پروپاگاندای سیاه زنجیره‌ای‌ها؛

قهرمان‌سازی رسانه‌ای برای رویین‌تن شدن در برابر انتقاد

قهرمان‌سازی رسانه‌ای برای رویین‌تن شدن در برابر انتقاد

به گزارش سراج24،جمع بندی مذاکرات وین با اتفاقات و حوادث قابل تاملی در کشورمان همراه شد. اما یکی از این اتفاقات جالب توجه برنامه ریزی رسانه‌های زنجیره‌ای برای استقبال از توافق احتمالی بود.

این روزنامه‌ها که پیش از پایان مذاکرات هسته‌ای وین با اسطوره‌سازی و قهرمان‌پروری اعضای تیم هسته‌ای کشورمان بویژه محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران را با هیبت قهرمانان اسطوره‌ای ایران روی صفحه یک خود منتشر کرده بودند، از پیش از جمع بندی مذاکرات هسته‌ای سعی داشتند فضا را با هیجانات کاذب بیامیزند تا باب انتقادات در رسانه‌های دیگر بسته شود. در واقع هدف از اسطوره سازی و تقدس نمایی این بود تا حالتی قدسی و قهرمانانه به مذاکره کنندگان هسته‌ای کشورمان داده شود تا به مانند این اسطوره‌ها و افسانه‌ها اعضای تیم هسته‌ای کشورمان در برابر انتقادات و اعتراضات رویین تن شود.

این رویکرد سبب شد تا هیجانات کاذبی در اجتماع شکل بگیرد که زمینه عقلانیت را کم رنگ کند و هیچگونه انتقاد و حرف مخالفی را بر نتابد و فضای عقلانیت و بلوغ سیاسی جای خود را به هیجانات بعضا کاذبی داد که هدف و مقصود یک جریان خاص سیاسی را تامین می‌کرد. این درحالی بود که هنوز متن جمع بندی مذاکرات هسته‌ای به طور رسمی منتشر نشده بود و اغلب افراد جامعه از مفاد این جمع بندی بی خبر بودند.

قهرمان‌سازی با هدف تخریب منتقدان/

بعد از پایان مذاکرات هسته‌ای روزنامه‌های زنجیره‌ای رویکرد مدافع بی‌چون و چرا را در پیش گرفتند و در اقدامی شتاب زده سعی کردند معایب این جمع بندی که نیاز به دقت نظر و مطالعه کارشناسی دارد را با جنجالسازی و شلوغ‌کاری رسانه‌ای بپوشانند.

قهرمان‌سازی با هدف تخریب منتقدان/

این درحالی است که پیش از این روزنامه‌های زنجیره‌ای با لیبل و برچسب « دلواپسان»‌ سعی داشتند ارزش و قدر منتقدین مذاکرات هسته‌ای را کاهش داده و از این طریق تاثیر کلام آنان را در میان افکار عمومی از بین ببرند. اما اگر به حق با توجه به سبقه تاریخی که کشورمان در زمین توافق و معاهده‌های مختلف دارد، به این موضوع نگاه کنیم لزوم دقت نظر کارشناسانه در این زمینه بسیار حائز اهمیت است و کارکرد مثبتی دارد.

قهرمان‌سازی با هدف تخریب منتقدان/

چه اینکه با توجه به ریزه‌کاری‌های فعالیت‌های سیاسی و معاهدات بین المللی ممکن بود انتقاد کنندگان زاویه و پنجره‌ای را پیش روی مذاکره کنندگان هسته‌ای کشورمان بگشایند که تاثیر بسزایی در روند مذاکرات می‌ گذاشت که البته چنین موضوعی نیز بارها و بارها در روند بوجود آمد که اگر توافق در جایی خوب عمل کرده است باید سهمی هم برای ان منتقدین در جهت مثبت قائل شویم. از این نظر نقش منتقدین دلسوز و منطقی بسیار سازنده است اما رسانه‌های اصلاح‌طلب بدون توجه به این مساله و با توجه به اهداف و منافع جناحی خود سعی کردند که تنها وجهه سیاه و منفی آنان به نمایش بکشند و آنان را با چوب دلواپسانی که هموار دلواپس هستند و دچار پارانویا و روان گسیختگی سیاسی هستند برانند.

قهرمان‌سازی با هدف تخریب منتقدان/

در این با متاسفانه این روند هنوز از سوی رسانه‌های اصلاح‌طلب ادامه دارد و این رسانه‌های سعی دارند روند قانونی جمع بندی مذاکرات هسته‌ای را نیز بر اساس منافع جناحی خود تغییر داده و با تفسیر قانون به جای احترام و عمل به قانون که شیوه معمول این جریان سیاسی است، به نوعی قانون را در جهت منافع خود دور بزنند. از این روست که سعی می‌کنند با چاشنی سیاه نمایی و تخریب رقیب و در عین حال بالا بردن و تقدس نمایی نیروهای همراستای خود ارزش منتقدان را کم کرده و نمایندگان مجلس شورای اسلامی را در چشم افکار عمومی بی‌کفایت نشان دهند.

قهرمان‌سازی با هدف تخریب منتقدان/

به همین خاطر است که زمزمه‌های رفراندوم هسته‌ای بازهم از سوی برخی از چهره‌های این جریان شنیده می‌شود. در همین باب عباس عبدی، تئورسین تئوری شکست خورده «‌خروج از حاکمیت»‌ اینبار هم به ریسمان پوسیده رفراندوم که هر از چندگاهی از سوی این چریان سیاسی برای مطامع و منافع جناحی مطرح می‌شود چنگ می‌اندازد.

قهرمان‌سازی با هدف تخریب منتقدان/

وی در این باره در روزنامه اعتماد مورخ دوشنبه 29 تیرماه می‌نویسد: «در جریان بحث درباره مذاکرات هسته‌ای طی دهه گذشته، مواردی پیش آمد که اختلاف‌نظرهای داخلی شدید شد و با توجه به مواضع مجلس فعلی و دو مجلس قبلی در این باره برخی از فعالان سیاسی پیشنهاد می‌کردند که این موضوع به همه‌پرسی گذاشته شود. آن موقع مشخص بود که چنین پیشنهادی منطقی نیست، شاید پیشنهاددهندگان نیز به این مساله آگاه بودند، و فقط به عنوان یک تاکتیک سیاسی و برای به رخ کشیدن موقعیت و حمایت مردمی ایده‌های خود آن را مطرح می‌کردند زیرا هیچگاه یک موضوع سیاست خارجی را به این صورت خام به رفراندوم نمی‌گذارند، چون دست دولت در پیش‌برد سیاست خارجی و گفت‌وگو بسته می‌شود. اگر مثلا مردم رای می‌دادند که درباره هسته‌ای به توافق برسیم، دست مذاکره‌کنندگان ایرانی برای طرف مقابل رو می‌شد و دیگر نمی‌توانستند گفت‌وگو کرده و امتیازهای مناسب را بگیرند، چون بر اساس رفراندوم مجبور به توافق بودند. نظر منفی هم مشابه همین نوع تبعات را داشت. ولی اکنون قضیه فرق کرده است، زیرا مذاکرات به پایان رسیده و متن مذاکرات نهایی شده است و طبق روال جاری باید در کشور مورد بررسی و تصویب و رد قرار گیرد. ولی به چند دلیل زیر پیشنهاد می‌شود که این کار از طریق رفراندوم انجام شود.»‌

قهرمان‌سازی با هدف تخریب منتقدان/

جالب اینجاست که عبدی یکی از دلایل خود در زمینه رفراندون هسته‌‌ای را شور و نشاط سیاسی قلمداد می‌کند و می‌‌نویسد: « در کنار دلایل فوق، یک دلیل سیاسی دیگر و البته مهم نیز وجود دارد. با رفراندوم درباره توافق هسته‌ای شور و نشاطی جدی در میان جامعه ایران رخ خواهد داد زیرا می‌توان به صورت آزاد درباره جزییات این توافق در مطبوعات و صداوسیما بحث کرد و با آن موافقت یا مخالفت کرد. اثر آن نیز در نشاط سیاسی جامعه و ارتقای درک و فهم سیاسی جامعه زیاد است، ضمن آنکه در صورت تصویب اعتبار توافق را نزد جامعه جهانی بیش از پیش می‌کند. و از همه مهم‌تر اینکه رای مردم و کیفیت موافقت یا مخالفت با آن حکایت از صف‌بندی نیروهای سیاسی خواهد کرد. این رفراندومی واقعی خواهد بود که مجموعه قدرت در ایران، نظری پیشینی در مورد آن نداده است، و به صورت واقعی به رای مردم گذاشته خواهد شد.»[1]

قهرمان‌سازی با هدف تخریب منتقدان/

اما موضوع قابل تامل این است که شیوه پروپاگاندای سیاه رسانه‌ای اصلاح‌طلبان ناقض چنین حرفی است. اصلاح‌طلبان که البته همواره ادعا می‌کنند که رسانه‌ای در دسترس ندارد اما علاوه بر انواع و اقسام رسانه‌های داخلی خودی، حمایت رسانه های بیگانه را نیز در بیشتر موارد پشت سر خود دارند، برای آچمز کردن افکار عمومی به طور انفجاری تبیلغاتی را راه می اندازند و با فضاسازی هیجانی و کاهش عقلانیت با مسموم سازی افکار عمومی فضای ذهنی جامعه را به سمت اهداف خود سوق می‌دهند.

قهرمانان دیپلماتیکی که تیر منتقدان بر آنان کارگر نیست/ دوقطبی هسته‌ای به نفع چه کسانی است؟

حجت الاسلام ناطق نوری که در این زمینه تجربه تلخ رقابت انتخاباتی در سال 76 را در کارنامه فعالیت سیاسی خود دارد در کتاب خاطراتش در باره پروپاگاندای سیاه رسانه‌ای اصلاح‌طلبان می‌‌گوید: « جنگ روانی علیه من بسیار شدید بود و متاسفانه کسی هم این ها را پیگری نکرد. بیش ترین تهمت ها به من زده شد و انعکاس آن به این صورت بود که دیگران خیلی مظلوم واقع شدند. مثلا اینکه اگر فلانی بیاید، مثل طالبان عمل می کند. آنها با تبلیغات خود فرصت فکر کردن و اندیشیدن را از مردم گرفتند که این از مصادیق استثمار فکری است. این را اختناق می گویند این ضد آزادی است که با بمباران تبلیغاتی جلوی فکر مردم را بگیرند، اصلا از آنها آزادی فکر را گرفتند و افکار مردم را به یک سو کانالیزه کردند.» [2]

اصطلاح رسانه‌ای و جنگ روانی در این زمینه وجود دارد که می‌گوید باید طوری رقیب را تخریب کنی که اگر وی گفت ماست سفید است همه بگویند ماست سیاه است. این موضوع در جریان انتخابات سال 88 در جهت تخریب یکی از نامزدهای انتخابات از سوی جریان اصلاح‌طلب به کار گرفته شد.

قهرمان‌سازی رسانه‌ای برای رویین‌تن شدن در مقابل انتقاد/ دوقطبی هسته‌ای به نفع چه کسانی است؟+تصاویر

به هر جهت این پروپاگانداری سیاه رسانه‌ای که منبع و دقت اطلاعات آن مشخص نیست و در آن هر گونه جعل و تخریب و بداخلاقی رسانه‌ای صورت می‌گیرد خاص این جریان سیاسی است که مدعی آزادی بیان و بلوغ فکری و سیاسی نیز هست. واقعیت این است که اصلاح‌طلبان با یک پوشش جالب و تخریب مداوم که نمونه آن فراوان است سعی دارد ماهی خود را با زیر آب کردن رقیب از آب بگیرند که در این جهت برخورد قانونی با مشوش کنندگان افکار عمومی می‌تواند راهکاری مناسب در جهت ایجاد فضای مطلوب سیاسی در کشور و اجتناب از غرض‌ورزی‌ها و تندروی‌های سیاسی باشد. تندروی‌های سیاسی که از سوی این جریان حالا با پررنگ کردن عبارت‌های جعلی چون دلواپسان پررنگ‌‌تر می‌شود، برای ایجاد یک دوقطبی کاذب به نفع این جریان از سوی رسانه‌های زنجیره‌ای اصلاح‌طلب درحال پیگیری است که بیش از اینکه شور و نشاط سیاسی باشد ماهیگیری با ابزار تشویش اذهان عمومی است.

منبع:مشرق

اخبار مرتبط

فیلم| اظهارات ریم حیدر درباره قاسم سلیمانی

توهین و متهم کردن نظام جمهوری اسلامی به از بین بردن سردار شهید در روزنامه ۱۹ دی

یک روزنامه اجاره‌ای بزک‌کننده توافق با آمریکا

0 نظر

ارسال نظر

capcha