به گزارش «
سراج24»، اگرچه تمامی منابع تاریخی سالروز کشته شدن خلیفه دوم را در 26 یا 27 ذی الحجه دانستهاند، اما در فرهنگ برخی عوام از روز نهم ربیع الاول به عنوان سالگرد قتل او یاد میشود. برای همین نیز با عنوان تبری و تولیگاه دست به اقداماتی که نه در تناسب با مبانی فکری شیعه است و نه سنخیتی با مصالح روز دارد، زده میشود. متأسفانه این اقدامات، اگرچه محدود به عدهای اندک است، توسط رسانهها و افراد مغرض با انتشار رسانهای و ویدئوهایی از برخی از این مجالس بزرگ نمایی شده و این نوع اقدامات را به عموم شیعیان تعمیم میدهند، و این چنین چند روز پیش از هفته وحدت که باید قلبهای عموم مسلمانان تحت نام مبارک یگانه نیکوی عالم خلقت به هم نزدیکتر شود دچار ابهام و تردید نسبت به هم میشود.
این همه در حالی است که ائمه اطهار (ع) بر عدم اهانت بر مقدسات سایر گرو های مذهبی و دینی تاکید داشته و پیروان خود را از هرگونه تحریک عواطف متعلقان به سایر مذاهب و ادیان دور داشتهاند.
ریشه این اعتقاد و اقدامات در کجاست؟
با جستجو در منابع تاریخی و روایی چنین به دست میآید که نهم ربیع الاول مستندی جز روایتی مشهور به "رفع القلم" ندارد. روایتی که خلاصه آن را به نقل از کتاب محقق فاضل حجت الاسلام مسائلی با عنوان " نهم ربیع، جهالت ها، خسارت ها" در زیر میآوریم:
"خلاصه روایت چنین است که دو راوی آن با یکدیگر درمورد عمر بن خطاب اختلاف پیدا نموده و میخواستهاند تا با مراجعه به یکی از اصحاب امام هادی علیه السلام به نام احمد بن اسحاق مشکل خویش را حل نمایند. اما تصادفا این مراجعه در روز نهم ربیع رخ میدهد و آنها احمد بن اسحاق را در حال انجام اعمال روز عید مشاهده میکنند. از این جهت با تعجب علت این امر را از او سوال مینمایند. احمد بن اسحاق نیز با بیان این که در چنین روزی با گروهی به نزد امام هادی علیه السلام، رفته و امام را در این حال مشاهده کرده است از قول امام فضیلتهای این روز را بر میشمارد، در ادامه نیز وی به نقل روایتی طولانی از یکی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله به نام حذیفه بن یمان میپردازد که او نیز از زبان پیامبر، فضایل و ویژگیهای این روز را بیان نموده و علت آن را قتل یکی از منافقان و دشمنان خدا در این روز میداند.
از آنجا که تنها مستند قول نهم ربیع این روایت است، لازم میباشد برای روشن شدن موضوع این روایت را از لحاظ منبع ، راویان و متن بررسی نماییم."
در کتاب "نهم ربیع جهالتها، خسارتها" پس از بحث مبسوطی که در مورد سند این روایت واحده انجام میشود، نویسنده به نقل کلامی از مرحوم آیه الله العظمی گلپایگانی پرداخته که ما به نقل آن اکتفا میکنیم.
آیتالله گلپایگانی در این مورد میفرمایند: "روایت علی بن مظاهر - راوی این روایت- از نظر متن و سند ضعیف است و آن را در کتب معتبر و اصیل شیعه نیافتم، هم چنان که شناختی نسبت به علی بن مظاهر که از علما شیعه به حساب آورده شده وجود ندارد، و وجود چنین روایات مجهولی در مجامع بزرگ حدیثی شیعه، که مولف آنها صرفا برای جمع آوری اخبار و بدون بررسی اعتبار سند و متن آنها همت گماشته است، چندان بعید نیست." (ص34 ، به نقل از آیه الله گلپایگانی ، محموعه رسائل ، ج 2 ، ص 395)
این روایت علاوه بر اشکالات سندی جدی که در بالا اشارهای به آن رفت، از دیدگاه متنی و دِلالی نیز با اساسیترین دیدگاههای اعتقادی و کلامی شیعه در تعارض است. چرا که بنا بر این حدیث خداوند در چنین روزی رفع قلم از بندگان کرده و آنان را برای اعمالی که در آن روز مرتکب می شوند مورد عقاب قرار نمیدهد و این در حالی است که جزو مسلمترین و مبناییترین عقاید شیعه مکلف بودن عباد در برابر خداوند ذوالجلال است.
فرهنگی اشتباه بر مبنای حدیثی مجعول
بر همین اساس نیز گروهی از افراد دست به اقداماتی می زنند که نه در شان شیعه بوده و نه مطابق با تعلیمات اخلاقی و معارفی معصومین علیهم السلام است.
این نوع اقدامات علاوه بر تعارض بنیادین با معارف شیعی، سبب ایجاد فضای متشنج و احساسی منفی در مناطق سنی – شیعه نشین میگردد. در صورتی که حقیقت در اقلیت بودن شیعیان در کل جهان اسلام و بهانهجوییهای مغرضانه گروه های ضد شیعی را در نظر بگیریم، می توانیم به عمق فاجعه های احتمالی پی ببریم.
عجیب آن که این معضل در طول تاریخ شیعه و تاریخ مناسبات او با پیروان سایر مذاهب وجود داشته و موجبات مشکلات فراوانی را هم برای عموم مردم شیعی مذهب و هم برای علما و خواص فراهم آورده است. در زیر به نقل گزارشی از دوره متقدم صفویه در این رابطه بسنده میکنیم:
" صاحب قصص العلما ، میرزا محمد تنکابنی ، مینویسد: در زمان محقق کرکی ، علمای شیعه که در مکه بودند به علما اصفهان نوشتند،... که شما سب مینمایید متخلفین را در اصفهان، و ما در حرمین شریفین میباشیم و ما را عامه به سبب این سب عذاب و سیاست مینمایند..." [انکم تسبون ائمتهم فی اصفهان و نحن فی الحرمین نعذب بذلک اللعن و السب]
این روزها در برخی کشورهای دنیا جریان وهابیت این مقوله را دستمایهای برای هتک حرمت تشیع و اتهامزنی به این مذهب قرار داده است و در همین راستا شیعیان را کافر خوانده و با تهییج برخی افراد آنان را بر قتلعام شیعیان میشورانند و از سوی دیگر روزبهروز بر اختلاف افکنی میان اهل سنت و شیعیان میافزایند.
مراجع و نظراتشان در موضوع نهم ربیع
در زیر پس از نقل قولی از امام خمینی(ره) در مورد وظیفه نویسندگان و سخنرانان در موضوعات مورد اختلاف به نقل استفتائی از مراجع در موضوع نهم ربیع الاول و نظرات این بزرگواران میپردازیم.
امام خمینی(ره): "بر جمیع سخنرانان، چه در محیطهای باز وچه بسته و تمام نویسندگان، تکلیف حتمی شرعی است که حتی به طور اشاره و کنایه، از گفتار و نوشتههای اختلاف انگیز اجتناب نمایید که امروز اختلاف برای امت اسلامی سم کشنده است و باید بدانند که ایجاد اختلاف در محیط حاضر، جز تبعیت از نفس اماره و شیطان درونی و خدمت به ابر قدرت ها خصوصا آمریکای جهان خوار، نیست و از منکرات بزرگی است که شیطان به اسم اسلام، بر زبانها و قلمها جاری میکند و باید بدانند که انقلاب اسلامی تاب تحمل آن را ندارد و متخلف را مجازات خواهد کرد. دادستان کل کشور موظف است تا به این طریقه خطرناک خاتمه دهد. سخنرانی ها سالم و سازنده در محیط های سالم غیر متشنج، برای ایجاد وحدت و تفاهم و جلوگیری از اختلاف و تشنج، مفید و مورد رضای خداست.»(صحیفه نور، ج 14 ، ص 157 ، 12/1/ 1360 .)
در استفتائی که از سوی نگارنده کتاب "نهم ربیع ، جهالتها ، خسارتها " به مراجع عظام تقلید ارسال کرده است نظر ایشان را در مورد برپایی مجالسی با این موضوع ، شرکت در این مجالس ، و نیز مبحث رفع قلم خواهان شده است. در زیر به نقل پاسخهای بزرگان جهان تشیع میپردازیم:
آیت الله العظمی خامنهای: هرگونه گفتار یا کردار و رفتاری که در زمان حاضر سوژه و بهانه به دست دشمن بدهد و یا موجب اختلاف و تفرقه بین مسلمین شود ف شرعا حرام اکید است.
آیت الله نوری همدانی: چیزی به عنوان رفع قلم در روز به خصوصی نداریم و مسلمانان باید از تفرقه بپرهیزند و از هر چیزی که موجب وهن مذهب می باشدجدا اجتناب نمایند.
آیت الله مکارم شیرازی: اولا روایتی با عنوان رفع قلم در آن ایّام مخصوص در منابع معتبر نداریم. و ثانیاً: بر فرض چنین چیزی باشد که نیست مخالف کتاب و سنت است و چنین روایتی قابل پذیرفتن نیست و حرام و گناه در هیچ زمانی مجاز نیست همچنین سخنان رکیک و کارهای زشت دیگر. و ثالثاً: تولّی و تبرّی راههای صحیحی دارد نه این راههای خلاف.
آیت الله بهجت: تقیه از اوجب واجبات است و محافظه کاری کامل در مواردی که معرضیت احتمالی خلاف تقیه دارد لازم می باشد.
آیت الله موسوی اردبیلی: انجام دادن محرمات جایز نیست و در آن فرقی بین نهم ربیع و روزهای دیگر نیست همان گونه که انجام اعمالی که موجب وهن شیعه یا کافر نامیدن آنها و یا تشدید اختلافات و تفرقه بین مسلمانان می شود نیز جایز نیست. خداوند همه را به حق و صواب هدایت فرماید.
آیت الله تبریزی در جواب سؤالی پیرامون این روایت: بسمهتعالى؛ روایت مزبور صحیح نیست و فرقى بین ایّام نیست و معصیت، معصیت است، والله العالم.
آیت الله فاضل لنکرانی در پاسخ به سوالی در همین موضوع: حدیث رفع القلم صحیح نیست، بلکه هر مسلمانی موظف به انجام واجبات دینی بوده و فرقی در ایّام سال نسبت به آن وجود ندارد، و انجام اعمالی که موجب تفرقه مسلمین یا وهن شیعه شود جایز نیست.
آیت الله روحانی: روایت رفع القلم صحیح نیست و هرکس به اندازه ذره ای کار بد انجام داده باشد نتیجه آن را می بیند مگر آن که توبه کند.