چرا آمریکا مردمش را به سمت قتل سوق می دهد

جنایت سیستماتیک در آمریکا/جنایت چپل‌هیل پیامد آموزه‌های شیطانی

جنایت سیستماتیک در آمریکا/جنایت چپل‌هیل پیامد آموزه‌های شیطانی

جنایت هولناک شامگاه سه‌شنبه گذشته در آمریکا نشان داد آموزه‌های آمریکایی برای تأمین منافع این کشور و تضمین سلطه آن بر دیگران، افراد را به قتل و جنایت سوق می‌دهد و موذیانه همه امکانات را در خدمت آن به کار می‌گیرد. این جنایت وحشیانه در حالی صورت گرفت که دو خواهر فلسطینی‌الاصل به نام‌های روزان(۱۹ ساله) و یسر(۲۱ ساله) و ضیاء برکات(۲۳ ساله) اهل سوریه همسر یسر، پس از خروج از منزل در منطقه‌ای به نام «چپل هیل» واقع در شهر دانشگاهی کارولینای‌شمالی با شلیک گلوله به سرشان کشته شدند. قاتل فردی ۴۶ ساله به نام «کریگ استفن هیکس» است که مدام در صفحه فیس‌بوکش مطالب ضداسلام و ضدمسلمانان به اشتراک می‌گذاشته و عقاید ضد اسلام و نژادپرستانه داشته و پس از این جنایت دهشتناک نیز با ابراز خرسندی از جنایتش در کمال خونسردی خود را به پلیس معرفی کرد. به دنبال این جنایت، سه حرکت مهم و قابل تأمل بروز یافت:
۱ـ واکنش رسانه‌های جهانی به‌ویژه رسانه‌های معتبر و مشهور؛ با اینکه این جنایت از بعد اهمیت و ارزش خبری در تراز بالایی قرار داشت که باید رسانه‌ها با وسواس و دقیق آن به آن می‌پرداختند؛ اما چنین نشد.
۲ـ واکنش وجدان عمومی؛ مردم واشنگتن پس از آگاهی از این قتل‌عام خونین، برای ابراز همدردی با خانواده این سه دانشجوی جوان مسلمان و اعتراض به این جنایت، تجمع صدها نفری برگزار کردند و با روشن کردن شمع یاد کشته‌شدگان را گرامی داشتند و این جنایت را محکوم کردند. در دست‌نوشته‌های آنان عباراتی نقش بسته بود از جمله: «اسلام دشمن نیست»، «علیه توهین به اسلام بایستید»، «قلب ما برای شما شکست، روح شما شاد باشد» و «من تقاضا دارم تمام سفیدپوستان این عمل تروریستی را محکوم کنند» عصر پنج‌شنبه نیز عده‌ای از مردم انگلیس نیز در اعتراض به نحوه پوشش خبری شبکه بی‌بی‌سی درباره این جنایت دردناک و هول‌آور، مقابل دفتر آن تجمع کردند. صبح جمعه نیز صدها فلسطینی در برابر دفتر سازمان ملل متحد در غزه تحصن و این قتل را محکوم کردند و محاکمه قاتل را خواستار شدند.
۳ـ واکنش اوباما و بان‌کی‌مون؛ در پی اعتراضات فوق بود که اوباما با صدور بیانیه‌ای به این جنایت مسئله‌ساز پرداخت و در بیانیه‌اش آورد: «هیچ کس نباید در آمریکا به خاطر اینکه چه کسی است، چه شکلی دارد، یا چگونه عبادت می‌کند، هدف حمله قرار گیرد.» بان‌کی‌مون، دبیر کل سازمان ملل نیز با صدور بیانیه‌ای در محکومیت این جنایت خوفناک اعلام کرد: «در دورانی از تنش‌های دردسرساز که حاصل تلاش عده‌ای برای انحراف در آموزه‌های مذهب و پاشیدن بذر اختلاف است، این سه جوان مظهر ارزش‌های شهروندی جهانی و عطوفت فعال جهت ساختن جهانی بهتر برای همگان بودند.» از بین سه محور فوق محور یکم و سوم اهمیت بیشتری دارند؛ زیرا بازتاب‌دهنده امر بسیار مهمی هستند که این حادثه وحشت‌انگیز و مشابه آن باید در بستر آن امر مهم تحلیل شوند.
غرب، اسلام را تهدید بسیار جدی برای خودش می‌داند و خود را نیز مبدع و حافظ ارزش‌هایی معرفی می‌کند که به ارزش‌های جهانی شهرت یافته‌اند؛ مانند: آزادی، برابری انسان‌ها (نقطه مقابل نژادپرستی) و... این ادعای فریبکارانه به غرب اجازه نمی‌دهد مقابل اسلام بایستد و رودررو با اسلام و مسلمانان مقابله کند؛ از این‌رو با طرح نقشه‌ای حساب‌شده و با دامن زدن به اسلام‌هراسی، غیرمستقیم به جنگ اسلام و مسلمانان آمده و در این نبرد شیطانی روش‌های گوناگونی را آزموده که یکی از آنها تنفر‌آفرینی علیه اسلام و مسلمانان و تحریک دیگران برای هجمه به اسلام و مسلمان است.
غرب و به‌ویژه آمریکا با این روش دو هدف را دنبال می‌کنند، یکی القا مصون ماندن افراد متجاسر به اسلام حتی اگر مرتکب قتل شوند و دیگری تحقیر و تخفیف اسلام و مسلمانان است. برنامه‌های اسلام‌هراسی به‌گونه‌ای تنظیم شده‌اند که با سیاه‌نمایی کامل و مخوف نشان دادن چهره اسلام، دیگران را از اسلام متنفر و در نهایت دشمن اسلام می‌کند که در واقع و به شکل همزمان، دیگران و افراد جاهل و مغرض را نیز تحریک می‌کند و به دشمنی با اسلام وا می‌دارد. سکوت بیشتر رسانه‌های غربی و خودداری از بازتاب دادن این خبر و نیز صدور بیانیه اوباما و بان کی‌مون در تقبیح ضمنی این جنایت، هر دو مبحث پیش‌گفته را دنبال و تقویت می‌کند. به‌زعم و شاید هم به تجربه اوباما و سایر رجال سیاسی آمریکا، تحقیر مسلمانان در آمریکا و اروپا می‌تواند انزوا و درون‌گرا شدن آنها را در پی داشته باشد که در این صورت خطر(!) آنها از سر جامعه آمریکا رخت برمی‌بندد. اگر این تصور درست باشد، آیا در عالم واقع هم چنین امری رخ می‌دهد و آیا وجه دیگری برای نتیجه این کار متصور نیست؟ یعنی آیا امکان ندارد جامعه مسلمانان در غرب را به فکر چاره‌جویی و در نتیجه رویارویی صریح‌تر و دقیق‌تر با غرب سوق دهد؟ اگر پاسخ مثبت باشد که احتمالاً پاسخ بخشی از اهل نظر به این پرسش مثبت است، آن‌گاه باید با برگرفتن نگاه از برخی رویدادهای زودگذر، به افق قضیه نگریست تا به اقتضای آن عمل کرد. بر اساس پاسخ‌های مثبت به پرسش پیش‌گفته، باید گفت: غرب و به‌ویژه آمریکایی‌ها برای در امان ماندن از پیامدهای ترویج تنفر‌آفرینی که پس از فوران قابل مهار و مدیریت نیست، لازم است از کوشش برای تحمیل ارزش‌های بی‌ارزش‌شان به دیگران که مردم غرب و سایران و از جمله مسلمانان را دربر می‌گیرد، دست بردارند و به شکل جدی در آن بازنگری کنند. آموزه‌های بیانیه اوباما و بان کی‌مون برای انسان غربی و به‌ویژه انسان آمریکایی رفتارسازی نمی‌کند؛ زیرا عامل قوی‌تر در رفتارسازی که از رسانه‌های چندگانه غرب منتشر می‌شود، آنها را از میدان به‌در می‌کند و خود جای آن می‌نشیند و با شلیک گلوله به سر سه جوان مسلمان دانشجو و جاری ساختن خون آنها بر سنگ‌فرش‌های خیابان‌های آمریکا، اثر عینی خود را به نمایش می‌گذارد و این ثمره آموزه‌های اسلام‌ستیزانه آمریکا است که مدعی حمایت از ارزش‌های انسانی است؟!

اخبار مرتبط

رایزنی آمریکا و عربستان درباره نویسنده سعودی

ترامپ:با رهبر کره شمالی دیدار خواهم کرد

بن سلمان چه بلایی بر سر فعالان حقوق زنان می‌آورد

0 نظر

ارسال نظر

capcha