به گزارش سراج24؛در سال ۲۰۰۳، زمانی که ایالات متحده درگیر جنگهای عراق و افغانستان بود، یک شرکت نرمافزاری به نام پالانتیر در پالو آلتو کالیفرنیا تأسیس شد.
نام این شرکت برگرفته از «پالانتیر»ها، سنگهای جادویی در ارباب حلقههای تالکین است که برای دیدن و ارتباط با نقاط دوردست به کار میرفتند. مؤسسان این شرکت - پیتر تیل، الکس کارپ، استیون کوهن و جو لانسدیل و بعدا استفن کوهن به تیم رهبری اضافه شد- شرکتی را پایهگذاری کردند که در نهایت به «سیستم عامل» بخش بزرگی از ارتش و جامعه اطلاعاتی آمریکا تبدیل خواهد شد. جالب، و البته نه مطلقا غیرمنتظره، است که هر 4 عضو تاسیس و هدایت پالانتیر، یا به طور کامل(هر دو والد)، یا از جانب مادری، خون یهودی در رگ دارند.

از بالا راست: آلکس کارپ، پیتر تیل از بالا چپ: استفن کوهن، جو لانسدیل
پیتر تیل، میلیاردر آلمانی-آمریکایی که پیشتر بهعنوان یکی از بنیانگذاران شرکت پیپال شهرت یافته بود، از اولین سرمایهگذاران اصلی پالانتیر بود و بعدها شرکت سرمایهگذاری او، «تیل کپیتال»، به یکی از قدرتمندترین بازیگران حوزه فناوری نظامی تبدیل شد. آنچه امروز شاهد آن هستیم، ظهور یک «کمپلکس نظامی-صنعتی-فناوری» است که در آن شرکتهای خصوصی وظایف حاکمیتی دولتها را به دست گرفتهاند و پیتر تیل و پالانتیر در قلب این تحول قرار دارند.

بخش اول: از کمک به سیا تا مغز متفکر ارتش آمریکا
ردگیری بن لادن و شهرت اولیه
در اوایل فعالیت خود، پالانتیر عمدتاً در سایه و با مشتریان دولتی بسیار محدود کار میکرد. اولین موفقیت بزرگ این شرکت - که بعدها بهطور عمومی تأیید شد - کمک به سیا برای شناسایی موقعیت اسامه بن لادن، رهبر القاعده بود. پالانتیر با تحلیل حجم عظیم دادههای اطلاعاتی، نقاط احتمالی اختفای بن لادن را شناسایی کرد و در نهایت، تیمهای ویژه نیروی دریایی آمریکا در سال ۲۰۱۱ توانستند او را در پاکستان هدف قرار دهند. این موفقیت چنان در جامعه اطلاعاتی آمریکا تأثیرگذار بود که یعقوب هیلبرگ، مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا، پالانتیر را «تاجر اسلحه قرن ۲۱» خواند.
پالانتیر از آن زمان به یکی از مهمترین تأمینکنندگان نرمافزار برای ارتش، آژانسهای اطلاعاتی و نهادهای امنیتی آمریکا تبدیل شده است. این شرکت با نهادهایی همچون سیا، آژانس امنیت ملی (NSA)، افبیآی (FBI)، وزارت امنیت داخلی (DHS)، نیروی دریایی، هوایی، تفنگداران دریایی و فرماندهی عملیات ویژه همکاری میکند.
قرارداد ۱۰ میلیارد دلاری با ارتش آمریکا
در اوت ۲۰۲۵، پالانتیر بزرگترین قرارداد تاریخ خود را به امضا رساند: یک قرارداد ۱۰ ساله به ارزش ۱۰ میلیارد دلار با ارتش آمریکا. این قرارداد ۷۵ قرارداد جداگانه پیشین را در یک توافق جامع ادغام میکند و هدف آن تسریع تحویل قابلیتهای هوش مصنوعی به یگانهای نظامی در خط مقدم است. ارتش آمریکا اعلام کرد که این توافق «نمایانگر گامی محوری در تعهد ارتش به مدرنیزاسیون قابلیتها» است و به حذف هزینههای اضافی قراردادهای متعدد و تسریع فرآیندهای تدارکاتی کمک خواهد کرد.

لئو گارسیگا، مسئول ارشد فناوری اطلاعات ارتش آمریکا، این توافق را بهعنوان «چارچوبی جامع برای نیازمندیهای نرمافزاری و دادهای آینده ارتش» توصیف کرد. بر اساس این توافق، ارتش میتواند تا سقف ۱۰ میلیارد دلار طی یک دهه از محصولات پالانتیر خریداری کند، هرچند این سقف یک تعهد الزامآور نیست بلکه حداکثر ارزش بالقوه قرارداد را نشان میدهد.
به گزارش آکسیوس، دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، در یک نشست هوش مصنوعی درباره این قرارداد گفت: «ما چیزهای زیادی از پالانتیر میخریم.» وندی اندرسون، مدیر اسبق پالانتیر، این توافق را «نشانهای از یک تغییر گسترده در این درک که نرمافزار یک کارکرد پشتیبانی نیست - بلکه برای آمادگی عملیاتی هستهای است» توصیف کرد.

پیتر تیل و ترامپ

پیتر تیل و نتانیاهو
بخش دوم: پروژه مِیون؛ تبدیل هوش مصنوعی به سلاح رسمی ارتش تروریستی آمریکا
از برچسبزنی تصاویر پهپاد تا فرماندهی نبرد
پروژه میون (Maven) که در سال ۲۰۱۷ توسط پنتاگون آغاز شد، در ابتدا یک برنامه نسبتاً ساده برای برچسبزنی تصاویر پهپادها بود. اما به سرعت به یک پروژه عظیم هوش مصنوعی نظامی تبدیل شد. پالانتیر از سال ۲۰۲۴ قراردادی به ارزش ۴۸۰ میلیون دلار برای توسعه این سیستم دریافت کرد و تا مه ۲۰۲۵، پنتاگون سقف این قرارداد را به حدود ۱.۳ میلیارد دلار تا سال ۲۰۲۹ افزایش داد.
در مارس ۲۰۲۶، یک تحول تاریخی رقم خورد: استیو فاینبرگ، معاون وزیر دفاع آمریکا، طی نامهای به فرماندهان ارشد پنتاگون اعلام کرد که سیستم هوش مصنوعی Maven پالانتیر بهعنوان یک «برنامه رسمی» (Program of Record) در ارتش آمریکا پذیرفته خواهد شد. این تصمیم که انتظار میرود تا پایان سال مالی ۲۰۲۶ اجرایی شود، به معنای تثبیت بلندمدت استفاده از فناوری هدفگیری هوشمند پالانتیر در سراسر ارتش آمریکا است.
چگونه Maven کار میکند؟
سیستم Maven یک پلتفرم نرمافزاری فرماندهی و کنترل است که دادههای میدان نبرد را تحلیل کرده و اهداف را شناسایی میکند. این سیستم با ادغام حجم عظیمی از دادههای ماهوارهها، پهپادها، رادارها، حسگرها و گزارشهای اطلاعاتی، با استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی بهطور خودکار تهدیدات یا اهداف بالقوه را تشخیص میدهد - مانند خودروهای نظامی دشمن، ساختمانها و انبارهای مهمات.
کامرون استنلی، رئیس دفتر هوش مصنوعی پنتاگون، در یک رویداد با نمایش قابلیتهای Maven گفت: «وقتی ما این کار را شروع کردیم، انجام آنچه که الان دیدید بهطور واقعی ساعتها طول میکشید. اکنون، این فرایند تنها به چند ثانیه زمان نیاز دارد.»
طبق گزارشهای رسانهای، این سیستم در عرض سه هفته به اجرای هزاران حمله دقیق علیه ایران کمک کرده است. یک تحلیلگر چینی، لیو وی از دانشگاه پست و مخابرات پکن، در تفسیری درباره این تحول گفت: «پالانتیر گرفتن مجوز پنتاگون و تبدیل سیستم هوش مصنوعی خود به سیستم عامل هستهای فرانیروهای نظامی آمریکا، بسیار فراتر از محدوده یک قرارداد فناوری معمولی است. این یک گام کلیدی در تحول هوشمندسازی ارتش آمریکا محسوب میشود و این همکاری حتی ممکن است تا حدودی شکل جنگهای آینده را تعیین کند.»
اختلاف با آنتروپیک و کنار گذاشته شدن کلود
یکی از نکات قابل توجه در پذیرش Maven توسط پنتاگون، اختلافات قبلی با شرکت آنتروپیک (Anthropic) بود. آنتروپیک اجازه استفاده از مدل زبانی خود، کلود، را برای «نظارت انبوه یا سلاحهای کاملاً خودمختار» نداد. در مقابل، دولت آمریکا آنتروپیک را بهعنوان یک «ریسک زنجیره تأمین» معرفی کرد - به این معنا که هیچ تأمینکننده دفاعی دیگری نمیتواند از کلود استفاده کند. جالب آنکه، خود سیستم Maven از کلود برای تحلیل دادههایی که جمعآوری میکند استفاده میکند.
بخش سوم: پالانتیر در میدان نبرد اوکراین
آزمایشگاه زنده جنگ فناوری
اوکراین به بزرگترین آزمایشگاه میدانی فناوری نظامی قرن ۲۱ تبدیل شده است. سه ماه پس از آغاز جنگ روسیه علیه اوکراین، الکس کارپ، مدیرعامل پالانتیر، با محافظان مسلح و در یک تویوتا لندکروز قدیمی از مرز لهستان عبور کرد و خود را به کییف رساند. او در کاخ ریاستجمهوری که به سنگر تبدیل شده بود با ولودیمیر زلنسکی دیدار کرد و سیستم هوش مصنوعی متاکانستلیشن (MetaConstellation) خود را به اوکراین آورد.
متاکانستلیشن یک پلتفرم پیشرفته است که حجم عظیمی از تصاویر ماهوارههای نظامی و تجاری، واحدهای شناسایی و پهپادها را جمعآوری کرده و با استفاده از هوش مصنوعی آنها را تحلیل و تلفیق میکند. این سیستم به اوکراین در تشخیص وضعیت دوست و دشمن، واکنش سریع یگانهای خط مقدم، وضعیت لجستیک یگانهای پشتیبانی و حتی مقابله با جاسوسی روسیه کمک شایانی کرده است.
هدفگیری در لحظه با دادههای زیستی و مکالمههای رهگیری شده
الکس کارپ، مدیرعامل پالانتیر، با افتخار اعلام کرده است که اکثر عملیات هدفگیری در اوکراین توسط نرمافزار پالانتیر انجام میشود. این ابزارهای هوش مصنوعی به نظامیان اجازه میدهند اهداف را در زمان واقعی و با استفاده از دادههای چندمنبعی - از جمله دادههای بیومتریک و مکالمههای تلفنی رهگیری شده - ارزیابی کنند.
کارپ در یک کنفرانس خصوصی با مشتریان گفت: «ما میخواهیم و نیاز داریم که این کشور قویترین و مهمترین کشور جهان باشد... من فوقالعاده به آنچه انجام میدهیم برای محافظت از سربازانمان افتخار میکنم... (استفاده از هوش مصنوعی) برای کشتن دشمنانمان و ترساندن آنها، چون میدانند کشته خواهند شد.»
فراتر از میدان نبرد: مستندسازی جنایات جنگی
جالب آنکه فناوری پالانتیر در اوکراین تنها برای هدفگیری نظامی استفاده نمیشود. دفتر دادستان کل اوکراین از نرمافزار پالانتیر برای جمعآوری مدارک دیجیتال جنایات جنگی روسیه استفاده میکند. این سیستم به محققان اجازه میدهد حجم عظیمی از دادههای بصری و فراداده را برای مستندسازی نقض احتمالی حقوق بینالملل پردازش کنند.
عملیات عنکبوت
در ژوئن ۲۰۲۵، اوکراین عملیات «تار عنکبوت» را اجرا کرد: یک حمله پهپادی تاریخی که ۴۱ فروند هواپیمای روسی را منهدم یا آسیبرساند و خسارتی بیش از ۷ میلیارد دلار به روسیه تحمیل کرد. این عملیات که با استفاده از پهپادهای مجهز به هوش مصنوعی و سیستمهای پالانتیر برنامهریزی و اجرا شد، نقطه عطفی در جنگهای مدرن محسوب میشود.
بخش چهارم: غزه، اسرائیل و «کارخانه قتل دستهجمعی»
پالانتیر و ماشین هدفگیری اسرائیل
شاید جنجالیترین نقش پالانتیر در خاورمیانه باشد. بر اساس گزارشهای متعدد رسانهای و تحقیقات انجام شده، فناوری پالانتیر به اسرائیل کمک کرده است سرعت بمباران و کشتار فلسطینیان در غزه را افزایش دهد. گزارشهای تحقیقی حاکی از آن است که پالانتیر به نوعی در معماری سیستمهای هدفگیری هوش مصنوعی اسرائیل نقش داشته است.

مجله آنلاین اسرائیلی +972 در تحقیقی فاش کرد که ارتش اسرائیل از سه سیستم هوش مصنوعی برای هدفگیری در غزه استفاده میکند: «لوندِدر» (اسطوخودوس)، «گاسپِل» (انجیل) و «ویرز یور ددی» (بابات کجاست؟) . این سه سیستم با همکاری یکدیگر کار میکنند: لونددر افراد مشکوک را شناسایی و ردیابی میکند، گاسپل ساختمانهایی را که احتمالاً شبهنظامیان در آن هستند شناسایی میکند، و سیستم سوم شاید ترسناکترین نام را دارد. این مجموعه سیستمها توسط ناظران بینالمللی «کارخانه قتل دستهجمعی» نامیده شدهاند.
آلگوریتم مرگ با آستانه تلفات غیرنظامی
شاید تکاندهندهترین افشاگری درباره این سیستمها، میزان تلفات غیرنظامی قابل قبول آنها باشد. بر اساس گزارشهای تحقیقی، سیستمهای هوش مصنوعی اسرائیل در غزه به گونهای برنامهریزی شدهاند که برای یک شبهنظامی مشکوک، تا ۱۰۰ تلفات غیرنظامی را قابل قبول بدانند. در برخی موارد، این آستانه حتی بالاتر نیز بوده است.
از اکتبر ۲۰۲۳ تا زمان نگارش این گزارش، بیش از ۷۲,۰۰۰ فلسطینی در غزه کشته شدهاند. گزارشها حاکی از آن است که پالانتیر در غزه به گذار از هدفگیری مرسوم به سلاخی صنعتی مبتنی بر هوش مصنوعی کمک کرده است، جایی که بررسی انسانی بیش از یک تشریف نیست و کودکان مرده به عنوان هزینه جانبی قابل قبول قیمتگذاری میشوند.

تیم رهبری پالانتیر در ملاقات با مقامات امنیتی و نظامی رژیم صهیونی
پالانتیر اما هرگونه ارتباط مستقیم با این سیستمها را رد میکند. این شرکت تأکید میکند که نرمافزار آن تصمیمات کشنده نمیگیرد و انسانها مسئول انتخاب و تأیید اهداف هستند. با این حال، شایان ذکر است که الکس کارپ، مدیرعامل پالانتیر، در اوج جنگ غزه جلسه هیئت مدیره شرکت را در تلآویو برگزار کرد و اعلام کرد که «کار ما در منطقه هرگز حیاتیتر از این نبوده است و ادامه خواهد یافت».
جنجال هدفگیری خبرنگاران
پالانتیر همچنین با اتهاماتی در ارتباط با «ترور هدفمند خبرنگاران در غزه» مواجه بوده است. فعالان و گزارشهای رسانهای متعدد مدعی شدهاند که سیستمهای هوش مصنوعی پالانتیر در شناسایی و هدفگیری خبرنگاران فلسطینی نقش داشته است. پالانتیر قویاً این اتهامات را رد کرده و گفته است که هدفگیری خبرنگاران برخلاف سیاستهای این شرکت است. با این حال، این اتهامات همچنان پابرجاست و اعتبار پالانتیر را در محافل بینالمللی خدشهدار کرده است.
بخش پنجم: پیتر تیل؛ مغز متفکر پشت صحنه
از تاسیس پالانتیر تا «رئیسجمهور سایه»
پیتر تیل، آلمانی-آمریکایی متولد ۱۹۶۷، صاحب ثروتی حدود ۱۰ میلیارد دلار است. او پیش از پالانتیر بهعنوان یکی از بنیانگذاران پیپال شهرت یافت، اما بعدها به یکی از قدرتمندترین سرمایهگذاران و حامیان جریانهای راست-لیبرترین در آمریکا تبدیل شد.
تیل که خود علناً اظهار کرده است «آزادی و دموکراسی با هم ناسازگار هستند» و گسترش حق رأی به زنان را محکوم کرده و مردم را یک «تودهی غیراندیشنده» خوانده است، از تأثیرگذارترین افراد در عرصه سیاسی آمریکا محسوب میشود. او در سال ۲۰۱۶، زمانی که کمتر کسی حاضر به حمایت مالی از ترامپ بود، ۱۵ میلیون دلار به کمپین ترامپ کمک کرد و در تیم انتقالی او خدمت کرد و از آن زمان به عنوان «رئیسجمهور سایه» شناخته میشود.
اما نفوذ تیل فراتر از کمکهای مالی است. او بهطور مستقیم جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا را زیر بال خود گرفت. تیل ونس را از دوران دانشجویی تحت حمایت قرار داد، اولین شغلش را برای او فراهم کرد، او را به شرکت سرمایهگذاری خود آورد و در نهایت با سرمایهگذاری ۱۵ میلیون دلاری - بزرگترین مبلغی که تا آن زمان به یک نامزد سنا داده شد - راه ونس را به مجلس سنا باز کرد. پس از انتخاب ونس به عنوان معاون ترامپ، تیل اکنون از قدرتی بیسابقه برخوردار است.
ایدئولوژی برتری فناورانه
تیل و شبکه سرمایهگذاران او به پدیدهای به نام تیلورس (Thielverse) یا «عالَم تیل» دامن زدهاند. این شبکه از سرمایهگذاران و کارآفرینان فناوری، ارتش، آژانسهای اطلاعاتی و نهادهای امنیتی را به هم متصل میکند و یک «کمپلکس نظامی-صنعتی-فناوری» جدید ایجاد کرده است که در آن شرکتهای خصوصی مانند پالانتیر و اندوریل نقش دولت را ایفا میکنند.
تحلیلگران نفوذ تیل را بسیار فراتر از پالانتیر میبینند. شرکتهای دیگری مانند اندوریل (تولیدکننده سلاحهای خودمختار)، اسپیسایکس (ارائهدهنده اینترنت ماهوارهای استارلینک) و سایر شرکتهای پرتفوی تیل نیز مشغول تسخیر قراردادهای دولتی به ارزش میلیاردها دلار هستند. اقتصاددان فرانچسکا بریا این شبکه را «کمپلکس فناوری-اطلاعاتی اقتدارگرا» نامیده است که در آن وفاداری سیاسی و قراردادهای عمومی با خطرناکی به هم نزدیک شدهاند.
بخش ششم: نگرانیها و مخالفتها
تهدید برای «دموکراسی» آمریکا
رابرت رایش، وزیر کار اسبق آمریکا، پالانتیر و پیتر تیل را «تهدیدی جدی برای آمریکاییها» توصیف کرده است. بر اساس گزارش نیویورک تایمز، نرمافزار پالانتیر اکنون ممکن است برای ادغام دادههای وزارت امنیت داخلی، وزارت دفاع، وزارت بهداشت و خدمات انسانی، سازمان تأمین اجتماعی و سازمان امور مالیاتی استفاده شود. این «ابرپایگاه داده» میتواند برای نظارت بر منتقدان سیاسی، اخراج مهاجران و سرکوب مخالفان استفاده شود.
سیزده تن از کارمندان پیشین پالانتیر نامهای سرگشاده امضا کردهاند و از شرکت خواستهاند همکاری با دولت ترامپ را متوقف کند. لیندا ژییا، که تا سال گذشته مهندس پالانتیر بود، گفت که مشکل در فناوری شرکت نیست، بلکه در نحوه استفاده دولت از آن است: « ترکیب همه آن دادهها، حتی با بهترین نیتها، خطر سوءاستفاده را بهطور قابل توجهی افزایش میدهد.» حتی برخی جمهوریخواهان نیز نگران این قدرت عظیم اطلاعاتی هستند. وارن دیویدسون، نماینده جمهوریخواه اوهایو، این کار را «خطرناک» خوانده است.
انتقادات از الکس کارپ
الکس کارپ، مدیرعامل پالانتیر، شخصیتی بحثبرانگیز و با زبان تند است. او در مصاحبهای با فایننشال تایمز گفت: «من عاشق ایده گرفتن یک پهپاد و پاشیدن ادرار حاوی فنتانیل به روی تحلیلگرانی هستم که سعی کردند ما را خراب کنند.» این اظهارات که شاید در نگاه اول شوکآور به نظر برسد، نمایانگر اخلاقیات حاکم بر بخش نظامی-فناوری سیلیکونولی است؛ جایی که اجبار به عنوان نوآوری، بیرحمی به عنوان رکگویی و کاربرد مهارنشده قدرت فناورانه به عنوان امری اجتنابناپذیر و مطلوب در نظر گرفته میشود.
بخش هفتم: گسترش جهانی؛ از انگلیس تا لهستان
ناتو و متحدان اروپایی
نفوذ پالانتیر فراتر از مرزهای آمریکا گسترش یافته است. در اکتبر ۲۰۲۵، لهستان اعلام کرد که با پالانتیر برای همکاری در زمینه هوش مصنوعی، فناوری اطلاعات و دفاع سایبری تفاهمنامه امضا کرده است. ولادیسلاو کوسینیاک-کامیش، معاون نخستوزیر و وزیر دفاع لهستان، پالانتیر را «رهبر مدیریت داده برای لجستیک میدان نبرد و برنامهریزی مبتنی بر هوش مصنوعی» خواند و گفت: «برای رهبری در ناتو، خرید تانک و هواپیما کافی نیست. چالش کلیدی ایجاد منابع اطلاعاتی برای ارتشهای مدرن است.»
پالانتیر همچنین با وزارت دفاع بریتانیا قرارداد امضا کرده است و ناتو نیز در حال اتخاذ نسخهای از این سیستم است. این شرکت در عرصه غیرنظامی نیز فعالیت میکند، از جمله همکاری با سرویس سلامت بریتانیا (NHS) که به دلیل نگرانیهای مربوط به دسترسی دولت آمریکا به دادههای بیماران بریتانیایی با انتقاداتی مواجه شده است.
پایان دموکراسی؟ آغاز عصری جدید؟
شرکت پالانتیر و بنیانگذار آن پیتر تیل نماد تحولی عمیق در رابطه بین فناوری، امنیت و حکمرانی هستند. آنچه زمانی با کمک به سیا برای یافتن بن لادن آغاز شد، امروز به سیستمی تبدیل شده است که میتواند در عرض چند ثانیه اهداف را در ایران شناسایی کند، در اوکراین حملات پهپادی را هماهنگ کند و در غزه «کارخانه قتل دستهجمعی» را به کار گیرد.
نگرانی اصلی فراتر از کارایی نظامی این سیستمها است. ترکیب قدرتهای دولتی با شرکتهای خصوصی فناوری، و ارتباط نزدیک بین سرمایهداران فناوری و سیاستمداران، معماری جدیدی از قدرت پدید آورده است که در آن حاکمیت به یک دارایی خصوصی تبدیل میشود و نظارت دموکراتیک به حاشیه رانده میشود.
همانطور که رابرت رایش هشدار داده است، چهار دایره - هوش مصنوعی، ارتش آمریکا، دولت ترامپ و سیلیکونولی - در یک نقطه مشترک به هم میرسند: پالانتیر و پیتر تیل.
سؤال این است: آیا دموکراسیها میتوانند در برابر این همگرایی قدرتمند مقاومت کنند یا اینکه ما شاهد تولد «جرثومهی فناوری-اطلاعاتی اقتدارگرا» هستیم که نهتنها در آمریکا بلکه در سراسر جهان در حال شکلگیری است؟

الکس کارپ، مدیر عامل یهودی پالانتیر
پالانتیر ادعا میکند که ابزارهای آن فقط دادهها را تحلیل میکند و انسانها تصمیمگیرنده نهایی هستند. اما وقتی سیستمی مانند Maven در عرض چند ثانیه هزاران هدف را شناسایی میکند و فرماندهان نظامی تحت فشار جنگ، به سرعت روی دکمه «تأیید» کلیک میکنند، تفاوت عملی میان «توصیه هوش مصنوعی» و «تصمیم انسانی» چه معنایی دارد؟ و وقتی همان سیستم میتواند دادههای یک شهروند آمریکایی را از وزارت امنیت داخلی، وزارت دفاع و سازمان امور مالیاتی ترکیب کند و به دولت در سرکوب مخالفان کمک کند، آیا باز هم میتوان آن را صرفاً «یک ابزار» نامید؟
شاید پاسخ در کلمات خود الکس کارپ نهفته باشد: «ما میخواهیم و نیاز داریم که این کشور قویترین کشور جهان باشد... من فوقالعاده به آنچه انجام میدهیم برای کشتن دشمنانمان افتخار میکنم.»
در جهانی که قدرتمندترین شرکت فناوری نظامی توسط مردی رهبری میشود که افتخار میکند دشمنان را بکشد، و توسط سرمایهگذاری حمایت میشود که دموکراسی را با آزادی ناسازگار میداند، شاید واقعاً باید از خود بپرسیم: چه کسی دشمن است؟ و چه کسی تصمیم میگیرد؟
عقاید فرقهای پیتر تیل
پیتر تیل در مجموعهای از سخنرانیهای محرمانه (۲۰۲۴-۲۰۲۵) در آکسفورد، هاروارد و سانفرانسیسکو، نگرانی خود را از «دجال» ابراز کرده است. او دجال را تقریباً مترادف با «دولت تکجهانی» میداند که با شعار «صلح و ایمنی» (اول تسالونیکیان ۵:۳) مردم را فریب میدهد تا علم و فناوری را محدود کنند.
او نهادهای بینالمللی مانند سازمان ملل و دیوان کیفری بینالمللی (که برای نتانیاهو قرار بازداشت صادر کرده) را تسریعکننده ظهور دجال میخواند. تیل از کارل اشمیت، فیلسوف نازی، الهام گرفته و سیاست را به مثابه مبارزه با دشمن وجودی تعریف میکند. او شخصیتهایی مانند گرتا تونبرگ و الیزر یودکوفسکی را «لژیونرهای دجال» مینامد و بیل گیتس را «آدم بسیار بسیار وحشتناکی» توصیف میکند.
تیل همچنین جیدی ونس را «بسیار طرفدار» است اما نگران «پاپیسم»(ونس مثلا کاتولیک و پیرو پاپ است!) اوست. این باورها نشاندهنده تمایل او به استفاده از کتاب مقدس به عنوان سلاحی سیاسی و تبدیل مخالفان به دشمنان کیهانی است.
منتقدان میگویند وسواس تیل به دجال، بیش از آنکه الهیاتی باشد، نیرنگی بدبینانه برای شعلهورتر کردن شکافهای سیاسی و تحکیم اتحاد با ناسیونالیستهای مذهبی است. به عبارتی دیگر، او به مانند خود ترامپ، هگست، نتانیاهو و دیگر اوباش و اجامری که مفاهیمی مثل مسیحیت و کتاب مقدس را غصب کرده و قلب ماهیت دادهاند تا به عنوان پوششی برای ماهیت عمیقا شیطانی خود از آن بهره بگیرند، در حالی که خود سرباز مخلص «دجّال» آخرالزمان است، خود را در قالب مسیحا جا می زند و این البته نه در روایات مسیحی و نه روایات شیعی، چیزی غیرمنتظره نیست، چرا خصلت اصلی دجّال، فریبکاری او و واژگونکردن مفاهیم برای ایجاد اغتشاش ذهنی در مومنان واقعی است.

و البته، مثل مورد جرد کوشنر، استیو ویتکاف، ایلان ماسک و دیگر چهرههای کلیدی «رژیم ترامپ»، باز هم در ریشهیابی ایدئولوژی و عمل فردی مثل پیتر تیل و شرکت پالانتیر، به «کنیسهی شیطان» یعنی فرقهی ابر-صهیونی، آخرالزمانی و عمیقا اهریمنی «خاباد لوباویچ» می رسیم.
فقط به عنوان یک مصداق، در مراسم سالانه گالای لامپلایتر در سپتامبر ۲۰۲۵، انجمن دوستان آمریکاییِ لوباویچ(از موسسات پوششی زیر نظر کنیسهی شیطان) به الکس کارپ، مدیرعامل شرکت «پالانتیر تکنالجیز»، بالاترین افتخار خود را اهدا کرد و نام او را بر یک طومار تشریفاتی تورات ثبت نمود.
این اقدام به منظور تقدیر از نقش این شرکت در ارائه قابلیتهای پیشرفته نظارتی به اسرائیل بود، فناوریای که به جامعه اطلاعاتی اسرائیل دسترسی بیسابقهای به زندگی خصوصی شهروندان آمریکایی میبخشد.

اهدای نشان «منورا»(شمعدان هفتشاخه یهودی) از سوی نمایندهی خاباد به آلکس کارپ، مدیرعامل پالانتیر

لزوم قرار گرفتن همهی منافع «پالانتیر» در منطقه در بانک اهداف
آنچنان که در این مجمل دیدیم، شرکت «پالانتیر»، نه فقط یک شرکت فعال در حوزهی هوش مصنوعی، که یکی از ستونهای عملیاتی سرویسهای جاسوسی دشمن(به ویژه موساد، سیا و امآی6) و یکی از محورهای عملیات نظامی دشمن، به ویژه در ترورهای هدفمند مقامات و فرماندهان و نقطهزنی اهداف در داخل کشور است.
پالانتیر، که در واقع توسط شماری از صهیونیستهای به شدت ایدئولوژیک و افراطی با افکار منحرف «آخرالزمانی» تاسیس و اداره می شود، می تواند یکی از اهداف مشروع و البته اولویتدار در بانک اهداف نیروهای مسلح کشورمان، در صورت تکرار حماقت حملات به خاک مقدس ایران و جغرافیای مقاومت باشد.
البته آنطور که قابلانتظار هم هست، دفاتر این شرکت تروریستی، علاوه بر سرزمینهای اشغالی، عمدتا در «اسراییل دوم» منطقه، یعنی «دوبی» متمرکز هستند.



