قیمت سکه و ارز
۱۴۰۵/۰۲/۱۴ - ۱۳:۰۰

خلف صالح | درس‌هایی از سیره مدیریتی امام شهید

مجموع ابعاد شخصیتی شهید حضرت امام خامنه‌ای نشان می‌دهد که با رهبری مواجه بوده‌ایم که منظومه‌ای فکری و عملی در حوزه مدیریت و دیانت پدید آورده است؛ منظومه‌ای که هنوز همه زوایایش شناخته نشده و مجال بیشتری برای تبیین و تحقیق می‌طلبد.

خلف صالح | درس‌هایی از سیره مدیریتی امام شهید

به گزارش سراج24؛ رهبر شهید ما شخصیتی کم‌نظیر و چندبُعدی داشت که کلید فهم او «قرآنی بودن» اوست. او با قرآن رشد کرد، با آن مأنوس شد و اندیشه، عاطفه و رفتار و حتی سبک مدیریت‌اش از قرآن سرچشمه می‌گرفت. قرآن برای او صرفاً کتاب تلاوت نبود، بلکه دایره‌المعارفی الهی و نقشه‌ راهی برای فهم فقه، تاریخ، تمدن‌ها، سیره انبیا، آینده جهان و فرجام انسان بود. بر همین اساس، او هم مفسر قرآن بود و هم آشنا به تاریخ پیامبر(ص) و ائمه(ع)، و معتقد بود که قرآن بدون پیامبر و اوصیای معصوم او به‌درستی فهم نمی‌شود.

یکی از جلوه‌های مهم شخصیت او، مدیریت قرآنی و الهام‌گرفته از سیره چهارده معصوم(ع) بود؛ سیره‌ای که عصاره آن را می‌توان در کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» مشاهده کرد. او با مطالعه عمیق و تحلیلی زندگی پیامبر(ص)، حضرت زهرا(س) و دوازده امام(ع)، به گنجینه‌ای از اصول مدیریتی، سیاسی و اجتماعی دست یافته بود و آن را در عمل به‌کار می‌گرفت. تأکید ویژه‌اش بر سیره سیاسی معصومین بود؛ این‌که در هر مقطع تاریخی، چه راهبردهایی برگزیده و چه تاکتیک‌هایی به کار بسته‌اند.

برای آشنایی هرچه بیشتر با شخصیت این فقیه وارسته و رهبر شهید گفتگویی انجام داده ایم با حجت الاسلام والمسلمین عسگر دیرباز، عضو مجلس خبرگان رهبری و استاد حوزه علمیه قم که مشروح آن را در ذیل می خوانید:

سؤال: درباره ویژگی‌های شخصیتی و سیره مدیریتی رهبر شهیدمان، با توجه به این‌که جلساتی با ایشان داشته‌اید، مراوداتی میان شما برقرار بوده و شناختی که از سال‌ها قبل نسبت به ایشان داشته‌اید، چه نکاتی بیش از همه به ذهن‌تان می‌رسد که مایل باشید آن‌ها را برجسته کرده و برای مخاطبان ما بیان کنید؟

در خصوص شخصیت والای رهبر شهیدمان مطالب فراوانی وجود دارد. اکنون در حد فهم بنده و با توجه به مجالی که در اختیار داریم، چند نکته را عرض می‌کنم. شاید مهم‌ترین نکته‌ای که به زعم خودم می‌توانم بیان کنم این باشد که بزرگان حوزه و نیز بزرگان دانشگاه، هر یک ممکن است در یک یا دو حوزه دارای تخصص ویژه‌ای باشند؛ یکی فقیهی بسیار برجسته باشد، دیگری فیلسوفی عالی‌مقام، و دیگری مفسری برجسته در رشته‌های مختلف تخصصی.

اما اگر بخواهیم برای شخصیت رهبر شهیدمان یک کلیدواژه اساسی پیدا کنیم، می‌توانیم بگوییم که ایشان دارای شخصیتی قرآنی بودند. به این معنا که ایشان با قرآن رشد کرده، با قرآن انس گرفته و تمام تفکر، روحیات، عواطف و رفتارهای ایشان منبعث از قرآن بوده است.

در قرآن، فقه وجود دارد؛ تفسیر قرآن را می‌توان مطرح کرد؛ آیات‌الاحکام فقهی در آن موجود است؛ اصول استنباط در برخی موارد از قرآن قابل استخراج است؛ تاریخ را می‌توان از قرآن به دست آورد؛ شناخت تمدن‌هایی که پیش از اسلام وجود داشته‌اند از قرآن حاصل می‌شود؛ سیره انبیا را می‌توان از قرآن دریافت کرد؛ و محورهای متعددی درباره باورهای دینی، آینده جهان و فرجام عالم در قرآن مطرح شده است.

* شخصیتی قرآنی با مدیریتی منطبق با قرآن

قرآن دائرةالمعارفی الهی است که تجلی خداوند متعال در آن ظهور یافته است. از این رو، رهبر عزیز ما که دارای شخصیتی قرآنی بودند، مفسر قرآن نیز به شمار می‌آمدند. از سوی دیگر، ایشان تاریخ را به خوبی می‌شناختند. قرآن بدون پیامبر معنا ندارد و حیات پیامبر، سیره پیامبر، و پس از آن اوصیای پیامبر ـ که ما از آنان به عنوان دوازده امام یاد می‌کنیم ـ مکمل فهم قرآن هستند.

این امامان، اوصیای پیامبر بوده و از سوی خداوند و به معرفی پیامبر تعیین شده‌اند. مقصود از این مطالب آن است که مهم‌ترین کلید فهم شخصیت مقام معظم رهبری، رهبر شهیدمان، این نکته است که ایشان شخصیتی قرآنی داشتند؛ عواطف ایشان قرآنی بود، تفکرشان قرآنی بود و مدیریت‌شان نیز مدیریتی قرآنی به شمار می‌آمد.

در موضوع مدیریت رهبر شهید باید عرض ‌کنم که در یک نگاه کلی می‌توان گفت برخی مدیران هستند که خودشان بسیار فعال‌اند و عملکرد بسیار خوبی دارند، اما در زمینه بسیج اطرافیان و نیروها در مسیر اهداف مدیریتی‌شان چندان توانمند نیستند. در حالی که مدیر، علاوه بر آن‌که باید شخصیتی ژرف‌نگر، دوراندیش، اهل ساماندهی، نظارت، کنترل و ساختارسازی باشد ـ ویژگی‌هایی که در اصول مدیریت مطرح می‌شود ـ باید توانایی بسیج دیگران را نیز در جهت اهداف مورد نظر خود داشته باشد.

* رهبری که افراد را می‌شناخت و ظرفیت‌ها را برای انقلاب بسیج می‌کرد

در این زمینه، این هنر را مقام معظم رهبری به‌خوبی دارا بودند. ایشان نخست افراد را به‌درستی می‌شناختند، به رفتارها و موضع‌گیری‌های شخصیت‌های مطرح در جامعه توجه داشتند و آن‌ها را به‌طور مستمر رصد و تحت نظر قرار می‌دادند. بدین ترتیب به جمع‌بندی دقیقی درباره شخصیت‌ها می‌رسیدند و از توانایی‌های آنان در مسیر پیشبرد اهداف انقلاب بهره می‌گرفتند. این، یکی از توانایی‌های برجسته ایشان بود.

توانایی دیگر ایشان در حوزه مدیریت این بود که صرفاً به ادامه آنچه از دیگران به ارث رسیده بسنده نمی‌کردند. گاه مدیران تنها همان الگوهای پیشین را دنبال می‌کنند، اما ایشان به مفاهیم بدیع، اصول جدید و خلاقیت در مدیریت توجه ویژه داشتند. اساساً هنر مدیریت در خلاقیت نهفته است، زیرا در اداره امور، همواره ممکن است با صحنه‌ها و وضعیت‌های جدید و بدیعی مواجه شویم و گاه لازم است در کوتاه‌ترین زمان ممکن، بهترین راه‌حل ارائه شود. این امر زمانی امکان‌پذیر است که مدیر از قدرت خلاقیت برخوردار باشد و تنها به آنچه از دیگران به ارث رسیده اکتفا نکند؛ هرچند آن تجربه‌ها می‌تواند مفید باشد، اما مهم آن است که خلاقیت نیز در جای خود به کار گرفته شود.

* «انسان دویست و پنجاه ساله» عصاره نگاه به جامع به معصومین(ع)

نکته سومی که می‌توانم عرض کنم این است که به دلیل انس و فعالیت مستمر ایشان در زمینه سیره پیامبر اکرم(ص)، ائمه معصومین(ع) و به‌طور کلی سیره چهارده معصوم، اگر بخواهیم تجسم عملی مدیریت اسلامی را مشاهده کنیم، می‌توانیم آن را در سیره پیامبر اکرم، امیرالمؤمنین(ع)، امام حسن مجتبی(ع)، امام حسین(ع)، حضرت صدیقه طاهره(س) و تا امام دوازدهم(عج) به روشنی ببینیم. یکی از اقداماتی که رهبر شهیدمان انجام دادند و بخش قابل توجهی از عمر شریف خود را به‌طور مستمر در این مسیر صرف کردند، پرداختن عمیق و مداوم به سیره پیامبر اکرم(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س) و ائمه اطهار(ع) بود.

کتاب «انسان دویست و پنجاه ساله» را می‌توان عصاره فعالیت‌های ایشان در این حوزه دانست. فردی که با صحنه‌های گوناگون حیات پیامبر اکرم(ص) ـ از دوران پیش از هجرت تا پس از هجرت، جنگ‌های پیامبر، امور خانوادگی ایشان، شیوه پرورش اصحاب، روابط بین‌المللی پیامبر، اخلاق ویژه و سعه صدر ایشان و میزان صبر و استقامت در برابر ناملایمات ـ آشنایی عمیق داشته باشد و سپس به سیره امیرالمؤمنین(ع) و سایر ائمه اطهار علیهم السلام بپردازد؛ چه در سال‌هایی که در کنار دیگران بودند و مسئولیت مستقیم اداره جامعه را بر عهده نداشتند و چه در سال‌هایی که عهده‌دار اداره اجتماع بودند، و همچنین سیره همه دوازده امام و چهارده معصوم را مورد بررسی قرار دهد، به این نکته می‌رسد که جامعه همواره در حال تحول است و مدیر جامعه، برای اداره صحیح آن در مواجهه با صحنه‌های جدید، باید از توانایی بالای مدیریتی برخوردار باشد.

* تأکید رهبر شهیدمان به‌طور ویژه بر سیره سیاسی معصومین بود

کسی که سیر عمیق و تحلیلی در سیره معصومین داشته باشد، به‌ویژه با نگاه خاصی که رهبر شهیدمان به این موضوع داشتند، می‌تواند از آن گنجینه‌ای عظیم بهره ببرد. ممکن است برخی تنها به سیره اخلاقی ائمه توجه کنند که البته ارزشمند است؛ یا به سیره خانوادگی، عبادی و اقتصادی ایشان بپردازند که همه این‌ها اهمیت دارد. اما تأکید رهبر شهیدمان به‌طور ویژه بر سیره سیاسی معصومین بود؛ این‌که پیامبر اکرم(ص)، حضرت صدیقه طاهره(س) و دوازده امام(ع) در صحنه‌های مختلف اجتماعی چه خط‌مشی سیاسی‌ای داشته‌اند، از چه راهبردهایی استفاده کرده‌اند و چه تاکتیک‌هایی را به کار گرفته‌اند.

کسی که این دویست و پنجاه سال تاریخ را به‌صورت عمیق و تحلیلی مورد بررسی قرار دهد، می‌تواند دریایی و اقیانوسی از اصول و شیوه‌های مدیریتی را از آن استخراج و استنتاج کند. بر این اساس، در هر موقعیتی و برای هر دوره‌ای که ممکن است پیش آید، می‌توان سرنخ‌هایی از سیره ائمه اطهار برای بهره‌گیری، استنباط و به‌کارگیری به دست آورد. رهبر شهیدمان در این زمینه نیز از توانایی بالایی برخوردار بودند و استفاده‌های بسیار اساسی و دقیق از این معارف می‌کردند؛ به‌گونه‌ای که می‌توان شواهد و نمونه‌های فراوانی برای این موضوع ارائه داد.

* ایستادگی شجاعانه و مستمر در برابر ظالم و استکبار

جهت دیگری که می‌توان درباره ایشان مطرح کرد این است که با تأمل در همین سیره پیامبر و ائمه اطهار، به‌روشنی می‌توان دید که یکی از ویژگی‌های بسیار برجسته شخصیت ایشان، ایستادگی شجاعانه و مستمر در برابر ظلم، ستم و استکبار تا آخرین لحظه بود.

ممکن است فردی در مقطعی از زندگی اهل مبارزه باشد و سپس با افزایش سن، از آن کناره‌گیری کند؛ یا کسی در برخی صحنه‌ها شجاعت از خود نشان دهد، اما به‌تدریج آن روحیه را از دست بدهد. در مقابل، فردی که استمرار در مبارزه داشته باشد، با شجاعت به مبارزه ادامه دهد و بتواند در برابر حریف ایستادگی کرده و او را شکست دهد، دارای ویژگی ممتاز رهبری است.

بارها شنیده‌ایم که دشمنان اسلام و استکبار جهانی طرح‌ها و ترفندهایی را طراحی می‌کردند، اما رهبر شهیدمان با یک سخنرانی یا یک موضع‌گیری دقیق، تمامی نقشه‌های آنان را نقش بر آب می‌ساختند. در داخل کشور نیز توطئه‌های گوناگونی صورت می‌گرفت که ایشان با تشخیص به‌موقع و دقیق این‌که در چه زمانی باید چه موضعی اتخاذ شود، چه مطلبی بیان گردد و چگونه مدیریت صورت گیرد، آن‌ها را خنثی می‌کردند. مقصود این است که روحیه استکبارستیزی و استقامت در این مسیر به‌صورت مستمر در ایشان وجود داشت و در همین راه نیز به مقام شهادت نائل آمدند.

* ورود مستقیم رهبر شهید به برخی موضوعات مهم

نکته دیگری که مایلم عرض کنم این است که در برخی صحنه‌ها، با توجه به اهمیت مسائل پیش‌آمده، رهبر شهیدمان شخصاً وارد میدان می‌شدند و مدیریت را به‌صورت مستقیم و میدانی بر عهده می‌گرفتند؛ یعنی مدیریت در صحنه و در متن حوادث. در این زمینه به دو نمونه اشاره می‌کنم.

نخست، وقایع سال هشتاد و هشت است. در آن مقطع، احزاب، گروه‌ها و جریان‌های مختلف وارد میدان شده بودند و هر یک مطالب و دیدگاه‌هایی داشتند و انتظاراتی را از رهبری مطرح می‌کردند. رهبر شهیدمان همه سران و افرادی را که داعیه‌ای داشتند و سخنی برای گفتن مطرح می‌کردند، دعوت کردند. در جلسه‌ای که تشکیل شد، صراحتاً فرمودند: «من مدیر این جلسه هستم و شخصاً آن را اداره می‌کنم.» و همین‌گونه نیز عمل کردند. سخنان حاضران را شنیدند، به آن‌ها پاسخ دادند و راه‌حل‌ها را ارائه کردند. در مواردی که لازم بود، با صراحت اعلام کردند که برخی پیشنهادها نادرست است؛ از جمله این‌که تیمی از کشوری خارجی برای اعتبارسنجی و نظارت بر انتخابات کشور وارد عمل شود. ایشان تصریح کردند که این اقدام نادرست است، زیرا جمهوری اسلامی ایران خود دارای دستگاه‌های نظارتی متعدد و معتبر است که می‌توانند تشخیص دهند انتخابات به‌درستی برگزار شده یا خیر و نیازی به دخالت بیگانگان وجود ندارد. در این مواضع، ایشان با استدلال منطقی، قاطعانه و اقناع‌کننده ایستادگی کردند.

* رهبر شهید هیچگاه از موضع تحکم با دانشجویان صحبت نمی کرد

نمونه دیگر، دیدارهای ایشان با دانشجویان بود که گاه چندین ساعت، دو تا سه ساعت، به طول می‌انجامید. دانشجو، به‌ویژه با روحیه جوانی، علاقه‌مند به طرح پرسش و انتقاد است؛ چراکه خود را مطالبه‌گر می‌داند و با دیدن هرگونه ناهنجاری یا کاستی در عملکرد مسئولان، به‌سرعت اعتراض می‌کند. رهبر شهیدمان با دقت به سخنان آنان گوش می‌دادند. در مواردی که انتقاد وارد بود، آن را می‌پذیرفتند و در جاهایی که نیاز به توضیح و رفع ابهام وجود داشت، با صراحت و شفافیت توضیح می‌دادند.

ممکن بود دانشجویی پس از خروج از جلسه همچنان با برخی فرمایش‌های رهبری موافق نباشد، اما نکته اساسی این بود که رهبر هرگز از موضع تحکم و این‌که «من رهبرم و شما باید تسلیم باشید» وارد نمی‌شدند، بلکه همواره بر پایه منطق و استدلال پیش می‌رفتند و می‌کوشیدند مخاطب را قانع کنند. این خود یکی از جهات برجسته در شیوه مدیریتی ایشان بود.

نمونه دیگر، نقش‌آفرینی ایشان در جریان جنگ دوازده‌روزه بود که در آن مقطع نیز شخصاً در میدان حضور داشتند و فرماندهی جنگ را بر عهده گرفتند. این نیز یکی دیگر از جلوه‌های مدیریت میدانی ایشان به شمار می‌آید.

این استقامت ایشان در پایبندی به خط‌مشی‌ها از ویژگی‌های برجسته مدیریتی‌شان بود. البته ایشان قائل به بررسی، نقد و حتی تعدیل خط‌مشی‌ها بودند و در موارد خاص امکان استثنا را نیز منتفی نمی‌دانستند، اما تأکید داشتند که چنین تصمیم‌هایی نیازمند بررسی کارشناسی است و نمی‌توان در همان جلسه و به‌صورت فوری درباره آن‌ها تصمیم‌گیری کرد.

* تأکید همیشگی بر پیگیری امور توسط مدیران

آخرین جهتی که مایلم به آن اشاره کنم ـ و تلاش می‌کنم وقت زیادی نگیرد ـ مسئله پیگیری ایشان در امور بود. بارها به این نکته اشاره شده است که هر سال در ایام هشتم شهریور، هم‌زمان با سالگرد شهادت شهیدان رجایی و باهنر و در هفته دولت، کابینه‌های مختلف در دولت‌های گوناگون به محضر مقام معظم رهبری، رهبر شهیدمان، شرفیاب می‌شدند.

علاوه بر این‌که ایشان همواره تحلیل دقیقی از وضعیت ارائه می‌دادند، توصیه‌هایی نیز مطرح می‌کردند. اگر توصیه‌های رهبری را در دیدارهای بیست‌ساله با هیئت دولت بررسی کنیم ـ به‌گونه‌ای که فرضاً در هر دیدار ده توصیه مطرح شده باشد ـ و ببینیم کدام توصیه‌ها تکرار شده و کدام‌ها تکرار نشده است، مشاهده می‌کنیم که برخی از این بندها تکراری بوده‌اند. این تکرار نشانه آن است که یک مسئله همچنان به‌طور کامل حل نشده بوده است؛ شاید دولت در آن زمینه تا حدی اقدام کرده، اما یا عملکرد ضعیف بوده یا کار به سرانجام نرسیده و رهبری همچنان ضرورت می‌دیده‌اند که آن موضوع مورد تذکر و پیگیری قرار گیرد. ایشان به این منطق پایبند نبودند که «دو یا سه بار گفته‌ام و دیگر کافی است»، بلکه اعتقاد داشتند که این امور باید تا حصول نتیجه پیگیری شود.

یکی از هنرهای اساسی مدیریت، همین پیگیری است. خود رهبر شهیدمان نیز در مواردی به‌صراحت بر این نکته تأکید کرده بودند که اگر مدیری اهل پیگیری باشد، نود درصد موفقیت او تضمین می‌شود. در مقابل، مدیری که صرفاً یک‌بار دستور دهد و سپس به دلیل مشغله‌های فراوان، آن را به فراموشی بسپارد، نمی‌تواند انتظار داشته باشد کارها به نتیجه برسد؛ چراکه در چنین شرایطی، مجریان نیز ممکن است پیگیری لازم را نداشته باشند و امور در میانه راه متوقف شود، تا زمانی که مدیر به‌طور اتفاقی به یاد آورد که پیش‌تر دستوری صادر کرده است.

رهبر شهیدمان چنین رویکردی نداشتند. بارها پیش می‌آمد که تصریح می‌کردند: «این کار را گفته بودم، اما انجام نشده است»، در حالی که خود ایشان پیگیری لازم را نیز انجام داده بودند، هرچند به دلایلی مانند وجود موانع یا شرایط خاص، اجرای آن به نتیجه نرسیده بود.

مقصودم این است که اگر بخواهیم درباره شیوه مدیریت رهبری کتاب بنویسیم، امکان نگارش آثار متعدد وجود دارد. یکی از دوستان در خصوص دیدگاه‌های رهبری درباره حضرت حجت(عج) و موضوع مهدویت نقل می‌کرد که حدود ششصد صفحه مطلب گردآوری کرده است؛ مطالبی که به‌طور دقیق شامل فرمایشات ایشان درباره ابعاد مختلف امام زمان(عج)، ظهور و مهدویت بوده است.

این نشان می‌دهد که ایشان در هر حوزه‌ای، از جمله مدیریت، دارای منظومه فکری منسجم و قابل بررسی بوده‌اند و درباره شیوه و الگوی مدیریتی ایشان نیز آثار و کتاب‌هایی تدوین شده است. مقصودم آن است که با شخصیتی کم‌نظیر و استثنایی روبه‌رو بوده‌ایم. هرچند فقدان ایشان خسارتی بزرگ است و خون ایشان موجب بیداری و بعثت مردم شد، اما همچنان ابعاد ناشناخته فراوانی از شخصیت ایشان باقی مانده است که پرداختن به آن‌ها نیازمند فرصت‌ها و مجال‌های بیشتری است تا بتوان درباره آن‌ها بیش از این سخن گفت.

سؤال: با توجه به اینکه جنابعالی از اعضای محترم مجلس خبرگان هستید، بسیاری از مخاطبان ما علاقه‌مندند نکاتی را در خصوص نحوه انتخاب رهبر سوم انقلاب، حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، از زبان شما بشنوند. البته برخی از اعضای خبرگان نیز پیش‌تر در این زمینه توضیحاتی ارائه کرده‌اند. چنانچه نکته‌ای درباره آن جلسه یا شیوه انتخاب وجود دارد، در خدمت شما هستیم.

در این خصوص، مایل هستم دو نکته را عرض کنم که به نظر من دارای اهمیت است.

نکته نخست آن است که مجلس خبرگان با دقت و وسواس فراوان بررسی کرد تا ببیند اوصاف و شرایطی که در قانون اساسی برای مقام رهبری ذکر شده است، در میان کسانی که صلاحیت قرار گرفتن در جایگاه رهبری را دارند، تا چه حد وجود دارد و در چه اندازه‌ای قابل تحقق است.

این سنجش و ارزیابی هم به‌صورت فردی و هم به شکل مشورتی و گروهی انجام شد. واقعاً در این زمینه، با توجه به جایگاه و نقش رهبری در جامعه اسلامی ما و در میان کشورهای اسلامی، نهایت دقت، ژرف‌نگری و وسواس به خرج داده شد و کوچک‌ترین مسامحه‌ای صورت نگرفت.

نکته دوم که از نظر بنده بسیار مهم است، این می‌باشد که همان‌گونه که دل‌های مردم، بدون آن‌که بسیاری از آنان حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای را دیده یا سخن ایشان را شنیده باشند، به ایشان معرفت و شناخت پیدا کرد، اعضای مجلس خبرگان نیز به لحاظ محبت و معرفت، در کنار بررسی و تطبیق شرایط، چنین شناختی یافتند. همان آقا امام زمانی که محبت و معرفت نسبت به نائب خود را در دل‌های مردم و حتی ملت‌های دیگر قرار داد، در دل‌های اکثریت اعضای مجلس خبرگان نیز آن محبت و معرفت را نهاد.

این امر منافاتی با بررسی عقلی و کارشناسی ندارد. این‌که ذهن‌ها درگیر شود و روش کار مطرح گردد، طبیعی است. بنده در دوره چهارم و پنجم مجلس خبرگان حضور داشته‌ام و اکنون نیز در دوره ششم هستم. در دوره پنجم، یکی از اعضا چند دقیقه دربارۀ شخصیت حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای سخن گفت و سایر اعضای خبرگان فقط شنیدند، بی‌آن‌که واکنشی نشان دهند؛ نه موافقتی و نه مخالفتی. چون همگان در اندیشه این بودند که دعا کنند عمر باعزت رهبری شهید انقلاب طولانی باشد و پرچم انقلاب را به دست حضرت ولی‌عصر (عج) بسپارند و ظهور ایشان تعجیل یابد.

* محبت قلبی به رهبر جدید به عنایت امام زمان(عج) در دل‌ها نهاده شد

در آن فضای فکری، کمتر کسی به جانشینی می‌اندیشید؛ هرچند در پس ذهن همه این واقعیت وجود داشت که روزی فرا خواهد رسید و باید برای آن تدبیر کرد. خود رهبر شهید نیز در دیدار با اعضای خبرگان گاه به این موضوع اشاره داشتند و تأکید می‌کردند که وظیفه اصلی شما همین امر است.

در کنار آن وسواس و دقتی که برای تطبیق شرایط و اوصاف عالی رهبری صورت گرفت، معرفت و محبت قلبی نسبت به حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای نیز که به عنایت امام زمان (عج) در دل‌ها نهاده شد، موجب شد اکثریت قاطع اعضای خبرگان بر این انتخاب استوار باشند. بنده جز این حقیقت، توضیح دیگری برای آن اجماع نمی‌بینم.

البته دیگرانی نیز مطرح بودند که نمی‌خواهم نام ببرم؛ آنان نیز شخصیت‌هایی برجسته و شایسته بودند، اما اعضای خبرگان، با توجه به رجحان‌های شخصیتی، فقاهتی، اجتهادی و مدیریتی، حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای را برگزیدند و اکثریتی بسیار قوی بر این نظر مصر بودند. گرچه برخی افراد تلاش کردند اشخاص دیگری را مطرح کنند و چنین کردند، اما خبرگان بر تشخیص اولیه و اجماع خود پایدار ماندند تا آن‌که در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان، در شب قدر، آن تأیید الهی و «برات» به آنان و ملت شریف ایران، توسط حضرت ولی‌عصر (عج)، عطا شد.

 

 

 

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۱۵
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••