به گزارش سراج24،روسای جمهور که در کشورها به قدرت می رسند، معمولا دوره ریاست جمهوری خود را با مجموعهای از اقداماتی آغاز می کنند که برای نمایش پایبندی خود در عمل به تعهداتی که دوره مبارزات انتخاباتی از آن سخن گفتهاند طراحی شده است با این حال دونالد ترامپ رییسجمهوری تازهکار آمریکا نشان داده که حرکت به روال مسبوق را برنمیتابد.
با این حال «دوران معاصر»-عبارتی که ترامپ طی 10 روز نخستی که در کاخ سفید به سر برده بارها آن را به کار برده است- هرگز شاهد مجموعهای از اقداماتی نبوده که نظم سیاسی در آمریکا را اینچنین برهم زند و تلاطمات شدیدی را در محافل سیاسی و اجتماعی به دنبال داشته باشد. ترامپ با ابلاغ دستور ساخت دیواری در مرز آمریکا با مکزیک، واشنگتن را درگیر تنشی جدی با مکزیک کرده و با ابلاغ دستور ممانعت از ورود مهاجرین از کشورهای مسلمان، هرجومرج را در فرودگاههای آمریکا به اوج خود رسانده است.
با عبارتی، در پی مبارزات انتخاباتی که پیشداوریها و گمانهزنیها درباره آینده سیاسی آمریکا را دگرگون ساخت، ترامپ با اجرای دقیق آنچه که گفته بود در صورت انتخاب به عنوان رییس جمهور صورت خواهد داد، بار دیگر در صدر اخبار رسانهها قرار گرفته و اعتراضات گستردهای را در خیابانها و دادگاهها زمینه ساز شده است.
«رینس پریباس» رییس کارکنان کاخ سفید در مواجهه با سوالات متعدد در گفتگوی تلویزیونی با شبکه پیبیاس با طفره رفتن از پاسخها درباره صدور دستور ساخت دیوار در مرز جنوبی و ممانعت از ورود اتباع هفت کشور عمدتا مسلمان با اعلام اینکه «ترامپ طی هفت یا هشت روزی که در کاخ سفید حضور داشته، اقدامات قابل توجهی انجام داد»، اینگونه تاکید کرد که «مردم می توانند ببینند که ترامپ به قولهایی که داده پایبند است و فکر می کنم اقداماتی که وی می کند نباید باعث تعجب مردم شود.»
آنچه که تعجببرانگیز برای کارشناسان بوده این امر است که ترامپ بیش از آنکه بر اساس برنامهای مشخص ریاست جمهوریاش را آغاز کند، در انجام اقداماتش حالتی تهاجمی به خود گرفته است و به نظر نمی رسد ترامپ از این شیوه تهاجمی خود دست بر دارد. در عین حال آنچه که تعجب بسیاری را به دنبال داشته، عجلهای است که ترامپ در عمل به تعهداتش داشته به گونهای که گفته می شود وی در قبال برخی موارد از مشورتی که به طور سنتی با اعضای کابینه خود، رهبران کنگره یا حتی وکلای دولت صورت می گیرد خودداری کرده که عموما برای بازنگری زبان و مبانی حقوقی احکام اجرایی و دستوراتی که وی امضا کرده است، انجام می شود.
البته، روسای جمهوری که در دوران بحرانها به این منصب رسیدهاند، در گذشته دست به اقدامات دور از دسترس زده و اقدامات خود را در معرض تصمیمات دادگاهها و انتقاد منتقدین قرار داده اند. فرانکلین روزولت که در دوره بروز «رکود بزرگ» به ریاست جمهوری آمریکا رسید، در نخستین روز پس از مراسم تحلیف خود در سال 1933 اعلام تعطیلی بانکها را کرد و از کنگره خواستار برگزاری جلسهای ویژه شد. آبراهام لینکلن هنگامی که در سال 1861 به ریاست جمهوری رسید، با ملتی مواجه بود که به دلیل جداییطلبی جنوب این کشور، دوپاره شده بود.
با این حال در عصر حاضر ترامپ نه در دوره جنگ و نه در دوره اوضاع بد اقتصادی به ریاست جمهوری نرسیده است. در واقع وی خود دست به بحران آفرینی زده است؛ وضعیتی که وی برای کنترل مناظرات و تاثیرگذاری بر افکار عمومی، آن را مفید فایده دیده است. در حالی که فرانکلین روزولت ایده «صدروز نخست» را به عنوان متری برای دست زدن به اقدامات قطعی، به نام خود ثبت کرد، به نظر می رسد که ترامپ حتی عجله بیشتری در دست زدن به اقدامات خاص خود در این بازه زمانی دارد.
در عین حال باید به این واقعیت توجه داشت که در اعلام یک سیاست به عنوان نامزد و اعمال آن به عنوان رییس جمهور، تفاوتهایی وجود دارد چرا که جزئیات و تبعات ناشی هر تصمیمی می بایست به درستی بررسی و سنجیده شود. دستور ترامپ مبنی بر ممنوعیت ورود مهاجرین که اواخر جمعه به وقت آمریکا امضا شد، در روزهای شنبه و یکشنبه از سوی چهار قاضی فدرال دستکم در چهار ایالت باطل اعلام شد. از سویی کنگره می تواند در ایجاد محدودیت یا بلوکه کردن اقدامات رییس جمهور اقدام کند گرچه عموما جمهوریخواهانی که کنترل مجلس نمایندگان و سنا را در اختیار دارند، تا به اینجا هم نشانههایی از حمایت و همسویی با اقدامات ترامپ را بروز داده اند.
با این حال شماری از جمهوریخواهان روز یکشنبه نگرانیهایی را درباره دستور ممنوعیت ورود مهاجرین ابراز داشته اند به گونهای که سناتور باب کورکر رییس جمهوریخواه کمیته روابط خارجی سنا که گفته می شود تصمیم ترامپ برای انتخاب وی به عنوان وزیر خارجه نهایی شده، اعلام کرد که این تصمیم «ناشیانه اجرا» شده و از دولت قویا خواستار بازنگری مناسب دستور صادره شد. سناتور جان مک کین رییس کمیته نیروهای مسلح سنا و لیندسی گراهام سناتور اهل کارولینای جنونی نیز در بیانیه ای مشترک از هراس خود در این رابطه خبر دادند که این دستور اجرایی به جراحتی خودخواسته در مبارزه با تروریسم منجر شود که این امر واکنش توئیتی ترامپ را به دنبال داشت که مک کین و گراهام را به داشتن ضعف در برابر مهاجرت متهم کرد.
جمهوریخواهان و در عین حال دمکراتها در قبال خوشوبشهای ترامپ با ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه ابراز نگرانی کردهاند که روز شنبه با وی در تماسی تلفنی به گفتگو نشسته بود.
با این حال در حالی که نااطمینایی فزایندهای در قبال سیاست خارجی آمریکا پس از 20 ژانویه وجود دارد که دونالد ترامپ رسما سکان هدایت آمریکا را به دست گرفت، فضایی که ترامپ وارد کاخ سفید می شود کاملا قابل درک است. این امر محدودیتهایی را برای گزینههای پیش روی وی ایجاد خواهد کرد. ترامپ به مانند روسای جمهور پیش از خود نیز با محدودیتهای داخلی و بین المللی از نقش کنگره تا اقدامات دیگر کشورها روبرو خواهد شد. وی با چالشهای بیشتری روبرو خواهد شد که شخصیت و سبک مدیریتی وی در فعالیتهای تجاری خصوصی وی قابل اعمال بر شیوههای زمامداری وی نیست.
دولت جدید آمریکا با مسائل متعددی نظیر سیاستهای دفاعی، سیاستهای اقتصادی، تجارت، انرژی، تغییرات آبوهوایی، چین، روسیه، خاورمیانه و شمال آفریقا، اروپا، افغانستان و آمریکای لاتین روبرو است که باید دید دولت ترامپ تازهکار و بی تجربه در امور سیاست خارجی در بافت بینالمللی هر یک از این حوزهها چگونه عمل خواهد کرد که هریک از ظرفیت قابل توجهی برای ایجاد محدودیتها در قبال عملکرد دولت جدید آمریکا را برخوردار است.
ترامپ از مدتها پیش بی علاقگی خود را به حمایت از نظم بینالمللی لیبرال بروز داده که در اظهاراتش در طول مبارزات انتخاباتیش کاملا مشهود بود. گرچه ترامپ اتحادها و سازمانهای مرتبط با نظم لیبرالی نظیر رابطه آمریکا و ژاپن و ناتو را نادیده نخواهد گرفت اما وی احتمالا به نسبت روسای جمهوری پیشین آمریکا حمایت بسیار کمتری را در قبال آنها صورت خواهد داد. دستکم اعضای این اتحادها و سازمانها و شرکای آمریکا در قبال قابل اتکا بودن و مسئولیتپذیری این کشور دچار تردید خواهند شد.
دیدگاههای ترامپ بیش از آنکه انزواگرایانه باشد ملیگرایانه است. وی به عقبنشینی آمریکا از تحولات جهانی توصیه نخواهد کرد اما تفسیر محدودتری در قبال منافع حیاتی آمریکا در قیاس با روسای جمهور پیشین آمریکا خواهد داشت و احتمالا تعاملات بینالمللی را بر اساس سود و ضرر حاصل از آن ارزیابی خواهد کرد. شعار «آمریکا در اولویت» که در جریان مبارزات انتخاباتیاش بر آن تاکید می کرد، دربرگیرنده به رسمیت شناخته شدن محدود خیرعام جهانی یا اشتیاقی برای مداخله به منظور حفظ آن است. آمریکا به حضورش در نظام بین الملل ادامه خواهد داد اما صرفا برای دستیابی به منافع ملی حیاتی، مستقیم و نه حمایت از متحدانش. از این رو، در حالی که ترامپ از بازگرداندن مابقی نیروهای آمریکایی از اروپا سخن گفته، وی در عین حال خود را به تقویت ارتشی قویتر و در صورت تهدید شدن مستقیم آمریکا، بهرهگیری از آن متعهد دانسته است.
سیاست خارجی آمریکا اساسا از دنباله روی از قدرت اقتصادی آمریکا ناشی خواهد شد که وی احتمالا برخی از نگرانیهای امنیتی متحدانش را قربانی آن خواهد کرد. ترامپ احتمالا تمایل خود را به نادیده گرفتن نقض هنجارهای بینالمللی از سوی چین و روسیه یا چالشهایی در قبل استقلال و ثبات دیگر کشورها نشان خواهد داد در صورتی که اینگونه احساس کند می تواند با آن در قبال دستاورهای مستقیم اقتصادی معامله کند. تنزل امنیت از اولویت سنتی سیاست خارجی آمریکا به دستور کار مرکانتلیستی با اشتیاق کمتر برای تحرکات ژئوپولیتیکی طولانیمدت یا تداوم روابط آمریکا با شرکای مهم خود، نمایانگر چرخشی اساسی خواهد بود که آثار خاص خود را بر نظام بینالملل به همراه خواهد داشت.
این امر نه تنها دیگر کشورها را در قبال سیاستها و راهبرد آمریکا دچار تردید خواهد کرد، بر همکاریها در سازمانهای بین المللی نظیر گروه 7 و اپک خواهد داشت که رییس جمهوری امریکا نقش مهمی در آنها ایفا می کند و در نتیجه، این نهادها از کارکردهای موثر پیشین خود فاصله خواهند گرفت.
شخصیت و سبک مدیریت غیرقابل پیشبینی، متناقض و تهاجمی ترامپ تاثیر معناداری بر تعامل وی در سیاست داخلی و خارجی آمریکا خواهد داشت و ترامپ اگر در سیاستورزی بیتجربه نشان داده اما در بحرانآفرینی به بهترین نحو ممکن کارآزموده است.
منبع:فارس



