به گزارش سرویس بین الملل «سراج24»؛ «جفری دسلر»، و ژنرال «جیمز.ام. دوبیک» در مقاله مشترکی که در پایگاه اطلاع رسانی اندیشکده مطالعات جنگ منتشر شده، اطمینان دادهاند که ارتش ملی افغانستان پس از سال ۲۰۱۴ میلادی قادر خواهد بود به ارتقای مشروعیت دولت، ایجاد فضای مناسب برای رشد اقتصادی و آشتی ملی و تداوم مبارزه با تروریسم در افغانستان و منطقه کمک کند.
به گفته این دو کارشناس ارشد امنیتی غربی، این موضوعات از جمله اهداف راهبردی آمریکا و ناتو است.
«» «ارتش ملی افغانستان» (ای. ان.ای) از احترام خاصی در این کشور برخوردار است و هیچ نهادی به اندازه آن مورد احترام نیست و اگر در عین مستقلتر شدن، همچنان اینجایگاه را حفظ کند، به ناتو در نیل به تمامی اهداف راهبردی خود پس از سال ۲۰۱۴ کمک خواهد کرد.
رهبران سیاسی و فرماندهان نظامی ناتو باید نسبت به الزاماتی که عمل به آنها برای توسعه ارتش ملی افغانستان پس از سال ۲۰۱۴ ضروری است، کاملا واقع بین باشند و مراقب باشند که در دامهای خطرناکی که همیشه در چنین تصمیم گیریها وجود دارند، گرفتار نشوند.
حفظ مسیر مثبت توسعه ارتش ملی افغانستان هم برای ناتو و هم برای آمریکا پس از سال ۲۰۱۴ ضروری است «».
نویسندگان این مقاله در ادامه به تشریح الزامات عینی و عملیاتی ضروری برای توسعه ارتش ملی افغانستان پس از سال ۲۰۱۴ پرداخته و نوشتهاند واحدهای ارتش ملی افغانستان قادرند با برنامه ریزی، آمادهسازی، اجرا، بازسازی و ارزیابی ماموریتهای مشترک با نیروهای ناتو، تواناییهای خود را افزایش دهند اما حداقل یک تیپ رزمی آمریکا باید بعد از سال ۲۰۱۴ در منطقه بماند تا به نیروهای ارتش ملی افغانستان کمک کند.
دسلر و دوبیک در ادامه گفتهاند طی چندین سال، مسئولیتهای آموزشی و تمرینی بسیاری به ارتش ملی افغانستان واگذار شده است. با این حال، ارتش افغانستان خواستار ادامه آموزشها در بخش فرماندهی خود است. همچنین، تیمهایی باید در مرکز فرماندهی زمینی، مراکز استخدامی، مراکز لجستیکی، مراکز پزشکی و مراکز تنبیهی ارتش ملی افغانستان مستقر شوند.
به نوشته این دو کارشناس امنیتی غرب، قرارگاه کل و وزارت دفاع افغانستان از مکانهای دیگری هستند که در بخشهای مهمی مانند مدیریت نیروها، اکتساب، توسعه، ثبات، آموزش و مدیریت برنامه و بودجه نیاز به حمایت دارند. قرارگاه مرکزی ارتش ملی افغانستان به جنبههای نظامی امور ذکر شده رسیدگی میکند و وزارت دفاع ابعاد سیاسی آن را مد نظر قرار میدهد.
«» حال ممکن است این سوال مطرح شود که چه لزومی دارد ناتو در نهادهای غیرعملیاتی ارتش ملی افغانستان نیرو مستقر کند؟ پاسخ این سوال کاملا روشن است: نیروهای عملیاتی یک کشور را میتوان به نوک یک پیکان تشبیه کرد. نوک این پیکان هرچقدر هم تیز باشد نیاز به بازوی محکم دارد. این بازو همان نهادهای غیر عملیاتی هستند.
مجموعهای از نهادها که یگانهای عملیاتی را به سیستمهای پشتیبانی رزمی و پشتیبانی و تدارکاتی وابسته به وزارت دفاع، ارتباط میدهند، بدنه این پیکان را میسازند. نیروی رزمی و اعتماد به نفس ارتش از کارکرد این دو سیستم ناشی میشود.
به عبارت دیگر، بدنه ضعیف، پیکان بیارزش، سیستمهای ضعیف، کاهش نیروی رزمی، اعتماد به نفس کم و کاهش مسئولیت پذیری نقاط ضعف این سیستم هستند «».
کارشناسان امنیتی این اندیشکده آمریکایی در ادامه به بحث ضرورت و چگونگی پشتیبانیهای رزمی – تدارکاتی پرداخته و گفتهاند آمریکا و کشورهای عضو ناتو، نیروهایشان را بدون پشتیبانی رها نمیکنند. همچنین، عدم حمایت از نیروهای ارتش ملی افغانستان مانند ساخت پیکان کم ارزش نوک تیز و بی دسته است. از این رو، مسئولیت واحدهای پشتیبانی رزمی و تدارکات رزمی نسبت به ارتش ملی افغانستان پس از سال ۲۰۱۴، چند برابر خواهد شد.
«با توجه به شرایط آب و هوایی، شرایط جغرافیایی و زیرساختهای نامتقارن افغانستان، تعیین اندازه نیروهای پشتیبانی کننده مستقیم دشوار است. بنابراین، عواملی مانند تلاشهای توسعهای ارتش ملی افغانستان، زمان/بعد مسافت و عوامل مورد نیاز حفظ پایداری در تعیین اندازه دقیق نیروی پشتیبانی مستقیم نقش بسزایی خواهند داشت.
این نیرو حداقل به چهار تیپ هوایی شامل گروهان حراست و حمله، انتقال هوایی، تخلیه مجروحان، تیپی متشکل از ۵ گردان توپخانه (به ازای فرماندهی هر منطقه یک گردان)، تیپ اطلاعاتی مرتبط با مرکز فرماندهی ارشد توسعهای ناتو در هر یک از مناطق فرماندهی منطقهای و تیپ پشتیبانی تدارکات رزمی شامل یک گردان منظم ماموریتی-تامین، تعمیر و نگهداری، حمل و نقل زمینی، تامین الزامات امنیتی نیاز دارد.
در مجموع این چهار تیپ هر کدام بین ۴ تا ۵ هزار و مجموعا بین ۱۶ تا ۲۰ هزار نیرو نیاز خواهند داشت.
اما مجموع این بحث فرضی برای تقویت ارتش افغانستان به نیرویی بالغ بر ۲۴ تا ۳۱ هزار نفر نیاز دارد».
دسلر و دوبیک در پایان این مقاله تصریح کردهاند: این رقم با در نظر گرفتن ترکیب ارتش ملی افغانستان و فرضیات بالا، محاسبه شده و شامل اندازه کلی فرماندهی و تشکیلات ضد تروریستی (اجرایی-حمایتی، شناسایی، تجسسی و ماموریتهای مستقیم) ناتو نمیشود.
گفتنی است «موسسه مطالعات جنگ» یک اندیشکده آمریکایی غیرانتفاعی است که در سال ۲۰۰۷ تاسیس شده و هدف خود را ارائه اطلاعات و دانستههای معتبر نظامی و دفاعی از طریق انجام تحقیقات، تحلیلها و آموزشهای دقیق و خلاقانه تعریف کرده است



