«سراج 24» گزارش می‌دهد؛

مادران و دغدغه ای به نام لوازم التحریر/ خیر مقدم به باب اسفنجی در خانه ها

مادران و دغدغه ای به نام لوازم التحریر/ خیر مقدم به باب اسفنجی در خانه ها

به گزارش «سراج24»، مادر هستید و دغدغه تربیت وروحیه فرزندتان را هنگام خرید لوازم تحریر دارید؟ پدر هستید و نگران هزینه این لوازم؟ کودکتان چند ساله است؟ آیا برای کودکان در سن های مختلف، لوازم التحریر های مشابه می خرید، آیا خودشان طرح و جنس لوازم مدرسه شان را انتخاب می کنند؟ «باب اسفنجی» را به شهدای هسته ای ترجیح می دهید و «شکرستان» را به تصاویر بدون داستانی که این روزها در کوچه پس کوچه های بازار شهرتان می بینید؟ چقدر دغدغه خرید لوازم تحریر را دارید؟ از پس هزینه های کدام مارک بر می آیید؟... با هم حرف های مادرانه زیر را بخوانیم تا شاید بتوانیم از دغدغه های مشترکمان، درس هایی بگیریم

دلش باب اسفنجی می خواهد

فاطمه که مادر دو دختر است و روزنامه نگار، می گوید:«من به شخصه برای تهیه لوازم التحریر خیلی حساسیت دارم بیشتر برایم مهم است که فرزندم تاثیر منفی نگیرد تا این که تاثیر مثبت بگیرد جنسش هم خیلی برایم مهم است مثلاً یادم است که یک بار یک بسته مداد رنگی ایران گرفته بودم در حمایت از تولید مداد با کاغذ باطله ولی اصلاً جنسش خوب نبود و خیلی زود خراب شد و کلاً دخترام مشغول تراشیدن آن ها بود برای همین مجبور شدم بروم و مداد خارجی را دوباره بخرم. البته برند استدلر هم هست که به گمانم ایرانی است اما خیلی قیمتش بالاست.

فرزندم نیز معمولاً حساسیت را از پدر و مادرش می گیرد ثنا اصلاً تحت تاثیر برنامه ها نیست، اما تسنیم که کوچکتر است خیلی باب اسفنجی را دوست دارد و دلش می خواهد همه وسایلش باب اسفنجی باشد ثنا هم خودش اصلاً دوست ندارد روی کیف یا وسایلش عکس شخصیت های کارتونی باشد.

نقدی که به لوازم تحریر موجود در بازار دارم این است که در درجه اول تنوع ندارند دوم این که ترجیح این تولیدات داخلی این نیست که سبک زندگی ایرانی اسلامی را رواج بدهند بلکه همین که کار تولید داخل باشد، برایشان کافی است سوم این که به کیفیت و رنگ بندی و طراحی خیلی توجه نمی کنند.

فاطمه پیشنهاداتی نیز در راستای نقدها گفت: «به کیفیت ساخت و طرح و رنگ بندی دقت بشود و دوم ای که حتماً سعی شود در راستای سبک زندگی ایرانی اسلامی ما باشد، نه این که به عکس شخصیت کارتونی ایرانی اکتفا شو این کار عملاً کار بیخودی است و باز هم برای بچه ها الگوسازی می شود چه کسی گفته اگر بچه ها به کلاه رمزی علاقه نشان بدهند بهتر از این است که به باب اسفنجی یا اسپایدرمن علاقه داشته باشند؟ مگر این که شخصیت مثلاً کلاه قرمزی بار مثبتی داشته باشد»

پس مدرسه موش ها چی؟

سارا شهیدزاده که ارشد علوم تربیتی دارد و دو فرزند، از دغدغه اش نسبت به خرید لوازم التحریر حرف می زند و می گوید: «رابطه مستقیمی بین طرح نوشت افزارها و حتی سازنده هایش با هویت بچه ها قائل هستیم چون بر سبک تفکرشان تاثیر دارد کلا کالا یک نوع طعام است که آدم باید به آن برای مصرف نگاه کند (فلینظر الانسان الی طعامه؛ سوزه مبارکه عبس)

قائل به وجود لوازم التحریر اسلامی نیز نیستم برای همین از هر طرحی که خوشم بیاید برای کودکانم می خرم نقدی به طرح های بازار ندارم اما لوازم التحریر های داخلی را خوب می شناسم مخصوصاً از فروشگاه ترنجستان سروش که در خیابان انقلاب، بین وصال و فلسطین است زیاد خرید می کنم.

دلم می خواهد به تولید کننده ها بگویم کارتون های قدیمی مثل خونه مادربزرگه و مدرسه موش ها و ... را نیز روی لوازم التحریر طراحی کنند و این که در زمینه طراحی اسلامی لوازم التحریر، باید ابتدا کار علمی انجام بشود این کارها اگر چه عالی هستند اما سطحی اند»

حساسیت زدایی ارزشی بچه ها

سمیه که دکترای علوم تربیتی دارد و دو فرزند، می گوید خیلی خیلی در خرید لوازم التحریر برای فرزندانش احساس اذیت و سختی می کند:«بخشی از دغدغه ام به خاطر تاثیرش بر بچه هاست به عینه می بینم که بچه ها حتی از شخصیت های کار شده روی این لوازم، الگو می گیرند، حساسیت زدایی ارزشی پیش می آید و خیلی جنبه های دیگر. منظورم از حساسیت زدایی ارزشی این است که بچه ها حساسیت خود را نسبت به ارزش ها از دست می دهند.

به انواع طرح ها و تصاویر روی لوازم حساس هستم چون چشم بچه ها به دیدن بدن باز زنانه عادت می کند به دیدن فیگورهای نامناسب دخترانه در ملاعام، به دیدن صحنه های خشونت، به دین چهره های اخمو (انگری برد) و به دیدن مورادی که ضد ارزش دینی یا اخلاقی است کم کم این موارد برای دیگران که هیچ برای خودشان هم عادی می شود.

بخش دیگر حساسیتم مربوط به منفعت تولید کننده است چون سرمایه ملی از کشور خارج می شود و در عوض آن، جیب تولید کننده خارجی است که پر می شود و هم اینکه برای آن ها و تفکرشان تبلیغ می شود همین که دیگران این کالا را در دست فرزند من ببینند. اینکه آمار فروش آن ها بالا برود و ...

سمیه، نقدهایی هم به لوازم التحریر اسلامی وارد می کند و می گوید: «لوازم التحریرهایی که با نام اسلامی در بازار وجود دارند. اصلاً هنری نیستند و مشخص است که با عجله و بدون برنامه ریزی طراحی شده اند و صرفاً تقلیدی از نمونه های خارجی هستند! هویت ندارند! جنبه ها و ظرافت های انواع خارجی را ندارند تنوعشان کم است با اسباب بازی و انیمیشن و فیلم کودک هم راستا نیست.

مثلا باربی، هم کارتون های بسیار متنوع دارد و هم لوازم در همه نقش ها برای بچه ها که عاشق نقش بازی هستند و هم انواع لوازم التحریر و انواع کیف، کلاه، روسوی و لباس و روتختی و استیکر اتاق، کتاب داستان، انواع سی دی، انواع بازی رایانه ای، سایت، قاشق، بشقاب، انواع اسباب بازی، خانه، ماشین، موتور و سرویس تخت خواب و هزاران محصول دیگر دارد برای بچه هایی که غرق در این نوع شخصیت ها می شوند، این تنوع خیلی جذاب است همین صحبت، برای مارک لگو یا برای توت فرنگی کوچولو strawberry یا کیتی kitty هم صدق می کند»

سمیه در جواب این که آیا کودکتان لوازم التحریر هایی مانند ثنا و ثمین، ایام، شکرستان و لوازم تحریرهای ملی از این دست را می شناسد. گفت: «بله خودم تلاش می کردم برای شناختن و پیدا کردن و معرفی و تبلیغش. حتی جو می دهم که «به به چه زیبا» خانواده ام هم همراهی می کنند برای تبلیغ در جهت این ها و رد کالاهای خارجی و شخصیت های بیگانه با فرهنگ»

سیمه کودکش در مدرسه مذهبی درس می خواند می گوید:«لوازم تحریر مدرسه دخترم یکدست هستند که خود مدرسه به همه می دهد ولی در مهمانی ها و از اقوام و فرزندانشان، مارک های دیگر را می بیند اما مدرسه با این که دغدغه همین موضوع را دارد، تلاش عملی خاصی ندارد جهت گیری و تمرکز بر مورد ندارد ولی معلمان تک به تک صحبت کرده اند تلاش عملی یعنی فراتر از حرف و سخنرانی کلیشه ای، یعنی در انتخاب وسایل، خودشان هم پایبند باشند نه این که ماهی یک بار یا سالی چند بار سخنران دعوت کنند و ضد باربی حرف بزنند.»

لوازم التحریر هویت ملی ایجاد نمی کند!

زهرا که دانشجوی ارشد حقوق بین الملل است و یک پسر و و دختر دارد می گوید«در خرید لوازم تحر، جنس و کارکرد لوازم برایم خیلی مهم است، اصلا لوازم التحریر فانتزی نمی خرم از لوازم تولیدی داخل هم، دنبال اقلام با کیفیت تری هستم به نظرم در خرید لوازم التحریر، چه ایرانی و چه خارجی اگر کیفیت خوبی نداشته باشد، نوعی پول دور ریختن است. برایم مهم است که دخترم از لوازم ساده اما با کیفیت استفاده کند لوازم لوکس هم نمی خرم، چون می دانم همه خانواده ها هزینه را ندارند که چنین چیزهایی بخرند و دوست ندارم

دلم می خواهد به تولید کننده ها بگویم کارتون های قدیمی مثل خونه مادربزرگه و مدرسه موش ها و.... را نیز روی لوازم التحریر طراحی کنند. و اینکه در زمینه طراحی اسلامی لوازم التحریر باید ابتدا کار عملی انجام بشود این کارها اگر چه عالی هستند اما سطحی اند.

دخترم متفاوت با بقیه باشد در مورد هویت ملی هم، فکر نمی کنم لوازم التحریر تاثیر خاصی در این زمینه داشته باشد چون من همه چیز را ساده و بدون شکل خاص می گیرم معمولاً دخترم درگیر عکس ها و تبلیغات نیست حتی کیفش هم بدون شکل و نقاشی است به نظرم در سنین دبستان، شاید زود باشد که هویت ملی از طریق چنین چیزهایی منتقل بشود من بیشتر تلاش می کنم ساده زندگی کردن و درگیر تجملات نبودن در عین استفاده از چیزهای خوب را زیاد دخترم بدهم.

دخترم مثل همه بچه ها لوازم التحریر لوکس را دوست دارد اما با توضیح قانع می شود از بن تن و سفید برفی و باب اسفنجی و بیشتر شخصیت های کارتونی خوشش می آید اما می داند که من برایش نمی خرم. بنابراین اصرار نمی کند. بیشتر برایش نو بودن وسایل مهم است.

لوازم التحریر ایرانی، غیر از شکرستانی ها، یک سری نقاشی ساده بی معنی و مفهوم برای بچه ها هستند نقاشی هایی که خودشان را عرضه نکردند و بچه نمی داند شخصیت هایش چه کسی هستند و چه ماجراهایی داشتند.

لوازم التحریر، ابتدا باید در کتاب ها و تلویزیون با بچه ها دوست شود، بعد به سبد خرید بچه ها وارد شد همین طوری با نقاشی قشنگ و رنگ و لعاب هیچ مفهومی به بچه ها منتقل نمی شود باید همین قدر که کارتون های ایرانی و موضوعات و شخصیت های ایرانی هم معرفی شوند تا بچه ها رغبت به خرید پیدا کنند خلاصه کار فرهنگی لازم است.

ضمن این که لوازم التحریر ایرانی گاهی از مدل خارجی اش گران تر است مثلاً شکرستانی ها واقعاً قیمت دفترهایش گران تر از بقیه دفترهای خارجی بود و کیفیتش هم خیلی مطلوب نبود دخترم فقط شکرستانی ها را می شناسد آن هم چون کارتونش را خیلی دوست دارد لوازم التحریر سایر شخصیت ها را تا حالا ندیدم.

استراتژی ممنوعیت یا محرومیت؟

مفهوم تربیت، ارتباط گسترده ای با مفاهیم گوناگونی هم چون فلسفه، تاریخ، شرع، فقه، ارزش ها و ... دارد به معنای بهتر، مفهوم تربیتی نه تنها با منابع درون دینی، بلکه با منابع معرفتی گوناگون دیگری نیز در ارتباط است. لذا ما نمی توانیم صرفاً با تکیه بر یکی از منابع معرفتی، به مدل تربیتی کاربردی برسیم. برخی از منابع تربیتی بالذات بوده و سر منشاء الهی دارند اما برخی دیگر تاکتیکی و مقطعی هستند و با توجه به سیر و شرایط زمانی، مکانی، جنسیت و ... تعیین می شوند.

مباحث تربیتی را می توان از نگاه های ایدئولوژیک استخراج کرد در این گفتار، تلاش دکتر منظم قائم بر این است تا بخشی از مفاهیم در ادبیات علمی را مطرح ساخته و به بیان ارتباط میان تکنولوژی، تغییرات و رسانه- به عنوان واسطه ارتباطی – با مباحث تربیتی بپردازد که از اهمیت ویژه ای برخوردار است. گفتار ایشان حاوی نکات مهم و کاربردی در حوزه شیوه تعامل با نوجوانان در مقابل رسانه های مجازی و فضای سایبری است.

ابتدا خطاب به دوستان حاضر در این شبکه بیان می دارم که مسئولیت فوق العاده خطیری را بر عهده گرفته اید به گمان من رستگاری شما بزرگواران چه در این دنیا و چه در عالم آخرت، در گرو فعالیت امروزتان است بنده اعتقاد دارم که ما با تلاش در چنین عرصه هایی، قدم در مسیر حضرت رسول (ص) گذاشته ایم و تلاش می کنیم تا انسان را به آن نقطه مطلوب برسانیم.

عرصه تربیت می تواند زندگی شخصی شما، خودآگاه و ناخودآگاه شما و حتی زندگی اجتماعی تان را تحت تاثیر خود قرار دهد شاید حتی جهاد اکبر شما نیز در همین عرصه باشد زیرا در این عالم نمی توان از کنار برخی مباحث به سادگی عبور کرد و به اصطلاح به آن ها شوخی کرد تربیت نیز از جمله این موارد است.

تربیت و رسانه

علوم تربیتی بیش از آن که جولانگاه فلاسفه و مفسرین و دانشمندان درجه یک باشد، تبدیل به جولانگاه کاربران تئوری های بنیادی شده است که ما از تولید آن عاجز بوده ایم. در علوم تربیتی علم النفس، می بایست حضور داشته باشد تا مبتنی بر آن روانشناسی ظهور کند انسان شناسی فلسفی – دینی می بایست حضور داشته باشد تا پس از آن انسان شناسی تاریخی- اجتماعی ظهور پیدا کند.

تکنولوژی دارای ابعاد گوناگونی است و بالتبع، رویکردهای اتخاذی نسبت به آن نیز وسیع و متفاوت است در برخی رویکردها، اعتقاد بر این است که تکنولوژی، اثرات بالذات دارد در حالی که برخی دیگر اعتقاد دارند تکنولوژی ابزاری است در دست استفاده کنندگان از آن

اثر شناسی

ما در در اینجا به بررسی دو مقوله می پردازیم. از یک طرف به بررسی رسانه و ابعاد اثرگذاری می پردازیم و از طرف دیگر، میدان اصلی بحث ما، تربیت و اثرات آن است ما در علوم و به ویژه روش تغییر، یک متغیر اصلی، به عنوان عامل اثر و یک متغیر به عنوان عامل اثر پذیرنده داریم به طور کلی اثرات می توانند انواع گوناگون داشته باشند به عنوان نمونه این اثرات می تواند براساس حجم اثر (فردی یا گروهی و کلان) نوع اثر( گرایشی، نگرشی، ارزشی و رفتاری)، مدت اثر(کوتاه مدت، بلند مدت و میان مدت) داوری ما(خوب یا بد) و منبع داوری ما (عرف، شرع، اخلاق، علم) دسته بندی شوند.

در این میان برخی اثرات علل موجده، برخی دیگر مشدده (عامل تشدید کننده سایر عوامل) و بعضی عوامل، نقش بازدارنده دارند به عنوان نمونه روحانیت در جامعه یک منبع تربیتی است. فضای مجازی نیز منبع تربیتی دیگری است حال ممکن است در این جامعه فضای مجازی نوجوان را در خود نگه داشته و اجازه برقراری ارتباط میان و او و روحانیت را ندهد فضای مجازی خود اثر منفی مستقیمی بر روی ارتباط فرد با روحانیت نگذاشته اما بر اثر نتایج و اقتضائات آن، این نتیجه حاصل شده است.

سیاست های اتخاذی ما، با توجه به علل شکل هنده موضوع متفاوت است در برابر علل موجده، سیاست ما ممنوعیت خواهد بود در علل مشدده، ما سیاست محدودیت را اتخاذ می کنیم اما در برابر علل بازدارنده ما سیاست خود را معطوف به خود موضوع اتخاذ نمی کنیم، بلکه به سراغ میدان هایی خواهیم رفت که عوامل با یکدیگر تداخل کرده و نتایج نهایی حاصل می شوند.

حتی در شرایطی این امکان وجود دارد که ما به این جمع بندی برسیم که در حال حاضر، امکان تاثیرگذاری نداریم لذا می بایست به سراغ عواملی هم چون روحانیت و آموزش و پرورش و هنر و ... رفته تا این عوامل بتوانند به عنوان متغیرهای میانجی، نوع اثرگذاری میانجی گرانه تکنولوژی را حذف کند.

عامل عدم موفقیت در رسانه

یکی از بزرگ ترین اشتباهات ما در ایران در حوزه تکنولوژی، محرومیت ده ساله استفاده از ویدیو است، آن هم بدون آنکه بتوانیم آن را مهار کنیم و در مقابل آن اقدام مثبت انجام دهیم، تکیه بر استراتژی صرف محرومیت، بدون آن که سایر اقدامات دیگر را انجام بدهیم، اشتباهی استراتژیک بود که عوارض گسترده ای در فرهنگ و تاریخ ما داشته و خواهد داشت بعدها ویدیو آزاد شد و البته این آزاد کردن به معنای کنترل آن نبود بلکه آن را رها کردیم.

ماهواره به مدت 20 سال است که در جامعه ممنوع شده است و در نقط مقابل ما اینترنت را با تکیه بر انگیزه های اقتصادی و تجاری در جامعه وارد کرده ایم و تقریباً آن میزان از عقلانیت و برنامه ریزی ای که می بایست در آن لحاظ شود مورد توجه قرار نگرفت به همین جهت هر زمان که با یک مسئله و مشکل مواجه می شدیم به سراغ مفهوم فیلترینگ رفته و گمان می کنیم که فیلترینگ راهکار تمام مشکلات است. اقدامات ما عموماً به صورت ممنوعیت به جای محدودیت بوده است.

گاهی برخی اثرات آن قدر به یکباره به جامعه وارد می شوند که واکنش در مقابل آن ها مقدور نیست، بلکه جامعه می بایست اندکی صبر کرده تا اثرات آن موضوع کاهش یابد به عنوان نمونه ما تا به حال در فضای مجازی با چندین موج مواجه شده ایم. در سال های گذشته، چت به عنوان یک عامل فراگیر شناخته شده و حتی بسیاری از مراکز سیاست گذاری به این موضوع ورود کردند، اما امروزه تب آن فروکش کرده امروز نیز تب شبکه های اجتماعی در جامعه ما حاکم است و این امکان وجود دارد که با مرور زمان، از جذابیت های آن کاسته شود. امروزه نیز سرمایه گذاری فراوانی در این زمینه شده است، حال آن که اگر در سال های آینده تب فضای شبکه های اجتماعی افول کند این تلاش بی نتیجه خواهد ماند. اما اگر ما مفهوم تربیت و چالش های بنیادین را مورد بررسی قرار دهیم، موفق خواهیم شد که بر کلیه این موج ها اثر گذار باشیم به بیان دیگر ما می بایست به جای هدف گیری نظام های حاصل از موج ها و سوژه های خاص، به

ما می بایست به جای هدف گیری نظام های حاصل از موج ها و سوژه های خاص، به سراغ نظامی تربیت و بنیادین برویم. شناخت نوع موثر و اثراتی که بر هر پدیده می گذارد در نحوه ورود ما به موضوع اثرگذار است منابع ما محدود است و می بایست در نحوه توزیع توان خود، دقت زیادی داشته باشیم.

سراغ نظامی تربیت و بنیادین برویم. شناخت نوع موثر و اثراتی که بر هر پدیده می گذارد در نحوه ورود ما به موضوع اثرگذار است منابع ما محدود است و می بایست در نحوه توزیع توان خود، دقت زیادی داشته باشیم.

تصمیم گیری فقیهانه

هنگامی که از مفهوم اثر سخن به میان می آید می بایست به سه نکته (که در علم منطق نیز به آن پرداخته می شود) توجه داشت:

1.تقدم زمانی موثر بر تاثیر: علت می بایست پیش از معلوم تحقق پیدا کرده باشد.

2.اطمینان از حاصل شدن معلول از علت مد نظر

3.معلول فوق را نتوان به علت دیگری، به جز علت مطرح شده احاله کرد.

ما اگر تصمیم به هدف گذاری، سیاست گذاری و اقدام گرفته ایم، ابتدا می بایست این قضاوت و داوری خود را مبتنی بر مجموعه ای از منابع معرفتی انجام دهیم و در برنامه ریزی های خود تلاش کنیم رفتار ما عقلانی باشد این حرف بنده به معنی رجحان عقل بر دین نیست. در بسیاری موارد، علم نسبت به موضوعی نظر ندارد و پیشرفتی در آن نداشته اما دین در آن حوزه اظهار نظر کرده است به گمان بنده مکانیزم تصمیم گیری ما بسیار می بایست شبیه فقها باشد ما باید تا به ایمان در یک موضوعی نرسیده ایم، فتوایی صادر نکنیم، برای رسیدن به ایمان در یک موضوع، نیازمند مطالعه و آشنایی با منابع معرفتی گوناگونی هستیم.

دوم آنکه قضاوت خود را به زمان و فرد حال حاضر محدود کنیم و همواره این گزاره را در ذهن داشته باشیم که شاید عواملی حضور داشته باشد که ما نسبت به آن آگاهی نداشته باشیم در نظر داشتن احتیاط در مسائل تربیتی، امری ضروری است.

اثرات شبکه های اجتماعی

بحث اثرات، یکی از شاخه های جدی در مطالعات رسانه ای است. بنده اخیراً کتابی را در این زمینه ترجمه و توسط صدا و سیما منتشر کرده ام در 100 سال گذشته در دنیا، بیش از 100 هزار تحقیق در این زمینه صورت گرفته است. اثرات رسانه ، در همه بخش های جهان اهمیت ویژه ای دارد به طورکلی در قالب بحث اثرگذاری این امر، ما می بایست به ببرسی دو شاخه بپردازیم، اول، رسانه بودن این امر و دوم، اثرگذاری آن البته قطعاً آن نظام تربیتی که در ذیل متغیرهای اصلی و وابسته در نظام غرب مطرح می شود تفاوت هایی با نگاه های ما داشته و می بایست بومی سازی شوند بعضی مفاهیم در نگاه غرب، به جهت نگرش حاکم بر آن فضا، امری وابسته و کم اهمیت تلقی می شوند این در حالی است که این مفاهیم در نگاه ما بسیار پر اهمیت است.

معتاد به رسانه

امروزه افراد در شبکه های اجتماعی گوناگونی عضو هستند و این حضور در فضای  مجازی، اثرات گوناگونی بر زندگی فرد دارد. گاهی افراد در چندین شبکه و یا چندین نام عضو می شوند. تعداد شبکه هایی که فرد در آن عضو است، تعداد هویت ها و مسئولیت هایی است که فرد برای خود در شرایط گوناگون می سازد. به همین جهت است که فرد ممکن است در فیس بوک دو صفحه داشته باشد یک صفحه با نام خودش و دیگری با نامی غیر واقعی، یا در شبکه های درون کشوری و ملی با یک هویت ظاهر شده و در شبکه های خارجی با چهره دیگر پدیدار شود در این حالت ما با پدیده ای به نام تعدد جلوه های شخصیتی و هویتی فرد روبرو هستیم. حال پرسش این جا است که آیا این بروزها و جلوه ها در یک راستا قرار دارند؟ با این فرد با حضورهای متفاوت در فضاهای مختلف، شخصیت های گوناگونی در این فرایند دورویی را قرار گرفته است؟

در کنار این موضوع، شدت و میزان دیگری فرد با فضای مجازی و شبکه های اجتماعی نیز اهمیت دارد بسیار مشاهده شده که کودکی پای بازی کامپیوتری نشسته است، به اصطلاح در بازی هضم شده و چیزی از اتفاقات فضای بیرون را متوجه نمی شود حتی رنگ صورتش سرخ می شود و اگر به او دست بزنید ناگهان از جا می پرد این به جهت این است که میزان درگیری هیجانی و عاطفی اش بیش از اندازه است. شدت درگیری فرد با فضای مجازی را بر اساس معیار دیگری نیز می توان اندازه گرفت. کودکی که شدت درگیری هیجانی و عاطفی اش خیلی زیاد است، نمی تواند بیش از 45 دقیقه به این بازی ادامه دهد شدت درگیری باعث می گردد که طول مدت درگیری، کاهش یابد اما کودکی دیگر بسیار آرام است و ساعت ها وارد یک فضای مجازی می شود در نوع اول، به جهت بروز شدید پدیده حساسیت اطرافیان برانگیخته شده و برای درمان آن واکنش نشان می دهند اما هنگامی که شدت بروز کم بوده و طول دوره زیاد، اثرات فضای مجازی در نظام شخصیتی فرد نفوذ کرده و مفاهیم اساسی شخصیتی او را تحت تاثیر قرار می دهد به عنوان نمونه دخترند و پسر نوجوانی که با جنس مخالف یک شب به طور مداوم پیامک رد و بدل می کند. حساسیت اطرافیان را متوجه خود ساخته و آن ها در فکر یافتن راه حلی حرکت خواهند کرد حال آن که اگر این فرد، در روز تنها 2 اس ام اس را ارسال کند، هیچ گاه حساسیت خانواده برانگیخته نخواهد شد و اثراتش را در بلند مدت خواهد گذاشت.

در بحث شدت ارتباط فرد با رسانه، مفهومی به نام اعتیاد  مطرح می شود اعتیاد حالتی است که معمولاً فرد را به معنای زمان و یا به معنای ابعاد مختلف روانشناختی و رفتاری از حد نرمال جامعه متفاوت کرده و در جامعه برجسته می کند با تعریف فوق، فرد معتاد ممکن است که از فعالیتش در فضای مجازی، بیش از حد معمول و یا بسیار کمتر از حد معمول باشد اعتیاد می تواند در هر دو مسیر عمل کند. البته معمولاً در ایران ما بیشتر به موارد بیش از حد معمول توجه می کنیم.

نگاه جنسی یا جنسیتی

در زمینه اعتیاد عموماً در کشور ما جنبه های جنسی مطرح می گردد اما نسبت به آن نگاه جنسیتی نداشته ایم. بخش زیادی از معرفت اسلامی به گمان من جنسیتی است هنگامی که خداوند در قرآن بیان می کند که همه خلایق را از دو جنس خلق کرده ام باهار در قرآن از تعبیر ذکرا و انسی استفاده می نماید و آن را یک معنای خلقت قرار می دهد این بدین معنی است که در تعریف جامعه، مفهوم زن و مرد نقش بسیار مهمی دارد. جنس و رابطه فیزیکی، بعد بسیار کوچکی از مفهوم جنسیت است اما ما در ایران به دلیل ترس از مفهوم جنس هیچ گاه درباره آن گفتگو نمی کنیم انسان شدن انسان، بدون مفهوم جنسیت، معنایی ندارد.

اگر با این نگاه پدیده های پیرامون را آسیب شناسی کنید به نگاه های متفاوتی خواهید رسید با این نگاه این پرسش مطرح می شود که آیا فضای مجازی، مفهوم حیا را در میان دختران ما کمرنگ کرده است و یا در نقطه مقابل ما نتوانسته ایم دختران را به سمت بهره وری بهتر از فضای مجازی در راستای زن شدن آن ها هدایت کنیم؟ متاسفانه دختران ما امروز به دنبال تمرین برای فراگیری مفاهیمی هم چون مادر و همسر نمونه شدن نیستند. دختران امروز ما بسیار کمتر دغدغه دستپخت مادر را دارند در حالی که بسیاری از آثار تربیتی از طریق همین دستپخت مادر محقق می شود یکی از ابزارهای مهم در تربیت انسان،غذا و آشپزی است، آثار تربیتی خانه، از طریق مفاهیم دیگری مانند محبت و عاطفه و .. نیز محقق می شود اما همواره بوی آشپزخانه است که برای انسان مفهوم وطن و خانه را تداعی می کند متاسفانه نسل آینده دیگر خاطره بویایی ای از خانه و شهر وطن نخواهد داشت. اگر ما بتوانیم مفهوم خانواده و الزامات و اقتضائاتش را برای زن و مرد تعریف کنیم آنگاه مخاطبین ما به این موارد به عنوان یک هنر و ابزار قدرت نگاه می کنند این مثال کوتاه و ساده ای از مفهوم جنسیت بود.

فضای مجازی و حریم های کمرنگ شده

فضای مجازی در بحث جنسیت، حریم ها را برداشته و به عنوان اثر موثر در تغییر فضای اجتماعی شناخته می شود هنگامی که مکان تبدیل به فضا می شود، اثرات متفاوت می شود در گذشته، جنسیت در درون مکان به معنای خانمی بود که پدر و برادران بر وی نظارت داشته و با کنترل فضا مفهوم جنسیت زن را در فضاهای اجتماعی و سیاسی کنترل می شد اما امروز دختر به ظاهر در منزل حضور دارد و با ارسال پیامک می تواند جنسیت خود را منتشر کند.

در برخی موارد دیگر، نوع ارتباط و حریم ها تغییر کرده است در گذشته نیز مردها مشکلی برای اعمال هویت خود در مکان نداشتند، اما فضای جدید باعث شده است که سلطه آن ها بر فضای زنانه بیشتر شده و با حضوردر صفحه اجتماعی دختران، به راحتی به بسیاری از مفاهیم زنانه و داخلی آن ها دسترسی داشته باشند به بیان دیگر، ماهیت مکان تغییر نکرده است، اما شدت آن تغییر کرده است بنابراین فضای مجازی، در یک جا و برای جنسیت مونث تغییر ماهوی ایجاد کرده است اما برای جنسیت مذکر، بیش از آنکه تغییر ماهوی ایجاد کند، تغییر در شدت آن ایجاد شده است.

فضای مجازی، فضای اسارت

فضای مجازی دارای ویژگی های انحصاری و خاصی است واژه Virtual که آن را به عنوان فضای مجازی ترجمه کرده ایم اما ترجمه دقیق این فضا، فضای اسیری است. فضای خیال، ارواح، معنی و عواطف است، انسان در گذشته بیشتر در جبر زمان و مکان قرار داشت اما امروزه امکاناتی فراهم شده که انسان از سلطه مکان و زمان رها کرده است در واقع، جسم انسان و حواس پنج گانه شناختی و به تبع آن حواس پنج گانه معنوی وی گسترش داده است این گسترش فضا، در طول تاریخ - با پدید آمدن مباحثی همچون خط و نوشتن- به آرامی رشد خود را طی کرده بود، اما امروزه با ظهور فرآیند دیجیتالیزه شدن، تمام خروجی های ارتباطی انسان صوت، تصویر، نوشتار و .. قدرت تبدیل شدن به صفر و یک را پیدا کرده اند. این صفر و یک ها، امکان کامپیوتریزه و مینیاتوریزه شدن خروجی های انسان را فراهم کرده اند هم چنین امکان آرشیو و نگه داری و بازیابی اطلاعات و ارسال آن برای میلیون ها نفر فراهم گردیده است.

نظام مدیریت خویشتن

امروزه پدیده های مهمی هم چون خود افشایی اهمیت ویژه ای در دنیا پیدا کرده است این امر در کشور ما، به جهت تعریفی که از فرد، حریم خصوصی و مدیریت خویشتن داشته است از اهمیت والاتری برخوردار می شود. در گذشته آداب و سنن جامعه، افراد جامعه را هدایت می کرد و این امر الزاما از سوی افراد جامعه ملموس نبود در گذشته زنان در جامعه موظف به حفظ حجاب بودند و در میان روابط اجتماعی و هوس و خواهش و ... مطرح نمی شد. اما این مفاهیم و رابطه های نرمال شده در طول تاریخ تغییر یافته است. به عنوان نمونه در گذشته دختری مقید به حجاب بود هنگامی که به عکاسی نیز مراجعه می کرد. صرفاً از قرص صورتش عکس می گرفت؛ اما امروز این دوربین در دستان خود این دختر قرار دارد و او از خودش عکس هایی بدون حجاب گرفته و در فضای مجازی می گذارد، این رفتار بدین جهت است که او درک نمی کند که صرفاً عکاس نامحرم نبوده بلکه در فضای مجازی نیز ممکن است فرد نامحرم به آن دسترسی پیدا کند دختر با خوانش دخترانه خود تلاش می کند که با گذاشتن عکسش، سادگی خود را نشان دهد این در حالی است که این رفتار در خوانس مردانه، مفهوم دیگری دارد، به همین جهت تاکید بنده در این زمینه، آموزش جوان ها و نوجوان ها است. ما می بایست اخلاقیات و احکام مختلف در مدیریت بدن را برای جامعه برجسته کنیم. این امر از آن مواردی است که اگر به مناسب مدیریت نشود، عوارضی جدی خواهد داشت. متاسفانه در نظام تربیتی ما، اصول و قواعد مدیریت خویشتن به افراد آموزش داده نمی شود.

فضای مجازی، چالش یا فرصت

فضای مجازی چالش های بسیار بنیادی ایجاد کرده است، اما این که در این فضا بشر را به سوی انحطاط برده باشد، امری نادرست است هر فرد، گروه اجتماعی، جامعه، فرهنگ و تمدنی که بتواند از عهده مهار این چالش بزرگ بربیاید، آنگاه به جهان کامل نزدیک تر خواهد شد. فضای مجازی امروز، ابزاری را که بشر در کل طول تاریخ برای بسط و گسترش معارف دینی در اختیار داشته، به یک باره چندین هزار برابر کرده است.

شما در حال حاضر بیش از قرآن های دست نوشته شده و چاپ شده در طول تاریخ، در فضای مجازی می توانید قرآن داشته باشید و به معارف و تفسیرهای گوناگون دسترسی داشته باشید. بنابراین با استفاده از این فضای مجازی، معارف قرآن بسیار راحت تر می تواند گسترش پیدا کند. البته نمی بایست به مواردی که عرض کردم به صورت مطلق نگاه کرد. فضای مجازی بالذات مقدس هم نیست، بلکه رویکرد مواجهه ما با آن، حاصل را تعیین می کند.

سواد رسانه ای

مفهوم سواد رسانه ای امروز جایگاه ویژه ای در دنیا پیدا کرده است امروزه در ژاپن بیش از 1100 ان جی او به این مفهوم می پردازند. لذا حساس سازی مخاطب نسبت به این مفهوم امری ضروری است. بنده در طرح این مفهوم برای مخاطبان، دو اصل اساسی را مطرح می کنم. این دو اصل شامل این موارد است1- اصل احتمال 2- اصل احتیاط

به طور کلی این دو اصل در بسیاری از حوزه های دیگر مانند علم تفسیر، علم رجال و ... نیز مطرح می شوند.

انسان، موجودی بالفعل است. که به صورت بالقوه در معرض شدن های متفاوتی قرار دارد اصل احتمال بیان می کند که انسان با انتخاب ها و شرایط پیش روی خودش، می تواند دچار تغییراتی شود که گاه این تغییرات می تواند در جهت رشد و یا تزول انسان باشد، انسان هیچ گاه در شرف رها شدن از امکان خطا نیست و البته هیچ گاه در حالت جبر نسبت به انجام یک خطا نیز قرار ندارد. انسان ها همواره در حالت احتمال هستند. در فلسفه، این موضوع را با این تغییر بیان می کنند که انسان همواره در حال شدن است اگر ما بتوانیم گزاره را در ذهن مخاطب ایجاد کنیم که این امکان وجود دارد وی نسبت به برخی از مسائل علی رغم تصور خود- شناختی کاملی نداشته باشد و این موضوع ممکن است لایه های عمیق تری نیز داشته باشد آنگاه توانسته ایم او را حساس نماییم.

اصل احتیاط نیز برگرفته از اصل احتمال است. این اصل بدین معنی است که من می بایست نسبت به هر موضوعی، ابتدا آگاهی اولیه پیدا کرده و سپس با احتیاط نسبت به انجام آن تصمیم بگیرم. صرفاً امکان انجام یک کار، فرد را نسبت به انجام آن قانع نسازد. به عنوان مثال اگر من می توانم عکسم را در فضایی مجازی منتشر کنم، ابتدا کمی تامل کرده و عواقب آن را بررسی کنم سپس به انتشار آن بپردازم.

اصل گفتگو در خانواده

استراتژی ایجابی به معنای گفتگو و مشورت است اگر ما بتوانیم امکان پرسش گری انسان را آزاد کنیم. آن گاه انسان خودش حرکت خواهد کرد در صورتی که مخاطب دو اصل احتمال و احتیاط را بپذیرد، آن گاه در او روحیه پرسش گری شکل می گیرد. زیرا او می فهمد که دردی دارد و برای درمان آن نیازی به مراجعه به جمع و شنیدن نظریات و تجربه آن ها دارد معنای این حرف در خانواده به معنای گفتگوی در فضای خانه است متاسفانه نوجوانی در ایران تا به امروز امری مخفی بوده است زیرا والدین زمان یا توان درک مراحل زندگی نوجوان را ندارند و بنابراین صرفاً او را کنترل می کنند لذا نوجوان به سمت گروه همسالان میل پیدا می کند در گروه همسالان نیز افراد هم سن و سال خودش، مانند خودش هستند و به همین جهت به سمت گروه های سنی بالاتر میل پیدا می کنند و این امر الزاماً اتفاق مناسبی نیست اگر نظام تربیتی ما به گونه ای باشد که نوجوان ما بتواند گفتگو کند در شرایط گفتگو است که والدین می توانند فرزندان خود را راهنمایی کنند.

متاسفانه در نگاه بسیاری والد خوب بودن، به معنای خادم و تامین کننده مالی خوب است این بدین جهت است که والد ما نمی تواند با فرزندش گفتگو کند بنابراین امر تربیت خود را به مراکز آموزشی و کلاس زبان و ... تفویض می کند، آن هم در صورتی که در خوش بینانه ترین حالت، این مراکز، مفاهیمی را صرفاً به بچه ها آموزش می دهند

والد دغدغه مند یا خادم خوب؟

متاسفانه در نگاه بسیاری والد خوب بودن، به معنای خادم و تامین کننده مالی خوب است این بدین جهت است که والد ما نمی تواند با فرزندش گفتگو کند بنابراین امر تربیت خود را به مراکز آموزشی و کلاس زبان و ... تفویض می کند، آن هم در صورتی که در خوش بینانه ترین حالت، این مراکز، مفاهیمی را صرفاً به بچه ها آموزش می دهند.

شما به رفتار نوجوان امروز هنگامی که می خواهد گوشی موبایل بخرد نگاهی بیندازید. فرزند یک هفته سعی می کند هوای خواسته های پدرش را – به عنوان منبع مالی تامین کننده- داشته باشد و پس از آن 1 میلیون تومان برای خرید موبایل از او می گیرد اما هیچ گاه در مورد علت خرید موبایل و پرداخت چنین هزینه ای در خانواده صحبت نمی شود در حالی که والدین می توانستند برای این امر، مکانیزمی طراحی کنند به عنوان نمونه می توان از فرزند خواست که تحقیقی3 صفحه ای تهیه کرده و بیان کند که کدام گوشی و با چه ویژگی متناسب با شرایط سنی او است در این فرآیند فرزند دست کم یک مرحله مجبور خواهد شد که خواسته اش را عقلانی کرده و صرفاً براساس شهرت، مدل  و رنگ تلفن همراه، دست به انتخاب بزند. با تاملی ساده می توان فرزند را به سوی فکر کردن و انتخاب درست سوق داد ما می بایست به فرزند آموزش دهیم که مسئولیت رفتار خودش را عقلانی بپذیرد.

محدودیت های سنی، زمانی و محتوایی از جمله راه کارهای اصل احتیاط است. به عنوان نمونه می توان به فرزند آموزش داد که پیش از یک سن خاص، نمی تواند موبایل داشته باشد یا پس از ساعت 9 شب، نمی توان از موبایل استفاده کرد! همراهی خانواده در کلیه فرآیندهایی که نوجوان طی می کند ضروری است در همراهی منظور ما این گونه است که والدین می بایست پیش، حین و پس از انتخاب یک محتوا، با آن موضوع درگیر بشوند.

منبع:حلقه وصل

اخبار مرتبط

پرونده ویژه اولین سالگرد شهادت حاج قاسم

توزیع 21 هزار بسته لوازم التحریر اهدایی رهبر میان دانش‌آموزان سیستان و بلوچستان

رضایی: سازمان سراج، نهادمردمی است/«مسجد محوری» با جدیت پیگیری می‌شود

0 نظر

ارسال نظر

capcha