به گزارش سراج24،شاید بتوان گفت کنفرانس برلین یکی از نقاط عطف برای اصلاحات محسوب میشود. جریان نوپای اصلاحات که تنها سه سال از تولدش یعنی دوم خرداد ۷۶ میگذشت در حالی گرفتار گرداب برلین شد که بسیاری از نیروهایش را در این ماجرا از دست داد. تئوریسینهای اصلاحات که از سوی ضدانقلاب به فجیعترین شکل ممکن مورد تمسخر و تحقیر واقع شدند نه روی برگشت به کشور را داشتند و نه امکان ماندن در کنار ضدانقلاب.
از همین روست که بسیاری از آنان ترجیح دادند به ایران برگردند و پس از مدتی که آبها از آسیا افتاد به فکر دریافت پناهندگی بیافتند.
یکی از همین افراد که حالا هشتمین دههی زندگی خود را پشت سر میگذارد، مهرانگیز کار است. این فمینیست حاضر در کنفرانس برلین که سعی دارد عنوان روزنامهنگار را جزو القاب خود داشته باشد پس از هتک در اردیبهشتماه ۱۳۷۹ از سوی ضدانقلاب تجمع کرده در کنفرانس برلین به دامان آنان پناهنده شد و اخیرا نیز خاطرات خود را به چاپ رسانده است.
وی در کتاب خاطرات خود(گردبند مقدس) که در خارج از کشور به چاپ رسیده است، به نکات قابل تاملی از حواشی کنفرانس برلین و گفتگوهایش با اکبر گنجی اشاره کرده است. نامبرده در صفحهی ۴۲ این کتاب به توصیهی اکید اکبر گنجی برای رعایت حجاب از طرف وی، اشاره کرده و می نویسد:"تا روز ١٩ فروردین ١٣٧٩; بارها از سوی پاسداران ارزشهای انقلابی به من توصیه شده بود با حجاب در کنفرانس ها ظاهر بشوم. با آن که به این توصیهها عمل نمی کردم اما از آن بر میآشفتم.
٢١ سال بعد از انقلاب، صبح روز ١٩ فروردین ١٣٧٩، اکبر گنجی از من قاطعانه خواست تا دست کم در مراسم رسمی کنفرانس حجاب داشته باشم. اکبر گنجی تاکید کرد خود معتقد به اصل آزادی در انتخاب پوشاک است، مصلحت ایجاب میکند تا من در مراسم رسمی کنفرانس با حجاب ظاهر بشوم، وقتی از اکبر گنجی پرسیدم، منظورت از مصلحت چیست؟ این کنفرانس با کنفرانسهای دیگری که من در آنها بیحجاب ظاهر شدهام فرقی ندارد. از طرف دیگر تو در عمل ثابت کردهای که مصلحتگرا نیستی و به تندروی شهره شدهای، چرا با من از در مصلحت در آمدهای؟ پاسخ داد: در این کنفرانس حجت الاسلام یوسفی اشکوری حضور دارد، اگر در کنار او بنشینید و او بحث نواندیشی دینی را مطرح کند، چنانچه حجاب نداشته باشید، او باید هزینهی سنگینی بابت بیحجابی شما تحمل کند... یوسفی اشکوری اگر قرار است هزینهای بپردازد، بهتر است که بابت کار بزرگی به آن تن در دهد، نه بابت بی حجابی شما. حیف است نیروی او را که صرف روشنگری میشود سهل و آسان فقط به علت همنشینی با یک زن بیحجاب در کنفرانس برلین از دست بدهیم."
مهر انگیز کار سرانجام با کراهت توصیه گنجی را برای رعایت حجاب در کنفرانس برلین میپذیرد: "توصیهی اکبر گنجی را پس از ساعتی جدل و بحث پذیرفتم. ضمنا یادآوری کردم که ایرانیان خارج از کشور من را به گونه دیگری می شناسند... ."
اما قسمت جالب ماجرا وقتی است که مهرانگیز کار خاطرات دوران بازداشت و بازجویی خود در تهران را مینگارد، وی در صفحه ۴۴ کتاب خاطرات خود می نویسید: "... روزی از روزها در دومین ماه از بازداشت موقت، وقتی بازجو صادقی به من گفت اکبر گنجی به ما اعتراض کرده و گفته است چرا من را با این دو تا لائیک (منظور من و خانم شهلا لاهیجی بودیم) توی یک اتومبیل میگذارید و از زندان به دادگاه میآورید، تکان خوردم. سعی کردم به خود بقبولانم نقل قول از نوع شگردهای امنیتی و قضایی است، میخواهند تفرقه بیندازند. با این باور خوش بودم که بار دیگر از زبان همان بازجو شنیدم اکبر گنجی گفته است خانم کار حجاب را هم به زور من پذیرفت. این جا بود که دل در سینهام فروریخت. بازجو نمیتوانست دروغ گفته باشد. راست میگفت. من حسب توصیهی اکبر گنجی در تمام میزگردها روسری بر سر داشتم. این نکته را من، او و اشکوری می دانستیم، لاغیر."
مهرانگیز کار در حالی به واسطهی یک آدم فروشی اکبر گنجی دل در سینهاش فرو میریزد!! که خود مدتهاست به کمک مسعود بهنود در گرداندن سایت ضدانقلاب روزآنلاین شتافته و از هیچگونه اقدامی علیه کشورش دریغ نمیکند.
نامبرده که البته سعی دارد خود را یک اهوازی وفادار نشان دهد و احساسات ناسیونالیستیاش را به وجد آمده بازی کند اکنون و در سن ۷۳ سالگی حمایت از جانیانی چون ریگی را در کارنامهی کاری خود دارد تا اتهامزنی و دروغپراکنی علیه آب و خاک میهنش.
وی که به نظر میرسد تحقیر شدن در برلین را ظرفیتی ایجاد شده برای دریافت پناهندگی از دست ضدانقلاب قلمداد میکرد اکنون نه تنها تاریخ مصرفش برای جبههی معارض تمام شده بلکه باز هم پس از بیش از یک دهه دوباره مورد تحقیر و تمسخر ضدانقلاب قرار گرفت.
منبع:مهر



