نقش فراموش شده پدر در تربیت فرزندان

نقش فراموش شده پدر در تربیت فرزندان

به گزارش سراج24 ، این روزها اکثر مردان که نقش پدر را در زندگی ایفا می کنند، به دلیل شرایط دشوار اقتصادی، مدت زمان زیادی را بیرون از منزل سپری می کنند و با این توجیه که وظیفه درآمدزایی در زندگی را بر عهده دارند، از وقت گذاشتن برای تربیت فرزندانشان پرهیز می کنند.

اینکه آیا وظیفه پدر تنها امرار معاش است و پدر برای تربیت فرزندانش چه میزان و چگونه باید وقت بگذارد، موضوعی است که برای آگاهی از آن سراغ خانم دکتر فهیمه فرهمندپور رفتیم.

وی در این مصاحبه در خصوص خطراتی که تربیت فرزندان را تهدید می کند سخن گفت و به نقش بعضا فراموش شده پدر در خانواده اشاره کرد و به تشریح آن پرداخت.

برای ورود به بحث، شرایط امروز تربیت فرزند را تشریح کنید و بگویید چه خطراتی فرزندان را تهدید می کند؟

جامعه امروز مملو از خطراتی است که پیرامون خانواده ها جمع شده اند. این خطرات از ماهواره گرفته تا بازی های کامپیوتری، کانون خانواده ها را نشانه گرفته اند و قصد تخریب اولین کلونی اجتماع، یعنی خانواده را دارند. برای مصون بودن از این خطرات، پدر و مادر باید هشیار باشند و سعی کنند تا جایی که ممکن است کانون خانواده را گرم نگه داشته و از رها کردن کودکان در جامعه پرهیز کنند.

نقش مادر در تربیت کودکان واضح است، اما توضیح دهید که پدر چه نقشی در تربیت کودک دارد؟

نقش پدر هم کمتر از مادر در تربیت کودکان نیست و کودک اولین مرد زندگیش را به عنوان الگو انتخاب می کند. پدر به عنوان ستون زندگی و تکیه گاه فرزند مطرح است و کودک در روابط اجتماعی از پدرش الگو برداری می کند. اگر فرزند خانواده پسر باشد، این نقش پررنگ تر می شود؛ چرا که قطعا فرزند ذکور سعی خواهد کرد مانند پدرش رفتار کند و از او الگو بگیرد. ضمن اینکه به جز رفتار پدر با فرزند، رفتار او با همسر نیز، زیر ذربین فرزند قرار دارد و فرزند تمام رفتارهای او را کپی برداری می کند.

برای مثال: اگر پدری با همسرش در خانه به تندی صحبت کند و شریک زندگیش را مورد عتاب قرار دهد و به او بی احترامی کند، فرزند هم به تبع او همین رفتار را انجام می دهد و در این مورد خواهیم دید که شان مادر در آینده نزدیک از سوی فرزند هم زیر پا گذاشته می شود.

در مورد تربیت کودکان به دلیل رحم و روحیه مادر، پدر نقش تاثیرگذارتری نسبت به همسرش دارد و فرزند به نوعی از پدرش حساب می برد. این موضوع به معنی ترس نیست؛ بلکه به معنی فرمان برداری است که در اسلام هم به آن اشاره شده است.

برخی از پدران فکر می کنند همین که وظیفه امرار معاش را بر عهده دارند کافی است و تربیت کودکان به انها ارتباطی ندارد. در این مورد توضیح بفرمایید.

متاسفانه این مورد بسیار فراگیر است. در جامعه امروز به دلیل مشقت هایی که جامعه به خانواده ها وارد می کند، پدر از صبح تا شب سعی می کند خود را وقف درآمدزایی کند تا خانواده اش تامین باشد. در این حالت 2 نوع اتفاق رخ می دهد. یا پدر در اقتصاد انسان موفقی است و تنها پول خود، آن هم به میزان فراوان به خانه می آورد که این خود بعد ها به یک معضل تبدیل می شود و یا اینکه او نمی تواند با وجود کار زیاد از پس مخارج برآید که آن منجر به از دست دادن وجه اش نزد همسر و فرزند می شود.

توصیه می شود آقایان همان قدر که برای درآمدزایی وقت می گذارند برای خانواده هم وقت بگذارند و در صورت کسب درآمد زیاد نیز، آن را مستقیم به خانه تزریق کنند؛ چراکه فرزندان در صورتی که مصرف گرا بار بیایند، قطعا در آینده با مشکل مواجه می شوند.

در بسیاری موارد دیده شده که فرزندان، پدر انشان را به دلیل درآمد کم تقبیح می کنند و ترجیح می دهند پدری متمول داشته باشند. در این مورد چه توضیحی وجود دارد؟

ببینید. در همه موارد میانه رو بودن ملاک است. پدر به عنوان ستون خانواده و تکیه گاه اعضای خانواده، باید بتواند خانوده اش را حمایت کند؛ اما همان قدر که این کار برایش حائز اهمیت است شخصیت دادن به فرزند وآموزش او هم اهمیت دارد.

همان طور که اشاره کردم اگر پدر فرزندانش را مصرف گرا بار بیاورد، اینگونه می شود که آنها توقع دارند پدر همه خواسته هایشان را مهیا کند، در صورتی که نباید این گونه باشد. تمام خواسته های فرزند باید در چارچوب خانواده محقق شود و از سن خاصی به بعد او باید بتواند روی پای خودش بیاستد و تماما به پدر متکی نباشد.

دوباره در این جا به نقش پدر در تربیت فرزند باز می گردیم. اگر پدر خانواده به میزان کافی برای فرزندش زمان صرف کند و به جز نقش پدری اولین دوست او هم باشد، قطعا کار به آنجا نخواهد کشید و پدر در صورت نداشتن سرمایه کافی برای برطرف کردن همه نیازها، شان خودش را حفظ می کند.

آیا الگویی برای رسیدن به این ایده آل وجود دارد؟

بله این الگو به سادگی قابل دسترس است. کافی است پدر برای خانواده و فرزندانش وقت بگذارد و کانون گرم خانواده را حفظ کند. برای مثال: صرف یک وعده غذایی در کنار هم می تواند به انسجام کانون خانواده کمک کند. اینکه پدر از فرزندانش راجع به اتفاقات روز گذشته سوال کند و با آنها همکلام شود، موضوعی است که این مهم را مستحکم می کند. پدر به راحتی می تواند با همکلام شدن با فرزندان و تامین نیازهای عاطفی آنان کمبودهای دیگر را پر کرده و پوشش دهد.

به عنوان سوال آخر، گاهی دیده می شود که پدر دائما در حال تذکر دادن به فرزندانش است و به عنوان دانای کل آنان را بابت رفتارهایشان بازخواست می کند. برای این موضوع چه توضیحی دارید؟

این مورد بیشتر در مورد خانواده های قدیمی صادق است که البته صحیح هم نیست. قطعا کودک و نوجوان در سنین مختلف اشتباهاتی دارند و گاها شاید خساراتی هم برایشان به همراه داشته باشد؛ اما عتاب آنها بدون پرسیدن دلیل تنها علاج موقتی است و باعث می شود فرزند اشتباهات دیگرش را کتمان کند و یا به دروغگویی روی بیاورد. در این موارد پدر خانواده باید با صحبت کردن با فرزند خطا کارش او را راجع به زوایای مختلف اشتباهش اگاه کند و خود را کنار او قرار دهد نه در مقابل او، چرا که این کار باعث می شود فرزند با اعتماد به نفس بیشتر به اجتماع بازگشته و دیگر اشتباهش را تکرار نکند.

 منبع: هفته نامه پیک خورشید/


 

اخبار مرتبط

قرآن و اهمیت آداب تربیت فرزندان

شاغل بودن همسر چه معایب و مزایایی دارد

امکان تغییرشخصیت افراد پس از ازدواج وجود دارد؟

0 نظر

ارسال نظر

capcha