به گزارش سراج24، توسعه «کاریکاتوری» شهرها، بازار انحصاری خودرو، عرضه انرژی ارزان با فراوانی غیرمتعارف، بیتوجهی به توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی و خطوط ریلی درون شهری، نبود نظارت دقیق بر تولید و مصرف خودرو و انرژی، نادیده گرفتن مقوله بهرهوری و کیفیسازی کالاهای تولیدی و. . . در نهایت الگوی مصرف ایرانیان را به مثابه «مینی» کرد که دولتها را برای خنثیسازی آن با تردید جدی مواجه کرد.
مصرف بنزین ایران در مقایسه با بسیاری از کشورهای بزرگ دنیا و نرخ متوسط جهانی فاصله چشمگیری دارد به نحوی که الگوی مصرف کشور دو برابر نرخ جهانی است. گرچه میزان مصرف انرژی به ویژه بنزین در ایران بارها و بارها مورد نقد قرار گرفته است اما هیچگاه به دلایل این برونداد توجهی نشده است که با نگاهی عمیقتر میتوان به ریشههای آن دست یافت.
۱- خودروی گران، بنزین ارزان: در تمامی کشورهای توسعه یافته و حتی در حال توسعه خودرو ارزان و بنزین گران است اما در ایران، این مهم کاملاً برعکس است؛ خودروهای بیکیفیت و غیرقابل تعریف در استانداردهای جهانی، به قیمتی غیرواقعی و گزاف در فضایی کاملاً انحصاری عرضه میشود و در مقابل بنزین ارزان به عنوان مشوقی برای خرید خودرو به باکها سرازیر میشود. این اشتباه استراتژیک موجب میشود «عمر کاری» خودروها با افزایش مواجه شود به طوری که میانگین استفاده مصرفکننده از خودروی شخصی در ایران ۱۰ سال برآورد میشود، در حالی که استاندارد جهانی بین سه تا پنج سال است.
عرضه خودروی ارزان در مقابل بنزین گران باعث میشود که اولاً خودروسازان در بهرهگیری از تکنولوژیهای کاهش مصرف سوخت از یکدیگر سبقت بگیرند چراکه برای حفظ بازار و مشتریهای خود ناچار به کاهش مصرف خودروهای خود هستند زیرا بنزین یک سرمایه شمرده شده و بخش مهمی از هزینههای خانواده را تشکیل میدهد. دومین ویژگی این قاعده کاهش آلودگی هواست؛ در کشور توسعهیافتهای که هر سه سال خودروها تعویض میشوند، آلودگی هوا بسیار کمتر از کشوری است که عمر خودروهای شخصی آن ۱۰ سال است آن هم کشوری که خودروهایش به خودی خود آلودهکننده هوا هستند.
۲- تشویق ناخواسته دولتها به مصرف بنزین: روزگاری شرکت جنرالموتورز به دلیل کاهش فروش خود در چشماندازی پژوهشی به این نتیجه رسید که با وضعیت موجود در آیندهای نزدیک ورشکست خواهد شد لذا به دولت پیشنهاد داد با سرمایهگذاری خود جادههای بین شهری را توسعه دهد؛ مدیران این شرکت به خوبی درک کرده بودند راه نجاتشان نزدیک کردن شهرها به یکدیگر است لذا طی سه سال در امریکا بیش از ۴۰ هزار کیلومتر جاده کشیدند تا این شرکت با استفاده از این شیوه بازار خود را در امریکا تضمین کند.
در واقع جادهسازی در امریکا برای تضمین فروش خودروهای جنرالموتورز به کار گرفته شد و در ایران نیز چنین موضوعی هرچند ناخواسته تکرار میشود، به عنوان مثال تهران به دلیل تراکم بالای جمعیت و خودرو سالهاست با «قفل ترافیکی» دست و پنجه نرم میکند اما مسئولان امر به جای توسعه حمل و نقل عمومی، صاحبان خودرو و متقاضیان آن را از طریق احداث زیرگذر، روگذر، تونل، دوربرگردان و. . . به استفاده از خودروهای شخصی و مصرفگرایی تشویق میکنند. باید پذیرفت تهران به پایان ظرفیت تردد خودروها رسیده است و به جای بهرهگیری از این امور باید به سمت توسعه شبکه مترو و ناوگان حمل و نقل عمومی حرکت کرد و نه آنکه با فراموشی این مهم، برای روانسازی ترافیک و آماده کردن فضای روانی، درصدد برطرف کردن بحران بود. در کشورهای توسعهیافته خودروهای شخصی برای تعطیلات آخر هفته کاربرد دارند زیرا شبکه حمل و نقل عمومی با ظرفیت مطلوبی نسبت به نیازهای هر شهر خدمات موردنیاز را ارائه میدهد اما این موضوع در ایران متفاوت است که نیازی به بازگو کردن مصائب استفاده از مترو و اتوبوس نیست!
۳- صاحبان ثروت: مردم معتقدند در کشوری که دارای بیشترین ذخایر نفت و گاز جهان است، عرضه بنزین ارزان جزو وظایف ذاتی دولتهاست در حالی که چنین ذهنیتی به طور کل منسوخ شده است. هرچند چنین تصوری حاصل اشتباهات مکرر دولتمردان در شکل دادن تفکر مصرفگرایی است.
اگر دولتها در یک دوره ۱۰ ساله و حتی ۱۵ ساله نسبت به اصلاح الگوی مصرف و شفافیت لازم در برنامههای اقتصادی اهتمام جدی میورزیدند و از سویی، ملزومات مورد نیاز را آماده میکردند، به طور قطع چنین تفکری در جامعه حکمفرما نمیشد که اقتصاددانان محافظهکار شده و سیاستگذاران از واهمه بروز نارضایتیهای اجتماعی مدارا را در پیش بگیرند. ظهور چنین تفکری ریشه در بیبرنامگی و حفظ مشروعیتی است که دولتها برای خود قائل شده بودند. اجرای غیرمنطقی قانون هدفمندی یارانهها طی سالهای گذشته هم نتوانست نقش مؤثری را در اصلاح الگوی مصرف ایفا کند زیرا مردم به انرژی ارزان عادت کردهاند.
منبع:عصر نفت



