فیصل مقداد:

نمی‌توان ایران را در هیچ یک از پرونده‌های منطقه نادیده گرفت

نمی‌توان ایران را در هیچ یک از پرونده‌های منطقه نادیده گرفت
به گزارش سراج24، فیصل مقداد معاون وزیر خارجه سوریه در مقاله ‌ای در روزنامه البناء لبنان نوشت: در طول چهار و نیم سال گذشته از جنگ در سوریه دو محور با هم تقابل داشتند که دنیا در بین این دو محور تقسیم شده است. محور اول ائتلافی است که پول و سلاح در اختیار دارد و به دنبال براندازی سوریه است. این دولت‌ ها به علت پول و سلاح گسترده ‌ای که دارند و مقدرات دنیا و منطقه را در اختیار خود گرفته ‌اند و با وجود اینکه کمترین تعهد را به ارزش ‌ها و مبانی اخلاقی در سیاست دارند، به تحقق پیروزی توانا تر هستند، چرا که در برابر ائتلافی قرار دارند که سوریه در حلقة میانی آن‌ است و از لحاظ مالی و تسلیحاتی و قدرت نمی ‌تواند با آن رقابت نماید.
همچنین  تحرکات این ائتلاف بر اساس مبانی منافع ملی دولت ‌های عضو و منافع ملتها آن محدود است. طبیعی است که این دولت‌ ها برای هر تقابل و هر قطره خونی که ریخته می ‌شود، از سوی ملت ‌های خود مورد محاسبه قرار می ‌گیرد. البته اینها محاسباتی است که دولت‌ های استعماری در برابر فرصت‌ هایی که برای تحقق طمع ‌ورزی ‌های خود در تناقض با ملت‌ های دنیا می‌ بینند به آن اهمیتی نمی ‌دهند.
دولت ‌های وابسته منطقه‌ ای نیز تنها بر اساس دستورات اربابان خود تحرک می‌ کنند ، آنها تصور می ‌کنند با پولی که ملت های خود را از آن محروم کردند ، می‌توانند مبانی اخلاقی را پشت سر بگذارند و مزدورانی را اجیر کنند که به جای آنها مبارزه کرده و خون آنها پایمال شود و به این صورت آنها به منافع خود برسند.
این دو ائتلاف در تقابل با یکدیگر هستند، ائتلافی اول ثروتمند و دارای تسلیحات و طمع ‌های گسترده که به هیچ یک از مبانی اخلاقی اهمیتی نمی ‌دهد و ائتلاف دوم دولت‌ های مستقل هستند که در راستای منافع ملت‌ ها و ارزش ‌های اخلاقی با پتانسیل و توانمندی محدود خود کار می ‌کنند.
ائتلاف اول طرح ‌های آماده ای برای خود دارد و به امکانات بی‌ حد و مرزی برای پشتیبانی از آن در اختیار دارد و ائتلاف دوم همچنان سرگردان است، چرا که برای ترسیم چهره واقعی پیش روی خود و شناخت طرح‌ های دشمن و نحوه تقابل با آنها و بررسی میزان خطراتی که ملت ‌های آنها در صورت کنار گذاشتن مقابله با آن مواجه می‌ شوند، نیاز به زمان دارد.
این ائتلاف وقتی که گزینه ‌های خود را قطعی کرده و موقعیت و تصمیم خود را مشخص کرد، به تعیین حجم منابعی که می‌ تواند در این درگیری‌ ها از آن استفاده کند و همچنین ترسیم خطوط دفاعی برای مقابله با پیامد های این درگیری‌ ها و پشتیبانی از مواضع مبارزه در آن ها  و به دست آوردن پیروزی نیاز دارد.
با آغاز جنگ مقامات سوریه از جمله بشار اسد رئیس ‌جمهور این کشور متوجه شدند که سوریه در تقابل با جنگ بزرگ جهانی و منطقه‌ ای قرار دارد. آنها با یقین نسبت به هوشیاری ملت خود متوجه شدند که تنها یک اصلاح‌ طلبی جدی و صادق پروژه جنگی را از محیط‌ های مردمی که بر روی آنها حساب کرده بودند، دور خواهد کرد. به این ترتیب تنها راه متجاوزان برای ادامه جنگ، جذب گروه ‌های افراط ‌گرای تروریستی از گوشه و کنار دنیا برای جنگ نیابتی به جای صاحبان پروژه های جنگی در سوریه بود.
دولت همچنین متوجه شد که این اصلاحات در تسهیل درک تحولات سوریه و تشخیص آن بین دو گزینه بحران داخلی یا جنگ خارجی مفید است. این اصلاحات می ‌تواند نشان دهد که تحولات سوریه درگیری در مفهوم قدرت و واگذار کردن آن یا جنگی جهانی و منطقه‌ ای برای تغییر موقعیت سوریه در جغرافیای سیاسی منطقه و تسویه حساب با آن به عنوان نماد یکی از دولت ‌های مستقل در خاورمیانه و جهان است.
دولت سوریه همچنین متوجه شد که زمان لازم برای ایجاد این آگاهی در مورد ماهیت جنگ و اهداف استعماری و ابزارهای تروریستی آن، همان زمانی است که سوریه باید بار جنگ را به تنهایی بر دوش بکشد و در برابر مهاجمان مقاومت کرده و طرح‌ های سیاسی را نیز در اولویت قرار دهد. این در حالی بود که دشمنان از این زمان برای تنظیم برنامه‌ ها و امکانات جنگی خود بر ضد سوریه استفاده می‌ کنند.
هنگامی که سوریه از ائتلافی در تقابل با ائتلاف جنگی بر ضد خود سخن می‌ گوید باید بداند که چنین ائتلافی وجود ندارد و باید با صبر و پایداری و سرمایه‌ گذاری بر روی پایمردی خود این ائتلاف را تشکیل دهد و چهره آن را در ابعاد دیگر مشخص کرده و از سوی دیگر خیزش آگاهی مردمی و قدرت آنها را فعال کند. در نهایت این ائتلاف قدرت خود را از همان ابتدا از موقعیت فهم ماهیت جنگ و اهداف آن و گروه‌ های مداخله جو و ابزار‌های استفاده شده برای تحقق طمع‌ ورزی‌ های غیر اخلاقی و خصمانه مشخص کرد.
سوریه متحدان خود را با انتخاب و ارزیابی و محاسبات خود مشخص کرده و وزنه اقدامات دیپلماتیک خود را به سوی تمام کشورهایی که به ارزش‌ های استقلال ملی متعهد هستند و تصمیمات خود را از منافع ملت‌ های خود می ‌گیرند تحرک ‌بخشید، دولت ‌هایی که با هدف قرار گرفتن حلقه مقاومت که سوریه در آن قرار دارد، می ‌دانند به عنوان مجموعه دولت‌ های مستقل که سیاست‌ های تسلط و هژمونی را رد می‌ کنند، در معرض تهدید قرار دارند. این دولت ‌ها خطرات توسعه گروه‌ های تروریستی و ارائه تسهیلات برای آنها جهت استفاده از آن برای تحقق منافع تنگ سیاسی را درک می‌ کنند.
ما در اینجا از مجموعه گسترده‌ ای از دولت و جنبش ‌های سیاسی در سطح دنیا صحبت می‌ کنیم، البته به صورت مستقیم از مثلثی صحبت می ‌کنیم که در رأس این جبهه جهانی قرار دارد. مثلثی که شامل روسیه به عنوان دولت پیشتاز در مفهوم استقلال ملی و یکی از دولت‌ های بزرگ در دنیا و ایران به عنوان دولتی مستقل با توسعه منطقه ‌ای و قدرت انتخاب ‌های استقلال ‌طلبانه و حزب ‌الله لبنان به عنوان قدرتی مردمی است که روحیة مقاومت عربی و اراده استقلال ملی را در اختیار دارد.
امروز نیاز به پرداختن و تشریح توسعه روزمره این ائتلاف‌ ها و نحوه گسترش زمینه‌ ها و تکامل طرف‌ های موجود در آن نیست، چرا که حقایق برای دوست و داشتن کاملاً واضح است، اما مهم این است که سوریه متوجه شده که سرمایه گذاری بر روی عناصر قدرت این ائتلاف از صداقت و اعتبار و اخلاق و منافع ملت ‌ها و تصمیمات مستقل آن ‌ها است، در نتیجه این عناصر که اردوگاه دشمنان آنها را نقطه ضعف سوریه می ‌دانند، به نقاط قوت آن تبدیل می ‌شود.
در این زمینه تنها کافی است این نکته را یادآور شویم که رفتار سوریه با روسیه و ایران و حزب ‌الله لبنان در زمان اعزام ناوهای جنگی آمریکا به دریای مدیترانه با انگیزه تجاوز و جنگ بر ضد سوریه که دو سال پیش اتفاق افتاد، چگونه بود؟ همچنین کافی است این نکته را یادآور شویم که چگونه تفاهم در مورد راه حل سیاسی سلاح‌ های شیمیایی در سوریه به دست آمد. یاد آوری درگیری ‌های القصیر و قلمون و یبرود نیز در این رابطه کافی است.
همچنین می ‌توانیم مواضع متحدان دمشق در حمایت از اقتصاد و ارتش و مواضع سیاسی این کشور را یادآور شویم و در مقابل این نکته را مطرح کنیم که پایداری سوریه در این جنگ به صحنه منطقه ای و بین‌المللی جدید تبدیل شد، عرصه ‌ای که به متحدان دمشق این فرصت را داد که مناسبات بین ‌المللی و منطقه‌ ای را به گونه ‌ای تغییر دهند که راهکارهای حل بحران را با مشارکت دولت‌ های مستقل در تصمیم ‌سازی‌ های بین ‌المللی و منطقه‌ ای افزایش پیدا کند.
دوستان روس ما با اطمینان اعلام می ‌کنند که آمریکا پس از این نمی ‌توانند هیچ بحران جهانی را به تنهایی حل کنند. برادران ایرانی ما به بزرگ ‌ترین قدرت منطقه ‌ای تبدیل شدند که نمی ‌توان در هیچ یک از پرونده‌ های خاورمیانه آن را نادیده گرفت. حزب ‌الله لبنان ایجاد موازنه های بازدارنده در برابر رژیم اشغالگر و متجاوز صهیونیستی را از سر گرفته تا تمامی این مسائل مترادف با جنگی ‌باشد که ملت و ارتش و رئیس ‌جمهور سوریه در قرن بیست و یکم در برابر آن از خود پایداری نشان دهند، جنگی که معادل جنگ جهانی سوم است.
امروز، کسانی که مداخله در جنگ سوریه را آغاز کردند، مسکو را قبله گاه خود می دانند و آن را به رسمیت می ‌شناسند و در برابر رهبران این کشور شهادت می ‌دهند که نگران توسعه خطر تروریسم در کشور خود هستند. آنها احساس می‌ کنند که سوریه وارد جنگی به نیابت از آنها و تمام جهانیان شده، حتی اگر به این موضوع اذعان نکنند.
بی ‌تردید مسکو در ملاقات آنها طرح ائتلافی در برابر تروریسم را مطرح می ‌کند، این موضع اصولی ما را خوشحال می ‌کند، چرا که می ‌بیند پایداری و مدیریت درست امور جنگی و تقسیم نقش ‌ها در آن به جایی رسیده که کسانی که در این جنگ دست داشتند به مسکو می‌ روند و در آنجا اعتراف کرده و گریه می ‌کنند.
سوریه از این خوشحال است که راه حل بحران این کشور براساس پیشنهاد روسیه است و دمشق اولین کسی است که از جزییات آن مطلع شده و از آن استقبال کرده است، چرا که به انگیزه ‌ها و درست بودن روش ولادیمیر پوتین رئیس‌ جمهور روسیه به‌عنوان صاحب این ایده و دوست سوریه و رئیس‌ جمهور و ملت آن اطمینان دارد.
سوریه با رویکردی کاملاً مثبت از این ابتکار استقبال کرده و منتظر است تا اقداماتی را که نمود عینی معنای احساس خطر از تروریسم باشد را ببیند، به این صورت که کشورهای مذکور تفاوت قائل شدن بین تمامی تروریست‌ ها و متوقف کردن بازی با برگه آنها در برابر سوریه دست بردارند و تمامی انواع تسهیلات ارائه شده به آنها در عرصه‌ های مالی و تسلیحاتی و تبلیغاتی و پناهگاه امن برای آنها را متوقف کنند.
به ویژه اینکه سوریه از جزئیات نحوه تجهیز گروه‌ های تروریستی مانند جبهه النصره و داعش با  پول و سلاح و عناصر تروریستی اطلاع دارد و می ‌داند که آنها چگونه در پایگاه‌ ها و اتاق‌ های عملیات برای هماهنگی با سرویس جاسوسی اسرائیل جمع می‌ شوند و چگونه دولت رجب طیب اردوغان تمامی ابزارهای قدرت را به آنها داده و نفتی که توسط آن‌ها غارت شده را به فروش می‌ رساند و  تسلیحات پیشرفته در اختیار آنها قرار می ‌دهد. سوریه می ‌داند که چگونه دولت‌ های دیگر تریبون ‌های تبلیغاتی و دینی خود را در خدمت جنگ روانی و تبلیغاتی خود در سوریه به کارگرفته اند.
سوریه با تفاهم با متحدان خود یعنی روسیه و ایران و حزب ‌الله لبنان و سایر متحدان خود در عرصه جهانی در آن واحد جنگ فراگیر بر ضد تروریسم را تا ریشه‌ کن کردن آن از اراضی خود و بازگرداندن حاکمیت دولت و ارتش و سرویس ‌های امنیتی خود در آن ادامه می‌ دهد و در همین شرایط سیاست ‌باز و درهای خود را برای توسعه تمامی فرصت ‌های مثبت جهت ائتلاف به روی کسانی که در مبارزه با تروریسم در ابعاد جهانی و منطقه ‌ای صادق هستند و به دنبال رسیدن به راه‌ حل سیاسی هستند را باز گذاشته است.
سوریه به سمت پیروزی قطعی و نزدیک خود حرکت می ‌کند، دمشق این پیروزی را برخلاف منافع برادران خود به ویژه کسانی که آن را اذیت کرده اند، یا مردم این کشور به ویژه کسانی که به کشور آسیب رساندند و زمینه را برای انجام مداخلات باز کردند، نمی‌خواهد. البته سوریه نمی‌تواند کسانی را که اصرار بر باقی ماندن در جبهه شکست‌ خورده ‌ها دارند، به جبهه پیروزی‌ ها منتقل کند، همان طور که نمی ‌تواند بر ضد استقلال و تمامیت ارضی خود سازش کند، چرا که این ‌ها ارزش‌ هایی است که سوریه برای حفظ آنها هزاران شهید و زخمی داده است.
سوریه به سمت پیروزی حرکت می ‌کند و آن را پیروزی برای متحدان خود نیز می ‌داند ، چرا که قوانین جدیدی را در معادلات بین‌ المللی و منطقه ‌ای جدید حاکم می‌کند.
منبع:تسنیم

اخبار مرتبط

تمجید صالح از نقش ایران در حمایت از عراق

فرانسه: در برجام می‌مانیم

آمریکا در آرزوی کاپیتولاسیون جدید!

0 نظر

ارسال نظر

capcha