی از این مصاحبه در خصوص آمادگی ایران برای پاسخ متقابل به تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی در 9 اسفندماه 1404، بیان کرد: منطقه باورش نمیشد که ما منطقه را بزنیم و آنها نتوانند جواب بدهند. این یک تحول بزرگی بود که رخ داد و ساختار امنیتی منطقه را متحول کرد. اینکه ایران کل منطقه را بزند.
وی ادامه داد: قبل از جنگ ما جلسات بسیاری در شورای عالی امنیت ملی داشتیم و تمام سناریوها نوشته شده بود. مثلا اگر آمریکا تنها زد و رژیم مشارکت نکرد چه کار کنیم. اگر دوتایی زدند چیکار کنیم. یک سناریو این بود که اگر رهبری را زدند چیکار کنیم، این پیشبینی بود و حتی کد داشت. کسی در جلسه دلش نمیآمد که این را بگوید، حتی گفتنش هم سخت بود. کد 110 بود و همه میدانستیم منظور چیست.
عراقچی تاکید کرد: ما اصلا غافلگیر نشدیم و برای همه چیز آمادگی داشتیم.
وزیر امور خارجه کشورمان در خصوص مذاکرات با آمریکا قبل از جنگ تحمیلی 9 اسفندماه اظهار داشت: درخواست آنها برای مذاکرات مجدد مطرح شد و این درخواست باز هم با غنیسازی صفر بود و دوباره برگشتند که غنیسازی صفر را قبول دارید یا حمله کنیم و در نهایت جمع بندی شد ما مذاکره را شروع کنیم. علت آن هم برای اتمام حجت که بعداً کسی نگوید که اگر مذاکره کرده بودید، جنگ نمیشد.
وی افزود: من مطمئن بودم جنگ میشود، نیروهای نظامی ما مطمئن بودند و خود ما مطمئن بودیم. گفتیم باید دو دور مذاکره انجام شود که یا طرف از موضع غنیسازی صفر کوتاه میآید که بعید است یا اگر کوتاه نیاید ما حجت داریم.
عراقچی: دشمن تصور مقاومت ایران را نکرده بود
عراقچی در پاسخ به این سوال که چه شد دوباره جنگ شد، گفت: اولا دستفرمان من نبود. تصمیمی در طرف مقابل وجود داشت که به یکسری اهداف درباره ایران برسد و ما تلاش داشتیم مسیر طرف مقابل را به سمت کاری غیر از جنگ هدایت کنیم.باید این موضوع را بهطور کامل توضیح دهم، زیرا یک تصور غلط وجود دارد که باید اصلاح شود؛ اینکه مذاکره باعث جنگ شد یا اینکه ما مذاکره کردیم و باز هم جنگ دیدیم. این تعبیر درستی نیست.
وی افزود: زیرا مذاکره تصمیم شخص من نبود، بلکه تصمیمی جمعی بود که اتخاذ شد.همهچیز، همانطور که قبلاً هم گفتم، از تصور یک «ایران ضعیف» آغاز شد. پس از اتفاقاتی که در لبنان رخ داد، شهادت سید حسن، سقوط سوریه و در نهایت تحولات دیگری که اتفاق افتاد، این تصور شکل گرفت که ایران بازدارندگی منطقهای خود را از دست داده است. همچنین تصور کردند که ایران برای جبران این موضوع به سمت بازدارندگی هستهای خواهد رفت؛ بنابراین باید جلوی آن گرفته شود و پیش از رسیدن ایران به بازدارندگی هستهای، امکانات هستهای آن از بین برده شود و همینطور، حادتر از آن، این بود که در سمت رژیم صهیونیستی این تصور شکل گرفته بود که ایران ضعیف شده و اکنون زمان آن رسیده که کار را یکسره کنند. با همین تصور وارد جنگ دوازدهروزه شدند.
وزیر امور خارجه ادامه داد: پیش از آن هم دو سه بار دیگر تا آستانه جنگ پیش رفتیم. آن موارد، به دلایل مختلف اتفاق نیفتاد که بخش قابل توجهی از آن به دلیل اقدامات دیپلماتیک انجامشده و نگرانیای بود که در منطقه ایجاد شد مبنی بر اینکه یک جنگ فراگیر منطقهای رخ خواهد داد و همه را ضرر خواهند کرد. به تعبیر دیگر، یا جلوی آن گرفته شد یا به تعویق افتاد. در جنگ دوازدهروزه، آنها ابتدا دیپلماسی را هم امتحان کردند. همانطور که گفتم، دیپلماسی راه کمهزینهتری است. از ابتدا هم گفتم که موضوع غنیسازی صفر، پیش از جنگ دوازدهروزه، در مذاکرات مطرح شد.
وی همچنین گفت: در مقابل خواسته غیرقانونی و غیرمعقول آنها برای غنیسازی صفر، ما مقاومت کردیم و ایستادگی کردیم. وقتی دیدند از طریق مذاکره نمیتوانند به خواسته خود برسند، جنگ را آغاز کردند. یعنی جنگ از اینجا شروع شد؛ زمانی که طرف مقابل دید از طریق مذاکره به خواستهاش نمیرسد، سراغ جنگ رفت؛ نه اینکه مذاکره منجر به جنگ شده باشد. ایستادگی ما برای حفظ منافع ملی و اینکه حاضر نشدیم پشت میز مذاکره چیزهایی را که آنها میخواستند به آنها بدهیم، باعث شد آنها راه سختتر را انتخاب کنند. آنها این راه سختتر را انتخاب کردند و نتیجه آن شکست در جنگ دوازدهروزه بود.
این دیپلمات ایرانی خاطرنشان کرد: ماجرای جنگ چهلروزه از اینجا شروع میشود که پس از جنگ دوازدهروزه، به نظر من آنها دچار یک اشتباه محاسباتی دیگر شدند؛ چراکه تصور مقاومت ایران را نکرده بودند. آنها باید آمادگی بیشتری پیدا میکردند، اما صرفاً تجهیزات و تسلیحات خود را افزایش دادند. تصورشان این بود که رژیم صهیونیستی با یک حمله چندروزه همهچیز را از بین میبرد و جمهوری اسلامی تسلیم میشود. همه این تصورات، تصورات باطلی بود. وقتی این اتفاق نیفتاد، چون آمادگی برای طولانی شدن جنگ نداشتند و چون دیدند مردم به صحنه آمدند، از نظام حمایت کردند و پشت نظام ایستادند، مجبور شدند جنگ را متوقف کنند.
جنگ دوازدهروزه مقدمهای شد برای پیروزی در جنگ چهلروزه
عراقچی در خصوص وضعیت ایران بعد از جنگ 12 روزه اظهار داشت: در از روز چهارم جنگ چهلروزه، یکی از اندیشکدههای آمریکایی تحلیلی منتشر کرد و گفت روزانه بین 10 تا 25 درصد از لانچرهای ایران از بین میرود و تا پایان اسفند، ایران حداکثر میتواند توان شلیک خود را حفظ کند. این ارزیابی بر چه اساسی بود؟ بر اساس تجربه آنها از جنگ دوازدهروزه. اما غافل از اینکه در این هشت ماه، سیستم لانچری ایران کاملاً تغییر کرده بود و به شکلی درآمده بود که هرچه آنها هدف قرار میدادند، جایگزین میشد. این فقط یکی از اقداماتی بود که در این مدت انجام شده بود.
وی افزود: در جنگ دوازدهروزه هم ما با توجه به میزان تابآوریهای خودمان و تابآوری اجتماعی، چون خودمان نیز برای جنگی با این شکل و ابعاد آماده نبودیم، تصمیم گرفتیم که متوقف شویم.این تصمیم درست یا غلط، در جای خود باید در تاریخ قضاوت شود، اما به نظر من تصمیم درستی بود که نظام گرفت و آثار آن را نیز در جنگ بعدی دیدیم. یعنی جنگ دوازدهروزه مقدمهای شد برای پیروزی در جنگ چهلروزه.



