متن یک سئوال و پاسخ آن درباره بازندگان و برنگان انتخابات خرداد 92 به شرح ذیل است:
سؤال: در برخى تحلیلهایى که این روزها در رسانهها و محافل سیاسى شاهد هستیم، مىگویند در انتخابات 92 اصولگرایى شکست خورد. آیا این تحلیل را شما قبول دارید؟ اصلاً برندگان و بازندگان این انتخابات چه کسانى بودند؟
پاسخ: اگر اصول گرایى را بهمعناى التزام به چهار اصل 1- قبولداشتن انقلاب و نظام اسلامى 2- پایبندى به رهبرى حضرت امام خمینى(ره) و حضرت آیت الله امام خامنهاى (مد ظله العالى) 3-دفاع از جایگاه ولایت فقیه در نظام اسلامى و 4-التزام به قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران بدانیم، قطعاً اصولگرایى در انتخابات یازدهم بار دیگر به پیروزى رسیده است چرا که مشارکت بیش از 72 درصدى مردم در این انتخابات و رأىدادن آنها به یکى از 6 نامزد تأیید صلاحیت شده، در واقع رأى به انقلاب اسلامى، جایگاه ولى فقیه در جمهورى اسلامى ایران و آرمانها و ارزشهاى نظام اسلامى بود. مردمى هم که پاى صندوقهاى رأى آمدند، براى تقویت و ثبات نظام و پیشرفت هرچه بهتر جمهورى اسلامى ایران سر صندوقها حاضر شدند.
اما اگر اصولگرایى را بهمعناى روشها و شیوههاى سیاسى برخى افراد و جناحهاى سیاسى در اداره کشور و یا ادبیات آنها براى بهدستگرفتن قدرت بدانیم، بله در این انتخابات این روشها و شیوههاى سیاسى با عدم اعتماد اکثریت مردم مواجه شد که در این میان جریان اصولگرایى در فرصت بهدستآمده باید به پیرایش و ترمیم نقاط ضعف خود پرداخته و در اولین گام براى انتخابات مجلس که در پیش است، خود را آماده کند و سپس تلاش خود را معطوف انتخابات دوازدهم ریاست جمهورى نماید.
از این منظر، گفتمان اصولگرایى نه تنها شکست نخورده بلکه بهخاطر پیشینهاى که دارد مىتواند یک بازسازى در خود ایجاد کرده و دوباره با پشتوانه قدرت مدنى و با فراگیرى بیشتر به عرصه قدرت رسمى بازگردد.
گفتمان اصولگرایى گفتمان جامعى است که در پیوند با منظومه تمامعیار انقلاب اسلامى مىتواند عطش جامعه را سیراب کند. این گفتمان از هر حیث، چه بهلحاظ مفهوم و تعریف سیاست، چه بهلحاظ نوع نگاه به عدالت اجتماعى و چه بهلحاظ جایگاهى که براى اخلاق و معنویت براى سیاست قائل است، نشأتگرفته از گفتمان انقلاب اسلامى و اندیشههاى امام راحل(ره) است. بنابراین تعبیر شکست، مفهوم بهجایى براى جریان اصولگرایى بهمثابه یک گفتمان نیست.
پیروزى و شکست صورى و انضمامى براى یک گفتمان جامع مفهوم ندارد. اما اگر منظور ما از شکست، کلیت این گفتمان نباشد و افراد و شاخهها و شعبات عینى و انضمامى منتسب به این گفتمان مد نظر باشد، آنگاه صورت مسأله فرق خواهد کرد و در واقع موضوع ما ظهور و افول جریانات منتسب به اصولگرایى و مسأله ما آسیبشناسى این جریانات خواهد بود.
در بررسى موفقیت انضمامى و عینى این گفتمان ریشهدار و جامع نیز مىتوان به پیروزى انقلاب اسلامى و سرنگونى رژیم پوسیده و منحط پهلوى و در کل دیکتاتورى پادشاهى، استقرار نظام جمهورى اسلامى، استقلال سیاسى و موفقیت در دفاع مقدس و سایر موفقیتها اشاره کرد. در دهه اول انقلاب اسلامى، وجه عینى این گفتمان را در حد امکانات و فرصتها و محدودیتهایش لمس کرده و با آن آشنا شدیم. همینکه گفتمان انقلاب اسلامى توانست یک رژیم مستبد با آن ریشه تاریخى را از بین ببرد، یک پیروزى بزرگ و مقدمه و بسترى است براى انتقال این گفتمان به جهانیان. اما در دهه دوم انقلاب و سالهاى بعد از جنگ، از این گفتمان فاصله گرفته شد و توسعه اقتصادى غیرفرهنگى، یکسویه و شتابان در دستور کارمان قرار گرفت. این توسعه اقتصادى جاى خودش را به توسعه سیاسى داد که این توسعه سیاسى نیز در راستاى همان توسعه اقتصادى از سه ویژگى بیگانگى با فرهنگ، غیر جامع و شتابان بودن برخوردار بود و بعد از آن رجعتى به اصل گفتمان انقلاب اسلامى صورت گرفت که البته افرادى فرصتطلب از اقبال مردم به این گفتمان اصیل سوء استفاده کردند و ذائقه عدالتطلبى ملت را تلخ کردند.
البته شکست برخى گروههایى که پرچمدار اصولگرایى هستند در این انتخابات، بهمعناى پیروزى طیف اصلاحطلب نیز نبوده است چراکه رئیس جمهور منتخب مردم در حالى به پیروزى رسید که در همان ابتداى ثبتنام اعلام کرد که مستقل وارد انتخابات شده و شعار وى هم متفاوت با جریانهاى اصولگرایى و اصلاحطلبى، مبتنى بر اعتدال و مبتنى بر تشکیل دولت تدبیر و امید است. البته این نکته کلیدى را یکبار دیگر باید متذکر شد که گفتمان اصولگرایى در این سالها باقى خواهد ماند، خودش را بازتولید مىکند و عرصه مدنى را از آن خود مىکند و بعد از آن هم عرصه سیاسى را متأثر خواهد نمود. بنابراین گفتمان اصولگرایى نه تنها شکست نخورده است، بلکه این اتفاق مىتواند مقدمهاى براى یک آسیبشناسى جدى در این جریان باشد. اما بهدور از برندگان و بازندگان جریانهاى سیاسى در انتخابات یازدهم، اگر بخواهیم از زاویهاى بالاتر به صحنه نگاه کنیم، برندگان و بازندگان انتخابات را مىتوانیم اینگونه برشماریم:
الف) برندگان
اصلىترین برنده انتخابات 24 خرداد مردم ایران است که با حضور بیش از 72 درصدى خود بار دیگر بصیرت سیاسى خویش را به نمایش کشید و در سایه نظام مردمسالارى دینى، براى تعیین سرنوشت خویش پاى به حوزههاى انتخابیه گذاشت و ظرف یکروز برنامههاى طولانىمدت کاخ سفید، جهت کاهش مشروعیت سیاسى از طریق ناکارآمدى اقتصادى را به بنبست کشاند.
دومین برنده انتخابات، «نظام پویا و ماناى جمهورى اسلامى ایران» است که با پایبندى خویش به الزامات مردمسالارى دینى، رقابتى نفسگیر و غیرقابل پیشبینى را با حضور گروههاى مختلف سیاسى رقم زد و بار دیگر نشان داد قادر به برگزارى دموکراتیکترین انتخابات بوده و به نتیجه آن که همان خواست، مردم است، پاىبند است. رهبرى نظام اسلامى را باید بزرگترین برنده انتخابات 92 دانست که با نامگذارى سال جارى «حماسه سیاسى و حماسه اقتصادى» نقشه راه کشور جهت ناکارآمدسازى تحریمهاى غرب از طریق خلق حماسه سیاسى و ایجاد بستر لازم جهت حماسه اقتصادى را ترسیم و با مهارت به مرحله اجرا درآورد.
دستگاههاى متولى انتخابات که با عمل به مر قانون، انتخابات سالمى را به نمایش گذاشتند که عملاً کذببودن ادعاى تقلب در فتنه 88 را اثبات کرد و تلاشها براى بىاعتمادى به نظام را ناکام گذاشتند، رسانههاى جمعى بهویژه رسانه ملى که جهت خلق حماسه سیاسى به ایفاى نقش پرداخته و نقش بهسزایى در کاهش هزینه تبلیغاتى کاندیداها و ایجاد شور و نشاط انتخاباتى داشتند، گروههاى سیاسى که جهت خلق حماسه ضمن ایجاد شور انتخاباتى، نامزدهاى خود را معرفى و براى دستیابى به قدرت جهت حل مشکلات جامعه تلاش کردند، از دیگر برندگان این انتخابات بودند. نامزدهایى که جهت معرفى خود به مردم ساعتها تلاش شبانهروزى بهعمل آورده و با تقبل هزینههاى مالى و سیاسى به تشکیل ستادهاى انتخابات اقدام نمودند، بهویژه آندسته از آقایانى که اصل شکلگیرى حماسه و مشارکت حداکثرى را بر منافع گروهى و شخصى خویش ترجیح داده و ضمن رقابت با حریفان خود، از عدم حضور احتمالى یک جریان بهدلیل نداشتن امید به پیروزى نگران بودند و نامزدهایى که براى پیروزى جریان خود صحنه را ترک کردند تا با افزایش شانس دوستان خود و افزایش احتمال پیروزى آنها در واقع هواداران آنها را به صحنه فراخواندند نیز از دیگر برندگان بودند.
ب) بازندگان:
1-اولین بازنده حماسه 24 خرداد، غرب و ایالات متحده هستند که تصور مىکردند در سایه فشارهاى اقتصادى، مردم ایران حمایت خود از نظام اسلامى را برداشته و پاى صندوقهاى رأى حاضر نخواهند شد. اما مردم ثابت کردند از منظر آنها دو مقوله دین و دنیا، انقلاب اسلامى و معیشت متفاوت بوده و راه تغییر وضع موجود هم به دست خود آنها باید صورت گیرد نه به اراده اجانب.
2- بازنده دیگر انتخابات یازدهم ریاست جمهورى، همه مخالفان و معاندان نظام اسلامى بودند که با اتخاذ راهبرد تحریم، تلاش زیادى کردند تا مردم در پاى صندوقهاى رأى حضور نیابند اما بهوضوح دریافتند که وزن قابل توجهى در ایران امروزى ندارند.
3- سومین بازنده انتخابات را کسانى به خود اختصاص دادند که پس از طرح موضوع تقلب و راهاندازى فتنه88، بارها سخن از ناسالمبودن سازوکارهاى انتخاباتى نظام بهمیان آورده و با تصویر دیوار بىاعتمادى چنین وانمود مىکردند که دیگر کسى در پاى صندوقهاى رأى حضور نخواهد یافت اما کذب ادعاى خود را عملاً اعلام داشته و از دیوار خودساخته عبور کردند.
4- انتخابات 24 خرداد بازنده دیگرى هم داشت و آن کسانى بودند که براى برهمزدن امنیت و آرامش سیاسى و اجتماعى کشور، برنامهریزى کرده و مترصد راهاندازى فتنه دیگرى بودند. برگزارى انتخاباتى ایمن و بدون حاشیه، تمکین همه گروهها و نامزدها به قانون و پذیرش نتیجه انتخابات بدون هرگونه شائبه و اعلام حمایت همگانى از منتخب ملت، رکورد تازهاى از این حیث بر جاى گذاشتند.
5- آخرین بازنده این حماسه هم کسانى بودند که با متوهمکردن خود و نامزدهاى خویش، هم به تخریب رقباى خویش پرداخته و هم از تحلیل شرایط بهویژه شناخت رقیب اصلى بازماندند. البته تحلیل انتخابات یازدهم درسها و عبرتهاى فراوانى دارد که امیدواریم در فرصتهاى آتى بتوانیم به زوایاى آن هرچه بیشتر بپردازیم.
تسنیم



