به گزارش سراج24؛ علی حسن حیدری، کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی و بین الملل، نوشت: از این منظر، سالگرد شهادت به نقطه اتصال گذشته و آینده تبدیل میشود؛ و شعارراهبردی «أنا علی العهد» در چنین بستری تلاشی برای توضیح نسبت میان «تداوم تعهد و تغییر شرایط» است. معنای این عبارت آن است که تغییر میدان و شرایط، لزوماً به معنای کنار گذاشتن اصول و تعهدات گذشته نیست؛ اما ادامه این مسیر در مرحله جدید، نیازمند «بازتعریف شیوه عمل و تبیین نسبت مقاومت با لبنان، دولت، جامعه و تحولات منطقهای» است.
از همینجا، مسئله اصلی شکل میگیرد: اگر مقاومت وارد مرحلهای جدید شده است، این مرحله با چه منطقی تعریف میشود؟ پاسخ دبیرکل حزب الله را باید در مجموعهای از گزارههای بههمپیوسته جستوجو کرد؛ از چرایی شکلگیری مقاومت و نسبت آن با تجاوز و اشغال، تا دفاع از تمامیت ارضی لبنان، مسئولیت دولت، نقش اجتماعی مقاومت در بازسازی و تداوم مسئله فلسطین. در واقع، «أنا علی العهد» زمانی معنای کامل خود را پیدا میکند که این گزارهها در کنار یکدیگر دیده شوند؛ زیرا سخن از ادامه یک مسیردرشرایط جدید است.
در روایت ارائهشده از سوی دبیرکل حزب الله، نخستین مسئله برای فهم مرحله جدید، تعیین نقطه آغاز منازعه است. از نگاه او، مقاومت محصول تجاوز و اشغال است، نه علت آن. این گزاره اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نوع نگاه به رابطه میان «تجاوز» و «مقاومت»، اساساً بر نحوه قضاوت درباره نقش مقاومت اثر میگذارد. اگر مقاومت از زمینه تاریخی خود جدا شود، میتوان آن را منشأ بحران معرفی کرد؛ اما اگر شکلگیری آن در متن اشغال و تجاوز بررسی شود، پرسش متفاوت میشود: در برابر تهدید خارجی چه سازوکاری برای دفاع از لبنان وجود داشته و چه کسی این مسئولیت را بر عهده گرفته است؟
این پرسش، ذهن مخاطب را درگیر مسئله تمامیت ارضی لبنان می کند. تأکید بر اینکه حتی یک وجب از خاک لبنان نباید واگذار شود، یعنی پیوند دادن مقاومت با یک مسئله روشن ملی. در این روایت، مقاومت فقط یک پروژه نظامی یا ایدئولوژیک نیست؛ بلکه خود را بخشی از دفاع از سرزمین لبنان است. با این حال، میان اصل دفاع از تمامیت ارضی و این پرسش که چه نهادی و تحت چه سازوکاری باید از آن دفاع کند، تفاوت وجود دارد. همین نقطه، محل یکی از مهمترین مباحث داخلی لبنان درباره رابطه مقاومت و دولت است.
از همین رو، یکی از پرسشهای محوری سخنان شیخ نعیم قاسم متوجه مسئولیت دولت است. دفاع ازکشور در اساس مسئولیتی حاکمیتی است؛ و دولت لبنان نمیتواند از این مسئولیت شانه خالی کند. در این روایت، این پرسش نیز مطرح است که دولت در برابر تجاوز و تهدید خارجی چه کرده و مقاومت چه نقشی در دفاع از کشور ایفا کرده است. پاسخ او روشن است: مقاومت خود را نیرویی میداند که در مقاطع مختلف برای جلوگیری از تجاوز و حفظ سرزمین لبنان وارد میدان شده و هزینه آن را پرداخته است. در مرحله جدید، نیز همانند گذشته، حزبالله در چارچوب «دفاع از لبنان» عمل می کند و بار کل ملت و دولت لبنان را به دوش می کشد.
از این رو «مرحله جدید» فقط به معنای ادامه فعالیت نظامی نیست. اینجاست که موضوع بازسازی و مسئولیت اجتماعی وارد متن می شود. تأکید شیخ نعم قاسم بر مسئولیت دولت، از مشارکت حزبالله در تأمین مسکن، ترمیم و بازسازی و کمک به آسیبدیدگان یعنی مقاومت را از میدان نظامی به عرصه زندگی مردم منتقل خواهد شد. به بیانی« پایان یک دوره درگیری، پایان مسئولیت در برابر جامعه نیست». البته از نظر حزب الله به عنوان مدافع لبنان، دولت همچنان مسئول اصلی اداره کشور و بازسازی است و مشارکت مقاومت نمیتواند جایگزین مسئولیت نهادهای رسمی شود.
در کنار لبنان، فلسطین همچنان در این منظومه مقاومت جایگاه محوری دارد. از نظر حزب الله، فلسطین موضوعی مربوط به یک مقطع خاص نیست؛ بلکه بخشی از تعریف هویتی مقاومت است. از نگاه او، مقاومت و مسئله فلسطین در یک چارچوب منطقهای به یکدیگر پیوند خوردهاند و تغییر شرایط لبنان، این پیوند را از میان نبرده است. بنابراین، مرحله جدید به معنای فاصله گرفتن از فلسطین نیست؛ بلکه ادامه همان تعهد در شرایطی تازه است.
اشاره به ایران نیز در همین چارچوب تعریف می شود. شیخ نعیم قاسم، جمهوری اسلامی ایران را در روایت خود نمونهای از ایستادگی در برابر فشار و حمله خارجی معرفی میکند؛ و از استادگی آن در برابر فشارهای خارجی تمجید میکند. این بخش از سخنان او، تحولات لبنان را در محیط گستردهتر منطقهای قرار میدهد؛ محیطی که در آن مسئله حاکمیت، فشار خارجی و مقاومت در برابر راهبرد تحمیل و تسلیم سازی دشمن به یکدیگر مرتبط میشوند.
در نهایت، شاید مهمترین نکته سخنان شیخ نعیم قاسم این باشد که سالگرد شهدا را از یک مراسم صرفاً یادبود به نقطهای برای تعریف آینده تبدیل میکند». این مرحله جدید، در روایت ارائهشده، مجموعهای از مسئولیتهای بههمپیوسته دارد: دفاع از سرزمین، مقابله با تجاوز، نسبت آنها با دولت لبنان، حمایت از جامعه و مشارکت در بازسازی، و حفظ جایگاه فلسطین در منظومه فکری مقاومت. بنابراین، مسئله فقط این نیست که آیا «عهد» ادامه خواهد داشت یا نه؛ مسئله این است که این عهد در شرایط جدید چگونه به مسئولیت، عمل و نتیجه تبدیل خواهد شد. ازاین رو «أنا علی العهد» را باید فراتر از یک شعاردانست. این عبارت، هم یادآور گذشته است و هم پرسشی درباره آینده. گذشته با شهادت سیدحسن نصرالله و فرماندهان و رهبران مقاومت معنا پیدا میکند؛ اما آینده در گرو آن است که این میراث چگونه با شرایط تازه لبنان و منطقه پیوند بخورد و انطباق حاصل می کند؟



