قیمت سکه و ارز
۱۴۰۵/۰۱/۲۰ - ۱۰:۰۰

افشاگری اینترسپت از خوش‌رقصی رسانه‌های آمریکایی برای ترامپ

هالیوود بعدها تلاش کرد با ساخت فیلم «سقوط شاهین سیاه»، این افتضاح نظامی را به یک «حماسه» تبدیل کند. حالا همان سناریوی اکشن درباره نجات خلبان در ایران توسط رسانه‌ها به مردم آمریکا فروخته می شود

افشاگری اینترسپت از خوش‌رقصی رسانه‌های آمریکایی برای ترامپ

به گزارش سراج24؛ وبگاه تحلیلی آمریکایی «اینترسپت»، در مقاله‌ای به قلم کاترین کروگر(۶ آوریل)، با انتقاد تند به رسانه‌های جریان اصلی آمریکا در دمیدن به روایت پرطمطراق و هالیوودی ترامپ درباره «عملیات نجات» خلبان، کل ماجرا را به فروختن یک سکانس اکشن هیجانی، به مردم عصبانی و توجیه‌ناشده‌ی آمریکا در نسبت با جنگ نامشروع آمریکایی-اسراییلی و تلاشی برای ایجاد یک روحیه «ملی» در وسط اعتراضات به جنگ دانست.

او این تلاش را، به همدستی رسانه‌های آمریکایی با روسای جمهور وقت در زمان افتضاح سقوط بالگرد بلک‌هاوک(شاهین سیاه) در سومالی(۱۹۹۳) و همچنین تهاجم به عراق در سال ۲۰۰۳ تشبیه کرد.

در سال ۱۹۹۳، در جریان نبرد موگادیشو، نیروهای ویژه کماندویی آمریکا، قصد داشتند عملیات ربایش محمد فرح عیدید، رییس‌جمهور وقت سومالی، را به اجرا بگذارند، اما با سرنگونی یک فروند بالگرد بلک‌هاوک با آتش آرپی‌جی نیروهای سومالی، کل عملیات شکست خورد و به یک افتضاح در تاریخ پنتاگون تبدیل شد. هالیوود بعدها تلاش کرد با ساخت فیلم «سقوط شاهین سیاه»، این افتضاح نظامی را به یک «حماسه» تبدیل کند.

افشاگری اینترسپت از خوش‌رقصی رسانه‌های آمریکایی برای ترامپ/ تکرار فاجعه‌ی «سقوط شاهین سیاه» تبدیل به «پیروزی» عملیات هالیوودی شد

رسانه‌ها نمی‌توانند جلوی خود را بگیرند و عملیات نجات جنگنده ایرانی را به داستان حماسی «سقوط شاهین سیاه» تبدیل نکنند.

همه رسانه‌ها دقیقاً یک داستان واحد را در یک زمان مشخص منتشر کردند — و همگی به همان دروغگویانی تکیه کردند که ما را به این وضعیت دچار کردند.

افشاگری اینترسپت از خوش‌رقصی رسانه‌های آمریکایی برای ترامپ/ تکرار فاجعه‌ی «سقوط شاهین سیاه» تبدیل به «پیروزی» عملیات هالیوودی شد
بالگرد منهدم شده بلک هاوک در جریان عملیات شکست‌خورده کماندوهای آمریکایی در موگادیشو در سال ۱۹۹۳
نه «جاش هارتنت» و نه «یوآن مک‌گرگور» {بازیگران فیلم «سقوط شاهین سیاه» } آن‌جا نبودند، اما از نحوه روایت رسانه‌های جریان اصلی، انگار خودشان حضور داشتند. عملیات نجات یک خلبان آمریکایی که یکشنبه صبح در ایران سرنگون شده بود، موجی از بازگویی‌های نفس‌گیر را در نشریاتی مثل نیویورک تایمز، واشنگتن پست، وال استریت ژورنال، سی‌بی‌اس نیوز و بسیاری دیگر راه انداخت — این رسانه‌ها عملاً برای دولتی که جنگی عمیقاً نامحبوب را بدون چشم‌انداز روشنی پیش می‌برد، خوش‌رقصی می کنند.

افشاگری اینترسپت از خوش‌رقصی رسانه‌های آمریکایی برای ترامپ/ تکرار فاجعه‌ی «سقوط شاهین سیاه» تبدیل به «پیروزی» عملیات هالیوودی شد
پوستر روایت هالیوودی از داستان
گزارش رویترز در مورد این عملیات نجات این‌گونه آغاز می‌شود: «نجات با دقتی تقریباً کامل انجام شد. در پوشش تاریکی، کماندوهای آمریکایی مخفیانه و بدون شناسایی شدن به عمق ایران نفوذ کردند، از خط‌الراسی به ارتفاع ۷۰۰۰ پا بالا رفتند و یک متخصص تسلیحات آمریکاییِ سرگردان را به منطقه امن کشیدند و او را قبل از طلوع آفتاب یکشنبه به سوی یک نقطه دیدار مخفی حرکت دادند. سپس همه چیز متوقف شد.»

به گفته تایمز، این عملیات یک «مسابقه وحشتناک با زمان» بود. همانطور که پولیتیکو به نقل از یک مقام ارشد ناشناس دولت نوشت، این عملیات «اوج "جستجوی مورچه در انبار کاه" بود که توسط یک «کارزار فریب» سیا در آن کشور امکان‌پذیر شد؛ شایعه‌پراکنی که خلبان قبلاً پیدا شده و در حال خارج شدن از طریق زمینی است تا جستجوی ایرانی‌ها را گیج کند.»

کاخ سفید اغلب میزبان تماس‌های «توجیهی پشت‌پرده» با گروه‌های بزرگ خبرنگاران است. شاید به همین دلیل بود که آکسیوس نیز با همان عبارت پراحساس «مورچه در انبار کاه» وارد عمل شد، آن هم با استناد به یک "مقام ارشد دولتی. "

منبع ناشناس به آکسیوس گفت: «این اوج جستن مورچه در انبار کاه بود، اما در این مورد، یک روح آمریکاییِ شجاع درون یک شکاف کوهستانی بود که جز با توانایی‌های سیا قابل دیدن نبود.»

سی‌بی‌اس نیوز، یافتن و خارج کردن این سرباز (که سوار بر هواپیمایی با نام رمز "داد ۴۴" بود) را «یک تلاش هرکول‌ی دولت آمریکا» نامید. حتی آسوشیتدپرس این مأموریت را «یک نجات جسورانه» توصیف کرد و چندین رسانه گزارش دادند که وقتی خلبان قادر به انجام این کار شد، این عبارت را از طریق بی‌سیم مخابره کرد: «خدا خوب است». درست قبل از یکشنبه عید پاک — نکته‌ای از یک «سناریو» که حتی طرفداران سریال "۲۴" را کیف‌ناک می کند.

همان‌طور که منابع دولتی داستان را برای خبرنگاران مشتاق در نشریات ملی تعریف می‌کنند، به گفته ژورنال، اف-۱۵ئی استرایک ایگل اولین جنگنده‌ای بود که جمعه‌شب بر فراز خاک دشمن در این جنگ با ایران سرنگون شد. پس از هدف قرار گرفتن توسط آتش ایران، خدمه دو نفره خارج شدند، و افسر سیستم‌های تسلیحات هواپیما از خلبان جدا شد، خلبانی که به سرعت نجات یافت.

در حالی که هویت سربازِ ابتدا مفقود شده فاش نشده است، ترامپ گفت که او یک سرهنگ است که مجروح شده اما موفق شد خود را در یک شکاف کوهستانی پنهان کند تا منتظر نجات بماند. دو بالگرد بلک هاوک که در جستجو شرکت داشتند نیز مورد اصابت آتش قرار گرفتند؛ در حادثه‌ای دیگر، یک ای-۱۰ وارتهاگ هدف قرار گرفت و در یک کشور متحد همسایه سقوط کرد، جایی که خلبان آن نجات یافت.

«اتفاقات خوب زیادی افتاد»

ترامپ به ژورنال گفت: «وقتی خلبانان سقوط می‌کنند، نمی‌توانی آن‌ها را در کشورهای خیلی سخت، مثل ویتنام، بیرون بکشی.» او ادامه داد: «او توانست از این شکاف بالا برود، با همان وضعیت مجروحیت بالا برود. اتفاقات خوب زیادی افتاد.»

ساده‌انگاری بودن پذیرش چنین داستانی از ترامپ، که اظهر من الشمس است. با این حال، فقدان کامل هرگونه شک و تردید نسبت به این داستان هالیوودی از سوی رسانه‌های جریان اصلی، حتی نویسندگان برایت بارت(وبگاهی معروف به انتشار تئوری‌های توطئه دست‌راستی) را هم شرمنده می‌کند.

حتی زمان اکران این فیلم نیز برای دولت ترامپ عالی بود، دولتی که عمیقاً از میزان نامحبوب بودن این جنگ در داخل کشور آگاه است. آیا آمریکا در این جنگ پیروز می‌شود؟ نگران آن نباشید، بیایید این سکانس اکشن را{که برایتان آماده کردیم}ببینید!

یکی از طنزهای تلخ تمام این ماجرا این است که دقیقاً نشان می‌دهد چرا نمی‌توان به دولت ترامپ اعتماد کرد. فقط دو روز قبل از سرنگون شدن جنگنده، ترامپ لاف می‌زد که حملات آمریکا ایران را با «توانایی ضدهوایی صفر» باقی گذاشته است. با این حال، عملیات جسورانه نجات مبتنی بر این واقعیت بسیار روشن است که ایران کاملاً هنوز هم توانایی سرنگون کردن هواپیماهای آمریکایی را دارد.

ایالات متحده قطعاً می‌تواند ایران را «به عصر حجر» بمباران کند — عبارتی که هم ترامپ و هم هگزت به کار بردند — اما تمام آن آتش جهنمی که بر سر اهداف غیرنظامی ریخته می‌شود، سود سیاسی مورد نیاز شدید آن‌ها را به بار نخواهد آورد.

همه این‌ها به طرز وهم‌آوری یادآور نحوه پوشش رسانه‌ای منتهی به جنگ‌های عراق و افغانستان است، زمانی که روزنامه‌های شاخصی مثل تایمز و آتلانتیک و شبکه‌های «محترمی» مثل "میت د پرس" بیش از حد خوشحال بودند که اطلاعات نیم‌بند دولت بوش را سفیدشویی کنند تا توجیهی برای جنگ به دست مردم آمریکا بدهند.

حتی در دوره جنگ عراق، صداهایی از رسانه‌های نوظهور و به اصطلاح چپ‌گرا — مثل آن کارشناسانِ بی‌خاصیت که داشتند با قالب جدیدی به نام "وبلاگ" اسم و رسمی پیدا می‌کردند — از هم‌راستا شدن با تلاش جنگی بسیار خوشحال بودند. به هر حال، منطق ظاهراً این بود: چطور می‌توان جدی گرفته شد اگر ذاتاً ضد جنگ باشی — آن هم قلمرویی که متعلق به دیوانه‌های افراطی چپ است که به بیابان سیاسی تبعید می‌شوند؟ بسیار امن‌تر و در بلندمدت از نظر حرفه‌ای سودمندتر بود که هر اصولی را که داشتی بفروشی تا به عنوان شریک‌های درجه دوم در ائتلاف طرفدار جنگ ثبت‌نام کن{یعنی حتی چپ‌گرایان ضدجنگ هم با شستشوی مغزی دولت بوش همراه شده بودند}.

حتی اگر در این لحظه، رسانه‌ها به طور مبهم نسبت به جنگ با ایران بدبین‌تر باشند، خبرنگاران ملی به سادگی نتوانستند در برابر بازگویی داستان یک "ماموریت بزرگ نجات آمریکایی" مقاومت کنند، چه عواقبی داشته باشد، چه حقیقت بزرگ‌تری پایمال شود. حافظه آمریکایی‌ها، به خصوص برای جنگ‌های بازنده، کوتاه است.

با از بین رفتن غبار و نمایان شدن تصویری کامل‌تر، شاید خواهیم دید که آیا نتیجه همان می‌شود که این دروغگویان حرفه‌ای به توده‌های بزرگی از رسانه‌ها فروختند.

ما رئیس‌جمهوری داریم که با تحقیر مطلق نسبت به حقیقت، از تمام قدرت دولت برای از بین بردن مطبوعات آزاد به طور تهاجمی استفاده می‌کند. رسانه‌های شرکتی عقب‌نشینی کرده‌اند و به لوازمی در پروژه ترامپ برای ایجاد آمریکای پسا-حقیقت تبدیل شده‌اند. میلیاردرهای راست‌گرا آزادی رسانه‌ای را غافلگیر کرده‌اند، سازمان‌های رسانه‌ای را خریده‌اند و محیط اطلاعاتی را به دلخواه خود بازسازی می‌کنند

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۱۵
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••