قیمت سکه و ارز
۱۴۰۵/۰۳/۳۰ - ۱۱:۰۰

جنگ افروزی آمریکا و افول پترودلار

پیامدهای بحران جاری تنگه هرمز، دلارزدایی را از خطر نظری به تغییر ساختاری تبدیل کرده است و پایان تجارت نفت مبتنی بر دلار دیگر ایده محافل دانشگاهی نیست.

جنگ افروزی آمریکا و افول پترودلار

به گزارش سراج24؛ در دهه‌های اخیر دلار نفتی یا «پترودلار» سنگ بنای هژمونی جهانی آمریکا بوده است. ایالات متحده با اطمینان از اینکه اساسی‌ترین کالای جهان، نفت خام، تنها با دلار قیمت‌گذاری و معامله می‌شود، تقاضای پایدار جهانی برای ارز خود را تضمین کرده است. این موضوع به واشنگتن اجازه می‌دهد تا کسری بودجه بالایی داشته باشد و از تحریم‌ها به عنوان اهرم فشار در سیاست خارجی خود استفاده کند.

آغاز جنگ علیه ایران در فوریه ۲۰۲۶ به عنوان کاتالیزوری، روند دلارزدایی را افزایش داد
اما رویدادهای چهار سال گذشته و به ویژه پیامدهای بحران جاری تنگه هرمز، «دلارزدایی» را از خطر نظری به تغییر ساختاری تبدیل کرده است. پایان تجارت نفت مبتنی بر دلار دیگر ایده محافل دانشگاهی نیست، بلکه به واقعیت میدانی تبدیل شده که ناشی از ارزیابی مجدد خطر جهانی و تعادل قدرت ژئوپلیتیکی است.

هرچند سال‌های اخیر عوامل تأثیرگذار بر دلارزدایی بیشتر شده است، اما این روند با گسترش بریکس و تحریم‌های مالی علیه روسیه از سال ۲۰۲۲، به طور جدی آغاز شد. هنگامی که تولیدکننده بزرگ انرژی از سازوکار اصلی تسویه حساب جهانی حذف شد، پیامدهای ناشی از آن بازیگر مستقل دیگری را ناگزیر به ارزیابی آسیب‌پذیری خود می‌کند. این اقدامات، چین و روسیه را به سمت کاهش وابستگی به دلار سوق داد که طرح فنی و دیپلماتیک آن قابل مشاهده است.

هرچند تلاش‌های نخستین در این روند معمولاً نادیده گرفته می‌شدند، اما اکنون ثابت شده است تجارت بین‌المللی نباید تنها به دلار وابسته باشد. گرچه مقیاس این اقدامات کوچک بود، اما به تدریج مسیرهای پرداخت جایگزین لازم برای حمایت از تجارت کالایی در مقیاس بزرگ و خارج از نفوذ غرب را ایجاد کردند.

از سلطه پترودلار تا نفت یوآنی
آغاز جنگ علیه ایران در فوریه ۲۰۲۶ به عنوان کاتالیزوری، روند دلارزدایی را افزایش داد. بحران تنگه هرمز فراتر از افزایش قیمت جهانی انرژی بود و تهدیدی مستقیم و بی‌سابقه‌ای برای نقش دلار به عنوان واسطه مبادله برای تجارت نفت ایجاد کرد.

در این راستا، چارچوب موازی برای تجارت دریایی در این آبراه پدیدار شده است. ایران مجوز عبور به تعداد اندکی از نفتکش‌های کشورهای دوست داد، مشروط به اینکه پرداخت‌های نفتی و تا سقف ۲ میلیون دلار هزینه‌های اعمال شده ایران، به یوآن چین یا استیبل کوین (stablecoin ) تسویه شود.  این موضوع صرفاً مانور تاکتیکی در جنگ منطقه‌ای نیست، بلکه حمله راهبردی علیه منطق بنیادی پترودلار است.

با گره زدن امنیت فیزیکی و مبادلات غیردلاری، وضعیت کنونی نشان می‌دهد دلار دیگر تنها ارز معتبر برای تجارت انرژی نیست. بدون تردید، ایالات متحده در این موضوع حیاتی شکست خود را نپذیرفته است و دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا تنها به مقابله شفاهی با طرح تهران برخاست.

پیامدهای اقتصادی
برای درک کامل اهمیت ساختار پترودلار برای ایالات متحده، باید نقش اساسی آن را در اقتصاد این کشور دانست. گزارش اخیر دویچه بانک نشان می‌دهد بخش عمده پس‌انداز جهان به دلار است، زیرا معاملات بزرگ به ویژه کالاها، با دلار انجام می‌شود. تسلط ارز آمریکا در تجارت بین‌المللی تا حد زیادی به سازوکار پترودلار نسبت داده می‌شود؛ زیرا نفت معامله شده در جهان با دلار آمریکا قیمت‌گذاری و تسویه می‌شود. این سازوکار مربوط به توافق سال ۱۹۷۴ است که عربستان سعودی موافقت کرد تا نفت خود را با دلار قیمت‌گذاری، مازاد آن را در دارایی‌های دلاری سرمایه‌گذاری و در ازای آن تضامین امنیتی آمریکا دریافت کند.

این ترتیبات دایره‌ای، مزیت فوق‌العاده‌ای به ایالات متحده می‌دهد. همزمان با اینکه مصرف‌کنندگان جهان در ازای واردات انرژی دلار پرداخت می‌کند، این دلارها به سمت تولیدکنندگان برتر در ریاض و ابوظبی سرازیر و سپس، به بدهی واشنگتن تبدیل می‌شد. در ۵۰ سال اخیر، این سازوکار نه تنها هزینه‌های استقراض آمریکا را پایین نگه داشت و نقش دلار را در ارز ذخیره جهانی تثبیت کرد، بلکه به واشنگتن اجازه می‌دهد تا از آن به عنوان اهرم فشار مؤثر در سیاست خارجی خود بهره بگیرد.

گزارش دویچه بانک می‌افزاید، جنگ جاری می‌تواند تغییر در تجارت نفت به سمت ارز چین را با سرعتی بسیار فراتر از برآوردهای پیشین تسریع کند، زیرا اساس چنین تغییری از قبل گذاشته شده است. حتی پیش از شروع درگیری، ایالات متحده دیگر بزرگترین خریدار نفت از غرب آسیا نبود، زیرا انقلاب شیل، ایالات متحده را از نظر انرژی مستقل و در مقابل، عربستان بیش از چهار برابر بیشتر از ایالات متحده به چین نفت صادر کرد؛ ۸۵ درصد نفت خام غرب آسیا نیز به کشورهای این قاره ارسال می‌شود.

در این راستا، عربستان سعودی به پروژه mBridge پیوسته و خطوط مبادله ارزی با چین ایجاد کرده است. پروژه  mBridge، به ریاست بانک خلق چین، نهاد پولی هنگ کنگ، بانک تایلند و بانک‌های مرکزی امارات متحده عربی و عربستان سعودی از فناوری بلاکچین برای تسهیل پرداخت‌ها به وسیله ارزهای دیجیتال بانک مرکزی هر کشور استفاده می‌کند. این سازوکار مستقل از سازوکار بانکداری دلاری آمریکا یا شبکه سوئیفت عمل می‌کند.

این طرح هرچند در مراحل اولیه خود است، اما زیرساخت‌های لازم برای معاملات غیر دلاری از قبل فراهم شده و به همین دلیل حجم قابل توجهی از صادرات نفت روسیه و ایران به دلیل تحریم‌های اعمال شده، با ارزهای ملی مانند روبل، یوآن و روپیه قیمت‌گذاری و تسویه می‌شود. این تغییر توسط سازوکار‌های پرداخت جایگزین و غیردلاری حمایت می‌شود.

گزارش دویچه بانک می‌افزاید، جنگ جاری می‌تواند تغییر در تجارت نفت به سمت ارز چین را با سرعتی بسیار فراتر از برآوردهای پیشین تسریع کند
هرچند زیرساخت‌های تجاری یوآن ایجاد شده بود، اما در شرایط جنگ نیز مورد آزمایش قرار گرفت. اگر این زیرساخت‌ها کاربردی و مقاوم باشند، کشورهای بیشتری را به این سازوکار جذب و «امتیاز ویژه دلار» را زیر فشار قرار می‌دهند. وقتی بانک‌های مرکزی دیگر نیازی به نگهداری ذخایر دلاری برای خرید نفت نداشته باشند، تقاضا برای اوراق خزانه‌داری ایالات متحده احتمالا کاهش یابد و به افزایش هزینه‌های استقراض و تغییر ارزش قدرت خرید داخلی و بین‌المللی دلار منجر شود.

گرچه تحولات اخیر قابل توجه هستند و ظرفیت تغییر معنادار وضع موجود دارند، اما جهان هنوز فاصله زیادی با ایجاد ضربه قاطع به سلطه دلار دارد. دلار نفتی همچنان غالب و هنوز در بیشتر معاملات نفتی جهانی قابل استفاده و ارز ذخیره اصلی جهان است. البته اکنون شاهد آغاز روندی برای پایان سازوکار دلار نفتی و شروع «مرحله گذار» هستیم که احتمالاً سال‌ها یا دهه‌ها طول خواهد کشید.

سناریوهای احتمالی
حذف جزئی دلار به دلیل جنگ آمریکا علیه ایران: محتمل‌ترین نتیجه اینکه جنگ با ایران به عنوان کاتالیزوری برای گذار در رویه‌های ارزی عمل کند. این موضوع کشورهای بیشتری به ویژه در حال توسعه را متقاعد می‌کند برای کاهش خطر‌ها در این مسیر گام بردارند. این موضوع به معنای جدایی کامل از دلار آمریکا نیست، اما می‌تواند به فاصله گرفتن جزئی از آن منجر شود. چنین اقدامی به این کشورها کمک می‌کند تا گزینه‌های خود را متعدد کنند و وابستگی خود را به ارز آمریکا کاهش دهند. اما همچنان آن‌ها را در معرض استفاده از این ارز به عنوان سلاح علیه خود قرار می‌دهد.
گذار انرژی و تضعیف مبادلات نفت مبتنی بر دلار: در تصویر بزرگتر، رویدادهای تنگه هرمز اگر نتواند پترودلار را تضعیف کند، باز عوامل دیگری این روند را تسریع خواهند بخشید. شاید بزرگترین خطر بلندمدت نه تغییر مسیر نفت خلیج فارس از قراردادهای دلاری، بلکه تغییر مسیر جهان از تجارت جهانی نفت باشد.
در یک دهه اخیر بسیاری از اقتصادهای پیشرفته تلاش کرده‌اند تا وابستگی خود را به سوخت‌های فسیلی کاهش دهند. هرچند برخی اقدامات مانند تصمیم اروپا در کاهش واردات انرژی روسیه نتیجه سؤال‌برانگیزی به همراه داشته است، اما بیشتر ابتکارات در راستای چرخش به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر متمرکز بوده‌اند. اکنون بیشتر کشورها به سمت انرژی هسته‌ای نیز سوق یافته‌اند و این موضوع می‌تواند معادله را به طرز چشمگیری تغییر و تقاضا را برای نفت و گاز و در نتیجه برای دلار کاهش دهد.

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۱۸
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••