به گزارش «سراج24»، آیتالله جوادی آملی در آخرین جلسه درس اخلاق سال 91 که در محل بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء و با حضور علاقهمندان معارف الهی برگزار شد، به شرح دعای تحویل سال و توضیح تناسب این دعا با عید نوروز و تحویل سال پرداخته و گفت: در روایات ما آمده است که وقتی بهار را دیدید به یاد معاد باشید. چون در قرآن کریم یکی از نمونههای معاد را جریان بهار ذکر میکند.
وی افزود: در بهار خدای سبحان دو کار انجام میدهد یکی اینکه خوابیدهها را بیدار میکند و یکی اینکه مردهها را زنده میکند. این درختها در زمستان خواباند ولی بهار که شد بیدار میشوند، وقتی بیدار شدند این درخت مواد مرده را به عنوان غذا جذب میکند و به صورت خوشه و شاخه و برگ و میوه در میآورد، این مردهها را زنده میکند.
آیتالله جوادی آملی با اشاره به کثرت اسمای حسنای خداوند ادامه داد: خداوند دارای اسمای حسنای فراوان است، گرچه ذات احدی در همه موارد به عنوان یک حقیقتِ یکتا و یگانه و بسیط فعال است، لکن اسمای الهی جزء مدبرات عالماند، اسمای خدا الفاظ نیستند، اسمای خدا مفاهیم نیستند، اسمای خدا آن حقایق خارجیاند که این مفاهیم از آن حقایق حکایت میکند و انسانهای کامل یا فرشتهها مظهر آن اسامی هستند.
وی با بیان این مطلب که هر کدام از اسماء الهی کاربرد خاصی دارد ، توضیح داد: هر اسمی کاربردی دارد؛ در دنیا و در آخرت ما برای درمان بیماری یک بیمار، خدا را به اسم «مُمیت» و «قهّار» و امثال ذلک نمیخوانیم خدا را به اسم محیی و شافی میخوانیم، با اینکه محیی همان ممیت است، شافی همان ممیت است. اما وقتی خواستیم از ذات اقدس الهی خواستهای داشته باشیم مناسب با آن اسم که هر اسم, کلیدی است برای حقیقتی ﴿ وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ ﴾ ناظر به این میتواند باشد خدا را با آن اسم مخصوص میخوانیم و از خدا به برکت آن اسم, رفع نیازهایمان را طلب میکنیم که مفاتیح و کلیدهای غیب نزد ذات اقدس الهی است پس هر اسمی خصوصیتی دارد کاربردی دارد.
آیتالله جوادی آملی در شرح دعای تحویل سال و توضیح تناسب این دعا با عید نوروز و تحویل سال گفت: جریان «مقلّب القلوب و الأبصار» در قرآن دو جا ذکر شده و هر دو جا مربوط به مسئله معاد و قیامت است یکی اینکه فرمود افراد کافری که دلهایشان را تطهیر نکردند آلوده است ما در قیامت دلهای اینها را زیر و رو میکنیم ﴿ وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ کَمَا لَمْ یُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ ﴾. در آیه نور سوره مبارکه نور که از رجال الهی سخن به میان میآید میفرماید رجال الهی کسانیاند که ﴿ لاَّ تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ ﴾ اینها کسانیاند که ﴿ یَخَافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ ﴾ اینها از روزی میترسند که دلها زیر و رو میشود چشمها برگردانده میشود و زیر و رو میشود که این هم باز مربوط به مسئله قیامت است.
این استاد اخلاق در جمع بندی سخنانش بیان کرد: نتیجه بحث اینکه بهار انسان را به یاد قیامت میاندازد و در قیامت این کارها جزء خطرناکترین کارهایی است که دامنگیر تبهکاران میشود و آن تقلیب قلوب و تقلیب ابصار است در تحویل سال که بهار است به خدا عرض میکنیم ای خدایی که دلها را زیر و رو میکنی ای خدایی که چشمها را زیر و رو میکنی ای خدایی که شب و روز را مدیریت میکنی ای خدایی که سال را به سال دیگر, حال را به حال دیگر تبدیل میکنی حال ما را به بهترین وجه تبدیل کن تا ما گرفتار تقلیب قلوب نشویم گرفتار تقلیب ابصار نشویم بلکه از احسن الأحوال بهره بگیریم این عصاره دعاست بر اساس تناسبی که بین بهار هست (یک) و معاد است (دو) و حوادث تلخ معاد است (سه) اینها کاملاً یادآور جریان معاد است. پس اگر در روایات دارد وقتی بهار آمد به یاد معاد باشید یکی از راههای تذکره معاد همین است که ما از تقلیب قلوب نجات پیدا کنیم از تقلیب ابصار نجات پیدا کنیم.
آیتالله جوادی آملی در پایان این فراز از سخنان خود با نهی از برخی اعمال ناشایاست در چهارشنبه آخر سال با توصیه بر ترک این رفتارها اظهار کرد: هرگز خدا چیزی را که داده پس نمیگیرد از اول چیزی که استحقاق نداشتیم داد بعد در مرحله بقا هم چیزی را که طلبکار نیستیم میدهد و هرگز پس نمیگیرد مگر اینکه ما خودمان پس بدهیم. این خداست! با این خدا با این لطف با این صفا جز عرض ارادت و بردگی و بندگی چیزی شایسته ما نیست در شأن شما عزیزان, برادران و خواهران نیست که ما بگوییم این چهارشنبه سوری را ابطال کنید بگوییم به سایر جوانها بگویید این کار نه معقول است نه مقبول, کاری است بر خلاف عقل, بر خلاف نقل, جز ضرر و زیان چیز دیگری ندارد این همه سنن الهی در عالَم هست این درختکاریها هست این صله رحمها هست این دید و بازدیدها هست این نشاطهای معقول و مقبول هست چرا انسان دست به خطری بزند که مسئولیت دینی دارد مسئولیت قانونی دارد خسارت دنیایی دارد خسارت اخروی دارد بیخردی یعنی همین, بیعقلی یعنی همین! اینها عصاره بخش اول بحث بود.



