در حالی که کمتر از 50 روز دیگر به برگزاری یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری فرصت بافی مانده، نقطه نظرات مختلفی از سوی اصلاح طلبان خارج نشین مطرح شده و بحث های مختلفی را در خصوص چگونگی حضور در انتخابات و گزینه های پیشنهادی خود برای این دور از انتخابات در فضای مجازی سامان داده اند.
به گزارش سراج24 بررسی مطالب مختلف درج یافته در رسانه های اصلاح طلب خارج نشین خارج از کشور بیانگر آن است که این اصلاح طلبان در وهله اول و برای ورود به انتخابات از گزینه «تحریم» عبور کرده و پلنی را در سه مرحله برای انتخابات آتی پیشنهاد داده اند.
در خصوص عبور اصلاح طلبان خارج نشین درباره تحریم باید گفت که این افراد معتقدند مطلوبیت راهبرد تحریم در شرایط کنونی زیر سوال است و تجربهی سهدههی گذشته گواهی بر ناکارآمدی آن بوده است. به باور این افراد همزمانیِ انتخابات ریاست جمهوری با انتخابات شوراها موجب خواهد شد که حداقل 55-65 درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت کرده و این راهبرد با شکستی از پیش تعیین شده روبرو شود.
بر همین اساس این افراد با پلن اساسی حضور در انتخابات ۳ مرحله A ، B و C تعریف کرده و به این شرح به ارائه آن به محیط داخلی همت گمارده اند.
بر اساس پلنA که تشویق خاتمی برای حضور در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نامیده شده، تصریح شده است که گزینهی «ممکنِ مطلوب« اصلاح طلبان سیدمحمد خاتمی به دلایل زیر می باشد:
۱- کبوتر اصلاحات سیاسی برای بسط عدالت سیاسی دو بال داشته و پرواز کامیابش با یک بال ممکن نیست: الف- بالِ «پویش/جنبش اجتماعی» و ب- بالِ «اصلاحگریِ حکومتی». به تعبیر دیگر تنها با نامزدی خاتمی می باشد که هم «جنبش دموکراسیخواهانهی سبزِ اصلاحطلبانه» جان میگیرد و هم احتمال پیروزی در انتخابات و تقویت «اصلاحگریِ حکومتی» وجود دارد. نامزدی خاتمی در شرایط کنونی تنها گزینهی دوبالهی دموکراسیخواهان است و «اصلاحات جامعهمحور» تنها با نامزدی او چشمانداز کوتاهمدتِ روشنی دارد.
۲- اجماع فراگیر و همزمان در هر سه سطح («شخصیتها و رهبران»، «احزاب» و «بدنهی اجتماعی حامی اصلاحطلبان») حول هیچ نامزد و گزینهی دیگری جز خاتمی دستیافتنی نیست.
۳- با حضور خاتمی در انتخابات، بهترین فرصت برای اعتراض به حصر رهبران جنبش سبز، زنده داشتن یادشان، تأکید بر آرمانهای زندانیان سیاسی دموکراسیخواه (از جمله بسط عدالت سیاسی) و افزایش احتمال آزادیشان در سالهای پیش رو خواهد بود.
۴- با نامزدی خاتمی و تنها شخص خاتمی،استفاده از بستری بیبدیل برای متصل و فعال شدن شبکۀ اصلاحطلبان کشور وجود خواهد داشت.
۵- تنها با حضور خاتمی خواهد بود که امکان تحرک و فرصتسازی در شکاف احمدینژاد/راست سنتی میسر خواهد بود. احمدی نژاد چه موفق شود نامزد مد نظرش را از سد شورای نگهبان رد کند و چه ناکام شود، با ناظران شورای نگهبان و بخش عمدهای از بدنۀ نیروهای راست سنتی در انتخابات همراه نخواهد بود. این شکاف و حذف جریان احمدینژاد از بدنۀ اجرایی کشور بیتنش نخواهد بود و شاید فرصتهایی را برای اصلاحطلبان بسازد. با نامزدی خاتمی از این فرصتهای احتمالی بهرۀ بیشتری میتوان گرفت.
۶-اصلاح طلبان خارج از کشور همچنین تصریح می کنند با توجه به روحیات خاتمی و نیز متغیرهایی که مدیریت آن ها در دست اصلاح طلبان نیست اگر پلن A مقدور نشود باید به سراغ پلن B رفت که آن هم « تلاش برای کاندیداتوری سید حسن خمینی» است.
به باور این اصلاح طلبان اگر خاتمی به هر دلیلی نیاید، انتخاب بین گزینههای بعدی واقعا دشوار خواهد شد. فاصلهی منافع و هزینههای احتمالیِ تحریم، عدم شرکت یا حمایت از نامزدهایی همچون جهانگیری و عارف آنقدر نیست که انتخاب بهترین گزینه را آسان کند. اگر خاتمی نیاید بین بدنهی اجتماعی سبزهای اصلاحطلب و فرااصلاحطلب شکاف ایجاد میشود، نامزدهای دیگر توان جلب حمایت جدی میرحسین موسوی و مهدی کروبی و زندانیان سبز را نخواهند داشت، متاسفانه احتمالاً به نحوی از رهبران جنبش سبز برائت خواهند جست و در نهایت هم پس از خرج کردن بخشی از سرمایهی اخلاقی و اعتبار اصلاحطلبان در انتخابات شکست سنگینی خواهند خورد.
به باور اصلاح طلبان خارج نشین با نیامدن خاتمی باید بر روی پلن B متمرکز شد و سید حسن خمینی را که از قابلیت رای بالاتری نیز از هاشمی رفسنجانی است ترغایب به حضور کرد.
این اصلاح طلبان در پیشنهادات خود با تاکید بر این که اگر سید حسن خمینی نیز حضور نیابد، اصلاح طلبان داخل باید پلن C را بیش از فعال کرده و از گزینه هایی برای شکست ( همچون عارف، جهانگیری و...]) عبور کرده و دنبال گزینه هایی باشند که بتواند منافعی را برای سبد اصلاح طلبان جلب و جذب نماید.
بررسی مطالب انتشار یافته در رسانه های اصلاح طلبان خارج نشین در خصوص پلن C از هم این قرار است که از آنجا که احتمال پیروزی بقیهی نامزدهایی که احتمال تایید صلاحیتشان بالا است ناچیز می باشد،بهتر است اصلاحطلبان و سبزها از نامزدهای محبوبِ حداکثریشان حمایت کنند و دیگر پروای تایید صلاحیتشان را هم نداشته باشند. برای این «پِلَن سی» (طرح جایگزین سوم) میرمحمود موسوی (برادر میرحسین)، سیدمحمدرضا خاتمی و سیدمحمدرضا بهشتی پیشنهاد شده اند.
به باور این اصلاح طلبان احتمال تایید صلاحیت این افراد زیاد نیست ولی اگر تایید شوند فضای انتخابات را به کلی تحت تاثیر مطالبات اصلاحطلبانه و سبز قرار خواهند داد و رای بالایی خواهند داشت، و اگر رد صلاحیت شوند هم به اصلاحطلبان فرصت استفاده از فضای انتخاباتی و حفظ سرمایه و اعتبارشان و کنارهگیری آبرومندانه از انتخابات را میدهند و از شکست مفتضحانه با دیگر نامزدهای کمتر محبوب و شاخص جلوگیری میکنند.
به تعبیر دیگر اگر اصلاحطلبان بخواهند «برای پیروزی» در انتخابات شرکت کنند سیدمحمد خاتمی بهترین گزینه است و اگر او نیامد سیدحسن خمینی تنها گزینهی باقیمانده برای حضور با احتمالِ پیروزی است. اما اگر این دو نیامدند و اصلاحطلبان فقط بخواهند از فضای انتخابات استفاده کنند بهتر است به جای شکست سنگین از طریق حمایت از نامزدهای کمتر شاخص و محبوب، از نامزدهای حداکثری و رایآورتر (میرمحمود موسوی، محمدرضا خاتمی و محمدرضا بهشتی) حمایت کنند که به نشر گفتمان دموکراسیخواهانه و توسعهگرایانه بیشتر کمک کنند و حتی در صورت رد صلاحیتشان از حراج سرمایه و اعتبار و حیثیت اصلاحطلبی در انتخابات و بازی با مهرههای کمتر شاخص اجتناب کرده باشند. به تعبیر دیگر طرحهای اول و دوم و سومی که پیشنهاد شد، همه در چارچوب «حضور به قصد پیروزی با رعایت اصول اصلاحطلبانه» یا «کنارهگیری با پرنسیب پس از استفاده از فضای انتخاباتی» است.
البته این پلن طوری طراحی شده که در صورت نیامدن خاتمی می توان هاشمی را جایگزین او کرد .



