به گزارش سراج24؛ در طول سالهای نبرد با دشمن صهیونیستی، حزبالله همواره تلاش کرده، قواعد درگیری را براساس اصل «توازن بازدارندگی» مدیریت کند؛ معادلهای که اجازه نمیدهد تجاوزات رژیم بیپاسخ باقی بماند. اما تحولات اخیر نشان میدهد مقاومت وارد مرحلهای فراتر از پاسخهای سنتی شده و اکنون درحال تثبیت معادلهای تازه است: «ترور در برابر ترور» و «فرمانده در برابر فرمانده».
حزبالله، با بهرهگیری از پهپادهای انتحاری، معادله ترورها را آغاز کرده است؛ چراکه این ریزپرندهها به سلاحی کیفی با مزایای تاکتیکی و چهبسا استراتژیک در نبرد با ارتش اسرائیل تبدیل شدهاند. عملیات ۱۸ مه ۲۰۲۶ علیه خودروی فرمانده تیپ ۳۰۰ ارتش اسرائیل در شهرک شومیرا، تنها چند روز پس از انتصاب او، حامل پیامی چندلایه بود؛ پیامی که ابعاد اطلاعاتی، نظامی و روانی آن، بیش از خود عملیات اهمیت دارد. این اقدام در پاسخ به حمله اسرائیل به خودروهای غیرنظامی در جاده ساحلی بیروت – صیدا انجام شد که منجر به شهادت و زخمی شدن شماری از شهروندان لبنانی گردید.
در این مراسم، سرهنگ «آویران الفاسی» بهعنوان فرمانده جدید تیپ ۳۰۰ منصوب شد تا جانشین سرهنگ «عمری روزنکرانتز» شود که پس از دو سال حضور در این پست، به فرماندهی تیپ ۸۲۸ (معروف به تیپ بیسلماخ، تیپ پیادهنظام و مکانیزه مخصوص آموزش و عملیاتهای رزمی) منتقل شده بود.
قابل توجه اینکه ارتش اسرائیل در خبر مربوط به این مراسم در سایت خود، نام سرهنگ «الفاسی» را سانسور کرده بود و این مقاومت بود که هویت او را افشا کرد و قدرت اطلاعاتی بالای خود را در ردیابی جزئیات تغییرات نظامی و چه بسا فراتر از آن، به رخ کشید.
این عملیات بازتابدهنده یک نبرد اطلاعاتی شدید است که مقاومت با چندین شاخص کلیدی آن را به نفع خود پایان داد: فاش کردن هویت پنهان نگهداشته شده، و پاسخ متناسب با آتش و پهپاد به تجاوزات اسرائیل. این بار پاسخ مقاومت تنها به بمباران پایگاهها یا تجمعات نظامی محدود نشد، بلکه مستقیماً به سمت هدف قرار دادن یک فرمانده میدانی مسئول در یک بخش عملیاتی حساس حرکت کرد؛ بخشی که بیشترین اصطکاک را با مقاومت در طول مرزهای لبنان با فلسطین اشغالی دارد.
این موضوع به خودی خود باب احتمال شکلگیری معادله جدیدی را باز میکند که پایه آن «ترور در مقابل ترور» یا دستکم «هدف قرار دادن فرماندهان در مقابل هدف قرار دادن غیرنظامیان» است.
۱) سلاح کیفی و مزایای منحصربهفرد: پهپادهای انتحاری توانایی خود را در دور زدن خطوط پدافندی اسرائیل و پرواز مستقیم برای شکار اهداف متحرک با دقت بسیار بالا به اثبات رساندند. این ابزار به مقاومت قدرت بالایی در شناسایی، تعقیب و ضربه دقیق همراه با انعطافپذیری عملیاتی گسترده، بهویژه در مواجهه با اهداف متحرک میدهد. همچنین این پهپادها به دلیل ناتوانی در عدم شناسایی و قدرت مانور بالا، سیستمهای پدافندی سنتی را مختل میکنند و سلاحی بسیار مناسب برای عملیاتهای ترور یا اهداف کیفی محسوب میشوند.
۲) بازدارندگی متقابل: این عملیات مرحله جدیدی را پایهگذاری میکند که در آن هر فرمانده نظامی اسرائیلی، از لحظه پذیرش مسئولیت، به هدفی فاش شده و تحت تعقیب تبدیل میشود.
۳) توازن اطلاعاتی: مقاومت نشان داد که دارای توان اطلاعاتی گستردهای است که قادر به رصد عمق امنیتی و تحرکات فرماندهان نظامی مسئول است؛ امری که میتواند باب پیامدهای امنیتی و نظامی خطرناکتری را برای رژیم صهیونیستی در آینده نزدیک باز کند. این بدان معناست که مقاومت نهتنها تحرکات واحدهای نظامی را زیر نظر دارد، بلکه تغییرات دقیق فرماندهی در ساختار ارتش را نیز دنبال میکند و با وجود تلاش ارتش اسرائیل برای مخفی کردن نام «الفاسی»، توانایی شناسایی هویت، مسیرها و تحرکات میدانی آنها را دارد.
این مسئله پرسشهای جدی را در نهادهای نظامی اسرائیل درباره حجم نفوذ امنیتی و میزان توانایی مقاومت در ترسیم یک تصویر عملیاتی دقیق از فرماندهان، واحدها و تحرکات مطرح میکند.
همچنین انتخاب دقیق تیپ ۳۰۰ یک جزئیات حاشیهای نیست؛ این تیپ از برجستهترین تشکلهای «لشکر الجلیل» است که مسئولیت مدیریت جنگ با حزبالله را بر عهده دارد و نقشهای محوری در عملیاتهای نظامی اخیر در مرزها ایفا کرده است. در نتیجه، هدف قرار دادن فرمانده آن، هدف قرار دادن مستقیم ساختار فرماندهی است که جنگ را در جبهه شمالی مدیریت میکند و نه صرفاً یک پاسخ تاکتیکی محدود.
عملیات شومیرا را باید نقطه عطفی در مبارزه حزبالله با رژیم صهیونیستی دانست. این عملیات نشان داد حزبالله نهتنها توانسته فناوری پهپادی خود را ارتقا دهد، بلکه موفق شده برتری اطلاعاتی و امنیتی خود را نیز تثبیت کند.
مقاومت امروز درحال انتقال نبرد از مرحله پاسخهای سنتی به مرحلهای پیچیدهتر و دقیقتر است؛ مرحلهای که در آن فرماندهان دشمن، همانند نیروها و تجهیزاتش، بخشی از بانک اهداف مقاومت محسوب میشوند.
در چنین شرایطی، پهپادهای انتحاری تنها یک ابزار نظامی نیستند؛ بلکه بخشی از معادله جدید بازدارندگیاند؛ معادلهای که میتواند توازن وحشت را به سود مقاومت تغییر داده و ارتش اشغالگر را وارد دورهای از فرسایش امنیتی، روانی و اطلاعاتی کند.



