به گزارش سراج24؛ شواهد از آن حکایت دارد که شرکت خودروسازی ایران خودرو زیر فشار شدید ناشی از جنگ، تحریمها و اختلال در زنجیره تأمین، راهبرد «مدیریت خطر» را جایگزین برنامههای توسعه کرده است.
به رغم ادعای داخلیسازی ۹۲ درصدی؛ قطعات حیاتی مانند ۸۵ درصد چیپهای خودرو همچنان وابسته به واردات است.
آمارها نشان میدهد که تولید ایران خودرو در سال جدید با سقوط وحشتناکی مواجه شده و از کاهش ۶۸ درصدی تولید خودروهای سواری، سهم قابل توجهی به ایران خودرو به عنوان بزرگترین خودروساز کشور تعلق دارد. همچنین آمارها نشان میدهد که بیش از ۹۰۰ دستگاه خودروی ناقص در خطوط تولید این شرکت انباشته شده است. این موضوع مستقیماً به کمبود قطعات کلیدی ناشی از اختلال در صنایع فولاد و پتروشیمی و توقف خطوط کشتیرانی در تنگه هرمز مرتبط است .
علاوه بر این، در حالی که خط مونتاژ داخلی با بحران مواجه است، ایران خودرو تلاش میکند از طریق توسعه صادرات (ازجمله برنامه ریزی صادرات تارا و دنا به ارمنستان به عنوان دروازه ورود به اتحادیه اقتصادی اوراسیا و در راستای استفاده از ظرفیتهای موجود در موافقتنامه تجارت آزاد میان ایران و کشورهای اتحادیه اوراسیا)، صادرات قطعات در پوشش همکاری فراسرزمینی (ازجمله همکاری با کارخانه پژو در الجزایر) به حیات اقتصادی خود ادامه دهد.
با وجود این، تحلیلهای مالی و صنعتی، گویای مشکلات عمیقتری در ساختار این شرکت است که بر سایر متغیرها ازجمله کمیت و کیفیت تولید و حتی مدیریت منابع انسانی و مشتری مداری هم تأثیر می گذارد. به عنوان نمونه، امتیاز مالی گروه ایران خودرو (GF Score) در رتبهبندیهای بینالمللی ۳۰ از ۱۰۰ ارزیابی شده که عمدتاً به دلیل نمره صفر در شاخصهای «رشد» و «ارزش گذاری» است. این وضعیت نشانه چشمانداز مالی ضعیف و وابستگی به حمایتهای دولتی است.
همچنین به رغم ادعای داخلیسازی ۹۲ درصدی؛ قطعات حیاتی مانند ۸۵ درصد چیپهای خودرو همچنان وابسته به واردات است. همچنین سیاست جایگزینی قطعات داخلی (که به علل مختلف از کیفیت چندانی برخوردار نیستند) به جای نمونههای خارجی، انتقادات شدید مصرفکنندگان و لقب «خودروهای مرگ» را برای محصولات این شرکت به همراه داشته است.
اصطلاح «بازیهای خطرناک» برای توصیف وضعیت فعلی ایران خودرو انتخابی هوشمندانه است.
این شرکت در شرایط بحرانی پس از جنگ، مسیری را دنبال میکند که میتوان آن را «راه رفتن بر لبه تیغ» نامید: از یک سو خطر مرگ تدریجی در باتلاق زیاندهی و تحریم و از سوی دیگر خطر فروپاشی ناگهانی بر اثر تصمیمات پرتنش سیاسی و مدیریتی.
بر اساس تحلیلی جامع، این «بازیهای خطرناک» در سه جبهه اصلی در حال وقوع است:
۱. قمار انتقال مدیریت به بخش خصوصی (نبرد سهام)
بزرگترین خطر در ساختار مالکیت این شرکت نهفته است. در بهمن ۱۴۰۳، پس از ساعتها کشمکش در مجمع عمومی، مدیریت ایران خودرو رسماً به گروه خصوصی کروز (تأمینکننده قطعات) واگذار شد. این تصمیم گرچه در ظاهر قدمی برای خصوصیسازی است، اما چالشهای زیر را به همراه داشته:
تضاد منافع ذاتی: کروز بزرگترین تولیدکننده قطعات در ایران است. حالا این شرکت هم قطعه میفروشد و هم مدیریت خودروساز را در دست دارد، موضوعی که نگرانی از کاهش کیفیت و افزایش هزینهها را دامن زده است.
جنگ پنهان قدرت: این انتقال با مخالفت شدید وزارت صنعت، معدن و تجارت و شورای رقابت روبرو شد. بلافاصله پس از مجمع، نماد این شرکت در بورس متوقف ماند که نشان از دعوای حقوقی و قضایی پشت پرده دارد و سرمایهگذاران خرد را در بلاتکلیفی نگه داشته است.
۲. قمار بزرگ با جان مردم (کیفیت «تله مرگ»)
مشهورترین «بازی خطرناک» ایران خودرو، قربانی کردن ایمنی به جای سودآوری و فشار تحریم است.
خودروهای ناایمن: خودروهای این شرکت نه استانداردهای ایمنی بینالمللی را دارند و نه قطعات الکترونیکی باکیفیت. مدلهای کهنهای مانند پژو ۴۰۵ هنوز در حال تولید هستند که در محافل بینالمللی به «تله مرگ» معروف شدهاند.
کمبود قطعات و مونتاژ معیوب: پس از جنگ اخیر، زنجیره تأمین فلزات اساسی قطع شد و بیش از ۹۰۰ دستگاه خودروی ناقص در خط تولید باقی ماند. گزارشها حاکی از آن است که برای جبران کمبودها، از قطعات بیکیفیت داخلی یا اصلاحات غیراستاندارد استفاده میشود که خطر آتشسوزی و نقص فنی را افزایش میدهد.
۳. قمار بقا در شرایط سقوط آزاد اقتصادی
اقدامات ایران خودرو در برابر چشم انداز اقتصادی وحشتناک ایران انجام میشود؛ آیندهای که صندوق بینالمللی پول آن را ۶.۱- درصد رشد و تورم ۶۹ درصدی پیشبینی کرده است.
اقتصاددانان ارشد میگویند این شرکت در عمل از لحاظ حسابداری ورشکسته است و فقط به دلیل حمایتهای دولتی و سیستم بانکی هنوز نفس میکشد
تولید در آستانه تعطیلی: آمار تولید فروردین ۱۴۰۵ نسبت به سال قبل ۶۸ درصد ریزش داشته است. این وضعیت به «عدم قطعیت مدیریت شده» معروف است؛ یعنی شرکت فقط به اندازهای کار میکند که به طور کامل ورشکست نشود، نه برای سودآوری .
4. سیاه نمایی از ورشکستگی: اقتصاددانان ارشد میگویند این شرکت در عمل از لحاظ حسابداری ورشکسته است و فقط به دلیل حمایتهای دولتی و سیستم بانکی هنوز نفس میکشد. بدهیهای انباشته شده آنقدر زیاد است که هر لحظه ممکن است سقوط کند.
نتیجهگیری و سناریوی پیش رو
ایران خودرو در حال انجام یک بازی تمامعیار «برد-باخت» است:
اگر موفق شود (با کمک دولت و پایان جنگ)، شاید بتواند تولید را به مدار قبلی بازگرداند؛ اما همچنان با مشکل مزمن کیفیت و رقابتناپذیری مواجه خواهد بود.
اگر شکست بخورد (سناریوی محتملتر با تداوم تحریمها و بحران انرژی)، ادامه این بازیها ممکن است نه تنها به سقوط این غول خودروسازی، بلکه به یک بحران اجتماعی گسترده به دلیل اخراج کارگران و قطع تولید منجر شود.



