به گزارش سراج24، خط را میتوان هنر یا وسیلهای برای ثبت و نوشتن ذهنیات و تفکرات با استفاده از علائمی که به چشم آشنا باشد و دیده شود، نامید.
به اعتقاد "جاحظ" خط زبان دست است و حافظ افکار و آثار؛ در واقع، بشر از زمانی که خواست تا آنچه را که میاندیشد نقش کند، قدم به دنیای خط و نگارش گذاشت.
بشر برای آنکه بتواند آنچه را که در اندیشه خود دارد، به تصویر بکشد نیاز به ابزاری داشت که نخستین ابزار برای انتقال پیام، حک تصاویر بر روی سفالها بود.
مشکل عمده این سبک نوشتن فراوانی تصویرها و ناتوانی آنها در بیان مفاهیم عاطفی بود که باعث شد به مرور تصویرها شکل سادهتر و نمادینتری به خود پیدا کنند و برای مفاهیم عاطفی، علائم قراردادی وضع شود؛ خط هیروگلیف که بیشتر در مصر رایج بود از اینگونه نگارش است.
خط یا در واقع نوشتن در حقیقت وسیلهای برای ابراز احساسات و درخواستهای انسان است.
در گذشتههای بسیار دور که وسایل ارتباطی تا این حد پیشرفت نکرده بود، نامهنگاری یکی از معدود وسایل ارتباط جمعی به شمار میرفت.
دستنوشتههایی با حس عاطفی
نامهنگاری باعث پدید آمدن روابط عاطفی در بین انسانها شد؛ به طوری که مشاهده دستخط یک آشنا برای انسان خوشایند بود و حسی عاطفی را در انسان ایجاد میکرد.
روند شتابان مدرنیته و نوآوری در ارائه ابزارهای مجازی، باعث شد تا شیوه ارتباطی نوشتاری با قلم و کاغذ نیز تغییر کند.
در حقیقت ضرورتهای اجتماعی – تاریخی جوامع را مجبور به نوآوری کرد و با پذیرش و به کارگیری سبک نوین زندگی ابزارهای قدیمی از کارکردشان کاسته و یا بی کارکرد شدند.
یکی از این پدیدهها که تحت تاثیر روند مدرنیته قرار گرفت، تغییر در شیوههای ارتباطات نوشتاری است چرا که هزینه کم و سرعت انتقال داده از مزایای ذاتی استفاده از تکنولوژی جدید است که مفهوم را به آسانترین، سریعترین و خواناترین وجهی بیان میکند؛ به عبارتی شکل و محتوای یک مکتوب یک جا به خواننده القاء میشود.
مصطفی آبروشن عضو کارگروه تخصصی آسیبهای اجتماعی ایران با بیان اینکه روند نوین و استفاده فراگیر ارتباطات امروزی بازگشت به استفاده از نامهنگاریهای دستی را غیرضروری و ناممکن ساخته است، میگوید: با گسترش روزافزون ارتباطات اجتماعی و با توجه به سرعت انتقال دادهها با ابزارهای ارتباطی نوین همچون اینترنت، شبکههای اجتماعی، موبایل، پیامک و ... عملاً نامهنگاریهای دوستانه و خانوادگی با ابزارهای نوشتاری قدیم بیکارکرد شده است. حال اگر بخواهیم از منظر آسیبشناسی این مسئله را واکاوی کنیم باید گفت هرچند که امروزه در دهکده جهانی، ارتباطات افزایش یافته اما اکثر پیامهای نرمافزاری خالی از محتوای احساسی و عاطفی میباشند؛ به مفهومی دقیقتر، نامهنگاریهای گذشته از تراوشات فکری و احساسی خود شخص بوده و حتی دستخط و نوع نگارش افراد، دارای بار هویتی و عاطفی شدیدی بود. به طور مثال اگر سربازی برای پدر و مادرش نامهای مینوشت دارای ارزشی بینظیر بود، یا اصطلاحاً نامه بوی فرزندش را میداد به طوری که به خوبی از این نامه نگهداری میشد اما با ورود ابزارهای ارتباطی جدید افراد برای بیان احساسات، ابراز علاقه و مناسبات اجتماعی از الگوی نوشتاری قالبی استفاده میکنند.
تاخر فرهنگی؛ دردسر تکنولوژیهای نوشتاری جدید
این جامعهشناس در گفتوگو با رویکرد میافزاید: متن پیامها با مقولات رسمی، عاشقانه، عاطفی و ... از قبل موجود هستند و اشخاص با توجه به احوالات خویش یکی را انتخاب کرده و در یک زمان واحد برای اشخاص مختلف ارسال میکند. حتی گاهاً مشاهده میشود که افراد با جعل احساسات خود و ارسال آن به افراد، دیگران را دچار کجفهمی میکنند؛ به عبارتی پیامهای ارسالی همانند نامههای دستنوشته دارای هویت یگانه و عاطفی نیست. با دقت در مناسبات ارتباطی در مییابیم که علیرغم شدت و فراوانی پیامکها و ایمیلهایی که افراد به گروه دوستان و خانواده ارسال میکنند، باز هم شاهد گسستهای اخلاقی و عاطفی فراوان در گروههای اجتماعی هستیم؛ چرا که این افراد فقط قالب ارتباطات را حفظ میکنند اما ماهیت آن پیام خالی از محتواست.
آبروشن معتقد است: تکنولوژیهای نوشتاری جدید دارای مزایای فراوانی است اما بریدن از پتانسیلهای فرهنگی، اخلاقی، دینی و هضم و جذب یکسویه ابزارهای نوین، جامعه را دچار تاخر فرهنگی میکند؛ بر همین اساس هر تکنولوژی جدید را بایستی براساس برچسب فرهنگی خودمان به کارگیری کنیم؛ به عبارتی ابزارهای نوین ارتباطی باید براساس سنت، فرهنگ، شیوه زندگی و انگارههای فکری جامعه بنا شود و اگر این متغیرهای اساسی از زندگی حذف شوند، ارتباطات اجتماعی خالی از محتوا خواهد شد.
نامه و دستخط دارای جان و مفهوم است
یک استاد دانشگاه خوارزمی نیز در این خصوص معتقد است: نامهنگاری بین افراد تاثیر روحی و روانی دارد و دور شدن از این کار باعث میشود که عواطف و احساسات اجتماعی در جامعه کاسته شود؛ چرا که نامه و دستخط از منظر جامعهشناسی ارتباطات، تنها یک کلمات بیجان نیست بلکه کلمات دارای جان و مفهوم هستند و گاهی یک کلمه میتواند دارای مفاهیمی همچون علاقه، عاطفه، دوست داشتن و ... باشد که در خط قابل مشاهده است در حالی که در سایر وسایل ارتباطجمعی اینگونه نیست.
امانالله قرائیمقدم در گفتگو با رویکرد میافزاید: نامهنگاری تاثیر به سزایی در روابط انسانی به وجود میآورد و همین امر باعث شده بود که همبستگی در میان جوامع گذشته بیشتر وجود داشته باشد.
عظیم هادیپور استاد انجمن خوشنویسان ایران نیز در گفتوگو با رویکرد معتقد است: هنگامی که انسان نامهای مینویسد به این خاطر که حالت نقاشی دارد، در ذهن خود نویسنده نقش میبندد و خود فرد میفهمد که چه نوشته است؛ نوشتن به مراتب انرژی بیشتری از بیان کردن، ضبط کردن و تایپ کردن دارد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه هرچه نگارش خط زیباتر باشد، تاثیرگذاری بیشتری خواهد داشت، در ادامه میافزاید: دور شدن انسانها از نامهنگاری باعث شده تا روابط میان فردی در جوامع کاهش پیدا کند.
***
دستخط بخشی از هویت ما انسانها به شمار میرود اما گسترش وسایل ارتباط جمعی باعث شده تا انسانها از دستخط خود فاصله بگیرند.
همین دوری از قلم و کاغذ باعث شده تا برخی از انسلنها از دستخط خود خجالت بکشند و بیشتر به تایپ علاقهمند شوند.
نامه نوشتن و قلم به دست گرفتن برای ایجاد ارتباطات میان فردی به حتم تاثیر به سزایی در روابط انسانها خواهد داشت؛ هرچند که این روزها کلیدهای کیبورد جای خود را به قلمها دادهاند.
این روزها نامهنگاری شبیه یک سنت قدیمی شده و بیشتر برای ما یادآور یک حس نوستالژی شده است.
این فراموشی به حتم تاثیرات مستقیم و غیرمستقیمی در رفتار و ارتباطات ما خواهد داشت و میتواند سرآغاز فراموش کردن بسیاری از حسهای خوب در درون ما باشد.
یادمان باشد که خط بخشی از هویت انسانهاست و چه بخواهیم و چه نخواهیم نمیتوانیم این هویت خود را به فراموش بسپاریم.
منبع:رویکرد



