به گزارش خبرنگار فرهنگی سراج24، عصر یخبندان این روزها در پرده سینماها دیده می شود. فیلمی که برخلاف دیگر فیلم های مصطفی کیایی دارای کمترین میزان کمدی است و بیشتر می توان این فیلم را اثری جسور در سینمای به اصطلاح اجتماعی متاخر دانست.
فیلمی که خلاصه داستان آن نشان می دهد چه مقدار داستان آن آوانگارد و ساختار شکن است: منیره و بابک زن و شوهری هستند که پس از 12 سال زندگی مشترک و داشتن یک فرزند، روابطشان به سردی کشیده است.منیره که از وضعیت موجود ناخرسند است، برای فرار از شرایط رو به مواد مخدر و رابطه با مردی به نام فرید می آورد. در این وضعیت بابک نیز به زن خودش شک می کند و...
در این فیلم تصویر بی پرده و لخت سرمایه داری ویران گر در پیوند با پی رنگ های ملودراماتیک آن، دیده می شود. در واقع فیلم دو خط در هم تنیده ای را دنبال می کند یکی تصویر تراژیک از زندگی یک خانواده متوسط و نوپا و دیگری مایه های کمیک این موقعیت است که نقطه ضعف فیلم نیز هست. اشاره به مشکلات چرک و کثیفی که فقط دامن قشر غرب زده طبقه متوسط جامعه را می گیرد مسئله کاملا صحیحی است اما میزان خیانت موجود در فیلم واقعا جای تعجب دارد. پرداختن به مسئله ی خیانت،سوژه ای که به نظر می رسد در جشنواره ی سی و سوم در دستور کار برخی فیلم سازان قرار گرفته در این فیلم به اوج خود رسیده است. به خصوص وقتی خیانت این بار توسط زن شوهر دار اتفاق افتاد واقعا جای بسی تاسف است و این شبهه ایجاد شود واقعا خیانت موجود در فیلم برای نقد اجتماعی است یا برای فروش بیشتر فیلم.
بعضی از مردم در زیر سایت های خبری نظرات جالبی درباره این فیلم دارند:
بابا بس کنید تو رو خدا، کل مشکلاتی که کارگردانای ایرانی میبنن فقط خیانته
فارسی وان در قامت سینما، روحانی مچکریم
زمانی گیر ما برف روی کاج های معادی بود. حالا باید امثال عصر یخبندان را تحمل کنیم.
البته فیلم جدای از ایراد محتوایی برای نشان دادن بی حد و حصر خیانت، دارای ضعف های فیلم نامه ای نیز هست. از جمله ضعف های فیلمنامه را می توان پرداخت نصفه و نیمه شخصیت های داستان برشمرد که مخصوصا در مورد شخصیت منیره که مهتاب کرامتی آن را ایفا می کند، هایلایت بیشتری به خود می گیرد.
آنچه که فیلم از شخصیت منیره به مخاطب ارائه می کند، زنی معتاد با مشکلات بی نهایت در زندگی اش اما در اجرا، این زن تنها به زبان آورنده دیالوگ هایی از درد و رنج به سبک آثار فیلمفارسی است که تنها از نشانه های اعتیاد، دست زدن بیش از حد به لب خود را دارد و این موضوع باعث می شود « عصر یخبندان » در لحظاتی آکنده از شعار نیز باشد. مثلا در یکی از صحنهها وقتی از یکی از شخصیتهای فیلم پرسیده میشود که چرا ماهواره مردم را جمع کردی؟ اینگونه پاسخ داده میشود که میخواستم مردها حداقل برای یک شب هم که شده به جای زنان حریم سلطان به صورت زنشان نگاه کنند.
البته نباید از وجه عدالت خواهی فیلم نیز صرف نظر کرد. کیایی در این فیلم مانند «خط ویژه» باز هم سراغ گردنکلفتهایی میرود که قانون به سختی درباره آنها اجرا میشود. نقش «پسر یکی از این گردنکلفتها» را بهرام رادان بهخوبی بازی میکند و این شخصیت در فیلم بهراحتی دست به جرم و جنایتی که قابل اثبات نیست میزند و نویسنده خود در فیلم حکم آن را اجرا میکند! این فیلم درباره ترس از حقیقت و مواجه شدن با واقعیت است؛ ترس از یک لحظه خاص که هیچ کس نمی تواند آن را تحمل کند!
ای کاش به مسئله آقا زدگی با غلظت بیشتری نسبت به خیانت پرداخته می شد تا مردم بیشتری برای همدردی با مردم عادی در مقابل پدیده آقازادگی در این فیلم به اکران آن رونق می دادند. مصطفی کیایی نشان داده می تواند اجتماعی ساز خوبی باشد به شرط اینکه گرفتار تله های روشنفکری نشود. تله هایی که دوست دارند تمام دغدغه های سینماسازهای اجتماعی را به موضوع خیانت تقیل بدهند.
گفتنی است مصطفی کیایی اولین مجوز ساخت فیلم بلند سینمایی خود با نام « بعد از ظهر سگی سگی » را در سال 1388دریافت کند. پس از آن ، کیایی « ضد گلوله » را در سال 1389 روانه سینما کرد که با استقبال نسبی مواجه شد و « خط ویژه » نیز تبدیل به پرفروش ترین کار کیایی در گیشه ها شد. « عصر یخبندان » چهارمین ساخته سینمایی مصطفی کیایی محسوب می شود.



