به گزارش «سراج24»، روز 13 آبان ماه بر پیشانی مفهوم ایستادگی و ایثار این دیار تا همیشه باقی است و نگاه عاشقانه مردان دلیر این خاک که مشق شهادت را به خوبی می دانستند، در بستر تاریخی که گواه حماسه های بسیار از فداکاری مردمان است، نقشی برجسته دارد. 13 آبان 1343 تبعید امام خمینی به ترکیه آغازی بر شعله ور شدن خشم مردم علیه پهلوی بوده و روز 13 آبان1357 نشانی از قیام مردانه دانش آموزان آگاهی بود که نهال انقلاب را به درختی تنومند بدل ساختند و در نهایت تسخیر لانه جاسوسی توسط گروهی فعال در عرصه استکبار ستیزی در 13 آبان 1358 مُهر پایانی بر حضور چندین ساله آمریکای های جنایتکار در ایران بود. در بررسی تحلیلی سال های انقلاب و در چرخه ای از مقاومت مردمان ایران زمین در برابر فساد و تباهی رژیمی طاغوتی می توان نگاهی مفصل داشت و حدیث آزادگی را از جنبه های مختلفی مورد رصد قرار داد. اما مساله قابل پرداخت در این فرصت، عدم توجه سازندگان فیلم ها و آثار تلویزیونی از چنین واقعه عظیمی بوده که در این سال های بسیار بدون توجه به اهمیت واقعه و ابعاد دراماتیکی که برای خلق آثاری تصویری دارند، راه بی تفاوتی را دنبال کرده اند. شاید در دوره ای نداشتن سرمایه و ابزارهای لازم از سوی تهیه کنندگان و سرمایه گذاران سینمایی و نبود متنی قابل ارجاع به ساخته ای تصویری مواردی از دلایل موجود برای عدم نزدیکی به چنین داستان گرانقدری بود، اما حالا با افزایش چشمگیر امکانات و تجهیزات سینمایی و وجود سرمایه های بسیاری که به داستان هایی گاه بیهوده هدر می رود، دیگر بهانه ای برای اجرایی کردن پروژه های سینمایی و تلویزیونی از حادثه نقش بسته در 13 آبان نخواهد بود. روزی که مثالی ارزنده از استکبارستیزی تاریخی به شمار می آید و عمق تکبیرهای «مرگ بر آمریکا» را در طول تاریخ توسط مردمان ایران روشن می سازد. چرا که دست های آلوده غربی ها که به شکلی پیدا و پنهان از گذشته تا هنوز در به چنگ آوردن حیات مردمان کشورهای دیگر مشاهده شده و نیاز به تصویرسازی ابعاد این قدرت نمایی غربی ها دارد. از طرفی بی تفاوتی سینمای ایران در این سال ها موجب گستاخ مندی غربی ها برای وارونه سازی و دروغ نمایی حوادث انقلاب و به خصوص تسخیر لانه جاسوسی شد تا آن ها با برنامه ای مدون و در همکاری با تهیه کنندگان و سردمداران هالیوود بتوانند به بازسازی فریبنده ای از 13 آبان دست بزنند. تصویری دروغین با کمک تجهیزات سینمایی که هدیه بانیان امر یعنی سران کاخ سفید را در بر داشت تا بن افلک از دریچه سیاست به تصاحب اسکار دست یابد و فیلم ضعیف و بی ساختار و کاملا گسسته «آرگو» در ناباورترین انتخاب های مضحکانه هالیوود به مجسمه طلایی دست یابد.

اما سوال اساسی این است که چرا سینمای ایران برخلاف آثار رنگین دروغ پردازانه غرب مانند «گلاب»، «بدون دخترم هرگز»، «سپتامبرهای شیراز» و بسیاری از ساخته های فریبکارانه آمریکایی ها از حوادث انقلاب هنوز نتوانسته است آثار ارزشمند و مناسبی از آن سال های خون و قیام و دلاوری مردمان ایران را تولید کند؟ چرا هر سال با بی تفاوتی سپری می شود و تنها با تکان دادن سر و بدون هیچ گونه اهمیتی تاریخ را دوباره با افسوس دوره می کنیم؟ آیا چند اثر محدود در این سال ها در خصوص وقایع انقلاب در برابر هجمه دروغ افکنانه غربی ها تاب استقامت دارد؟ مستند «انقلاب دوم» به کارگردانی مجید ذوالفقاری، فیلم سینمایی «کیمیا و خاک» ساخته عباس رافعی، مستند «444 روز» به کارگردانی محمد شیروانی، تله فیلم «تخت جمشید سر روزولت» و اخیرا سریال «کیمیا» تنها کارنامه فعالیت های سال های بسیار سازندگان این دیار است که البته بسیاری به شکلی محدود و بدون توجه به ابعاد قضیه به روایت خود پرداختند و هیچ کدام هم در یاد مخاطبان نمانده است! اگر چه سریال «معمای شاه» قرار است در اواخر آبان ماه از تلویزیون پخش شود و در آن به مناسبات شاه با آمریکا و مبارزات مردم علیه حکومت فاسد پهلوی پرداخته خواهد شد، اما ابعاد ماجرا و اهمیت موضوع چنان است که نیاز به صرف بودجه های خاص دولتی، نگارش فیلمنامه هایی ارزشمند و تولید اثری ماندگار با کمک عواملی حرفه ای و کاربلد می باشد تا باز هم تنها افسوس این را نخوریم که غربی ها با گستاخی در صنعت فیلمسازی به پیش می روند و ما تنها تماشاگریم!
منبع:آوینی فیلم



