گروه فرهنگی «
سراج24»؛ این روزها فیلم سینمایی «پذیرایی ساده» ساخته «مانی حقیقی» در حال اکران عمومی در سینمای تهران است. فیلمی که در سینماهای تحت نظر حوزه هنری جایی برای اکران عمومی ندارد وجزو فیلمهای تحریمی حوزه هنری است. مانی حقیقی فیلمنامه نویس، کارگردان و بازیگر سینما اولین فیلم بلند سینمایی خود را با نام «آبادان» در سال ۱۳۸۱ ساخت و دویمن اثراش هم فیلم «کارگردان مشغول کارند» بود وی در ادامه فیلمهای سینمایی «کنعان» و «۵۰ کیلو آلبالو» را ساخت و در فیلم «چهارشنبه سوری» به ساخته «اصغر فرهادی» هم به نویسندگی پرداخت. حقیقی بازی در فیلمهایی سینمایی چون: پذیرایی ساده، ورود آقایان ممنوع، آسمان محبوب، درباره الی و اسرار گنج دره جنی را نیز در کارنام خود دارد.
وی با کوله باری از تجربه در سینما سال گذشته فیلم سینمایی «پذیرایی ساده» را ساخت. فیلم «پذیرایی ساده» روایت زندگی زن و مردی است که کیسههایی از پول را در برهوتی کوهستانی و متروکه بین مردم از قشرهای مختلف جامعه خیرات میکنند و فیلم با استفاده از خورده داستانها و اپیزودهای مستقل و جداگانه تلاش یم کند تاثیرات روحی و روانیای خیرات را برای به مخاطب نشان دهد.
در واقع تماشاگر سینما درفیلم با شخصیت «لیلا» با بازی «ترانه علیدوستی» و «کاوه» با بازی» مانی حقیقی» به دلیل بذل و بخششهایی که در حق مردم انجام میدهند متعجب میشود ومدام از خوداش میپرسد که چرا این دو نفر در این کوهستان این همه پول را به مردم میبخشند و در مقابل این بخشش خود فقط خندههای بلند و بیمنطق سر میدهند.
اما در ادامه مقتی میفهمد که بخشش انها تنها آزمونی برای سنجش شرافت انسانی است. در واقع کارگردان فیلم با ساخت این اثر میخواهد مخاطب خود را دردر یک آزمایش ساده قراردهد تا به میزان سلامت انسانی و روانی و روحی او پی ببرد. بنابراین فیلم به نوعی هم کالبد شکافی درون ادمها نیز هست. از این جهت که انسانها در شرایط عادی زندگی ودر مواجهه با یکدیگر امکان دارد به هیچ عنوان ذات درونی خود را آشکار نکنند ودر ظاهر یک نوع منش و رفتار وکلام داشته باشند ما در باطن، تمام ظاهر خود را انکار کنند وآدمهایی دیگری باشند. به همین دلیل میتوان گفت که جهان کلی این فیلم تا حدودی مبتنی بر دیالوگی است که مدام برای شخصیتهای فیلم و همچنین مخاطب برای هر کاری منطق و استدلال را زیر سوال میبرد.
به نظر میرسد کارگردان فیلم هدف نهاییاش این بوده که مخاطب فیلم با دیدن زن و مردی که هم پول زیادی دارند وهم اینکه ماشین گران قیمتی را با خود به منطقه کوهستانی آوردهاند احساس دوستی نکند و با انزجار و نفرت به انها نگاه کند.
چون این دو نفر مدام با پول و بخشش خود به نداری و فقر آدمها توهین کرده و آنها را تحقیر میکنند.
فیلم به سادگی هر چه تمامتر داستان خود را با کاراکترهای مختلف خود برای مخاطب تعریف میکند، شخصیتهایی ساده که پیچیدگی رفتاری و ذاتی ندارند و روابطشان با محیط و اطرافشان نیز ساده است؛ اما نکتهای که در این بین برای مخاطب جای تعجب ایحاد میکند این است که چرا کارکترهای کاوه و لیلا به هنگام بخشیدن پول به دیگران برای آنها ادا درآوردند مثل مواجهه با پیرمرد کپرنشین، کودکان، مرد کارگر، مرد فرزند مرده و یا آن دو برادر است. سینما را باید در جامعه امروز به عنوان متفاوترین رسانه وعرصه آگاهی بخشی به مخاطب به حساب آورد. چرا که در سینما میتوان به زندگی همه آئمها نزدیک شد وازطریق مثلا کلوزآپ پی به نگاه آدمها واحساسان نسبت به زندگی برد.
به نوعی سینما توانایی این را دارد که شمایلی از زندگی واقعی آدمها نیز باشد. میتواند تمام رنجها و سرخوردگیهای انسان معاصر را به تصویر بکشد. همچنین میتواند آیینهای برای آدمها برای دیدن و تماشای خود واقعیشان باشد.
سینما دروغ بزرگی است که نمیتوان از طریق آن حقیقت را انکار یا کتمان کرد. سینما میتواند نمایشی از زندگی برای تحقیر و تنبیه ما باشد و با خودمان فکر کنیم که خود کرده را تدبیر نیست.
فیلم پذیرایی ساده تصویر کوچکی از جامعه با تمام اختلافات فرهنگی، طبقاتی و اجتماعی است. اجتماعی که در ان تفاهمها و سوءظنها موج میزنند بیشتر افراد در اندیشه یک گفتمان ساده و منطقی به سر میبرند.
در واقع این فیلم میخواهد به ما یاداوری کند که اگر به دنبال آرامش واقعی در ندگی هستید باید به معنای واقعی خودتان را پیدا کنید و به وجدان، شرافت و ارزشهای انسانی همیشه احترام بگذارید و پایبند آن باشید. نکته دیگر اینکه این فیلم بدون هیچ فراز یا نقطه عطفی، خیلی سرگرم کننده برای مخاطب پیش میرود و مخاطبان را خسته و کلافه نمیکند. هر چند فیلم مشکلاتی به لحاظ قصه و ساختار دارد اما در نهایت موفق میشود تاثیرگذاری خود را به مخاطب نشان دهد ومخاطب را به تفکر واندیشه در مواجهه با درونیان خود وادارد.