«سراج24»: باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا در آغازین روزهای دومین دوره از ریاستجمهوری خود اعلام کرده است که میخواهد به اسرائیل سفر کند. این در حالیست که عدم مسافرت وی به اسرائیل در دوره اول ریاستجمهوریاش مستمسک خوبی برای «میت رامنی»، نامزد شکستخورده جمهوریخواهان بود که اوباما را متهم میکرد، اسرائیل را به «زیر اتوبوس» افکنده است.
بنیامین نتانیاهو، کسی که همچنان رئیس کابینه رژیم صهیونیستی است و پیشبینی میشود که فعلا نیز کسی قادر به گرفتن این مقام از وی نباشد، در انتخاباتی که منجر به پیروزی اوباما شد، نتوانست حمایت خود را از میت رامنی مخفی کند هرچند که رسما هم چیزی در این خصوص اعلام نکرد. همین موضعگیری نتانیاهو انتقاد برخی از جناحهای اسرائیلی را نیز برانگیخت.
با این حال، در انتخابات اخیر اسرائیل، اوباما سیاستمدارانهتر از نتانیاهو عمل کرد و نگذاشت کسی متوجه موضع وی شود هرچند که باز هم همه میدانستند وی تمایل به پیروزی میانهروها دارد.
خواسته اوباما در انتخابات اسرائیل بهعکس خواسته نتانیاهو در انتخابات آمریکا تا حدودی محقق شد. بهعکس شکست مفتضحانه رامنی در انتخابات آمریکا، میانهروهای اسرائیلی در انتخابات پارلمانی این رژیم نسبت خوبی از آرا را بهدست آوردند و نتانیاهو را برای تشکیل دولت جدید مجبور به ائتلاف کردند.
بهاینترتیب، دومین دور ریاستجمهوری اوباما در حالی شروع میشود که مواضع نتانیاهو در برابر او تضعیف شده است. اوباما که در دور اول ریاستجمهوریاش از دست نتانیاهو و کابینه دستراستی تندروی وی زجر زیادی کشید، اکنون احساس میکند که نسبت به او دست بالاتر را دارد.
خاطرات نتانیاهو و اوباما طی چهار سال گذشته خاطرات شیرینی نیست. نتانیاهو با از سرگیری شهرکسازی در اراضی فلسطینی اشغالشده در سال 1967، باعث شد تا تشکیلات خودگردان فلسطین مذاکرات موسوم به صلح را ترک کند و تلاشهای اوباما برای زنده کردن روند صلح خاورمیانه با شکست مواجه شود.
از سوی دیگر، نتانیاهو با استفاده از نفوذ لابیهای یهودی در کنگره آمریکا فشارهای زیادی بر اوباما در خصوص مساله هستهای ایران وارد کرد. لابیهای یهودی تلاش میکردند نشان دهند که اوباما در برابر ایران ضعیف ظاهر شده است.
از سوی دیگر غوغا بر سر حمله پیشدستانه علیه ایران نیز مساله دیگری بود که اوباما با آن مواجه شد. اوباما میدانست که در صورت آغاز ماجراجویی اسرائیل علیه ایران، مجبور است در کنار تلآویو قرار گیرد و شروع یک جنگ دیگر برایش فاجعهبار بود بنابراین تلاش بسیاری کرد تا اسرائیل دست به اشتباه نزند. در همین شرایط، نتانیاهو از این حربه برای فشار هرچه بیشتر بر اوباما استفاده کرد و هرگاه میخواست امتیازی از او بگیرد، بلوف زدن در خصوص حمله نظامی به ایران را تشدید میکرد.
بههرحال همه میدانند که روابط نتانیاهو و اوباما تا حدودی تیره است هرچند که این امر تاثیر چندانی بر اتحاد راهبردی اسرائیل و آمریکا ندارد. این اتحاد راهبردی نهتنها ناشی از نفوذ لابیهای صهیونیستی در ایالات متحده بلکه ناشی از تاریخچه جنگ سرد و بالاخص جنگ 1967 است که اسرائیل را به نماد بلوک غرب در خاورمیانه بدل کرد. اوباما بارها گفته که در دوران او سطح همکاریهای واشنگتن و تلآویو به سطحی بیسابقه رسیده است.
در چنین شرایطی، در خصوص سفر آتی اوباما به تلآویو نکاتی چند را میتوان ملحوظ داشت:
اولا، این سفر اتفاق عجیبی در روابط ایالات متحده و رژیم صهیونیستی محسوب نمیشود. اسرائیل و آمریکا دارای روابط مستحکمی هستند که شکرآب چند ساله اخیر در روابط اوباما و نتانیاهو نمیتواند آن را از بین ببرد؛
ثانیا، هم اوباما و هم نتانیاهو میدانند که در شرایط فعلی نمیتوانند از گزینه نظامی علیه ایران استفاده کنند بنابراین از این منظر نیز این سفر اهمیت چندانی ندارد؛
ثالثا، اوباما بهدنبال آن است تا با انجام این سفر، بخشی از فشارهای روانی لابیهای یهودی در آمریکا را بکاهد. بسیاری از یهودیان ذینفوذ آمریکایی دموکرات هستند و انتظار دارند که رئیسجمهورشان به سرزمینهای اشغالی فلسطین سفری داشته باشد و بر حمایت قاطع خود از رژیم صهیونیستی تاکید کند؛
رابعا، مهمترین خواسته اوباما در این سفر، زنده شدن روند صلح خاورمیانه است. صلح خاورمیانه برای ایالات متحده در خاورمیانه جنبه هژمونیک دارد. «ریچارد هاس»، رئیس شورای روابط خارجی آمریکا در سال 2006، مقالهای را در خصوص خاورمیانه و آینده آن منتشر کرد که در آن از شکست روند صلح خاورمیانه بهعنوان یکی از علل پایان هژمونی آمریکا در خاورمیانه نام برده بود.
آمریکا پس از فروپاشی نظام دوقطبی در سطح بینالمللی، راهحل دو کشور را در خصوص مناقشه اعراب و اسرائیل در دستور کار قرار داده است، این در حالیست که تنها طرفی که با این مساله موافقت کرده است، تشکیلات خودگردان فلسطین است که از سوی بسیاری از فلسطینیها نماینده مردم فلسطین شناخته نمیشود.
با این وصف، اوباما به فلسطین اشغالی سفر میکند تا بار دیگر هژمونی آمریکا را در خاورمیانه که با حمله به عراق آسیبی جدی دیده است، زنده کند. حل مناقشه اعراب و اسرائیل یک موفقیت بسیار بزرگ برای دولت آمریکا محسوب میشود و بخشی بزرگ از «فرآیند اقناع هژمونیک» خواهد بود، لذا در مقابل موافقت نتانیاهو با این امر، اوباما احتمالا حاضر خواهد بود امتیازات زیادی بدهد.
اما این که این امتیازات چه مواردی میتواند باشد جای مداقه دارد. روزنامه بریتانیایی ساندیتایمز از افزایش فشار بر ایران بهعنوان یکی از این امتیازات نام برده است، اما شکل و روش آن را مشخص نکرده است.
یقینا نتانیاهو در برابر موافقت با چنین امری امتیازات نظامی و اقتصادی زیادی را هم مطالبه کرد اما مساله این است که یکی از جناحهای حاضر در کابینه آینده اسرائیل بهسختی با چنین توافقی مخالفت خواهد کرد.
«حزب خانه یهود»، یکی از احزابی است که در کنار ائتلاف نتانیاهو، لیبرمن و حزب یشآتید در دولت مشارکت خواهد داشت. این حزب در شهرکنشینان صهیونیست ریشه دارد و بههیچ وجه با توقف شهرکسازی موافق نیست و این در حالی است که توقف شهرکسازی از شروط محمود عباس برای بازگشت به میز مذاکره است.
از سوی دیگر، مواضع تندروانه نتانیاهو و لیبرمن نیز برای این مقصود اوباما دردسرساز است. شعارهایی که اینها سرمیدهند وجههای خاص برای آنان در بین اسرائیلیها ایجاد کرده که مذاکرات صلح همراه با توقف شهرکسازی، آن وجهه را خدشهدار خواهد کرد.
نتیجه اینکه اوباما در سفر به تلآویو کار آسانی در پیش ندارد هرچند که ممکن است بتواند مذاکراتی را آغاز کند. هنوز تا سفر اوباما به فلسطین اشغالی زمان زیادی مانده و ممکن است تحولات جدیدی را هم شاهد باشیم.
یادداشت از علیرضا کریمی



