گروه فرهنگی «سراج24»، تئاتر در طول دوران حیاتش همواره از جامعهای که در آن خلق شده با دیگر جوامع در ارتباط بوده و پویایی و اصالت ارتباطی اش را در مسیر این ارتباط ارتقا داده است.
برگزاری جشنوارههای مختلف تئاتر در سرتاسر جهان زمینه را برای دستیابی به چنین هدفی فراهم میآورد. گروههای نمایشی و جوامع هنری سراسر جهان در واقع از این منظر اندیشه ها و افکارشان را در معرض بازخورد جهانی قرار میدهند، به همین دلیل رشد میکنند، تکمیل میشوند و باعث رشد و تکمیل هم میشوند.
هر زمان که این ارتباط قطع شود هنر و بویژه هنر متکی بر فرایند ارتباطی تئاتر به سرعت در مسیر نابودی و رکود قرار میگیرد.
این مقدمه بهانهای بود که یک بار در سالهایی که پشت سر گذاشتهایم و روزهایی که پیش رو داریم قرار گرفتن تئاتر ایران در سراشیبی سقوط و مرگ تدریجی در بن بست جهانی را یادآوری کرده باشیم. هنوز سالهای زیادی از حضور تئاتر ایران در جشنوارههای جهانی و نیز فعالیت هنرمندان تئاتر ایران در کشورهای مختلف نگذشته است. گروههای نمایشی ما تا همین چند سال پیش به طور مستمر و پیوسته به جشنوارههای مختلف تئاتری اعزام میشدند.
بسیاری از هنرمندان از سوی دانشگاه یا کانونهای تئاتر برای شرکت در همایشهای علمی و هنری دعوت میشدند و تا اندازهای هم برای حضور در این رویدادها مورد حمایت قرار میگرفتند. دستاورد چنین ارتباطی البته هیچگاه آنگونه که انتظار میرفت نبوده است.
اما دست کم تا چند سال پیش میتوانستیم ادعا کنیم برخی فرصتهای لازم برای عرضه تئاتر و تفکر هنری مان را در اختیار داشتیم . میتوانستیم امیدوار باشیم هر چند به صورت مقطعی و نه مستمر ارتباطی با تئاتر دنیا داریم و میتوانیم بیاموزیم و چیزی هم برای عرضه داشته باشیم. دست کم اگر خودمان را نو و تازه نمیکردیم آنچه در تئاتر دنیا اتفاق میافتاد را از نزدیک رصد میکردیم.
دست کم یک یا دو کانون از کانونهای تئاتر مان بود که ارتباطی پیوسته و مستمر با گروههای تئاتری جهان داشت. در چند مقطع و دوره جمعی از هنرمندان جوان در کارگاههای مشترک آموزشی بین المللی حضور داشتند و حتی در بدبینانهترین شرایط اگر چیزی از این مجامع را به کشور نیاوردند خودشان و هنرشان از این موضوع بیبهره نبودند.
اما حالا وضعیت چند سالی است که مسیر ارتباط بین المللی تئاتر را با بن بستی جدی رو به رو کرده که از میان برداشته شدن سدها در آن کم کم دشوارتر میشود و گسست ارتباط بینالمللی بیشتر و بیشتر احساس میشود. حالا متأسفانه چند سالی است ارتباط هنرمندان با جشنوارهها و رویدادهای تئاتر جهان قطع شده و معلوم هم نیست چرا در معدود فرصتهای ایجاد شده هم مدیران جای هنرمندان را گرفتهاند.
مدیران به جای هنرمندان
حالا چند سالی است که به ندرت خبر حضور هنرمند یا گروه نمایشیای را در جشنواره یا همایشی میشنویم. در عوض هر از چند گاهی جمعی از مدیران عازم سفرهایی میشوند که مشخص نیست چه دستاوردی برای تئاتر ما دارد. متأسفانه در شرایط حاضر حتی امکانات و بضاعتهای جشنوارهای مان هم به گونهای نیست که حتی بتوانیم به بهانه انتخاب نمایش برای شرکت در جشنوارهها هم سفرهای گروهی مدیران به آن سوی مرزها را باور کنیم.
تئاتر ما این روزها با مشکلات و اشتباهات بسیاری روبرو است. میتوان این نکته را پذیرفت که در شرایط نامطلوب کنونی قرار گرفتن در مسیر ارتباط فرهنگی میتواند اولویت اصلی نباشد. اما نمیتوان این نکته را هم قبول کرد که اگر فرصتی وجود داشته باشد این مدیران هستند که در اولویت استفاده از موقعیت قرار میگیرند.
مدیران در شرایط کنونی که تقریباً کمترین رضایت شغلی و انگیزه هنری در هنرمندان تئاتر وجود دارد باید اندک فرصتهای ممکن را در اختیار هنرمندان قرار بدهند و در ضمن به فکر ایجاد فرصتهای ممکن برای قرار گرفتن در مسیر ارتباط فرهنگی در چهارراه بینالملل باشند.
تئاتر ما با تمام مشکلات و دشواریهایی که امروز در داخل دارد نباید و نمیتواند ارتباط خود را با دنیا قطع کند. در شرایطی تا همین چند سال پیش این ارتباط به نحو مطلوبی بر قرار بود و قطع شدن آن میتواند تا رسیدن به نقطه قبل هزینه و زمان زیادی را به همراه داشته باشد.
هردولتی که برسرکار بیاید باید ضرورت شکستن بن بست هنرنمایش ایران را در دستور کار قرار دهد و بر اولویت اعزام هنرمندان به جشنوارهها و بینالهای بین المللی به جای مدیران و فهرست بالابلند همراهانشان همت گمارد.



