به گزارش سراج24 در نوشته ای که خاتمی را به دلیل نسبت فامیلی همسرش با همسر یکی از فرزندان امام "نزدیک سببی و فکری با بنیانگذار انقلاب" خطاب کرده اند،جسارتهایی دیده می شود که نشر آن از پایگاه اطلاع رسانی منتسب به سید حسن خمینی سوال های فراوانی را در ذهن ایجاد میکند.
در این نوشته خاتمی اینگونه امام را شخصی فارغ از توانایی های ورود به مسائل اجتماعی معرفی می کند:اگر همدلی و هماهنگی خانم ثقفی یا امام(س) نبود امام نمی توانستند وارد عرصه اجتماعی شوند!
دولت اصلاحات به ریاست خاتمی، اولین حضور ناپخته جریان روشنفکری ( روشنفکری؛ اصطلاحی مرسوم در ادبیات سیاسی و فرهنگی که اندیشه های منفعل و جدا از جامعه و اندیشه دینی از آن اراده می شود) در صدر ریاست اجرایی کشور بود.
این جریان روشنفکری هرگز در سیر شکل گیری انقلاب اسلامی و پس از آن، با آرمان ها و اهداف اصلی نظام منطبق نبوده و در بیان بهتر اصولا یک بستر اسلامی و دینی را دارا نیست که بتوان بخش هایی از آن را به اندیشه امام راحل متتسب کرد.
جریانی وارداتی از زمان مشروطه با حضور «منور الفکرهای» غرب زده در کشور ایجاد شد و همان سیر مجزا از موج انقلاب، اکنون روشنفکری سه دهه اخیر را ساخته است. همین روشنفکری در زمان دارا بودن قدرت اصلاحات، بارها در روزنامه ها و رسانه های زنجیره ای مرگ خدا را اعلام کرد و چالش های موجود را حاصل وجود خداباوری در بدنه جامعه دانست. حتی در قعلیت اخلاقی نیز نسبیتی ضد دین را دارا بود که تماس های بدنی و نامشروع رئیس دولت اصلاحات با زنان نامحرم و ساختارشکنی و عادی سازی آشکار در مقابل رسانه های جهان را می توان نمونه ای از آن قلمداد نمود.
خاتمی در این متن جایگاه زن در جامعه فعلی و آزادی های او را با ترازوی برده داری قیاس و سنجش کرده است.
حضور خاتمی در رسانه ای که منتسب به نزدیکان خانواده امام بوده و تلاش برای تقریب فکری او با بنیانگذار نظام اسلامی یک غسل تعمید و تطهیر سازی ساختگی برای مشروعیت بخشیدن مجدد در راستای انتخابات ریاست جمهوری است.
همچنین در مطلب منقول از محمد خاتمی چنین آمده است:«اگر در شرایط مساوی زن و مرد هر دو در اجتماع حضور داشتند، آنگاه میتوانستیم توان هر دو را ببینیم.»
البته معلوم نیست این تساوی زن و مرد از نظر آقای خاتمی به چه معناست و آیا سخن از این مساوات در کلام وی همان آزادی های غیر متعارف و بی پشتوانه شرعی است که در سالهای ریاست وی در مسند اداره امور اجرایی کشور در جامعه جوانان لحاظ شد ؟
وی همچنین در مورد موثر بودن نقش افراد در جامعه و مسائل اجتماعی می نویسد: «این مساله در انقلاب خیلی موثر است، بالاخره نقشی که رهبر انقلاب در یک تحول اجتماعی و یک انقلاب دارد و آن هم درجامعهای مثل جامعه ما که با همه رشدی که داشته است، هنوز جامعه و ملت آمادگی پذیرش یک نقش را ندارد، و یک فرد در نقش قهرمان عمل میکند. ؟
در همین رابطه نیز این سوال مطرح است که واقعا آقای خاتمی مردم ایران را با گذشت 34 سال از عمر با برکت انقلاب اسلامی و حضور گسترده و همچنین نقش آفرینی دشمن شکن آنان ، فاقد توانایی پذیرش مسئولیت و نقش آفرینی می داند و یا این که منظور ایشان فقط هدف قراردادن اصل ولایت فقیه و محوریت رهبری جامعه بوده است ؟
چرا که در جامعه اسلامی موفق نقش ولایت مطلقه فقیه اصلی ترین رکن جامعه محسوب می شود حال آنکه وی رهبری را صرفا یک قهرمان معرفی می کند !
رئیس جمهور اصلاحات همچنین در رابطه با ارتباط عاطفی فرزندان حضرت امام (ره) به گونه ای سخن به میان آورده است که گویی فرزندان امام از روی جبر و فقط بخاطر حضور مادر خویش به امام احترام گذاشته و فقط همسر مکرمه امام راحل با فرزندان رابطه دوستی برقرار کرده بوده است. وگرنه ارتباط عاطفی دوستانه ای میان فرزندان امام و حضرت امام وجود نداشته است.



