«سراج 24» بررسی می‌کند؛

پیامبری که نگران امتش بود/ آخرین ساعات عمر پیامبر(ص) چگونه گذشت؟+ فیلم

پیامبری که نگران امتش بود/ آخرین ساعات عمر پیامبر(ص) چگونه گذشت؟+ فیلم

به گزارش خبرنگار فرهنگی سراج24، بنا به روایت شیخ صدوق از معتبرترین منابع تاریخی پیامبر بزرگوار اسلام، آخرین ساعاتی که در میان امت خود حضور داشتند با حالتی بیمار روانه مسجد می شوند، به منبر می روند و همه روزهای گذشته را با مردم مرور می کنند. از سختی های آغاز بعثت، دوران تنگناهای شعب ابی طالب، دوران تحریم، عصر مهاجرتف جنگها و غزوات . همه آزار مردم به خاتم پیامبران و همه دعاهای حضرت برای هدایت آنها. محمد صلی الله علیه و آله و سلم، در آخر از مردم می خواهد اگر حقی به گردنش دارند از او بگذرند. حکایت عجیبی است از مردمی که دندان پیامبر خدا را شکستند و تمسخرش کردند و این همه آزارش کردند، طلب حلالیت کردن!

آخرین ساعات عمر پیامبر چگونه گذشت؟

اما رسول الله مکارم اخلاق است و باید آن را تمام کند. پیامبر در میان گریه اهالی مدینهف ازمردم می خواهد او را حلال کنند. شخصی در میانه جمع بر می خیزد و ادعا می کند که حقی بر گردن رسول الله دارد. مردم در حیرتند که او چه می گوید. جلو می رود و می گوید که روزی پیامبر با عصا به سینه او کوفته و او حال می خواهد قصاص کند. مردم هنوز مبهوت که ایا او واقعا می خواهد چنین کاری کند. پیامبر پیراهنش را بالا می زند اما...

حضرت آیت الله خامنه ای در بیان این ماجرا به نقل از امالی شیخ صدوق می گوید: پیغمبر به مسجد آمد و روی منبر نشست و فرمود: هر کس به گردن من حقّی دارد، آن حق را از من بگیرد. مردم شروع به گریه کردند و گفتند یا رسول‌الله! ما به گردن تو حق داشته باشیم؟! فرمود رسوایی پیش خدا سخت‌تر از رسوایی پیش شماست؛ اگر به گردن من حقّی دارید، اگر از من طلبی دارید، بیایید و بگیرید تا به روز قیامت نیفتد. ببینید چه اخلاقی! کیست که دارد این حرف را میزند؟ آن انسان والایی که جبرئیل به مصاحبت با او افتخار میکند؛ اما درعین‌حال با مردم شوخی نمیکند؛ جدّی میگوید تا مبادا در جایی به وسیله او، ندانسته حقّی از کسی ضایع شده باشد. پیغمبر این مطلب را دو بار، سه بار تکرار کرد. البته در تاریخ ماجراهایی را آورده‌اند که من خیلی نمیدانم کدامش و چقدرش دقیق است؛ اما آن مطلبی که غالباً نقل کرده‌اند، این است که یک نفر بلند شد و عرض کرد: یا رسول‌الله! من به گردن تو حقّی دارم. تو یک وقت با ناقه از پهلوی من عبور میکردی؛ من هم سوار بودم، تو هم سوار بودی. ناقه من نزدیک تو آمد و تو با عصا، هی کردی؛ ولی عصا به شکم من خورد و من این را از تو طلبکارم! پیغمبر پیرهنش را بالا زد و گفت همین حالا بیا قصاص کن؛ نگذار به قیامت بیفتد. مردم حیرت‌زده نگاه میکردند و میگفتند آیا این مرد واقعاً میخواهد قصاص کند؟ آیا دلش خواهد آمد؟ دیدند پیغمبر کسی را فرستاد تا از خانه، همان چوبدستی را بیاورند. بعد فرمود: بیا بگیر و با همین چوب به شکم من بزن. آن مرد جلو آمد. مردم، همه مبهوت، متحیّر و شرمنده از این‌که نکند این مرد بخواهد این کار را بکند؛ اما یک وقت دیدند او روی پای پیغمبر افتاد و بنا کرد شکم پیغمبر را بوسیدن. گفت: یا رسول‌الله! من با مسّ بدن تو خودم را از آتش دوزخ نجات میدهم! (۱۳۸۰/۲/۲۸)

دانلود

آری پیامبر خدا جمله ای کلیدی برای حیات همه بشر هدیه می کنند و تا همان لحظات آخر از هدایت امت خود، دست بر نمی دارند. پیامبر درس حق الناس، گذشت و ایثار می دهند وقتی در میان گریه و سوال مردم که با تعجب می گویند: مگر می شود ما به گردن تو حق داشته باشیم؟! می فرماید: «رسوایی پیش خدا سخت‌تر از رسوایی پیش شماست»

به حقیقت چه بسیار مشکلات فردی و اجتماعی برای بشریت به خاطر کوته بینی و نادیده گرفتن همین عبارت درس آموز به وجود می آید. این آخرین درس پیامبر به مردم بود.

انقلابیون طلبکار شدند

متاسفانه بعد از رحلت پیامبر(ص) برخی سنت های ایشان و قوانینی که برای جامعه اسلامی وضع کرده بودند، تبدیل و تغییر پیدا کردند. پیامبرص میان عرب و عجم تفاوتی قائل نبود. خرد و کلان، آنانکه السابقون اسلام بودند با آنان که لحظاتی پیش اسلام آورده بودند، به یک میزان از بیت المال می گرفتند و پیامبر جز تقوا ملاکی برای برتری افراد معرفی نکرده بود. بعد از رحلت پیامبر جامعه اسلامی به دست وصی پیامبر(ص) اداره نشد. سلمان که غیر عرب بود و بر اساس همان معیارهای عصر نبوی «منااهل البیت» بود، بعد از رحلت حضرت محمدص با معیار و ملاک های قومی قبیله ای و طایفه ای دوران جاهلیت، به وی نگریسته می شد و بر همین اساس کنار زده شد. با مسائل مهمی مثل «عدالت» نیز چون سلمان برخورد می شود. سنت جاهلی بازگشت و مردم عادت کردند تا زمانی که حضرت علی(ع) به خلافت رسید، بسیاری از همان هایی که به فضای قبیله ای دوران خلفا عادت کرده بودند، مقابلش ایستادند.

مقابل عدالت ایستادند. پس از رحلت پیامبر(ص) کار مردم به جایی رسید که همه ارزش ها جا به جا شد، انقلابیون طلبکار شدند، مجاهدین و مبارزین دنبال پر کردن کیسه ها افتادند، دست اندازی به بیت المال یک ارزش شد. بزرگان جامعه کم کم افتادند در مسابقه دنیا طلبی. طبع مردم هم با این خصوصیات انس گرفت، آنقدر کار سخت شد که مردم دیدند چاره کار دست علی ابن ابیطالب (ع ) است البته نه برای برگشت به دین بلکه برای نجات پیدا کردن خوشان.

اگر پیامبر(ص) را درست می شناختند

پیغمبر (ص) رحمت اللعالمین بوده و برای کل جهان عالم هست ولی متاسفانه از زمانی که حاکمان غاصب بر عالم اسلام مستولی شدند با مردم ممالک دیگر بر مبنای سیره نبوی مقابله نکردند بلکه برداشت های غلط خودشان از اسلام را به این کشور ها تحمیل کردند لذا اگر امیرالمومنین (ع) بعد از پیامبر( ص) به رهبری جامعه اسلامی می رسید به جای جنگ و نزاع،  بر مبنای سیره نبوی به گونه ای عمل می کرد که این ممالک خود به خود جذب اسلام شوند و امروز در دنیا جز آیین اسلام آیین دیگری حاکم نبود و این نزاع ها که بین اسلام و مسیحیت است به وجود نمی آمد. با دروغ هایی که به پیغمبر اسلام نسبت دادند، در حقیقت بخش مهمی از جهان را از نعمت بزرگ رحمت اللعالمین محروم کردند به خصوص در این دنیایی که غربی ها با شکستی که در برابر قدرت نرم اسلام و به خصوص شیعه خوردند، به هتک حرمت به ساحت مقدس پیغمبر (ص) با ساخت فیلمها، نوشتن کتابها، کشیدن کاریکاتورها روی آوردند. پس مسلمانان باید سیمای حقیقی، نورانی و تابناک پیغمبر (ص) را با ادبیاتی جذاب و تاثیرگذار به زبان های گوناگون بنویسند و منتشر کنند تا دشمنان اسلام از طریق تبلیغات یکسویه و هدفدار با این رحمت بزرگ دو عالم مواجه نشوند و زبان پیروان راستین آن حضرت، چهره واقعی آن حضرت را بشناساند.

عبادت هایی که عادت شده اند

بزرگترین افتخار رسول خدا (ص) همچنان که در روایات و بخصوص در تشهد نماز به آن اشاره شده، این بود که خود را بنده خدا می دانستند و بیشترین ابعاد پسندیده زندگانی رسول خدا (ص) از همین نگاه بنده و عبد خدا بودن نشات می گرفت. و این همه برای همه دوران بود که مردم بدانند که حتی مقرب ترین شخصیت ها به خدای باری تعالی هم باید بندگی کند. پیامبر اسوه ای برای ماست. همچنان که قرآن ایشان را به صراحت به عنوان اسوه ای بی مانند و نمونه ای بی همتا برای بشریت معرفی می کند.

چون عبادت ما براساس عادت انجام می شود این که این نماز به هر حال باید خوانده شود یا روزه به هر حال باید گرفته شود در حالی که پیامبر خدا عبادت را براساس نیاز روحی خود و نیاز ارتباط خالق و مخلوق انجام می دادند. البته اینکه در اینجا از پیامبر به شکل خاص نام برده می شود مقصود نمونه اتم و اکمل این موضوع است و مسلم است که تمام ائمه معصومین (ع) اینگونه بوده و به عبادت به چشم یک ارتباط معنوی مورد نیاز روحی می نگریستند که جزء نیازهای طبیعی و فطری انسان است و لذا از آن لذت می بردند، اما ما از عبادت لذت نمی بریم حتی گاه نماز را فراموش می کنیم چرا که براساس احساس نیاز نیست. ما غذا خوردن را هرگز فراموش نمی کنیم چون نیاز بدن است اما عبادت، نماز و روزه، مناجات و …حداقل در بخشی از جامعه ما هنوز آنچنان که باید نهادینه نشده است.

پیامبری که هنوز نگران ماست؛ گریزی به یک مسئله سیاسی و اجتماعی

پیامبری که خداوند در قر آن درباره ایشان می فرماید: لقد جاءکم رسول من أنفسکم عزیزعلیه ما عنتّم حریص علیکم بالمؤمنین رؤف رحیم؛ پیامبری برای شما آمده که از جانتان برخاسته، انحراف شما برای او بسیار سخت است، با حرص و شوق کوشش می‏ کند تا شما مؤمن بشوید، او مظهر رأفت و رحمت خدا برای مؤمنان است.

«عزیز علیه ما عنتم»، به گستره تاریخ بشریت و تا قیام قیامت معنا و تفسیر دارد. ابعاد فردی انحرافهای امت پیامبر (ص) اعم از انحرافهای اخلاقی و چه و چه خاطر پیامبر را می آزاراد و ابعاد اجتماعی و سیاسی آن نیز همینطور به فرموده رهبر معظم انقلاب؛ آنچه در رابطه‌ی نبی مکرم و امت اسلامی مورد توجه قرار می‌گیرد، از جمله، مسأله‌ی سرنوشت امت اسلامی و حوادث و جریاناتی است که بر این امت بزرگ می‌گذرد - لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتّم حریص علیکم بالمؤمنین رؤوف رحیم  در همه‌ی ادوار تاریخ این‌طور است. آنچه بر امت اسلامی می‌گذرد، برای روح مطهر نبی مکرم حایز اهمیت است؛ آن دو چشم بصیر و بینا، نگران حال امت اسلامی است.

شهید مطهری در بخشی از سخنرانی معروف خود به ناراحتی خاطر پیامبر(ص) از قضیه فلسطین صحبت می کند. امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب نیز فلسطین را مسئله اول اسلام دانسته اند و همواره به آن اشاره کرده اند. رهبر انقلاب در تفسیر آیه عزیز علیه ماعنتم حریص علیکم بالمومنین رءوف رحیم می فرمایند:« مروز مسأله‌ی فلسطین یک زخم دردناک و عمیق در پیکر جامعه‌ی اسلامی است. آیه‌ای که تلاوت کردند، درباره‌ی نبیّ مکرّم اسلام می‌فرماید: «عزیزٌ علیه ما عنتّم»؛ رنج شما برای او سخت و دشوار است؛ «حریصٌ علیکم بالمؤمنین رؤوفٌ رحیم».(۱) امروز رنج دنیای اسلام - که برجسته‌ترین بخش آن، مسأله‌ی فلسطین است - قلب مقدّس پیغمبر را می‌آزارد؛ «عزیز علیه ما عنتّم». با وضعی که امروز ملت فلسطین دارد، روح مقدّس پیغمبر در عوالم بالای آفرینش الهی مملو از غم می‌شود. راه علاج چیست؟ تلاش و مجاهدت است».۱۳۸۱/۰۳/۰۹

اخبار مرتبط

جلوه‌گری شب قدر برای امت اسلام

کمپین جهانی «محمد (ص) کیست؟» آغاز به کار کرد

نابودی اسرائیل را در فرایند شکل‌گیری پیکره امت اسلامی خواهیم دید

0 نظر

ارسال نظر

capcha