قیمت سکه و ارز
۱۳۹۱/۱۲/۲۴ - ۱۴:۲۳
پیشواز ولادت عقیله‌العرب

زوایایی از زندگی حضرت صبر، بانو زینب کبری(س)

شخصت والایی چون زینب کبری که در کانون ولایت رشد یافته و در سایه این تربیت‌ها بزرگ شده است،‌ دریایی است از معرفت و فضیلتهای انسانی و تجربه‌های اخلاقی و تربیتی که از پدر و مادرش فرا گرفته است.

 زوایایی از زندگی حضرت صبر، بانو زینب کبری(س)

 

به گزارش «سراج24»، پنجم جمادی‌الاولی سال پنجم هجرت، مطابق با 627 میلادی، دختر حضرت فاطمه علیهاالسلام متولد شد. با این تولد، حضرت فاطمه(س)، سومین فرزند خود را به دنیا آورد و پدر نیز خود را به زینت «زینب» آراست.
 
رسم خانواده‌ حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) و بانوی مرضیه حضرت زهرا(س) این بود که نام‌گذاری نوزاد خود را به‌بزرگِ خانواده واگذار می‌کردند، امّا وقتی این نوزاد گرامی چشم به‌جهان گشود، بزرگ خانواده یعنی حضرت نبی اعظم پیامبر اسلام(ص) در مسافرت بود و آنان چند روزی صبر کردند تا پیامبر از مسافرت آمد و همین که مژده ولادت دختر حضرت فاطمه(س) را شنید، در اولین فرصت به خانه ایشان رفت، و نوزاد را طلب نمود و او را در آغوش خود فشرد و بوسه‌ها به گونه‌اش افکند. و نام کودک را زینب نهاد.
 
رویای حضرت زینب(س)
 
حضرت زینب(س) مسیر پرحادثه و دردناکی را که در پیش دارد، در همان زمان کودکی در آینه رؤیا می نگرد و برای جدش پیامبر اکرم بازگو می‌کند و پیامبر خدا حوادثی را که در انتظار اوست تعبیر می‌کند تا او که دست پرورده علی(ع) و بزرگ شده دامان حضرت زهرا(س) است، خود را برای رویارویی با این حوادث مهیا سازد. این رؤیا را در تاریخ چنین می‌خوانیم: ارتحال پیامبر خدا نزدیک بود، زینب نزد پیامبر(ص) آمد و با زبان کودکانه به پیامبر چنین گفت: «ای رسول خدا! دیشب در خواب دیدم که باد سختی وزید که بر اثر آن دنیا در ظلمت فرو رفت و من از شدت آن باد به این سو و آن سو می‌افتادم؛ تا این‌که به درخت بزرگی پناه بردم، ولی باد آن را ریشه‌کن کرد و من به زمین افتادم. دوباره به شاخه دیگری از آن درخت پناه بردم که آن هم دوام نیاورد. برای سومین مرتبه به شاخه دیگری روی آوردم، آن شاخه نیز از شدت باد در هم شکست. در آن هنگام به دو شاخه به هم پیوسته دیگر پناه بردم که ناگاه آن دو شاخه نیز شکست و من از خواب بیدار شدم». پیامبر(ص) با شنیدن خواب حضرت زینب(س)، بسیار گریست و فرمود: «درختی که اولین بار به آن پناه بردی جدّ توست که به زودی از دنیا می‌رود. و دو شاخه بعد مادر و پدر تو هستند که آن‌ها هم از دنیا می‌روند و آن دو شاخه به هم پیوسته دو برادرت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) هستند که در مصیبت آنان دنیا تاریک می‌گردد».
 
رحلت پیامبر(ص)؛ تحقق بخشی از رویای زینب(س)
 
چندی نگذشت که گوشه‌ای از خواب حضرت زینب(س) به وقوع پیوست و سایه پرمهر و عطوفت پیامبر اکرم(ص) از سر حضرت زینب کبری(س) و مسلمین رخت بربست و او اولین پناهش را از دست داد و این نخستین مصیبتی بود که در کودکی روح لطیف او را آزرده ساخت. و این تازه آغاز راه بود و او همچنان در انتظار حوادث تلخ و دردناکی است که در پیش رو دارد. ولی این راست قامت همیشه تاریخ بشریت هرگز سر ذلت در برابر مصیبت ها و سختی‌های زندگی و تاریخ خم نخواهد کرد او با استواری زیبنده‌ای رسالت خویش را که حفظ جاودانگی اسلام است در میان طوفان حوادث به انجام خواهد رساند.
 
دفاع از حق
 
حضرت زینب(س) در مجلس سخنرانی مادرش فاطمه(س) در مسجد رسول خدا(ص) در دفاع از حقوق اهلبیت و فدک حاضر بود و خطبه و سخنان مادرش را در آن مجلس به یاد داشت؛ به طوری که خود یکی از راویان آن خطبه به شمار می‌آید. او از مادرش آموخت که چگونه باید در مقابل دشمنان ایستادگی کرد و آنان را رسوا ساخت. او آماده می‌شد که با سخنان خود در بازار کوفه و کاخ ابن زیاد و یزید، ظلم و جنایت آنان را برملا سازد و از اسلام و ولایت دفاع کند.
 
آخرین دیدار
 
سرانجام زمان آخرین دیدار و وداع با مادر فرا می‌رسد و تکفین مادر پایان می‌یابد. به دعوت پدر، فرزندان حضرت زهرا(س) با مادر خویش وداع می‌کنند و لحظاتی مادر را در آغوش می‌گیرند، چنان که در روایات آمده فرشتگان از این صحنه دلخراش می‌گریند.
 
دیگر شمع وجود مادر روشنی بخش خانه حضرت علی(ع) نیست. لزوم نگهداری از فرزندان حضرت فاطمه(س) ایجاب می‌کرد که شخصی عهده دار این مهم شود. حضرت فاطمه(س) این امر مهم را در آخرین روزهای زندگیش پیش‌بینی کرده بود و مادری مهربان برای فرزندانش و همسری برای حضرت علی(ع) در نظر گرفته و ازدواج با او را به حضرت علی(ع) توصیه نموده بود. این افتخار نصیب بانوی بزرگواری به نام «امامه» شد که به فرموده حضرت فاطمه(س) برای فرزندانش همانند خود او بود. حضرت زینب(س) بعد از مادر در سایه تربیت‌های پرمهر پدری چون علی و در کنار برادرانی چون حسن و حسین رشد می‌یابد و از همان دوران کودکی مشکلات فراوان و فشارهای روحی بی‌شماری را تجربه کرده و در برابر آن‌ها مقاومت می‌کند و بدین گونه دوران کودکی را پشت سر می‌گذارد.
 
هر چند زینب کوچکتر از حسن و حسین است،‌ ولی از آن‌جا که دختر فاطمه و دست پرورده اوست و عطر مهر مادری چون فاطمه از او تراوش می‌کند،‌ علاقه و پیوند روحی و عاطفی‌ای که میان او دو برادرش وجود دارد، وصف ناشدنی است. و این ارتباط روحی تا پایان عمر استمرار می‌یابد و زینب لحظه‌ای نمی‌تواند دوری و اندوه این جگرگوشگان فاطمه را تاب بیاورد و چنانکه خواهیم دید تا آخرین لحظات،‌ چون مادری مهربان به آنان عشق می ورزد و هر و محبت نثارشان می‌کند و چیزی نمی‌تواند مانع این پیوند و بستگی گردد.
 
زندگی مشترک
 
اینک حضرت زینب(س) به سال‌های تشکیل زندگی مشترک نزدیک شده است. او می‌داند که ازدواج برای هر زنی حق طبیعی و شرعی است و روی گردانی از این سنت، خارج شدن از آئین پیامبر اسلام(ص) است. ولی حضرت زینب(س) با ازدواج که عمل به سنت پیامبر(ص) خداست،‌ رسالت بزرگی را که بر دوش دارد فراموش نمی‌کند. او می‌داند که باید در تمام صحنه ها و لحظه ها در کنار برادرش باشد. او می‌داند که به ثمر نشستن قیام حسین و شهادت عزیزانش، نیازمند آزادگی در اسارت، صبر و پایداری،‌ و پیام رسای او به گوش تاریخ بشریت است.
 
از این رو حضرت زینب(س) در قرارداد ازدواجش شرط همراهی با برادرش حسین را قید می‌کند تا از وظیفه مهم خود باز نماند. از شخصیتی متعهد به اسلام و دوستدار اهلبیت، چون عبدالله بن جعفر که به خواستگاری دختر حضرت علی(ع) آمده است، انتظاری جز پذیرش این شرط نیست. به هر صورت مراسم خواستگاری پایان می‌یابد و عبدالله بن جعفر به افتخار همسری حضرت زینب کبری(س) نائل می‌گردد.
 
همسر زینب(س)
 
عبدالله از فرزندان جعفر است و جعفر، فرزند ابوطالب و برادر حضرت علی(ع) و از جانبازان جبهه موته و شهیدان بزرگ اسلام است. شخصیت جعفر بن ابی‌طالب را که معروف به جعفر طیار است، می‌توان از اظهار علافه و سخنان پیامبر اکرم درباره او دریافت. هنگام فتح خیبر،‌ زمانی که جعفر از حبشه مراجعت کرد پیامبر(ص) او را آغوش گرفت و میان دیدگانش را بوسید و فرمود: نمی‌دانم به خاطر کدام یک خوشحال‌تر باشم، به خاطر ورود جعفر یا فتح خیبر؟ و رسول خدا(ص) او را در جوار مسجد منزل دادند.
 
زمانی که جعفر در جبهه موته جنگید و دو دستش قطع شد و حاضر نشد پرچم را بر زمین بیفکند،‌ پیامبر خدا(ص) فرمودند: خداوند به جای دو دست دو بال به جعفر عنایت کرد که در بهشت با آن‌ها پرواز کند و از همین روست که او به جعفر طیار معروف شد.
 
عبدالله در حبشه متولد شد و این ولادت زمانی رخ داد،‌ که جعفر به همراه همسرش و عده‌ای دیگر از مسلمانان بر اثر فشار دشمنان اسلام و به پیشنهاد پیامبر اکرم(ص)‌ به حبشه هجرت کرده بود. عبدالله بعد از شهادت پدرش جعفر مورد محبت و علاقه پیامبر اکرم بود. در تاریخ آمده است: هنگامی که جعفر پدر عبدالله به شهادت رسید،‌ پیامبر فرمود: فرزندان جعفر را نزد من بیاورید. حضرت آنان را در آغوش عطوفت خود گرفت،‌ بوسید و چشمهایش پر از اشک شد. و این گونه از عبدالله که کودکی بیش نبود تفقد و دلجویی فرمود.
 
بعد از پیامبر اکرم(ص) تاریخ شاهد رشادتها و فداکاریهای عبدالله در کنار امیرالمؤمنین(ع) بوده و او در جنگ صفین از شجاعان صحنه نبرد به شمار رفته است و جود و سخاوت او نیز در آن زمان زبان‌زد بوده است.
 
تجربه‌های اخلاقی‌-تربیتی حضرت زینب(س)
 
حضرت زینب(س)، مهر و محبت مادر را نسبت به فرزندان از یاد نمی‌برد و عطوفت‌های مادر از شیرین‌ترین خاطره‌های او بود. او سخنرانی مادرش در مسجد ـ در دفاع از کیان اسلام و ولایت ـ را فراموش نمی‌کرد و از آن درس دینداری و حراست از دستاوردهای جدّ بزرگوارش پیامبر اکرم(ص) را فرا می‌گرفت و حمایت از دین خدا را برای خود فرض و لازم می دانست. بالاخره شخصت والایی چون حضرت زینب کبری(س) که در کانون ولایت رشد یافته و در سایه این تربیت‌ها بزرگ شده است،‌ دریایی است از معرفت و فضیلتهای انسانی و تجربه های اخلاقی و تربیتی که از پدر و مادرش فرا گرفته است. او اکنون به خانه شوهر می‌رود و کانون زندگی را تشکیل می‌دهد و به عنوان مربی بزرگ و نمونه‌ای در سنگر مقدس خانه‌ انجام وظیفه می‌کند و برای اسلام فرزندان برومندی را تربیت می‌کند.
 
در مکتب پدر
 
بانوی بزرگ اسلام حضرت زینب کبری(س) حدود سی و پنج سال داشت که پدرش علی به شهادت رسید. او بدون تردید از دوران حیات پدر بزرگوارش آگاهی‌ها و بهره‌های فکری و معنوی فراوانی گرفته است و خاطرات زیادی از دوران پدر دارد. خاطرات تلخ و شیرینی که هر کدام در شکل‌گیری شخصیت زینب و سازندگی او تأثیر عمیقی داشته است.
 
صبر و بردباری
 
او روزها و سالهای مظلومیت پدر را خوب به یاد داشت و شاهد بود که بعد از رحلت پیامبر اسلام(ص)، ‌ولایت پدرش را که بزرگترین شخصیت جهان اسلام بعد از پیامبر(ص) بود، نادیده گرفتند و بر جایگاهی که پیامبر بعد از خود برای حضرت علی(ع) تعین کرده بود و مکراراً آن را گوشزد می‌کرد و مسلمانان را به آن توصیه می‌فرمود غاصبانه تکیه زدند و حق او را ضایع ساختند. بر کرسی هوسها نشستند و خود را جانشین و خلیفه پیامبر(ص) خواندند. و امیرالمؤمنین(ع) که جز به حفظ اسلام و مصالح مسلمین نمی اندیشید همچنان صبر پیشه کردو رضایت خدا را بر هر چیز مقدم داشت و بیست و پنج سال سکوت اختیار کرد.
 
حضرت زینب(س) در این دوران،‌ حوادث را به دقت پیگیری می‌کرد و بر بینش و آگاهیهای خود می افزود. هواپرستی و دنیا طلبی بسیاری را می‌دید،‌ دوست و دشمن را به خوبی از یکدیگر تمیز می‌داد و شاهد کینه‌توزی‌های ابوسفیان‌ها و معاویه ها بود. دشمنان نقابداری که در ظاهر،‌ لباس اسلام بر تن کرده بودند و سنگ اسلام به سینه می‌زدند و در باطن و حقیقت برای نابودی آن نقشه می کشیدند و حقایق را وارونه جلوه می دادند.
 
حضرت زینب(س)،‌ همه این دشمنی‌ها را می‌دید و عظمت صبر پدر را درمی‌یافت. هم او که فرمود: «صبرت و فی العین قدیً و فی الحلق شجاً» شکیبایی ورزیدم همچون کسی که خاشاک چشمش را پر کرده و استخوان راه گلویش را گرفته است. حضرت زینب(س) از صبر او الهام می‌گرفت و درس فداکاری می آموخت. می آموخت که چگونه باید تمام مشکلات و رنج‌های راه خدا را تحمل کرد، محرومیت‌ها را پذیرا شد و مصالح فردی را فدای مصلحت اسلام کرد.
 
عدالت گستری
 
دوران بیست و پنج سال مظلومیت و سکوت سپری می‌شود؛ مردم به خانه امیرالمؤمنین(ع) هجوم می‌آورند و حضرت علی(ع) که اندیشه‌ای جز حق در او راه ندارد برای رهایی بخشیدن مردم از ظلم‌ها،‌ بی‌عدالتی‌ها و انحرافاتی که بعد از پیامبر اکرم(ص) دامنگیر آنان شده بود، زمام حکومت را در دست می‌گیرد. پنج سال حکومت حضرت علی(ع) برای حضرت زینب(ع) بسیار آموزنده و الهام بخش بود. عدالت گستری در آن دوران چنان اوج داشت که بسیاری از کسان که به هوس متاع دنیا، ریاست، پست و مقام و ثروت اندوزی به سوی حضرت علی(ع) روی آورده بودند از دشمنان سرسخت و ستیزه جوی او شدند. آنان ظطاقت شنیدن سخنی چون: «به خدا قسم آن‌چه از عطایای عثمان، و آن‌چه بیهوده از بیت المال مسلمین به این و آن بخشیده،‌ بیابم به صاحبش برمی‌گردانم؛ گرچه زنانی را به آن کابین بسته یا کنیزانی را با آن خریده باشند.» را نداشتند.
 
آنان دیدند که حضرت در برابر درخواست برادرش عقیل که به خاطر فقر چیزی از گندم‌های بیت‌المال می‌طلبید،‌ آهنی گداخته به بدن او نزدیک کرد و در مقابل ناله برادرش عقیل،‌ فرمود: «زنان در سوگ تو بگریند! از آهن تفتیده ای که انسانی آن را به صورت بازیچه، سرخ کرده ناله می‌کنی!‌ اما مرا به سوی آتشی می کشانی که خداوند جبار با شعله خشم و غضبش برافروخته است!‌ تو از این می نالی و من از آتش سوزان نالان نشوم؟». قضاوت حضرت درباره دخترش ـ که گردنبندی را از بیت‌المال به امانت گرفته بود ـ که «اگر این امانت را از بیت المال به صورت عاریه ضمانتی نگرفته بودی نخستین زن هاشمی بودی که دستت را به خاطر دزدی قطع می‌کردم» ریشه های طمع را در آنان می سوزاند.
 
در تاریخ وفات و مدفن حضرت زینب علیهاالسلام اختلاف است. همانطور که در تاریخ ولادت و وفات برخی از ائمه هم اختلاف است. در هر حال به احتمال قوی آن حضرت در پانزدهم رجب سال 62 هجری رحلت نمود و به نقل از کتاب "اخبارالزینبیات" در مصر در خانه مسلمة بن مخلد الانصاری دفن گردید.
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۱۶
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••