به گزارش «
سراج24»، اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا در مقالهای به نوشته «ری تاکیه» نوشت: بخشی موثر و در حال گسترش در بدنه سیاسی ایران به دنبال مذاکره و حل و فصل مسئله هستهای است. این خواسته از دایره اصلاح طلبان و لیبرالها فراتر رفته و به کرات از زبان اصولگرایان طرفدار حکومت هم شنیده شده میشود.
***تحریمها و فشار نتوانسته است ایران را تسلیم کند
جامعه بین المللی میتواند نقش مهمی در سوق دادن این بحث به مسیر صحیح ایفا کند. در پیش گرفتن روندی برای کنترل سلاحها که ابتداعا بر متوقف کردن غنی سازی در ایران استوار باشد میتواند تنشها را کاهش دهد و بحث را به سوی هدفداری بکشاند. به بیانی میتوان گفت سیاست تحریم که در دهه اخیر توسط ایالات متحده آمریکا در پیش گرفته شده در آستانه به ثمر نشستن است. تحریمها و فشار نتوانسته است ایران را به تسلیم وادارد ولی به نظر میرسد در متقاعد کردن بخشهای موثری از حکومت روحانیون برای بازبینی در گزینهها موفق بوده است. در ایران مذاکره با ایالات متحده و رسیدن به راه حلهای دوجانبه بحث جدیدی نیست، ولی اخیرا رئیس جمهور فعلی، محمود احمدی نژاد و دو رئیس جمهور قبلی یعنی هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی از این ایده استقبال زیادی داشتهاند.
***یک توافق محدود نمیتواند به چالش هستهای ایران پایان دهد
اما در روزهای اخیر افرادی از تندروها هم محتاطانه به این صف پیوستهاند. در ماه نوامبر محسن رضایی، رئیس سابق سپاه پاسداران، اعلام کرد که با توجه به قدرت کنونی ایران، این کشور اکنون در موقعیتی قرار دارد که بتواند با ایالات متحده آمریکا تحت شرایطی منصفانهتر مذاکره کند. بر همین منوال سردار محمد رضا نقدی، رئیس بسیج، که در گذشته از تحریمها به عنوان فرصتی برای تقویت تولید داخلی یاد کرده بود، به تازگی ادعا کرده که «اگر ایالات متحده رفتار مناسبی داشته باشد میتوانیم با آنها وارد مذاکره شویم» .
البته همه این مطالب بدان معنا نیست که جمهوری اسلامی ایران، با آن ساختار تصمیم گیری پیچیده، به این نتیجه متفق القول رسیده باشد که مسئله هستهای خود را حل و فصل کند. یک توافق محدود نمیتواند به چالش هستهای ایران پایان دهد ولی شاید به افراد منطقی تر نظام قدرت بیشتری بدهد و اقدامات عملی و مصلحت اندیشانه در رابطه با مسایل هستهای ایران را افزایش دهد. چنین توافق نامهای برای ایالات متحده آمریکا این نکته مثبت را دارد که برنامه زمانی هستهای ایران را به تعویق میاندازد و زمان ضروری را افزایش میدهد.
چالش پیش روی جامعه بین المللی این است که چگونه از یک تعامل محدود فراتر روند و همزمان قدرت نفوذ تحریمهایی که به نظر میرسد حکومت را کمی مقید کرده، را حفظ کنند. این خود بینی مغرورانه همیشگی دیپلماسی ایرانیست که کمی باج دهند و در ازایش امتیازات زیادی بگیرند. با وجود جو ملتهب و نابخردانهای که حول این قضیه وجود دارد باید به این نکته توجه کنیم که زمان و فشارهای همراه با آن داستان را بیش از ایران به نفع ایالات متحده آمریکا رقم میزنند.