دکتر یدالله جوانی * - روابط دیپلماتیک بین ایران و بریتانیا دارای یک سابقه سیصد ساله با فرازوفرودهای بسیاری است. در طول بیش از دو سال اخیر، روابط دیپلماتیک و کنسولی بین دو کشور به دلیل حمله برخی دانشجویان به سفارتخانه انگلیس و اشغال آن، تقریباً بهطور کامل قطع بوده و دیگر مناسبات نیز به حداقل کاهش یافته است.
سیاست نظام جمهوری اسلامی طی ۳۶ سال گذشته، داشتن رابطه با تمامی کشورها براساس منافع مشترک و احترام متقابل مبتنی بر سه اصل حکمت، عزت و مصلحت بوده و تنها در اینخصوص، کشورهایی چون رژیم صهیونیستی مستثنی شدهاند. آمریکاییها خود در سال ۱۳۵۸ به قطع رابطه با جمهوری اسلامی اقدام کردند و اکنون جمهوری اسلامی، برقراری هر نوع رابطه با دولت این کشور را مشروط به تغییر سیاستهای خصمانه ایالات متحده در قبال ملت ایران میداند. انگلیسیها نیز خود بهدنبال حوادث پیشآمده برای سفارت این کشور در تهران، روابطشان را با تهران قطع کردند. در حالی که اقدام کسانی که به سفارت انگلیس وارد شدند، هیچگاه مورد تأیید و حمایت مسئولان و دولتمردان نظام جمهوری اسلامی قرار نگرفت. البته حرکت کسانی که سفارت انگلیس در تهران را مورد هجوم قرار دادند، در واقع واکنشی بود به سیاستها و اقدامات خصمانه دولت انگلیس در قبال ملت ایران در موضوعات مختلف که به صورت نسنجیده انجام شده بود و برخی نیز در مورد پارهای از مسائل رخ داده در ماجرای سفارت، مشکوک هستند و برای نگاه مبنی بر دست داشتن انگلیسیها در آنچه اتفاق افتاد، دلایلی دارند. سیاست نظام از مقطع وقوع این حادثه تا به امروز، برقراری رابطه مجدد با رعایت منافع ملی و براساس اصول سهگانه حکمت، عزت و مصلحت بوده است. اما طی این مدت، این انگلیسیها بودند که با شرطگذاریهایی برخلاف اصول سهگانه، خواهان نوعی رابطه از موضع برتر بودهاند!
متأسفانه در ایران، کسانی هستند که عمدتاً با ترجیح منافع شخصی، گروهی و جریانی بر منافع ملی، خواهان برقراری رابطه با انگلیس تحت هر شرایط هستند، همانطور که چنین نگاهی را در برقراری رابطه با آمریکا دارند. با روی کار آمدن دولت یازدهم، این نگاه در ایران پررنگتر شد تا جایی که برای اولین بار، مقدمات دیدار مقامات دو کشور در عالیترین سطح در حاشیه اجلاس سران سازمان ملل در نیویورک تدارک دیده شد. با انجام دیدار بین دکتر حسن روحانی، رئیسجمهور ایران و دیوید کامرون، نخستوزیر انگلیس، یک ذوقزدگی عجیبی در عدهای پدید آمد و آنان، رفتارهایی داشتند که گویا در پی این دیدار، به شکل معجزهآسایی بسیاری از مشکلات ایران حل خواهد شد. نشانههای زیادی از این نوع رفتار مبتنی بر ذوقزدگی را میتوان در تصاویر و تحلیلهای ارائهشده در برخی از شبکههای اجتماعی و وبگاهها دید. اما نکته قابل توجه، بروز و ظهور همین نوع رفتارهای مبتنی بر ذوقزدگی در روزنامههای مدعیان اصلاحات و طرفداران دولت و از جمله روزنامه دولتی ایران در روز پنجشنبه سوم مهر ۹۳ است.
تأمل در تیترهای صفحه اول چند روزنامه، این ذوقزدگی را نشان میدهد:
الف ـ روزنامه ایران: پایان ۳۵ سال رابطه سرد
ب ـ روزنامه آرمان: دیدار تاریخی در پرونده ایران و انگلیس
ج ـ روزنامه آفتاب: تحول تاریخی در دیپلماسی
د ـ روزنامه اعتماد: روحانی ـ کامرون دیدار پس از ۳۶ سال
هـ ـ روزنامه ابتکار: نیویورک پلی در مسیر تهران ـ لندن
و ـ روزنامه مردمسالاری: بهار روابط تهران ـ لندن
برخی از این روزنامهها در قالب سرمقاله و یادداشت، آنچنان با ذوقزدگی از این دیدار به عنوان یک دستاورد بزرگ یاد کردند که گویا، دولت کنونی ایران موفق شده نگاههای خصمانه در غرب نسبت به جمهوری اسلامی را تغییر دهد. از میان این تحلیلها، تحلیل روزنامه دولتی ایران بسیار قابل تأمل است.
این روزنامه در بخشی از مطلب خود ذیل تیتر اصلی با عنوان «پایان ۳۵ سال رابطه سرد» در صفحه اول، چنین آورده است: «تصویب قطعنامه «جهان علیه خشونت و افراط» در مجمع عمومی سازمان ملل که سال گذشته و در جریان نخستین سفر روحانی به نیویورک صورت گرفت، به تنهایی میتوانست نشاندهنده ظرفیتهای دیپلماسی دولت اعتدال باشد. اما دیدارهای پرحجم و در سطح بالای رئیسجمهوری با مقامهای مطرح خارجی در دومین سفر رئیسجمهور به مقر سازمان ملل، هم آن ظرفیتها را تثبیت کرد و هم دریچههای تازهای را به روی دیپلماسی فعال ایران گشود. تعداد دیدارهای دیپلماتیک روحانی در نیویورک تا روز گذشته یعنی دوم مهرماه به ۸ رسید.... اما خبرسازترین آنها، دیدار روحانی با دیوید کامرون، نخستوزیر انگلستان بود که در صدر اخبار جهان قرار گرفت، زیرا این نخستین دیدار مقامهای دو کشور در این سطح، پس از انقلاب اسلامی است. در اغلب این دیدارها، مذاکرات هستهای به همراه فعالیت گروههای تروریستی، اصلیترین موضوعی بود که درباره آن، میان روحانی و روسای کشورها بحث و گفتوگو شد و در ادامه نیز به ظرفیتهای دوجانبه روابط ایران با این کشورها پرداخته شد. به هر روی، این دیدارهای پر حجم و نیز سطح و اندازه آنها در این سفر نشاندهنده رویکرد تازه جهان به ایران و تثبیت پیامدهای مثبت دیپلماسی فعال دولت یازدهم است. این درحالی است که تا پس از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، برخی کشورها در جهت انزوای سیاسی ایران در جهان حرکت کرده بودند، امری که تکانههای انتخابات خرداد ۹۲ خلاف آن را عملی کرد.»
اما برخلاف این نوع رفتارها و اظهارات مبتنی بر ذوقزدگی که میپنداشتند به تعبیر روزنامه ایران با دیدار روحانی و کامرون، ۳۵ سال رابطه سرد ایران و انگلیس پایان یافته و به تعبیر روزنامه مردمسالاری، بهار روابط تهران و لندن شروع شده است، دیوید کامرون با سخنان اهانتآمیز و نشئتگرفته از همان ذات خبیث کفتار پیر علیه ایران، اثبات کرد که این ذوقزدگیها، تا چه اندازه سستبنیان و غیرواقعبینانه بوده است.
کامرون تنها چند ساعت پس از این دیدار و در مجمع عمومی سازمان ملل در سخنان خود، با اشاره به اختلافات جدی با ایران، جمهوری اسلامی را به حمایت از تروریسم، تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای و برخورد نامناسب با مردمش متهم کرد و روابط با ایران را مشروط به تغییر رفتار ایران در این حوزهها کرد!
نخستوزیر انگلیس در اظهارات خود با دخالت آشکار در امور ایران، فهرستی از بایدها و نبایدها را برای جمهوری اسلامی ردیف کرد و بهبود روابط تهران ـ لندن را به اقدامات ایران براساس این فهرست مشروط کرد!
اظهارات دیوید کامرون به گونهای بود که برخلاف آنان که میپنداشتند دیدار بین رئیسجمهور ایران و نخستوزیر انگلیس، ذوب شدن یخهای بین تهران ـ لندن را به دنبال خواهد داشت، نه تنها چنین اتفاقی رخ نخواهد داد، بلکه این اظهارات بر سردی روابط و منجمدتر شدن آن میافزاید. البته تمام کسانی که واقعبین هستند و در سیاست خارجی معتقد به رعایت منافع ملی و حفظ عزت ایرانیان هستند، از اظهارات دیوید کامرون علیه ایران در مجمع عمومی سازمان ملل، به هیچ عنوان شگفتزده نشدند؛ زیرا نخستوزیر انگلیس براساس ماهیت خبیث استعمار پیر سخن گفته است و تعجب و شگفتی از برخی افراد و گروهها و مسئولان دولتی در ایران است که با نادیده انگاشتن تجارب گذشته، با ذوقزدگی، بهدنبال سراب میدوند. ملت ایران باید با چشمانی باز، مراقب این ذوقزدگیها باشد و بیهوده به سراب، دل خوش نکند تا اولاً شرمنده تاریخ نشویم و ثانیاً به استقلال کشورمان و عزت ملی آسیبی وارد نشود.
* مشاور نماینده ولی فقیه در سپاه



