قیمت سکه و ارز
۱۴۰۵/۰۵/۱۱ - ۱۹:۰۰
از «نگهبانِ تنگه» تا «گروگانِ تنگه»؛

افولِ هیمنه دروغین | ورشکستگیِ راهبردیِ نیروی دریایی آمریکا

مشکلات ساختاری از جمله فرسودگی ناوگان، کاهش شمار شناورها، معوقات انباشته‌شده در تعمیر و نگهداری و خستگی مفرط نیروهای انسانی توان واشنگتن را برای تداوم یک درگیری دریایی طولانی به شدت محدود کرده است

افولِ هیمنه دروغین | ورشکستگیِ راهبردیِ نیروی دریایی آمریکا

به گزارش سراج24؛عملیات تروریستی محور آمریکایی-صهیونی-عربی موسوم به «خشم حماسی» و رویارویی تمام‌قد نظامی با ایران، نقاب از چهره‌ی فرسوده و درمانده‌ی نیروی دریایی ایالات متحده برداشته است.

آن‌چه واشنگتن آن را «حضوری مقتدرانه» در غرب آسیا می‌نامد، در واقع نمایشی از اضمحلال تدریجی قدرتی است که روزگاری بی‌منازعه‌ترین نیروی دریایی جهان بود. ناوگان آمریکا که در حال نبرد با کشوری «هم‌تراز نیست»، اکنون خود به مصداق بارز بحران هژمونی واشنگتن تبدیل شده است.

ناوگانِ کاغذی در برابر ناوگانِ واقعی
بر اساس گزارش‌های منتشرشده، نیروی دریایی آمریکا در حالی خود را برای یک جنگ طولانی مدت آماده می‌کند که زنگ‌های خطر از همه‌سو به صدا درآمده است.

بنیاد «کویینسی» به‌تازگی اعلام کرده که مشکلات ساختاری نیروی دریایی آمریکا از جمله فرسودگی ناوگان، کاهش شمار شناورها، معوقات انباشته‌شده در تعمیر و نگهداری و خستگی مفرط نیروهای انسانی، توان واشنگتن را برای تداوم یک درگیری دریایی طولانی در نزدیکی ایران به شدت محدود کرده است.
از «نگهبانِ تنگه» تا «گروگانِ تنگه»؛ ورشکستگیِ راهبردیِ نیروی دریایی آمریکا و افولِ یک امپراتوری+عکس و فیلم

از «نگهبانِ تنگه» تا «گروگانِ تنگه»؛ ورشکستگیِ راهبردیِ نیروی دریایی آمریکا و افولِ یک امپراتوری+عکس و فیلم


تنها یک نگاه به آمار، عمق فاجعه را آشکار می‌سازد. نیروی دریایی آمریکا که در سال ۱۹۴۵ بیش از ۶۰۰۰ فروند شناور در اختیار داشت، امروز به حدود ۱۸۰ فروند شناور عملیاتی تنزل یافته است.

با این حال، آنچه بیش از همه تکان‌دهنده است، فاصله‌ی میان «ناوگان روی کاغذ» و «ناوگان در دریا» است. گزارش‌ها حاکی از آن است که از ۲۹۲ فروند ناوگان رزمی ایالات متحده، در هفته‌ی پایانی ژوئن تنها ۸۰ فروند در حال حرکت بودند و از مجموع ۲۳۳ ناو جنگی، تنها ۷۲ فروند در مأموریت‌های خارجی به سر می‌بردند.

به بیان دیگر، در یک هفته‌ی معمولی، کمتر از یک‌سوم ناوگان آمریکا مستقر است و تنها یک‌چهارم آن در حال حرکت است. این یعنی ۷۵ درصد از ناوگان، یا در اسکله پهلو گرفته، یا در دست تعمیر، یا مشغول تمرینات محلی هستند.

وقتی یک ناو هواپیمابر، «ابزار قانونی» می‌شود
نمادین‌ترین نمونه‌ی این زوال، ناو هواپیمابر «یواس‌اس نیمیتز» است. این پیرترین ناو هواپیمابر ناوگان آمریکا که آخرین مأموریت خود را در دسامبر گذشته به پایان رسانده، نه به‌خاطر نیاز عملیاتی، بلکه صرفاً به‌خاطر الزام قانونی که ۱۱ ناو هواپیمابر عملیاتی را برای نیروی دریایی تجویز می‌کند، تا مارس ۲۰۲۷ در خدمت نگه داشته شده است.

کارشناسان معتقدند که راکتور این ناو دیگر عمر کافی برای یک مأموریت جدید را ندارد و این شناور عملاً به «ابزاری قانونی با یک عرشه‌ی پرواز» تبدیل شده است. این یعنی یکی از ۱۱ ناو هواپیمابر آمریکا، تنها بر روی کاغذ وجود دارد. در همین حال، تعویض آن نیز دو سال به تأخیر افتاده است.
از «نگهبانِ تنگه» تا «گروگانِ تنگه»؛ ورشکستگیِ راهبردیِ نیروی دریایی آمریکا و افولِ یک امپراتوری+عکس و فیلم

از «نگهبانِ تنگه» تا «گروگانِ تنگه»؛ ورشکستگیِ راهبردیِ نیروی دریایی آمریکا و افولِ یک امپراتوری+عکس و فیلم


این وضعیت اسفبار، تنها نوک کوه یخ است. بنا بر گزارش دیوان محاسبات آمریکا (GAO)، ۷۵ درصد از دوره‌های تعمیر و نگهداری ناوهای هواپیمابر و زیردریایی‌ها با تأخیر به پایان می‌رسند. همچنین حدود ۴۰ درصد از ناوگان زیردریایی‌های آمریکا به‌دلیل مشکلات تعمیر و نگهداری، غیرقابل استقرار هستند.

رکوردی که هیچ ملوانی دوست ندارد بشکند
در خط مقدم این بحران، ناو هواپیمابر «یواس‌اس آبراهام لینکلن» قرار دارد که اخیراً رکوردی تلخ را به نام خود ثبت کرده است: بیش از ۲۰۰ روز متوالی در دریا، بدون حتی یک توقف در بندر. این ناو از نوامبر ۲۰۲۵ پایگاه سن‌دیگو را ترک کرده و از آن زمان تاکنون، به‌جز یک توقف یک‌روزه در گوام در دسامبر، همواره در دریا بوده است.

این رکورد طاقت‌فرسا، که خود خدمه نیز آرزوی ثبت آن را نداشتند،به‌وضوح نشان‌دهنده‌ی فشار بی‌سابقه‌ای است که بر نیروی انسانی و تجهیزات آمریکا وارد شده است. فرمانده عملیات دریایی آمریکا، دریابُد «داریل کادل»، به‌تازگی به سنا اعتراف کرده است که «ارائه‌ی خدمات اسکورت از طریق یک تنگه‌ی مورد مناقشه، از ظرفیت نیروی دریایی برای انجام مؤثر آن فراتر خواهد رفت».
از «نگهبانِ تنگه» تا «گروگانِ تنگه»؛ ورشکستگیِ راهبردیِ نیروی دریایی آمریکا و افولِ یک امپراتوری+عکس و فیلم

از «نگهبانِ تنگه» تا «گروگانِ تنگه»؛ ورشکستگیِ راهبردیِ نیروی دریایی آمریکا و افولِ یک امپراتوری+عکس و فیلم


هزینه‌های سرسام‌آور و چشم‌اندازی مبهم
جنگ با ایران، خزانه‌ی پنتاگون را نیز به سرعت تهی می‌کند. بر اساس گزارش‌های رسمی، این درگیری تاکنون ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه داشته و بودجه‌ی برخی از اقلام کلیدی نیروی دریایی و هوایی آمریکا تا پایان ژوئیه به اتمام خواهد رسید. این در حالی است که حقیقت هزینه‌ها و اتلاف منابع مالی نظامی در این جنگ، قطعا چند برابر این عدد است که البته نظام سانسور و تعدیل سنگینی که در پنتاگون حاکم است، به طور سیستماتیک آمار را تعدیل می کند.

در همین حال، برنامه‌ی موسوم به «ناگان طلایی» برای افزایش تعداد شناورها به ۴۵۰ فروند، حداقل ۲۶۷ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت و ده‌ها سال به زمان نیاز دارد؛ این در حالی است که علیرغم دو برابر شدن بودجه‌ی کشتی‌سازی در دو دهه‌ی اخیر، تعداد شناورهای عملیاتی تغییر چشمگیری نکرده است.
از «نگهبانِ تنگه» تا «گروگانِ تنگه»؛ ورشکستگیِ راهبردیِ نیروی دریایی آمریکا و افولِ یک امپراتوری+عکس و فیلم

از «نگهبانِ تنگه» تا «گروگانِ تنگه»؛ ورشکستگیِ راهبردیِ نیروی دریایی آمریکا و افولِ یک امپراتوری+عکس و فیلم


ایران؛ دشمنی که از «هم‌تراز نبودن» خود سود می‌برد
نکته‌ی جالب توجه آن‌که این زوال چنان عمیق است که حتی در مقایسه با کشوری که واشنگتن آن را «هم‌تراز» نمی‌داند(جمهوری اسلامی ایران)، نیز نمایان می‌شود. تحلیلگران اعتراف می‌کنند که دهه‌ها کم‌سرمایه‌گذاری و اولویت‌بندی‌های متناقض، نیروی دریایی آمریکا را شکننده، بیش‌ازحد تحت فشار و عقب‌افتاده ساخته است. 

ایران نیز به‌خوبی آموخته که تهدید ترافیک دریایی از طریق گلوگاه‌هایی مانند تنگه‌ی هرمز، اهرم فشاری قدرتمند علیه ایالات متحده است و با اولویت‌دهی به توانایی‌های «منع دریایی» شامل مین‌های دریایی، موشک‌های ساحلی و پهپادهای متنوع، به راحتی می‌تواند کشتی‌های غیرنظامی را هدف قرار داده و اقتصاد وابسته به تجارت جهانی آمریکا را با چالش مواجه کند.

مقر ناوگان پنجم در بحرین؛ هدفی که هژمونی آمریکا را لرزاند
تنها در فاصله‌ی ۱۵۰ مایلی سواحل ایران، مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی تروریست آمریکا در منطقه‌ی «الجفیر» بحرین، طی حملات موشکی و پهپادی گسترده‌ی ایران بین اواخر فوریه تا ژوئن ۲۰۲۶، بارها هدف اصابت قرار گرفت. این پایگاه که از سال ۱۹۹۵ میزبان ناوگان پنجم بوده، اکنون چنان آسیب دیده که به‌اعتراف منابع پنتاگون، «قادر به انجام وظایف اصلی خود نیست».

فهرست بلندِ تخریب؛ از مرکز فرماندهی تا تأسیسات سوخت
تصاویر ماهواره‌ای، ویدئوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی و مصاحبه با نظامیانِ فعلی و بازنشسته، پرده از خساراتی برداشته‌اند که پنتاگون ترجیح می‌داده مخفی بماند. لیست دارایی‌های منهدم‌شده‌ی آمریکا در این پایگاه به‌قدری بلند است که فراتر از یک ضربه‌ی تاکتیکی، یک شکست راهبردی را رقم زده است:

ساختمان مرکزی فرماندهی ناوگان پنجم به‌طور مستقیم هدف قرار گرفته و تخریب شده است.
دست‌کم ۱۲ ساختمان دیگر از جمله پادگان‌ها، انبارهای بزرگ و حتی یک مخزن آب آشامیدنی آسیب دیده‌اند.
دو ترمینال ارتباطات ماهواره‌ای از نوع AN/GSC-52B در ساعات آغازین حملات تلافی‌جویانه کاملاً منهدم شده‌اند. هر کدام از این ترمینال‌ها که امکان ارتباط بی‌درنگ نظامی را فراهم می‌کنند، حدود ۲۰ میلیون دلار ارزش دارند.

رادارهای پدافندی پاتریوت، رادار کنترل ترافیک هوایی ناوگان پنجم و سامانه‌ی هشدار زودهنگام سی-رَم (C-RAM) منهدم شده‌اند.

مخازن سوخت طعمه‌ی حریق شده‌اند.
انبارهای قطعات یدکی و تجهیزات نظامی و مرکز فرماندهی و کنترل NSI به‌کلی با خاک یکسان شده‌اند.
زیرساخت‌های بندری، تأسیسات آموزشی و پادگان‌ها آسیب‌های قابل‌توجهی دیده‌اند.
هزینه‌ای که پنتاگون پنهان می‌کند
برآورد نخستین هزینه‌ی بازسازی ساختمان‌های آسیب‌دیده در پایگاه بحرین، حدود ۴۰۰ میلیون دلار برآورد شده است. این رقم صرفاً هزینه‌ی ساخت‌وساز است و شامل هزینه‌های جانبی مانند آواربرداری و مقاوم‌سازی سازه‌ها نمی‌شود که می‌تواند رقم نهایی را به‌مراتب افزایش دهد.
در سطحی گسترده‌تر، مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS) کل خسارت وارده به پایگاه‌های آمریکا در منطقه را بین ۲٫۲ تا ۵٫۱ میلیارد دلار تخمین زده است.

جالب‌تر آنکه پنتاگون از ارائه‌ی آمار رسمی خسارت خودداری کرده است؛ پیت هگزت، وزیر دفاع آمریکا، از برآورد هزینه در جلسه‌ی کنگره سرباز زد و جی هارست، حسابدار پنتاگون، به قانونگذاران گفت که برآورد ۲۹ میلیارد دلاریِ هزینه‌ی جنگ، خسارت وارده به پایگاه‌های نظامی را شامل نمی‌شود.
دولت آمریکا حتی در آوریل ۲۰۲۶ به ارائه‌دهندگان تصاویر ماهواره‌ای تجاری فشار آورد تا دسترسی به تصاویر نشان‌دهنده‌ی ویرانی پایگاه‌های آمریکا را محدود کنند.

تأثیر بر روند افول؛ عقب‌نشینیِ اجباری
این ضربات سهمگین، فراتر از خسارت‌های مادی، پیامدهای راهبردیِ جبران‌ناپذیری برای نیروی دریایی آمریکا داشته است:
نخست، پایگاه بحرین تنها پایگاه دریایی آمریکا در غرب آسیا است که قابلیت پذیرش تمامی انواع کشتی‌های جنگی آمریکا را دارد. تخریب این پایگاه به‌معنای از دست دادن تنها لنگرگاه راهبردی آمریکا در نزدیکی صحنه‌ی درگیری است.
از «نگهبانِ تنگه» تا «گروگانِ تنگه»؛ ورشکستگیِ راهبردیِ نیروی دریایی آمریکا و افولِ یک امپراتوری+عکس و فیلم

از «نگهبانِ تنگه» تا «گروگانِ تنگه»؛ ورشکستگیِ راهبردیِ نیروی دریایی آمریکا و افولِ یک امپراتوری+عکس و فیلم


دوم، حملات ایران نشان داد که پایگاه‌های آمریکا که دهه‌ها پیش ساخته شده‌اند، در برابر زرادخانه‌ی موشکی و پهپادیِ امروز ایران، به‌شدت آسیب‌پذیر هستند.

سوم، این آسیب‌ها مقامات آمریکا را وادار کرده است تا بازنگری کامل در حضور نظامی خود در منطقه انجام دهند. گزینه‌های مطرح‌شده شامل بازطراحی پایگاه بحرین، کاهش نیروها در کویت و عربستان، انتقال برخی کارکردها به غرب منطقه (دور از برد موشک‌ها و پهپادهای ایران)، انتقال مراکز فرماندهی به زیرزمین، و حتی استقرار بخشی از توانایی‌های نظامی در سرزمین‌های اشغالی است.

به‌عبارتی، ایران با حملات خود، نقشه‌ی استقرار نظامی آمریکا در غرب آسیا را برای یک نسل بازنویسی کرده است.
از «نگهبانِ تنگه» تا «گروگانِ تنگه»؛ ورشکستگیِ راهبردیِ نیروی دریایی آمریکا و افولِ یک امپراتوری+عکس و فیلم

از «نگهبانِ تنگه» تا «گروگانِ تنگه»؛ ورشکستگیِ راهبردیِ نیروی دریایی آمریکا و افولِ یک امپراتوری+عکس و فیلم


چهارم، با وجود اذعان پنتاگون به اینکه ایران بیش از ۸۰۰۰ موشک و پهپاد در طول جنگ شلیک کرده است، مقامات آمریکایی به‌طور ضمنی پذیرفته‌اند که استراتژی «حفاظت از نیروها به‌جای ساختمان‌ها» اگرچه از تلفات انسانی گسترده جلوگیری کرد، اما هزینه‌ی سنگینِ از دست دادنِ زیرساخت‌های کلیدی را در پی داشته است.

یک پایگاهِ منهدم‌شده، یک هژمونیِ در حالِ فروپاشی
واقعیت آن است که حملات ایران به مقر ناوگان پنجم در بحرین، چیزی فراتر از یک عملیات نظامیِ موفق بود. این حملات، آسیب‌پذیریِ هسته‌ی سختِ قدرت آمریکا را در معرض دید جهانیان قرار داد. پایگاهی که قرار بود نمادِ حضورِ مقتدرانه‌ی آمریکا در خلیج‌فارس باشد، اکنون به آینه‌ای تمام‌نما از فرسودگی، افول و عقب‌نشینیِ تدریجی یک ابرقدرت تبدیل شده است.
وقتی تنها پایگاه دریایی آمریکا در منطقه، قادر به انجام وظایف اصلی خود نیست، و پنتاگون ناچار است برای نخستین بار پس از دهه‌ها، چینشِ نیروهای خود را در غرب آسیا از نو طراحی کند، این نه یک شکست تاکتیکی، که آغازِ پایانیِ تاریخی برای هژمونی آمریکا در غرب آسیا است.

نتیجه‌گیری؛ پایان یک دوره
واقعیت این است که آن‌چه در تنگه‌ی هرمز می‌گذرد، صرفاً یک درگیری منطقه‌ای نیست؛ این نمایشی آشکار از ناتوانی روزافزون آمریکا در حفظ نقش هژمون خود است. نیروی دریایی که روزگاری نماد بی‌رقیب قدرت آمریکا بود، اکنون در باتلاق تعمیرات معوق، ناوگان فرسوده و نیروهای خسته، دست و پا می‌زند.

اعتراف تلخ فرماندهان ارشد نظامی آمریکا به «فراتر رفتن از ظرفیت‌ها»، دیگر یک پیش‌بینی نیست، بلکه واقعیتی عریان است که پایان دوران یکه‌تازی آمریکا در عرصه‌ی دریاها را به جهانیان اعلام می‌کند. چین اکنون از نظر تعداد شناورهای جنگی از آمریکا پیشی گرفته است و نظم جهانی در حال شکل‌گیری در پس‌زمینه‌ی این افول، نظمی است که در آن جایگاه آمریکا، دیگر در اوج نخواهد بود.

منبع: مشرق
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۳
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••