قیمت سکه و ارز
۱۳۹۵/۰۴/۲۳ - ۲۱:۰۸
حجت الاسلام یوسفی غروی تشریح کرد

بنای قبور؛ سنتی قرآنی یا بدعتی مذهبی؟!

اینکه مرقد مطهر ائمه معصومین(ع) و بزرگان دین محل تجمع و ملجأ مسلمانان از مذاهب مختلف در طول تاریخ بوده و اصلاً یک پای اصلی نهضت‌ها و جنبش‌های استبدادستیز و استعمارستیز همین مقابر و حرم‌ها بوده و هست.

 بنای قبور؛ سنتی قرآنی یا بدعتی مذهبی؟!

به گزارش سراج24،اینکه مرقد مطهر ائمه معصومین(ع) و بزرگان دین محل تجمع و ملجأ مسلمانان از مذاهب مختلف در طول تاریخ بوده و اصلاً یک پای اصلی نهضت‌ها و جنبش‌های استبدادستیز و استعمارستیز همین مقابر و حرم‌ها بوده و هست، باعث شده تا دشمن در هر زمان با نیرنگ و حیله ای بخواهد این ملجأ و پناه را از مسلمانان غصب کند. زمانی با تحریف و تهدید و زمانی با تخریب و ارعاب و گاهی هم همه راه‌ها را با هم به کار می‌بندد. مانند امروز که گروه‌های تکفیری، مقابر بزرگان دین را تخریب کرده و جسارت را به جایی رسانده اند که برای حرم معصومان علیهم السلام نقشه دارند!
از این رو و به منظور واکاوی ریشه‌های ساخت بنا و بارگاه قبور در قرآن و سنت نبوی و اهل بیت(ع) با حجت الاسلام والمسلمین محمدهادی یوسفی غروی، استاد برجسته تاریخ اسلام حوزه علمیه قم و مؤلف کتاب هایی همچون «کلیات تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی» و« تاریخ تحقیقی اسلام» به گفت و گو پرداخته ایم که مشروح آن به حضورتان عرضه می‌شود:

آیا ساخت بنا و مقبره برای بزرگان و اولیای دین دارای ریشه و پایه قرآنی و حدیثی است یا خرافه ای است که به مرور ایام به میدان باورها و رفتارهای دینی راه یافته است؟
قرآن کریم در سوره مبارکه کهف در بیان داستان اصحاب کهف از زبان مؤمنانی که بعد از 300 و اندی سال از وجود آنها و محل خوابشان مطلع شدند، نقل می‌کند که گفتند: «ما روی محل خوابگاه اینها عبادتگاهی خواهیم ساخت». این آیه شریفه در قرآن به مقدار کافی دلالت بر جواز ساختمان بر آرامگاه درگذشتگان از باب احترام به آنها دارد و علما نیز در کتاب هایی که در ردّ شبهات وهابیت نوشته اند به این آیه برای ردّ شبهه حرمتِ ساخت بنا بر مقابر اشاره و استناد دارند.
البته اصل اینکه در اسلام تجدید قبور نه تنها استحباب ندارد بلکه نهی شده، مورد پذیرش علمای مذهب تشیع نیز است، اما مشکل ما با سلفیون و وهابیون این است که گاهی به اندازه ای مبالغه می‌کنند که از استحباب و کراهت به وجوب و حرمت می‌رسند. مانند تجدید قبور که ما نیز از اخبار ائمه(ع) نقل داریم اما آنها به جای حمل بر کراهت، حمل بر حرمت کرده اند و اشتباه آنها همین جاست، زیرا نهی ائمه(ع) ارشادی و کراهتی است نه تحریمی.

شواهد تاریخی در این باره چه تصریحی دارند؟ به عبارت بهتر آیا منابع تاریخی به مسأله ساخت بنا بر قبور، اشاره کرده اند؟ آیا در این منابع موضع گیری از سوی علما نسبت به چنین اقدامی تصریح شده است؟
ما در تاریخ اسلام از جمله در «تاریخ طبری» می‌یابیم وقتی توّابین (توبه کنندگان در امر قیام سیدالشهدا(ع)) از کوفه به سوی شام عزیمت نمودند، در راه قصد زیارت امام(ع) کردند و در تاریخ طبری است که روی قبر حضرت(ع) قبه ای در همان وقت (یعنی دو سه سال بعد از عاشورا ساخته شده بود) و چون حجره گشایش ورود افراد زیاد را نداشت قرار بر آن شد که 10 نفر، 10 نفر شب تا صبح وارد این حجره شده و دو رکعت نماز بخوانند و آیاتی از قرآن تلاوت و در کنار قبر امام(ع) از کوتاهی‌های خود توبه کنند و بیرون آمده و بعد 10 نفر دیگر وارد شوند. این دلالت می‌کند که مسلمانان در آن زمان بنای قبور را جایز می‌دانستند نه حرام در سال 132 ه.ق زمانی که عباسیان زمام امور را به دست گرفتند، نخستین خلیفه عباسی برای اینکه به نیای خود عباس عموی پیامبر(ص) افتخار و استناد کند، دستور داد روی قبر وی در بقیع مدینه النبی(ص) قُبه ای بسازند و چون تا آن زمان با آل علی(ع) در نیفتاده بودند، نمی‌توانستند قبه را تنها روی قبر جدشان بگذارند از این رو، قبه را بر قبور مطهر دیگر معصومان یعنی امام مجتبی، امام سجاد و امام باقر علیهم السلام نیز گسترش دادند و اینچنین همه قبور را شامل می‌شد. جالب آنکه این مطلب را مسعودی، متوفای 354 ه.ق نیز در کتاب معروف خود «مروج الذهب» آورده است.
پایه آن بنا هنوز هم پابرجا و تا حدود یک متر از زمین برآمده است و دلالت می‌کند که از علمای اسلام در آن دوران کلمه ای اعتراض نسبت به عباسیان نقل نشده است و نشان می‌دهد این عمل نامشروع دانسته نمی‌شده و بدون اختلاف در میان مذاهب اسلامی صورت گرفته است.
علاوه بر این، آنگاه که هارون الرشید در سناباد طوس خراسان مُرد فرزندش مأمون روی قبرش، قبه و بارگاه ساخت و بعدها که امام رضا(ع) را در همین سرزمین به شهادت رساند، آن حضرت را در کنار قبر هارون به خاک سپرد، احدی از علمای اسلام- در محدوده زمانی پایان قرن دوم هجری و اوایل قرن سوم- اعتراضی بر ساخت این گنبد و بارگاه روی قبر مأمون و شمول قبر مطهر ثامن الحجج(ع) نکردند. بلکه شواهد بسیار متعددی از علمای اسلام حتی از غیرشیعیان موجود است که اینها به زیارت امام رضا(ع) می‌رفتند و طلب حاجت می‌کردند و این کار را خلاف شرع نمی‌دانستند. از جمله در کتاب «مقام امام رضا(ع) نزد اهل سنت» نوشته محسن مروجی طبسی شواهد این مهم درج شده است.
همچنین، در دولت اثنی عشریه دیلمیان که در ایران و عراق برپا شد، بر قبور ائمه اطهار(ع) اعم از نجف و کربلا، کاظمین و سامرا و مشهدالرضا(ع) ساختمان‌های مجللی برپا کردند و باز هم احدی از علمای اسلام اعتراضی نکرد که این نیز دلالت می‌کند بر آنکه علمای اسلام از باب احترام به ذوات مقدسه و بزرگان دین، با برپایی چنین ساختمان هایی اعتراضی نداشته اند. حتی در اوایل قرن دهم که دولت رسمی شیعه اثنی عشریِ صفویه در ایران برپا شد و بر قبور ائمه(ع) ساختمان هایی تجدید کرد و توسعه داد نیز احدی از علمای اسلام، اعتراضی نسبت به این اقدام دیده و شنیده نشده است!

پس چرا امروز وهابیت و مزدورانش همچون داعش و ... با این مسأله مشکل داشته و دست به تخریب ابنیه و مقابر بزرگان دین می‌زنند؟
با ظهور وهابیونِ سلفی با دعوت شخصی به نام محمدبن عبدالوهاب که در اواخر قرن دوازدهم هجری، حدود 200 سال پیش مدعی شد ایجاد بنا بر قبور، بدعت و حرام است و باید از بین برود. البته این کار با حمایت استعمار انگلستان صورت گرفت. اهل سنت قیام علیه خلیفه مسلمان را جایز نمی‌دانستند اما چون می‌خواستند علیه دولت عثمانی تمرد و شورش کنند از این رو، به بهانه برپایی این مراقد در قلمروی حکومت عثمانی و اینکه عثمانی اعتراضی بر این ساختمان‌ها ندارد، دلالت بر غیراسلامی بودن خلافت عثمانی کردند تا مجوزی باشد برای شورش و تمرد وهابیون به این بهانه دولت عثمانی را حامی مظاهر کفر و شرک دانسته و اظهار می‌کردند این ساختمان ها، نشانه پرستش صاحب قبر و مظهر شرک است، پس تمرد ما لازم و واجب است.
البته این تمرد و شورش را کسی در تاریخ از زبان وهابیان به طور صریح و آشکار نقل نکرده است اما بررسی‌ها دلالت بر این امر دارد تا اینکه با حمایت انگلستان بین محمدبن عبدالوهاب و محمدبن سعود پیمان وفاداری بسته شد و با تقسیم امر بین این دو یعنی واگذاری ریاست دینی به محمدبن عبدالوهاب و ریاست حکومتی به محمدبن سعود، بر حرمین مکه و مدینه تسلط یافتند و هر بقعه ای بر قبور را از بین بردند و حتی درصدد برآمدند گنبد بالای قبر پیامبر(ص) را از بین ببرند اما محمدعلی پاشا، پادشاه مصر تلگراف فرستاد و آنها را تهدید به لشکرکشی کرد و اینچنین آل سعود از این تخریب دست نگاه داشت، وگرنه علمای مدعی وهابیت چندان تفاوتی میان این قبه و دیگر قبه‌ها قائل نبودند!
با توجه به آنکه وهابیت مدعی است که جزء اهل سنت است آیا علمای اهل سنت نسبت به ساخت بنا روی قبور موضع گیری داشته و با این اقدام مخالف بوده اند یا مقابر آنها نیز از باب احترام دارای ساختمان است؟
اینکه احدی از علمای اهل سنت با ساخت بقعه و قبه بر قبور مخالفت نکرده، نشان می‌دهد که در سیره آنها نیز این مسأله مشکلی نداشته، چنان که هم اکنون قبر ابوحنیفه، پیشوای مذهب حنفی در بغداد گنبد و بارگاه دارد و نیز قبر عبدالقادر گیلانی که بنابر ادعا از نسل امام مجتبی(ع) و از سادات حسنی تلقی می‌شود و چون قطب یکی از رشته‌های تصوف معروف یعنی قادری بوده است از سوی فرق مختلف صوفیانِ اهل سنت همچنان مورد احترام و دارای گنبد و بارگاه مفصل است و اهل سنت نه تنها اعتراضی ندارند بلکه سلاطین عثمانی خود این بناها را برپا می‌کردند و در تعظیم قبر بزرگان مشارکت داشتند. از جمله قبور موجود شام و عراق همچون قبر حجربن عدی که در زمان عثمانیان برپا شد و نوشته سردر این مقبره تفکر اهل سنتِ اشعری را نشان می‌دهد.
با توجه به آنکه مذاهب مختلف اسلامی با مسأله ساخت بنا روی قبور مشکلی ندارند و آن را نهی نمی‌کنند، چرا وهابیت برای تخریب قبور بزرگان و اولیای الهی این مسأله را حرام می‌داند؟
وهابیون بیشتر برای اینکه بر تمرد و شورش خود زیر پرچم خلافت عثمانی مجوز تراشیده باشند مسأله برپایی ساختمان بر قبور را بهانه کردند و گفتند چون سلاطین عثمانی با این امر مخالفت نمی‌کنند و این مبتنی است بر سوءبرداشت از نهی پیامبر (ص) درباره تجدید قبور - البته این مسأله را بهانه کردند- پس این ساختمان‌ها مظهری از مظاهر شرک خواهد بود؛ در پاسخ باید گفت بر فرض اگر پیامبر(ص) از چنین چیزی نهی کرده باشند این نهی بنابر نظر اکثریت علمای اسلام مکروه است، نه حرام. اما وهابیت به سیم آخر زده و این را مظاهر شرک برشمردند و دولتی را که از این مظاهر ممانعت نمی‌کند به عنوان دولت حامی شرک معرفی کردند تا اینچنین به تجویز قیام و اهداف سیاسی خود برسند و مقاصد سیاسی مورد خواست استعمار انگلیس را تأمین کنند. خواسته هایی همچون تجزیه و تضعیف و تکه تکه کردن دولت‌های وسیع اسلامی.

با توجه به حمایت استعمار از وهابیت و گروه‌های تکفیری، آیا می‌توان تخریب قبور بزرگان را تلاشی برای از بین بردن مظاهر تمدنی و تاریخی اسلام و تضعیف دامنه اثرگذاری این دین دانست؟
عرضه این افکار و عقاید بر آیات قرآن و احادیث شریف نبوی بهترین ردّیه است بر چنین ادعاهایی، زیرا حتی کتب اهل سنت در این زمینه بیش از کتب شیعه است. اگر کسی درصدد بحث آکادمیک و بی طرف باشد مطلب بسیار است اما اینها گوش شنوا ندارند و حرکتشان استعماری و وهابی است و با پول ناشی از نفت گروه‌هایی را ایجاد و تطمیع و پول و سلاح را برایشان تأمین می‌کنند تا به اهداف شوم‌شان برسند. و در این راه از هیچ کاری فروگذار نیستند.
از نتایج سوء این روش این است که مظاهر تمدنی اسلام را از بین می‌برند البته ما طرفدار قبور ضعیف و انحرافی نیستیم، اما اینکه ساخت بنای بر قبور حرام و مظهر شرک دانسته شود، صحیح نبوده و مبالغه بی دلیل و صرفاً سوء برداشتی است که وهابیت می‌خواهد به دیگران نیز تحمیل کند.
در حالی که وهابیون مدعی پیروی از مذهب حنبلی‌اند (و نمی‌پذیرند که فرقه دارای قواعد فقهی خاص خودند) اما احمدبن حنبل در بغداد مقبره‌ای مشخص و محترمی داشته و حنبلیانِ پیرو او در بغداد تا سال‌ها به ویژه در شب‌های جمعه به زیارت قبر امام مذهب خود می‌رفته‌اند، حال آنکه وهابیون با ادعای حنبلی گری طغیان و سرکشی کرده و گوششان به ادله تاریخی شنوا نیست.

منبع: ماهنامه زائر


 

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۰
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••