به گزارش سراج24 ، بهبهانه سالروز کودتاى آمریکایى - انگلیسى 28 مرداد سال 1332 براى بازگرداندن محمدرضا شاه خائن منتشر شد.
مقام معظم رهبری:
پیامد نفوذ بیگانه بر دستگاههاى سیاسى و فرهنگى کشور، وقایعى همچون مشروطیت، حکومت رضاخان و کودتاى 28 مرداد است
نمونههایى از تسلط سیاسى فرهنگى بیگانه بر ایران
عزیزان من! برادران و خواهران من! نبودن استقلال، با یک کشور اینطور عمل مىکند. هویّت ملى را از مردم آن کشور مىگیرد، افتخارات را از آنها مىگیرد، سابقه تاریخى را از آنها مىگیرد، منافع مادّى آنها را چپاول مىکند، هویّت فرهنگى و زبان آنها را هم مىگیرد. این وضع تسلّطِ یک قدرت بر یک کشور است. در دوران استعمار اینگونه بود.
من چهار نمونه را از تاریخِ نزدیکِ خودمان، تاریخ صد سال پیش به این طرف به شما عرض کنم. این چهار نمونه به ما نشان مىدهد که وقتى یک قدرت بیگانه بر دستگاههاى سیاسى و فرهنگى یک کشور مسلّط شود، بر سر آن کشور و آن ملت چه مىآید.
الف. مشروطیت
یک نمونه، نمونه مشروطیت است. مىدانید، دوران استبداد حکومت قاجار مردم را به جان آورده بود. مردم قیام کردند، دلسوزان جامعه قیام کردند، پیشرو آنها هم علماى دین بودند. اینها مىخواستند که در ایران عدالت برپا شود، یعنى استبداد از بین برود. وقتىکه جوش و خروش مردم دیده شد، دولت انگلستان که آنوقت در ایران نفوذ بسیار زیادى داشت و از عواملى در میان روشنفکران برخوردار بود، اینها را دید و نسخه خودش را به اینها القاء کرد.
بارى؛ مشروطه، قالب و ترکیب حکومتىِ انگلیس بود. این روشنفکران بهجاى اینکه دنبال دستگاه عدالت باشند و یک ترکیب ایرانى و یک فرمول ایرانى براى ایجاد عدالت بهوجود آورند، مشروطیت را سر کار آوردند. نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد که این نهضت عظیم مردم که پشت سرِ علما و به نام دین و با شعار دینخواهى بود، بعد از مدّت بسیار کوتاهى منتهى به این شد که شیخ فضلالله نورى را در تهران به دار کشیدند. اندک زمانى بعد، سید عبدالله بهبهانى را در خانهاش ترور کردند. بعد از آنهم سید محمّد طباطبایى در انزوا و تنهایى از دنیا رفت. آنوقت مشروطه را هم بههمان شکلى که خودشان مىخواستند برگرداندند؛ مشروطهاى که بالاخره منتهى به حکومت رضاخانى شد!
ب. خودِ حکومت رضاخان
نمونه دوم، خودِ حکومت رضاخان است. انگلیسىها قراردادى را با دولت قاجاریه در میان گذاشتند که بر اساس آن قرارداد، تمام مسائل مالى و تمام مسائل نظامى کشور ایران در قبضه انگلیسىها قرار مىگرفت. مرحوم سید حسن مدرّس، آن عالم آگاه، با این قرارداد مخالفت کرد و نگذاشت این لایحه در مجلس شوراى ملىِ آنروز تصویب شود. بعد که انگلیسىها از اینجا محروم شدند و دیدند نمىشود اینطورى عمل کرد، به فکر تازهاى افتادند. فهمیدند باید در ایران یک دیکتاتور را بر سرِ کار بیاورند تا امثال مدرّسها را قلع و قمع کند، با مردم با کمال خشونت رفتار کند، خواستههاى انگلیس را اعمال کند. لذا رضاخان را بر سرِ کار آوردند. ماجراى به سلطنت رسیدن رضاخان در ایران، یکى از ماجراهاى بسیار عبرتانگیز تاریخ ما است؛ ماجرایى است که همه جوانهاى این کشور، امروز باید بدانند. هرجومرج قبل از رضاخان، بهوسیله مشت پولادین رضاخان و با کمک دولت انگلیس از بین رفت و یک نظم تحمیلى و استبدادى در کشور بهوجود آمد که پنجاهوپنج سال ادامه پیدا کرد. نفوذ انگلیس در دستگاههاى سیاسى و فرهنگى کشور ما، مردم را تحت فشار قرار داد.
ج. شهریور 1320
نمونه سوم، نمونه شهریور 1320 است که رضاخان بهوسیله حامیان قبلى خود از سلطنت عزل شد و از ایران بیرون رفت. محمّدرضا را بر سرِ کار آوردند؛ با قرار تسلیم محض در مقابل انگلیسىها! هر کارى آنها مىخواستند، انجام مىداد، دیگر احتیاج به استعمار نبود! وقتىکه یک خائن ایرانى حاضر است در مقابل کمکِ بیگانه، بر ملت ایران سلطنت و حکومت کند و خواسته آن بیگانه را در ایران اعمال نماید، دیگر چه لزومى دارد زحمت استعمار را به خودشان بدهند!؟ اینکار را کردند.
د. مرداد 1332
بعد، نمونه چهارم پیش آمد و آن مرداد سال 1332 هجرى شمسى بود. بعد از آنکه حکومت مصدّق را سرنگون کردند، البته قبلًا مرحوم آیتاللّه کاشانى را با ترفندهاى خودشان منزوى کردند، کنار زدند و با بىتدبیرىهایى که انجام گرفت، کنار گذاشتند، باز سرِ کار آمدند و وارد ایران شدند و توانستند با نفوذ خود، با ایادى خود، با فعالیت خود، کودتاى 28 مرداد را بهوجود آورند و محمّدرضا را که از ایران فرار کرده بود، به ایران برگردانند. بیستوپنج سال بعد از آن، حکومت دیکتاتورى سیاه پهلوى ادامه پیدا کرد.
این چهار مقطع است؛ اینها همه عبرتانگیز است. یک ملت وقتى اجازه بدهد که یک قدرت بیگانه در دستگاههاى سیاسى او یا در دستگاههاى فرهنگى او نفوذ کند، سرنوشت این ملت همین است.(14/7/1379)
عملیات مشترک آمریکایىها و انگلیسىها
چند روز پیش، سندى از اسناد منتشرشده وزارت خارجه آمریکا درباره جریان کودتاى 28 مرداد را ترجمه کرده و براى من آوردند. آنهایى که خودشان دستاندرکار این جریان بودند، این اسناد را نوشتند و براى وزارت خارجه و سازمان سیا فرستادند. این اسناد متعلّق به آمریکاییها است. البته عملیات، بین آمریکاییها و انگلیسىها مشترک بوده که در این گزارش کاملًا منعکس شده است.(1/5/1380)
اولین دخالت مستقیم آمریکا
کشور عزیز و ملت بزرگ و منطقه تاریخى ما، آزمایشگاه چه تجربههاى بزرگى است. اتفاقاً اولینبارى هم که آمریکاییها، دخالت مستقیمى در اجراى یک کودتاى نظامى در یک کشور کردند، در 28 مرداد 1332 بود که آن کودتاى ننگین را مستقیماً با پول و عوامل و نقشه و نیروهاى نظامى و شبهنظامىشان در تهران بهراه انداختند. متأسفانه در آنروز، غفلتها موجب شد که توطئه آمریکاییها به نتیجه برسد.(28/8/1369)
اعتراف آمریکا به دخالت در کودتا
آمریکاییها بعد از گذشت نزدیک به نیم قرن، امروز اعتراف کردهاند که کودتاى 28 مرداد را آنها راه انداختهاند! اعتراف کردهاند که از حکومت سرکوبگر و دیکتاتور و فاسد شاه پهلوى حمایت کردهاند! بعد از اینکه از کودتاى 28 مرداد، نزدیک به چهل و هفت سال مىگذرد، اکنون اعتراف کردهاند که آن کودتا را ما راه انداختهایم و بیستوپنج سال حکومت دیکتاتور و سرکوبگر و فاسد و وابسته شاه را حمایت و پشتیبانى کردهایم! اکنون اعتراف کردهاند که ما صدّام حسین را در جنگ با ایران حمایت کردهایم! به نظر شما، ملت مظلوم ایران در مقابل این موضع و این اعترافات، چه احساسى پیدا مىکند؟(6/1/1379)
نقش آمریکا در سرنگونى 40 دولت مستقل!!!
هدفى که برنامههاى کارى آمریکا در طول این دهها سال گذشته نشان مىدهد، گسترش سلطه نظامى و بهدنبال آن، سلطه سیاسى و اقتصادى است و تماماً در جهت منافع کمپانیهایى که در واقع سیاست دولت آمریکا را آنها تعیین مىکنند، جهتگیریها را آنها بهوجود مىآورند.
به من آمارى دادند که دولت آمریکا از سال 1945 تا امروز در سرنگونى چهل دولت مستقل که تابع آمریکا نبودند، نقش ایفا کرده و در بیستوچند مورد دخالت نظامى داشته است! این دخالتها بدون استثناء با کشتار عمومى و با فجایع بزرگ همراه بوده است. البته در مواردى موفّق شده و در مواردى هم ناکام مانده و موفّق نشده است. آنچه که در ذهن خود ما است و از یاد ماها دور نیست، مثالهاى روشنى است؛ از جمله بمباران اتمى ژاپن در پایان جنگ جهانى دوم، مثال ویتنام، مثال شیلى، مثال خود ایران در کودتاى 28 مرداد و همچنین در جاهاى متعدّد دیگر. عامل همه اینها، کمپانیهاى بزرگ اقتصادى، سردمداران مالى بزرگ آمریکا، احزاب اقتدارطلب، دستجات پُرنفوذ صهیونیستى، شخصیتهاى معیوب از لحاظ فکرى و اخلاقى - که در رأس کارها هستند - مىباشند. این پرونده بسیار سنگین و گذشته بسیار ننگینى است.(27/12/1380)
استفاده اجانب از هنر براى کودتاى 28 مرداد
«کیم روزولت» مىگوید: وقتى ما به تهران آمدیم، یک چمدان بزرگ پُر از مقالههایى که نوشته شده بود و باید ترجمه مىشد و در روزنامهها به چاپ مىرسید و نیز کاریکاتورهایى را با خودمان آوردیم! شما فکرش را بکنید، دستگاه سى.آى.اىِ آمریکا براى ساقط کردن حکومتى که با آنها ناسازگار بود و منافع آنها را تأمین نمىکرد، حکومتى که به آراى مردم متّکى بود - برخلاف همه حکومتهاى دوران پهلوى، این یک حکومت ملى بود که قانونى و با آراء مردم بر سر کار آمده بود - تحت عنوان اینکه ممکن است پشت پرده آهنین شوروى برود، از همه ابزارها - از جمله از ابزار هنر - علیه آن استفاده کرد. البته آنروز کاریکاتوریستى که هم به درد اینها بخورد و هم بتواند مورد اعتمادشان قرار گیرد، لابد نبوده است، لذا با خودشان کاریکاتورهاى آماده را آورده بودند! در آن اسناد آمده است که ما به بخش هنرى سازمان سیا سفارش کردیم که این چیزها را تهیه کند! اتفاقاً دو سه سال پیش نیز ایتالیایىها کتابى نوشتند که به فارسى هم ترجمه شده است، آنجا هم به وجود بخش هنرى سازمان سیا و فعّالیتهاى گوناگونش اشاره شده است. سیاست، اینگونه از هنر استفاده مىکند.(1/5/1380)



