قیمت سکه و ارز
۱۴۰۵/۰۴/۲۰ - ۱۳:۴۳
رسانه آمریکایی:

آمریکا جنگ را باخت اما ترامپ همچنان از «پیروزی» می‌گوید

شبکه «MS Now» آمریکا در مطلبی نوشت: رئیس جمهوری آمریکا قادر نیست با واقعیت شکست تحقیرآمیزش در جنگ با ایران کنار بیاید؛ موضوعی که به چیزی جز تداوم جنگ و تعمیق خسارت اقتصادی ناشی از آن، منجر نخواهد شد.

آمریکا جنگ را باخت اما ترامپ همچنان از «پیروزی» می‌گوید

به گزارش سراج24؛ این رسانه آمریکایی در این گزارش آورده است: آمریکا و ایران بار دیگر دست به ماشه شده‌اند؛ این دومین (و گسترده‌ترین) دور تنش‌ها از زمان امضای «یادداشت تفاهم» بین دو طرف در ماه ژوئن، محسوب می‌شود.

تنگه هرمز در کانون این درگیری قرار دارد؛ آبراهی حیاتی برای تجارت جهانی که ایران در واکنش به حمله اولیه آمریکا و (رژیم)اسرائیل در ماه فوریه، آن را مسدود کرد. این یادداشت تفاهم بازتاب استیصال آمریکا برای بازگشایی جریان کشتیرانی است؛ یادداشت‌ تفاهمی که بر اساس آن، تهران در ازای تعهد صرف «برای اتخاذ ترتیبات و تمهیداتی جهت عبور امن کشتی‌های تجاری»، امتیازات اقتصادی قابل توجهی از سوی واشنگتن دریافت کرده است.

در سوی مقابل، ایران همواره تاکید کرده که کنترل تنگه هرمز را در اختیار خواهد داشت و برای عبور کشتی‌ها عوارض دریافت می‌کند و این در حالی است که آمریکا و به طور مشخص دونالد ترامپ، رئیس جمهوری این کشور، طوری رفتار می‌کند که گویی تنگه کاملا باز شده و به‌سرعت در حال بازگشت به شرایط عادی پیش از جنگ است.

با این حال، حقیقت این است که وضعیت کاملا خلاف این موضوع را نشان می‌دهد. پس از امضای یادداشت تفاهم، شمار کشتی‌های عبوری افزایش یافت، اما حتی در اوج این روند نیز تعداد آنها کمتر از نیمی از متوسط تردد روزانه پیش از جنگ بود.

به نوشته این رسانه، «کشتی‌ها از حرکت در بخش میانی تنگه هرمز، به دلیل هراس از مین‌های دریایی، خودداری می‌کردند و ایران به آنها دستور داده بود که از مسیر آب‌های ساحلی این کشور عبور کنند و نزد نهادی تازه‌تاسیس تحت عنوان "نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس" ثبت‌نام کنند. در سوی دیگر، آمریکا کشتی‌ها را ترغیب می‌کرد که با حرکت در امتداد سواحل عمان، در سوی مقابل تنگه، آب‌های تحت کنترل ایران را به اصطلاح دور بزنند.

(خبرگزاری رویترز سه‌شنبه هفته گذشته) به نقل از منابع آگاه گزارش داد که یک نفتکش قطری حامل گاز مایع (LNG) و یک نفتکش با پرچم عربستان سعودی در نزدیکی تنگه هرمز آسیب دیده‌اند. آمریکا نیز با ادعای دست داشتن ایران در این حادثه، دور تازه‌ای از حملات علیه مناطقی از جنوب ایران را آغاز و تفاهم نامه میان تهران-واشنگتن را نقض کرد.

به نوشته این رسانه آمریکایی، «دستیابی به یک توافق صلح واقعی زمانی دشوارتر می‌شود که رئیس‌ جمهوری آمریکا دائما درباره واقعیت‌های موجود دروغ بگوید و از دیگران نیز بخواهد همان روایت نادرست را تکرار کنند. این درگیری ممکن است دوباره تشدید شود یا بار دیگر فروکش کند، اما مشکل اصلی همچنان به قوت خود باقیست: نخست شکاف عمیق میان واقعیت‌های میدانی و متن یادداشت تفاهم، و دوم تصورات خیالی دونالد ترامپ. تلاش دولت آمریکا برای وانمود کردن اینکه خیال‌بافی ترامپ واقعیت دارد، واشنگتن را دچار انحراف کرده و دستیابی به صلح را ناممکن ساخته است.»

آمریکا در جنگی که ترامپ آغازگر آن بود، شکست خورد و نه تنها در دستیابی به اهداف اعلام‌شده ترامپ یعنی تغییر رژیم در ایران و تسلیم بی‌قیدوشرط تهران ناکام ماند بلکه حتی موفق نشد تا به هدف جایگزین وی، یعنی وادار کردن ایران به پذیرش محدودیت‌های سختگیرانه هسته‌ای دست یابد.

افزون بر این، آمریکا نتوانست از نظر نظامی مانع مسدود شدن تنگه هرمز به دست ایران شود. این یادداشت تفاهم به معنای تسلیم آمریکا است زیرا واشنگتن عملا حکومت ایران را به رسمیت شناخته، هیچ امتیاز هسته‌ای از تهران نگرفته(جز وعده گفت‌وگو درباره این موضوع در آینده) و در سوی مقابل، پیشاپیش امتیازات اقتصادی ملمومسی را به ایران داده تا تنگه هرمز را باز کند؛ تنگه‌ای که پیش از جنگ نیز باز بود. با این حال، رئیس‌ جمهور آمریکا بی‌وقفه دم از «پیروزی» می‌زند.

صرف نظر از اینکه علت این رفتار ترامپ دروغ‌گویی، توهم، بی‌اعتنایی به حقیقت یا صرفا به‌زبان آوردن هر حرفی که در لحظه خوشایند به نظر می‌رسد، باشد؛ رئیس جمهوری آمریکا با نمایش یک شکست آشکار به‌عنوان پیروزی و تلاش مذبوحانه برای قبولاندن آن به افکار عمومی، صرفا به تداوم درگیری و تشدید خسارت‌های اقتصادی آن دامن می‌زند.

در دوره دوم ریاست‌ جمهوری ترامپ، دستیابی به یک توافق واقعی با آمریکا از قبل هم دشوارتر است چرا که سابقه دروغ‌گویی، عمل نکردن به تعهدات و زیر پا گذاشتن توافق‌ها، اعتبار آمریکا را خدشه‌دار کرده است.

اهمیت این موضوع وقتی پای ایران در میان باشد، دوچندان می‌شود زیرا ترامپ به طور یک‌طرفه و بدون هیچ دلیل موجهی از برنامه جامع اقدام مشترک(برجام)، توافق هسته‌ای دوران اوباما، خارج شد و در ادامه نیز جنگی تجاوزکارانه را آغاز کرد که به کشته شدن(شهادت) شماری از عالی‌ترین مقام‌های ایران، از جمله آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبر این کشور، انجامید.

ترامپ به دفعات مدعی شده که ایران با اعطای امتیازات هسته‌ای موافقت کرده است؛ از جمله هشتم جولای، زمانی که تهران را به نقض یادداشت تفاهم متهم کرد، مدعی شد که «ما توافق کردیم؛ همه موافقت کردند؛ بدون سلاح هسته‌ای.» اما در متن این یادداشت تفاهم، رسیدگی به موضوع هسته‌ای به مذاکرات آینده موکول شده است.

او همچنین مدعی است که آمریکا خلاف دوران اوباما، هیچ پولی به ایران نخواهد داد. به عنوان نمونه، او ۱۸ ژوئن در شبکه اجتماعی وی موسوم به «تروث سوشال/ Truth Social» مدعی شد: «این خبر جعلی است! موفقیت، کاهش قیمت نفت و پیروزی همه آن چیزی است که نصیب آمریکا شده»؛ با این حال، در متن یادداشت تفاهم وعده منافع مالی قابل توجهی به ایران داده شده، آن هم نه در ازای محدودیت‌های هسته‌ای قابل راستی‌آزمایی همانند آنچه در برجام بود، بلکه صرفا در قبال اجازه عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز.

ترامپ مکررا با ادعایی عجیب و مضحک گفته است که ایران «دیگر نه نیروی هوایی دارد، نه نیروی دریایی، نه سامانه‌های پدافندی، نه رادار و تقریبا نه هیچ چیز دیگر.» او همچنین با حمله به رسانه‌ها، آنها را سرزنش می‌کند که چرا با این روایت همراه نمی‌شوند و آن را تایید نمی‌کنند؛ گویی با قلدری و وادار کردن آنها به پوشش مثبت و جانانه، می‌تواند خیال‌بافی‌های خود را به واقعیت تبدیل کند.

این ادعا(نابودی نیروی هوایی و دریایی و ...) آشکارا دروغ و به معنای واقعی کلمه غیرقابل باور است. (اگر ایران هیچ توانمندی نظامی‌ای ندارد، پس آمریکا به چه کسی شلیک می‌کند؟)؛ چنین دروغ‌هایی بیشتر به‌عنوان آزمونی برای سنجش وفاداری و نمایش اقتدار در نظام‌های اقتدارگرا کاربرد دارد.

این رویکرد شاید برای پایگاه سیاسی ترامپ در خاک آمریکا جذاب باشد یا حتی بتواند برای مدتی بازارها را تحت تاثیر قرار دهد، اما به موفقیت آمریکا در قبال ایران هیچ کمکی نمی‌کند. از قضا برعکس است؛ به عبارت دیگر، اصرار دائمی رئیس‌ جمهور آمریکا بر این روایتِ به‌وضوح خیالی، عملا به ضرر آمریکا تمام می‌شود.

البته اظهارات علنی ترامپ تا حدی برای مخاطبان داخلی آمریکا مطرح می‌شود؛ اما ایرانی‌ها می‌دانند که رئیس‌ جمهور آمریکا فرمانده نیروهای مسلح این کشور است. آنها همچنین به وضوح می‌بینند که کاخ سفید، حزب جمهوری‌خواه و رسانه‌های راست‌گرا، هرچه ترامپ بگوید را تایید می‌کنند؛ حتی اگر با گفته‌های قبلی خودش در تضاد باشد.

به نوشته نگارنده، «همچنین، این احتمال وجود دارد که مذاکره‌کنندگان آمریکایی، از جمله جی‌دی ونس، معاون ترامپ، به او دروغ بگویند؛ به ایران امتیاز و وعده اجرای آن را بدهند، اما به رئیس‌ جمهور آمریکا بگویند که به توافق‌های محرمانه‌ای دست یافته‌اند که بیشتر با خیالات او سازگار است.»

ترامپ با تکبر و غلوآمیز اعلام کرد که قیمت نفت دوباره کاهش یافته است؛ اما این کاهش، صرفا واکنش بازار به امضای یادداشت تفاهم بود، زیرا بازارها فرض کرده بودند که آمریکا به آن پایبند خواهد ماند. اما در ذهن ترامپ، کاهش قیمت نفت نتیجه وادار کردن ایران به تسلیم است؛ بنابراین احساس می‌کند که دیگر نیازی نیست به امتیازاتی که وعده داده است عمل کند، چون رفتار بازارها به‌گونه‌ای بوده که گویی اوضاع به حالت عادی بازگشته؛ با این حال، با ازسرگیری درگیری‌ها، قیمت نفت دوباره روند صعودی گرفته است.

هنوز روشن نیست که این اختلال چگونه و چه زمانی پایان خواهد یافت و منظور از پایان، «پایان واقعی» است، نه اینکه صرفا ترامپ اعلام کند همه چیز حل شده و وال‌استریت هم آن را باور کند. به نظر می‌رسد که رئیس جمهور(آمریکا) دیگر ایده‌ای ندارد و همان روش‌هایی را تکرار می‌کند که پیش‌تر نیز نتیجه‌ای در بر نداشتند؛ دست‌کم در دنیای واقعی اینگونه بود؛ البته در دنیای خیالی ترامپ، همه چیز فوق‌العاده پیش رفت!

آمریکا بار دیگر دست به بمباران ایران می‌زند. اما کارزار هوایی و سلسله حملات اولیه که بسیار گسترده‌تر هم بود، نتوانست حکومت ایران را سرنگون کند یا مانع از مسدود شدن تنگه هرمز به دست تهران شود؛ بنابراین، هیچ دلیلی وجود ندارد که انتظار داشته باشیم حملات هوایی محدودتر فعلی نتیجه‌ متفاوتی داشته یا موفق‌تر باشند.

در روایت خیالی ترامپ، این قدرت‌نمایی او بود که ایران را پای میز مذاکره کشاند؛ قدرتی که بخش مهمی از آن، در نمایش‌های تلویزیونی پرسروصدا یا انتشار پیام در شبکه‌های اجتماعی خلاصه می‌شود؛ به همین دلیل، او بار دیگر به توهین و تهدید متوسل شده است.

اوضاع در خلیج فارس برای آمریکا خوشایند نیست و ایران در موضع قدرتمندتری قرار دارد. واکنش رئیس‌ جمهور آمریکا اما، تظاهر به این است که دقیقا عکس این شرایط جریان دارد. مادامی که این رویکرد ادامه داشته باشد، این مناقشه نیز بی‌پایان خواهد ماند.

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۱
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••