به گزارش «
سراج24 » ؛ از گذشته تاکنون مایه تعجب و حیرت است که آثار بیشماری درباره جمعی از شهیدان برجسته انقلاب و فداکار و وفادار متعهد به انقلاب اسلامی و راه امام خمینی (ره) به نگارش درآمد اما تنها کسی که درباره او «سکوت مکتوب» صورت گرفته است، سپهبد محمدولی قرنی بود.
از سپهد قرنی جر نام یک خیابان در تهران و برخی از شهرستانها به همراه تصویری زیبا و یک یادبود در ایام سالگشت شهادت وی، چیزی به میان نمیآمد. هر چند یک کتاب نیز به نام «ماجرای کودتای سرلشکر قرنی» نیز از سرهنگ غلامرضا نجاتی به چاپ رسید که آن هم عیناً ترجمه مقاله مفصل آقای گازرو یوسکی محقق و داستانپرداز آمریکایی در این باره بوده که تلقی غالب بر این است که این قلم متعلق به جناب نجاتی است. با این وجود با توجه به گذشت سالیان طولانی هیچکدام از مراکز مرتبط با وقایع انقلاب، دفاع مقدس، ارتش جمهوری اسلامی اقدامی در این مسیر به انجام نرسانده بودند.
نخستین دلیل عدم توجه به شهید قرنی واقعیت نظامیبودن ایشان بود. قرنی به خاطر آن که زندگی و شخصیت نظامی داشته به طور طبعی اصل در شخصیت نظامیان مکتوم بودن آنان است، به همین خاطر کمتر میتوان یک نظامی واقعی را به حرف و یادآوری گذشته وادار کرد، به تعبیر اصحاب تاریخ شفاهی از او خاطره گرفت.
این قشر بر این باورند که کسی که لباس مقدس سربازی را بر تن کرد باید سر خود در راه اهداف ملت خویش بگذرد. شایسته یک نظامی نیست که از خود سخن بگوید. او که آمده سر خود را در راه اهداف ملی فنا کند، زیبنده نیست که با بیان عملکرد خویش به قداست لباس ضربه زند و خود را مطرح کند.
قرنی علاوه بر نظامی بودن یک شخصیت پیچیده اطلاعاتی نیز بوده است. اطلاعاتی بودن وی جای تعجب ندارد زیرا قرنی در سال 1334 ریاست اداره دوم ستاد ارتش یعنی بزرگترین و مهمترین سازمان اطلاعات نظامی ایران را بر عهده داشته است.
زمانی که رئیس اداره دوم ستاد ارتش قطعاً از رئیس اطلاعات شهربانی مؤثرتر و مهمتر بوده است. این در حالی بود که هنوز ساواک (سازمان امنیت و اطلاعات کشور) تأسیس نشده است. نکته در خور توجه آن که به علت حساسیت خاص رژیم پهلوی و شخص محمدرضا و آمریکاییها، چنین پست مهمی را به هر کسی واگذار نمیکردهاند چراکه اهمیت آن قطعاً از اهمیت فرماندهی نیروها و یا حتی خود ستاد ارتش نیز مهمتر، حساستر و از قدرت و قابلیت انعطاف بیشتری برخوردار بوده است، به همین خاطر پیچیدگی و رازآلودگی زندگی قرنی بیشتر میشود.
اداره دوم ارتش که در اکثر کشورهای جهان دفتر نمایندگی دارد، وظیفه دارد ضمن رصد کردن فعالیتهای دفاعی سایر کشورها زمینههای تعزیز ارتباط مداوم و مؤثر ایران با سایر دول رادر زمینه نظامی فراهم کند، به این دفاتر وابستگی نظامی نیروهایی اعزام میشوند که علاوه بر شم سیاسی _ اطلاعاتی توان برقراری حفظ و تقویت روابط نظامی را داشته باشند.
رئیس این اداره باید مفاهیم سیاسی را به خوبی فهمیده و با این وادی آشنا باشد. به طور قطع انتخاب افراد برای این پست از اهمیت فراوانی برخوردار است، رئیس اداره دوم در ارتش میبایست همانند وزیر خارجه نیروهای خود را که به دیگر کشورها اعزام میکند هدایت و فرماندهی کند تا مقصود حاصل شود.
نگرش سیاسی در کنار نگاه اطلاعاتی، افسران جمعی اداره دو ارتش را افسرانی متبحر کرده که از آموزش کافی برخوردارند، قرنی به عنوان رئیس این رکن که مجموعه دفاتر وابستگی را نیز اداره و فرماندهی میکند از آموزش کافی اطلاعاتی، امنیتی، سیاسی و اجتماعی برخوردار بوده و او را از سایر همقطاران خویش ممتاز کرده است.
به طور قطع حضور او در این اداره از او چهرهای مرموز ساخته که دوست دارد بیشتر بشنود تا بگوید، آموزشها در این اداره بر این تعلق دارد که پرگویی یک خطر است، باید کم و گزیده گفت. باید چیزی گفت که بر تقویت روابط بیفزاید و از گویش پیرامون خود و مأموریت یگان خود از یکسو و بیان عملکرد از سویی دیگر احتراز دارد.
شخصیت فرهنگی، لباسی، اجتماعی، اطلاعاتی و امنیتی این سرباز ارتش از او افسری ساخته که برای پیدا کردن چهره حقیقی او باید به اسناد اداره دوم، ساواک و دیگر مبادی اطلاعاتی دست یافت. دستیابی به اطلاعاتی از این مبادی محدود است و همین محدودیت او را مبهمتر کرده است.
اقدام قرنی در مبارزه علیه رژیم پهلوی در اوج شکوفایی و اعتبار سازمانی و مدیریت بر اداره دوم ستاد ارتش سبب شد که بسیاری، از نزدیک شدن به قرنی اجتناب ورزند. مخالفان سیاسی او را به عنوان چهره دو جانبه و کسی که با هدف نجات سلطنت دست به اقدام علیه دولت دکتر منوچهر اقبالزاده، میشناسند، عدهای نیز از سلطنتطلبان او را عامل آمریکائیها دانسته و اقدام او را در مسیر منافع ایالات متحده ارزیابی کردند.
نتیجه طبیعی این چندگانگی در طرز تلقی از اقدام قرنی علیه دولت اقبال که با اطلاع آمریکاییها صورت گرفت سبب شد وی را به صورت چهره ناشناخته و مرموز تبدیل کرد، خاصه آن که در دورهای از زندگی قرنی وی به نیروهای ملی و سپس مذهبی گرایش مییابد، در اثر این گرایشات و اقداماتش علیه رژیم پهلوی دوباره دستگیر، محاکمه، محکوم و زندانی میشود.
روی کار آمدن قرنی به عنوان اولین رئیس ستاد کل ارتش انقلاب اسلامی، که اتفاقاً در تبعت از حضرت امام خمینی (ره) به شدت حامی حفظ ارتش و اصلاح رفتار و بدنه آن و در خدمت انقلاب درآوردن آن بود. این انتصابات همراه با عکسالعملهای بسیار تند گروههای سیاسی روبهرو شد که به شدت در مسیر منافع خویش در صدد انحلال ارتش و خلع سلاح انقلاب بودند.
آنها قصد داشتند در نهایت با به دست گرفتن سلاح به جای ارتش، آرام آرام جایگزین نیروی نظامی انقلاب شده و از طریق قبضه بازوی نظامی انقلاب، انقلاب را تصاحب کنند. در این فرآیند سرلشکر قرنی کسی است که به خوبی با این سیاست و راهبرد گروههای سیاسی آشنایی دارد و اتفاقاً ارتش را قاطعانه در اختیار گرفته و به هدایت امور میپردازد.
نکته مهم زندگی سیاسی قرنی مبارزه هوشمندانه وی با مهار نیروهای تجزیهطلب و عدم انعطاف وی در برابر آنها است؛ وقتی حوادث سال 1357 و بعد از آن را در کردستان و آذربایجان غربی مورد ملاحظه و مداقه قرار میدهیم به خوبی روشن میشود که قرنی موضع درست انقلاب را تشخیص داده و از همان ابتدا در برابر نیروهای تجزیهطلب با مواضع قاطع و جدی ایستادگی کرد.
ولی با کامیابی گروهها در اقناع آیتالله طالقانی و مهندس بازرگان در برکناری سرلشگر قرنی، موج شدید خلع سلاح پادگانها و توزیع اسلحه در کردستان و آذربایجان غربی آغاز شد. در پی آن، جنبش تجزیهطلبانه گنبد توسط سازمان چریکهای فدایی و گروههای کرد، سازمان مییابد و این در حالی بود که با آمدن تیمسار ناصر فربد به عنوان رئیس ستاد مشترک ارتش، نیروی نظامی کشور نقش غیرفعالی در مسایل دفاع از تمامیت ارضی کشور یافت و اتفاقاً انتصاب تیمسار فربد که روابط بسیار نزدیکی با مقامات ارشد آمریکا از جمله ژنرال الکساندر هیگ فرمانده نیروهای ناتو در اروپا داشته است به هیچ روی مورد اعتراض گروههای چپگرای ضدآمریکایی قرار نمیگیرد، به عبارت دیگر به تعبیر زیبای امام امت، قرنی را باید از دشمنانش شناخت، افشای ماهیت گروهکهای تجزیهطلب به غبارروبی از چهره این شهید کمک کرد و او را ممتاز ساخت.
بر اساس این گزارش، در سال 1292 شمسی و در هفتمین سال پیروزی نهضت مشروطیت هنگامی که شهر تهران در کشمکشهای خونین مشروطیت فرو رفته بود و گروههای متعدد سیاسی و حکومت در جدال خونین با یک یکدیگر بودند، در گوشهای از شهر تهران همسر میرزا آقا خان قرنی فرزند پسری به دنیا آورد که او را محمد ولیخان نامیدند.
پدرش که از مدیران مخابرات آن روزگار تهران بود و به هنگام طفولیت ولیخان به شیراز اعزام شد. محمد ولیخان دوره ابتدایی را در دبستان «گل بهار» شیراز گذراند. پس از انتقال به تهران هنگام بازگشت، آقاخان در آباده بیمار شد و در همان جا از دنیا رفت.
به دنبال آن مادر محمد ولیخان مجبور شد یکسال در اصفهان بماند، ولیخان سال 1304 در دبیرستان امیرکبیر و سپس دبیرستان نظام تهران تحصیلات را پیگرفت و به سال 1308 شمس دیپلم نظامی خود را از دبیرستان نظام گرفت.
محمد ولیخان حسب مدارک و رتبهبندی موجود دانشآموزی درسخوان و منظم بوده است. در یک سند باقیمانده از پایان دوره هفتم تحصیلی مدرسه نظام و تصدیقنامه دوره تحصیلات متوسطه در تاریخ اول مهر 1309 شمسی که با امضای کفیل وزیر فرهنگ است با معدل پانزده و نود و پنج صدم در بین سیوپنج نفر رتبه دوم را دارا شد.
محمد ولیخان، تاریخ اول مهر ماه 1309 به عضویت ارتش در آمد و در مدرسه کل نظام که همان دانشکده افسری بود به تحصیل در رشته صاحب منصبی نظام توپخانه پرداخت، در اولین تصدیقنامه نظامی وی چنین آمده است: «چون ولیخان قرنی ولد میرزا آقا خان که در تاریخ 1292 شمسی متولد شده است دوره مدرسه صاحب منصبی نظام را به پایان رسانیده و از عهد امتحانات فارغالتحصیلی برآمده به موجب ماده (1) قانون ترفیعات قشون شاهنشاهی لیاقت نیل به درجه نایب دومی را دارا شده است، بنابرین به اعطای این تصدقنامه مفتخر و مباهی میگردد.
طبق ورقه نمرات منضمه به تصدیقنامه معدل کل نمرات مشارالیه 68/17 صدم است و بین هفت نفر شاگرد صنف خود رتبه سوم را دارا میباشد».
اما لیست نمرات موجود نشان میدهد که ولیخان نفر دوم بوده است ولی مصطفی بهارمست را که از خانوادههای وابسته به دربار بود که معدلش هم 91/15 بوده رتبه دوم و ولیخان قرنی را رتبه سوم اعلام کردند.
قرنی در تاریخ 1/1/1311 به درجه ستوان دومی نایل آمد و در تاریخ 1/1/1314 ستوان یکم شد. پس از چهار سال دیگر در تاریخ 1/1/1318 به درجه سروانی مفتخر و در سال 1322 نیز رتبه سرگردی ارتقاء یافت.
سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس کتاب «اولین امیر، اولین ترور» نوشته «یعقوب توکلی» را در 412 صفحه و با قیمت 7000 تومان منتشر و روانه بازار نشر کرده است.