به گزارش «
سراج24» ، اندیشکده مطالعات استراتژیک و بینالمللی در گزارشی به قلم «محسن میلانی[1]» استاد علوم سیاسی در دانشگاه فلوریدای جنوبی و «کریم سجادپور[2]» و کریم سجادپور، دانشیار ارشد اندیشکده کارنگی صلح بینالملل، به بررسی نفوذ و استراتژی ایران در خاورمیانه، چالشها و معضلات پیش روی آن، و برداشتهای ایران در میزگرد خلیجفارس موسوم به «استراتژی منطقهای ایران» در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل 2012 پرداختهاند.
برنامه خاورمیانه مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل، میزگرد خلیجفارس را در آوریل 2007 به منظور بررسی اهمیت استراتژیک رویدادهای گوناگون اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رخداده در منطقه خلیجفارس و شناسایی فرصتها و موقعیتها برای تعامل سازنده با ایالات متحده راهاندازی نمود. این میزگرد، خلیجفارس را متشکل از امارات متحده عربی، عربستان سعودی، عمان، قطر، بحرین، کویت، عراق و ایران تعریف میکند. میزگرد به صورت ماهیانه برگزار شده و گروههای گوناگونی از کارشناسان منطقه، سیاستگذاران، دانشگاهیان و رهبران کسبوکار، که به دنبال ایجاد درک گستردهتری از پیچیدگیهای منطقه هستند را گرد هم میآورد. موضوعات مورد بحث در این همایشها عبارتند از: نقش جنبشهای اسلامی در سیاست، مبارزه با تروریسم، دموکراسی و محدودیتهای جامعه مدنی، اهمیت استراتژیک انرژی در خلیجفارس، رویدادهای رسانهها، آزادسازی تجارت، و چشماندازهایی برای یکپارچهسازی هرچه بیشتر منطقه. سلسله میزگردهای خلیجفارس به کمک حمایت سفارت امارات متحده عربی برگزار شدهاند.
■عقبنشینی ایالات متحده از عراق، دولتی به رهبری شیعیان به جای گذاشت که از لحاظ ایدئولوژیکی و مالی به ایران وابسته بود■
میلانی و سجادپور تصدیق کردهاند که نفوذ ایران در منطقه طی سالهای 2006 تا 2010 در بالاترین میزان خود بوده است. در طول این دوره، حزبالله پس از جنگ سال 2006 خود با اسرائیل قدرتمندتر شد، حماس کنترل نوار غزه را به دست گرفت، قیمت نفت جهشی به 145 دلار برای هر بشکه داشت، و عقبنشینی ایالات متحده از عراق دولتی به رهبری شیعیان به جای گذاشت که از لحاظ ایدئولوژیکی و مالی به ایران وابسته بود. به گفته میلانی، ایران از این رویدادها و وقایع دیگر برای ایجاد یک «محور مقاومت»، که سوریه و لبنان را در غرب از طریق عراق به ایران مرتبط ساخته و افغانستان را از شرق تحت پوشش قرار میدهد، استفاده نموده است. در اواخر سال 2012، ایران روابط خوبی با افغانستان و پاکستان برقرار کرده و ظهور ائتلاف 8 مارس به پشتیبانی حزبالله در لبنان، نفوذ ایران را در لبنان نیز بیشتر نمود.
■ قیامهای عربی در اوایل سال 2011، چشمانداز سیاسی منطقه را تغییر داد■
قیامهای عربی در اوایل سال 2011، چشمانداز سیاسی منطقه را تغییر داد و محاسبات ایرانیان را دگرگون نمود. هر دو مفسر روی اهمیت سوریه در استراتژیهای منطقهای ایران تاکید نمودهاند. روابط میان ایران و سوریه به اوایل دهه 80 میلادی، زمانی که حافظ اسد رئیسجمهور سوریه در جنگ با عراق ایران را حمایت نمود، و ایران نیز در سرکوب قیامهای سنی اسلامی سال 1982 در حمایت از اسد پشتیبانی کرد، بازمیگردد. در دهههای پس از آن، ایران از سوریه برای بدست آوردن دسترسی مستقیم به خاور نزدیک استفاده کرده است. محلی که از طریق آن به حمایت از جامعه شیعه در لبنان پرداخته و در درگیریهایش با اسرائیل نیز نقش مهمی دارد.
■ ایران ممکن است پیدایش یک حکومت سنی در سوریه را بینتیجه گذاشته و خنثی نماید■
با این که ایران از ایجاد یک دولت سنی در سوریه نگران است، با این حال هنوز گزینههای بسیاری برای حفظ نفوذ خود در سوریه پس از اسد در اختیار دارد. به عقیده میلانی اگر ارتش تحت سلطه علویان در سوریه و ساختارهای اطلاعاتی دستنخورده باقی بمانند، ایران قادر خواهد بود از منافع اصلی خود محافظت کند. وی همچنین اظهار داشته که ایران ممکن است امکان استفاده از شبکههای علوی به منظور ایجاد یک سازمان حزبالله سوری را نیز در نظر گیرد. به گفته میلانی، ایران با گسترش ارتباطات خود در ارتش لبنان، پایه خود را در این کشور مستحکم نموده است. سجادپور نیز بر این باور است که ایران ممکن است با دامن زدن به خشونتها از طریق گروههای مسلح، پیدایش یک حکومت سنی در سوریه را بینتیجه گذاشته و خنثی نماید. دولت مالکی در عراق از موقعیت ایران در سوریه حمایت میکند چرا که خود نیز از تأثیرات روی کار آمدن یک دولت سنی در سوریه نگران است.
■تأثیر سوریه بر رقابت کشورهای منطقه■
به گفته سجادپور، سوریه کانون رقابت سه الگوی مختلف است: الگوی مقاومت اسلامی ایرانیان، الگوی سنی به رهبری عربستان سعودی، و الگوی «اسلام مدرن» به رهبری ترکیه. مبارزات منطقهای در سوریه، روابط ایران با ترکیه را مکدر و تیره ساخته و به «جنگ سرد» منطقهای آن با عربستان سعودی نیز دامن زده است. علاوه بر این، درگیریهای سوریه تعاملات ایران و قطر که در سالهای اخیر توسعه یافته بود را نیز تضعیف کرده است. با این حال، عمان همچنان واسطهای کلیدی میان ایران و سایر دولتها، به ویژه ایالات متحده باقی مانده است.
■سوریه تنها بخشی از جنگ سرد میان ایران و کشورهای حوزه خلیجفارس محسوب میشود■
سوریه تنها بخشی از جنگ سرد میان ایران و کشورهای حوزه خلیجفارس محسوب میشود. زمینهساز این مشکلات، تنشهای دیرینه میان اعراب و پارسها و رقابتهای فرقهای است. هرچند سجادپور معتقد است که تأثیر فرقهگرایی در رویکرد ایران در خلیجفارس، به اندازه تنشهای میان اعراب و ایرانیان و نگاه تحقیرآمیز عموم ایرانیان به عربستان سعودی نیست. میلانی نیز بیان میدارد دشمنی با ایالات متحده، قضاوت ایران درباره حکومتهای خلیجفارس (که آنها را به عنوان مشتریان امریکا در نظر میگیرد) را شکل میدهد. این دو مفسر بر اهمیت درک ذهنیت رهبر ایران به منظور ارزیابی گزینههای پیش روی ایران و پیشبینی اقدامات آتی این کشور تاکید داشتهاند. ایران همچنان ایالات متحده را یک تهدید بالقوه میداند و منافع آن در خاور نزدیک غالباً به جای منافع ملی، تحت تأثیر منافع ایدئولوژیکی است.
■ برای ایران هدف از برنامه هستهای صرفاً به دست آوردن تواناییهای هستهای نیست■
دیدگاه نهادهای مختلف درون ایران نیز از اهمیت برخوردار است. در پرتو تحولات منطقهای و تصورات ایران از تهدیدهای موجود، هر دو مفسر به این نتیجه رسیدهاند که احتمال چشمپوشی ایران از برنامه هستهای خود به عنوان نتیجهای از مذاکرات، اندک است. برای ایران، هدف از برنامه هستهای صرفاً به دست آوردن تواناییهای هستهای نیست، بلکه موضوع به چالش کشیدن و مبارزه با نظام بینالمللی تحت رهبری ایالات متحده نیز است. در نتیجه ایالات متحده با یک معضل روبهروست: ایجاد یک مصالحه با ایران به آیت الله خامنهای بستگی دارد، کسی که کنترل نهایی بر تصمیمگیریهای ایران را بر عهده دارد. سجادپور بر این باور است که ممکن است دستیابی به یک «قرارداد کوچک» شامل بازرسیهای سرزده بیشتر و ایجاد محدودیت در غنیسازی ایران، در ازای کاهش تحریمها امکانپذیر باشد. چنین مصالحهای نیازمند راهحلهای خلاقانه تکنیکی در چارچوب چنین محیط سیاسی مبارزهطلبانه ای خواهد بود.
پی نوشت:
[1] محسن میلانی، مدیر اجرایی مرکز مطالعات استراتژیک و دیپلماتیک و همچنین استاد علوم سیاسی در دانشگاه فلوریدای جنوبی در شهر تامپا است. وی محقق و نگارنده نشریات و کتبی در زمینه سیاستهای خارجی و امنیتی ایران و جنبشهای سیاسی خلیجفارس میباشد. از آثار اخیر او میتوان به «رقابت ایران و عربستان سعودی» (امور خارجه) و «سیاست ایران درباره خلیجفارس» (ایران معاصر) اشاره کرد.
[2] کریم سجادپور، دانشیار ارشد در اندیشکده کارنگی صلح بینالملل و همچنین رئیس سابق تحلیلگران ایران در گروه بحران بینالمللی مستقر در واشنگتن و تهران است. وی کارشناس سیاستهای خارجی و برنامه هستهای ایران میباشد. از آثار اخیر او میتوان به «نگاهی از واشنگتن: اگر اسرائیل اقدام به بمباران ایران نماید چه خواهد شد؟» (واشنگتن پست) اشاره نمود.
سایت خبری تحلیلی اشراف متن بالا را بدون تایید محتوا و ادعاهای مطرح شده در این گزارش، ترجمه آن را برای اطلاع نخبگان و تصمیم گیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاههای اندیشکدههای غربی منتشر کرده است.