به گزارش « سراج24 »، اسراء الفاس تحلیلگر مسایل بین المللی در مقالهای در پایگاه خبری المنار نوشت: در مورد سخنانی که در زمینه روند سازش بزرگ در منطقه مطرح شده، رویکردها متفاوت است؛ برخی معتقدند که این اتفاق گشایشی را به دنبال خواهد داشت که در پی توافقهای سخت به دست می آید. رسیدن و امضای این توافقها نیاز به زمان دارد؛ اما می تواند از سوریه آغاز شود و در ادامه مساحت گفتگوها و پروندههای منطقهای مانند یک بسته کامل درآید و به ترسیم آینده تمام منطقه نیز سرایت کند. این نظر خوش بینانه در حالی مطرح شده که برخی دیگر قبل از بیان سخنان مبالغه آمیز در مورد این تفاهم ها خواستار گذشت زمان برای روشنتر شدن اوضاع شدهاند.
همه اعتقاد دارند که فقدان سازش به معنای حتمیت وقوع جنگ است، چرا که از مدتها پیش غرب به دنبال جلب نظر طرفهای منطقهای در مورد آن بود، همه می دانند که محورهای مورد بررسی بسیار با اهمیت و حساس هستند؛ روزنامه های خارجی اتفاقات کنونی را انعطافی می دانند که ممکن است است احتمال های زیادی را در خود داشته باشد؛ از جمله این احتمالها می تواند رسیدن به راه حل در سوریه باشد، طبعا این انعطاف می تواند به سمت راه حلهای جدید متمایل شود یا اینکه مرحله جدیدی از درگیری ها را آغاز کند. (گاردین)
حسین خلیل کارشناس لبنانی مسایل سیاسی در گفتگو با المنار اعلام کرد که مسایل به سمت افق مسدود پیش می رود، چرا که چیزی که آمریکاییها می خواهند از دیدگاه ایران قابل سازش نیست. وی تاکید کرد که واشنگتن همچنان امنیت رژیم صهیونیستی را از اولویت های اساسی خود در تعامل با پرونده های منطقه ای می داند، از سوی دیگر قاعده ای وجود دارد که اسرائیلی ها نیز آن را می دانند و آن این است که قدرت ایران به معنی ضعف بیشتر آنها در منطقه است.
محمد نور الدین کارشناس مسایل ترکیه در این زمینه معثقد است که بحران سوریه با وجود نقاط قوتی که ارتش سوریه به دست آورده، همواره میتواند غافلگیری هایی داشته باشد، اما عوامل دخالت در این بحران متعدد هستند که برخی از آنها داخلی و برخی منطقه ای و بینالمللیاند، این عوامل پیچیدگیهای این بحران را بیشتر میکند.
امیر موسوی تحلیلگر مسایل راهبردی ایرانی از مشهد تاکید کرد که شاخص هایی وجود دارد که با وجود پیچیدگی های پرونده های موجود بین دو کشور میتواند برای توافق احتمالی زمینه سازی کند، این در حالی است که ایران همواره از مبانی خود سخن می گوید و آمریکا نیز در سنگر استکبار جهانی خود را مخفی کرده است.
همگرایی و اشتیاق آمریکا به سمت تهران
عبدالرحمن الراشد نویسنده روزنامه الشرق الاوسط مکالمه تلفنی باراک اوباما و حسن روحانی را مکالمه ای خواند که خاورمیانه را لرزاند، این مکالمه ای بود که باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا آن را انجام داده و به منزله آغاز مرحله سیاسی است که نمی توان به دقت در مورد نتایج آن سخن گفت.
دولت آمریکا که نه با مذاکرات بلکه با تحولات واقعی اداره میشود، اخیرا قانع شده که هیچ راه برون رفتی از باتلاق موجود این کشور در منطقه وجود ندارد، مگر اینکه بخواهد به سمت ایران بازگردد، این تحلیل را دکتر حسین خلیل ارائه کرده است. ایران نفوذ بالایی در عراق و مناسبات موثر با افغانستان دارد و هم پیمان اول سوریه نیز به شمار میشود، همپیمانی که با بادهای بین المللی به لرزه در نیامد و همواره حامی جنبش های مقاومت باقی مانده که معادلات قدرت را در لبنان و فلسطین رقم زده اند. تهران از دید آمریکایی ها متهم به تحرک برگه حوثی ها در یمن است و با مطالبات بدنه انبوه معارضان مردمی در بحرین همراهی می کند. از سوی دیگر تمامی محاسبات آمریکایی- غربی به همراه وکلای منطقه آنها در طول دو سال گذشته برای براندازی دولت بشار اسد در سوریه ناکام مانده است.
ایرانی ها البته در سخن گفتن از این همگرایی جدی میان دو طرف مبالغه نمی کنند، وزارت خارجه ایران بعد از مکالمه صورت گرفته، تاکید کرد که تماس اوباما به معنی عادی سازی تمام روابط میان دو کشور نیست، بعد از آن موضع گیری امام خامنه ای مقام معظم رهبری در ایران مطرح شد که در مراسم دانش آموختگی افسران وابسته به دانشگاه های نظامی ایران تاکید کردند که دولت آمریکا غیر قابل اعتماد و پیمان شکن است. ملت ایران نیز پیشتر صلابت خود در راه دفاع از حقوق و منافع خود و تمایل برای همزیستی مسالمت آمیز را ثابت کرده است.
امیر موسوی تاکید می کند که جمهوری اسلامی ایران از برخی اقدامات دولت آمریکا مانند عدم امضای تحریم های جدید مصوب از سوی کنگره علیه ایران در مورد فروش نفت تقدیر کرده است، ایران همچنین از اقدام اتحادیه اروپا از رفع تحریم های کشتی های تجاری ایران استقبال کرده و به لحاظ اعلام آمادگی کامل خود برای همکاری کامل با کشورهای 1+5 خواستار اقدامات بیشتر طرف غربی در این زمینه است.
این تحلیلگر مسایل منطقهای تاکید کرد که مناسبات ایران و آمریکا دو محور "مواضع" و "منافع "را شامل می شود. محور اول به حالت تعلیق درآمده ، چرا که به بن بست می رسد، نه دولت آمریکا ارادهای برای کنار گذاشتن رعایت منافع رژیم صهیونیستی دارد و نه ایران می تواند از آرمان فلسطین و جنبشهای مقاومت در منطقه دست بکشد، لذا دو طرف معتقدند که هر تفاهمی باید مبتنی بر منافع دو کشور باشد تا بتواند برای تفاهم های بزرگتر آینده زمینه سازی کند.
موسوی تاکید می کند که مرحله قبل از کنفرانس ژنو 2 مهم تر از آن چیزهایی است که در خود این کنفرانس مطرح می شود؛ چرا که امروز بیانیههای صادر شده از این کنفرانس و عکسهای یادگاری گرفته شده در آن مشخص میشود.
افراطگرایان مانع همگرایی ایران و عربستان
بسیاری که انتظار موشکهای توماهوک را برای ادب کردن دولت سوریه و پیام به دولت ایران در مورد سلاح هستهای این کشور را می کشیدند با شنیدن اخبار مکالمه تلفنی اوباما با روحانی لرزه بر اندامشان افتاد» این نوشته عبدالرحمن الراشد مدیر شبکه العربیه در روزنامه الشرق الاوسط است. وی در همین مقاله توضیح داده که این مکالمه تلفنی محافل تصمیم گیری در خلیج و اردن و ترکیه و اسرائیل و دیگر کشورها را به لرزه انداخت.
بعد از این اتفاق بود که شبکه تلویزیونی اسرائیل از نشسیت میان کشورهای خلیجی با اسرائیل در تلآویو پرده برداشت؛ منابع مطبوعاتی هویت اعضای این هیئت عربی را مشخص و اعلام کردند این افراد شامل بندر بن سلطان رئیس سازمان جاسوسی عربستان سعودی، هزاع بن زیاد آل نهیان مشاور امنیت ملی و نایب رئیس شورای اجرایی ابو ظبی و سرتیپ عادل بن خلیفه الفاضل رئیس سرویس جاسوسی بحرین بوده اند، این افراد و کشورها از مستحکم ترین رابط های کشورهای عربی با سرویس جاسوسی موساد به شمار می روند.
در مورد لغو سخنرانی سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان سعودی در سازمان ملل نیز اینگونه بیان شده که این اقدام پیام واضحی برای اعتراض به روند موجود در سیاستهای آمریکا در قبال ایران بوده است.
مواضع خشن سعودیها با دسته گل ایرانی و انگیزه حسن روحانی برای پاسخ به دعوت عربستان سعودی برای ادای مناسک حج در این کشور همراه بود، اما وی بعدا از پاسخ به این دعوت عدول کرد و این دیدگاه را پذیرفت که هر فضای مثتبی که در این سفر ایجاد شود؛ سیاستهای بندر بن سلطان و سعود الفیصل آن را از بین خواهد برد.
موسوی در مصاحبه خود با المنار هر همگرایی ایرانی- سعودی را باعث حل بسیاری از پرونده های منطقه دانست و تاکید کرد که این روند میتواند نقش اساسی در حل و فصل فضای تند مذهبی در منطقه داشته باشد. وی ادامه داد که گفتمان اعتدالگرایانه ایرانی نمیتواند از سوی افراط گرایان هضم شود و در نتیجه با صراحت تاکید کرد که همگرایی میان ایران و عربستان قبل از منزوی کردن افرادی چون بندر بن سلطان با سعود الفیصل و جایگزین کردن آنها با افراد معتدل تری نظیر متعب و عبدالعزیز از فرزندان ملک عبدالله امکان تحقق نخواهد داشت.
شکست توطئه سوریه اخراج بندر را در پی دارد
بعد از آنکه توطئه گران نتوانستند نظام سوریه و بشار اسد را ساقط کنند، ایرانیها احساس می کنند در موضع قدرت قرار دارند. چرا که گروه های مسلح وابسته به جریان مخالف نظام سوریه از جمله ارتش آزاد (مورد حمایت ترکیه) و گردانهای به اصطلاح اسلامی (به وجود آمده توسط سرویس های جاسوسی عربستان) با هم درگیر شده اند. این درگیریها نمود واگرایی ترکیه و قطر با عربستان است.
موسوی میگوید: درگیری بین مخالفان در سوریه به شکلی مرگبار در جریان است و آنها نبردی به مراتب سخت از رویارویی با ارتش سوریه را تجربه می کنند. موسوی با بیان اینکه درگیری ها بر سر این است که در آینده چه کسی نماینده مخالفان خواهد بود، میگوید: این رویارویی بعد از سیطره عربستان بر ائتلاف مخالفان و انتخاب مهره خود ( احمد الجربا ) به عنوان رئیس آن و کنار گذاشتن مهره قطر (معاذ الخطیب) آغاز شد. بندر بن سلطان معتقد است در صورتیکه بتواند ارتش آزاد را سرکوب کرده و گذرگاه های مرزی سوریه با ترکیه، عراق و اردن را به کنترل خود در آورد، می تواند با دست پر در مذاکرات شرکت کند.
رابرت فیسک نویسنده انگلیسی پیشتر اطلاعاتی را درباره درگیریهای سوریه و سیطره گردان های به اصطلاح اسلامی(داعش، جیش الاسلام، گردان توحید و جبهه النصره) منتشر کرد. این نویسنده انگلیسی به گفتگوهای عناصر ارتش آزاد با مسئولان بلندپایه نزدیک به بشار اسد نیز اشاره کرده است. ارتش آزاد معتقد است خود سوریها باید مسئله نبردها را حل و فصل کنند. افزون بر گفته های فیسک، خبرهای دیگری نیز منتشر شد و آن اینکه برخی از عناصر ارتش آزاد خود را تسلیم ارتش سوریه و گروه های مسلح کُرد کرده اند که با نیروهای موسوم به گردان های اسلامی پیکار می کند.
نبرد مرگبار بین گروههای تروریستی سوریه بعد از شکست هر دو محور مذکور در نبرد سنگین خود با ارتش سوریه روی داد. امروز مشاهده می شود که نه ارتش شکست خورد و نه بشار اسد کناره گیری کرد. افزون بر آن سوریه از پایداری و گزینه مقاومت دست نکشید. حال باید پرسید چه کسی بهای شکست طرح نابودی سوریه را خواهد پرداخت؟
گفته می شود دخالت عربستان در بحران سوریه به خاطر تقویت نفوذ بخشی از نسل دومهای عربستان ( مشخصاً فرزندان امیر سلطان بن عبدالعزیز) است که در کمال آرامش و شتابان در پی دستیابی به قدرت هستند. به همین خاطر با هدف فشار بر هم پیمانان سوریه به منظور تعدیل موازنه قدرت، موج خشونت ها از سوریه به عراق و لبنان منتقل شد. بهای شکست این طرح را بازهای سعودی و فرزندان امیر سلطان پرداخت خواهند کرد که ارتش و سرویس های جاسوسی را در اختیار دارند. اینها از حامیان باقیمانده های فرزندان ملک عبدالله و امیر نایف هستند... ایران بعد از کناره گیری بندر بن سلطان و سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان که به تندروی معروف هستند، به تغییرات درون نظام پادشاهی این کشور چشم دوختهاند.
شکست ترکیه و تاوان قطر
در مورد ترکیه نیز دکتر نورالدین کارشناس امور ترکیه می گوید: سنجش خسارت ترکیه در پی تحولات منطقه و بحران سوریه مستقیماً با برنامه سیاست خارجه ترکیه که همان برکناری بشار اسد در ارتباط است. از همین رو در صورتی که بشار اسد ساقط نشود، ترکیه کاملاً متحمل شکست می شود.
بنا به گفته این کارشناس لبنانی و عدهای دیگر از کارشناسان، ترکیه امروز بازنده اصلی در منطقه به شمار میرود بخصوص آنکه اخوانی ها نیز در مصر شکست خوردند. به گفته وی دولت اردوغان در پی حمایت از شورشیان مسلح که با کردهای سوریه درگیر شدند، وجهه خود را در بین کردهای داخل و خارج ترکیه از دست داد. افزون بر آن وی پایگاه اجتماعی، مردمی و سیاسی خود را در بین سوری ها، عراقیها، لبنانیها و ایرانیها از دست داد. باید گفت بیاعتمادی مردم به وی به سادگی از بین نخواهد رفت. نکته دیگر که باید بدان اشاره کرد اینکه اردوغان اگر بحران های سوریه در سطحی بزرگتر و عمیقتر به ترکیه کشانده شود، شکست بزرگتری را متحمل خواهد شد، چرا که به اعتقاد نورالدین گروه القاعده و حامیان آن، یکی از طرفهای درگیر در ترکیه است.
افزون بر این همگان بر این باورند که قطر بعد از آنکه نتوانست مأموریت خود را در سوریه به انجام برساند خسارت زیادی را متحمل شد. چرا که به تنهایی میبایست بار این شکست را به دوش کشد.
حسین خلیل تحلیلگر سیاسی لبنانی میگوید: شکست غربیها و آمریکائیها متوجه قطر شد و بعدها آمریکائیها تلاش نمودند از سیاست های قطر دوری کنند. جرمی شابیرو مشاور پیشین وزارت خارجه آمریکه در مجله فارین پالیسی به خوبی به این موضوع اشاره کرده است.
شابیرو سعی دارد تا قطر را مسئول شکست طرح آمریکا در سوریه معرفی نماید، وی قطر را متهم میسازد که با حمایت از اخوانالمسلمین مصر، لیبی و سوریه بر خلاف منافع آمریکا حرکت کرده است. وی گفت این کشور به دلیل آنکه ثروت خود را در اختیار گروههای تندرو اسلامی قرار می دهد، نمی تواند دوست آمریکا باشد. شابیرو می افزاید شیخ تمیم معمار سیاست قطر در حمایت گروه اسلامی در قطر و سوریه در دو سال گذشته بوده است.
امروز طوق شکست آمریکا به گردن قطر انداخته می شود. شابیرو میگوید آمریکا باید با کاهش نقش قطر در سوریه، به تقویت نقش عربستان بپردازد و سعودی ها را تشویق کند تا پذیرای قطری های جدا شده و مخالفانی باشد که مشروعیت نظام کنونی را قبول ندارند.
وی در ادامه میگوید: دانشگاههای آمریکا و مراکز سیاسی باید از خاندان حاکم در قطر که مخالف امیر کنونی هستند در سخنرانیهای خود از وجود گسست در داخل خانواده حاکم پرده بردارند. همچنین باید از رفتارهای غیر انسانی قطر با کارگران بیگانه پرده برداشت تا در شرایطی که خود را مسابقات جام جهانی در سال 2022 آماده می کند، چهره مخدوشی از این کشور ارائه شود.
قطر امروز می داند که بازی را باخته و به مهره سوخته غرب تبدیل شده است. این موضوعی است که حاکمان قطر به آن اعتراف دارند. برخی منابع قطری فاش ساختهاند که دیر زمانی است که این کشور در پی بازنگری در سیاست جدید خود در قبل منطقه است و تلاش هایی در پشت پرده در جریان است تا قطر در پیامی دوستانه به لبنان اعلام کند که لبنانی های ربوده شده در اعزار را آزاد میکند./تسنیم



