به گزارش سراج24؛ کوروش سلیمانی در گفتوگویی در برنامه «من ایرانم» با محمدرضا شهیدیفرد از خاطرات کودکی خود در سالهای آغازین جنگ، نقش فرهنگ همیاری در جامعه ایرانی و اهمیت ادامه فعالیتهای هنری در روزهای دشوار سخن گفت.
او در بخشی از این گفتوگو، با اشاره به سنتهای انسانی در فرهنگ ایرانی، از تجربههای شخصی خود در شهر کرمانشاه و همچنین از یادآوری کودکان قربانی جنگ سخن گفت.
سلیمانی به یکی از سنتهای ریشهدار در فرهنگ ایرانی اشاره کرد و گفت در بسیاری از نقاط کشور، از جادهها گرفته تا روستاها و مسیرهای بین شهری، مکانهایی برای استراحت رهگذران ساخته میشود؛ گاهی یک سقاخانه، یک سایهبان یا حتی درختی که تنها برای آسایش عابران کاشته شده است.
به گفته او، نکته قابل توجه در این سنتها آن است که معمولاً نشانی از بانی یا صاحب آن وجود ندارد. او تأکید کرد همین روحیه بینامونشانِ کمک و مهربانی است که جامعه ایرانی را سرپا نگه داشته است و وقتی گفته میشود «من ایرانم»، در واقع به همین معانی و ارزشها اشاره دارد.
این بازیگر تئاتر در ادامه با اشاره به تجربه شخصی خود از مفهوم «ایران» گفت: برای او این عبارت معنای دیگری نیز دارد. او توضیح داد که مادرش، که نامش «ایران» بوده، حدود بیست روز پیش از آغاز جنگ از دنیا رفته است و نام برنامه «من ایرانم» برای او تداعی خاصی داشته است.
مدیر تئاتر شهر در بخش دیگری از این گفتوگو به نقش هنر در روزهای دشوار اشاره کرد و گفت در چنین زمانهایی نباید فعالیتهای فرهنگی تعطیل شود. به گفته او، جامعه در این شرایط حتی بیشتر از گذشته به خندیدن، دیدار دوستان و ارتباط اجتماعی نیاز دارد.
او در همین زمینه از برگزاری برنامهای در تئاتر شهر خبر داد و توضیح داد که در یکی از برنامهها از اهالی تئاتر دعوت شده تا در لابی سالن اصلی تئاتر شهر گرد هم بیایند. در این گردهمایی علاوه بر دیدار و گفتوگو، از هنرمندانی که خانههایشان دچار خسارت شده بود یاد شد و همچنین یاد کودکان قربانی حادثه میناب نیز گرامی داشته شد.
به گفته او، در آن حادثه بیش از بیست کودک جان خود را از دست دادند؛ کودکانی که اگر زنده میماندند، امروز همسن و سال او بودند. سلیمانی گفت هر سال به یاد آن کودکان میافتد و با خود فکر میکند که اگر زنده بودند امروز چه سنی داشتند و چگونه زندگی میکردند.
او همچنین از فضای پراضطراب آن سالها در شهر کرمانشاه یاد کرد و گفت در دوران کودکی بارها صدای آژیر خطر و عبور هواپیماها را تجربه کرده است. به گفته او، بسیاری از کودکان آن دوران مسیر مدرسه تا خانه را با ترس و دوندگی طی میکردند تا پیش از آغاز بمباران به مأمن خانواده برسند.
سلیمانی با یادآوری آن روزها افزود: «من همیشه به یاد دارم که پشت سرم بمبهای خوشهای به زمین میخوردند. دیوارهای کوچهمان از بس ترکش خورده بود، مثل آبکش شده بود. در همان کوچهی ما چند کودک با بمب خوشهای شهید شدند.»
او که دوران کودکیاش با هراس و اضطراب آن سالها گره خورده، گفت هنوز هم صدای آژیر خطر یا برخی صحنهها برایش تداعیکنندهی خاطرات تلخ است و روح او را میآزارد. به گفتهی این هنرمند، آسیبهای روحی ناشی از جنگ کمتر دیده میشود، اما همچنان در جان بسیاری از مردم آن نسل پابرجاست.
در ادامه گفتوگو، سلیمانی ضمن ابراز همدردی با خانوادههای کودکان قربانی جنگ، تأکید کرد که صبر و پایداری این پدران و مادران نشان از عمق روح ایرانی دارد. او گفت: «نمیدانم این صبر چه عظمتی دارد که بتواند حتی اندکی از آتش دل پدر و مادری را که فرزندش را در جنگ از دست داده، آرام کند. راجع به این رنج اصلاً نمیشود حرف زد.»
سلیمانی در پایان دربارهی نقش هنر در بازسازی روح جمعی جامعه گفت: «هنر و تئاتر باید در چنین روزهایی پناه انسان باشد. وقتی آسیب میبینیم و دلتنگ میشویم، باید بیشتر کنار هم باشیم، بیشتر بخندیم و بیشتر از قبل زندگی را یادآوری کنیم.»
او یادآوری کرد که در برنامههای اخیر تئاتر شهر تلاش کردهاند تا یاد قربانیان جنگ و بلایای انسانی زنده بماند و خاطرهی درد و رنج مردم در قالب هنر روایت شود؛ چراکه به باور او، هنر میتواند از دل رنج، امید بسازد.



