ویژه نامه سی و پنجمین فجر انقلاب/2:

«سراج24» از پرونده ی فساد اخلاقی در دربار پهلوی گزارش می دهد+تصاویر/ بخش اول

«سراج24» از پرونده ی فساد اخلاقی در دربار پهلوی گزارش می دهد+تصاویر/ بخش اول

سرویس سیاسی سراج24: پر واضح است که رد پای گرگ های غربی تا به حال در هر منطقه از دنیا که پیدا شده از ویتنام تا جزیره اوکیانا در جنوب ژاپن و... جز فساد و فحشاء ارمغان و هدیه دیگری را نداشته است و به واسطه ی روابط غیر اخلاقی خود سوغات ایدز را هم در سال های اخیر برای مردم تحت ستم خود به ارمغان آورده اند.

آمریکا و انگلیس برای اینکه بهتر بتوانند ثروت و مخازن کشور های تحت استعمار خود ، از جمله ایران را بهتر به یغما ببرند سعی می کنند فرهنگ  منحط غربی را جایگزین فرهنگ بومی ایران و کشور های مورد نظر نمایند به همین منظور مروجین فساد در ایران دست بکار شده با استفاده از زنان بیچاره و بی کس ، آنان را مورد استسمار جنسی قرار می دادند. پس از به حکومت رسیدن رضا شاه این قضیه کم کم حالت رسمی به خود گرفت و اشخاص خود فروخته و خلافکار که زمینه را مساعد دیدند شروع به فعالیت و رواج فحشا نمودند.

با وجودی که رضا شاه به منظور جلوگیری از شیوع سفلیس یک مرتبه دستور جمع آوری فواحش و تخریب زاغه ها و آلونک های فساد را که در مناطق مشخصی ( به دلیل این که در این مناطق تهران هم اکنون مردم عادی سکونت دارند از ذکر نام آن ها پرهیز می کنیم )  از تهران متمرکز بودند را داد اما این تمهیدات و خیر اندیشی ها ، انطور که انتظار می رفت نه تنها باعث از میان رفتن فساد و فحشاء در این مناطق نشد بلکه با نوسازی محله و خیابان های آن و احداث منازل جدید تجارت فحشا در این منطقه رونق تازه ای یافت.

این مناطق لکه ی سیاهی بر چهره شهر تهران بود ، در روز روشن ارازل و اوباش زنان و دختران را از سطح شهر می ربودند و به زور به این مناطق فحشا می بردند و نکته ی قابل تامل این است که وجود دو پاسگاه شهربانی در این مناطق نه تنها میزان جرائم را کاهش نمی داد بلکه به سبب وجود فساد در شهربانی رژیم روسای کلانتری و پاسگاه و ماموران شهربانی هم جزئی از دایره ی فساد بودند و با حق و حسابی که از فواحش ،قواد ها، باج خور ها، قاچاقچیان و اوباش می گرفتند به حمایت از آن ها بر می خواستند .

ارتباط شهربانی و نیروهای رژیم با فواحش و ارازل و اوباش از طریق دو پایگاه مستقر در این مناطق آنقدر صمیمانه ادامه یافت تا سرلشکر زاهدی در جریان کودتای 28 مرداد 1332 توانست از آن ها استفاده کند و آن ها را به طرفداری از شاه به خیابان های تهران بریزد و...!!!



زمانی که آمریکا و انگلیس با دسیسه و نیرنگ ، دولت مصدق را سرنگون و حکومت را در ایران در قبضه  خود قرار دادند و رئیس الوزرایی را به سرلشکر زاهدی سپردند زاهدی سعی نمود به خواسته های گرگ های غربی جامع عمل بپوشاند.  پس از پیروزی کودتای ننگیین 28 مرداد و به نخست وزیری رسیدن سرلشکر زاهدی فواحش این مناطق دستمزد خود را از نخست وزیر گرفتند و سرلشکر زاهدی دستور داد تا اطراف این مناطق از تهران را دیوار کشی کنند و فواحش و ارازل و اوباش را در داخل حصار این دیوار کاملا آزاد بگذارند و هیچ احدی مزاحم کار وکسب آنها نشود. همچنین مردم به واسطه ی نقش زاهدی در دیوار کشی در اطراف محل فساد تهران اسم جدیدی روی  منطقه گذاشتند و تا مدت ها آن را " قلعه زاهدی " می نامیدند.


کم کم کوچه ها و خیابان های داخل قلعه زاهدی مملو از زنان فریب خورده و افراد منحرف شد و محله های بیرونی و اطراف قلعه نیز به فساد آلوده شدند. فقر و بیسوادی در رژیم گذشته دو عامل اصلی کشیده شدن زنان و دختران معصوم به فساد و فحشاء بود ، که از 28 مرداد 1332 به بعد دو عامل (( ابتذال فرهنگی )) و (( اعتیاد )) هم بر آن دامن زد. زاهدی از خانم رئیس های قلعه به عنوان سفیر های فساد و فحشاء به منظور افتتاح این دست مراکز در دیگر شهر های ایران استفاده کرد فلذا فاحشه های زاهدی به عنوان نماینده رسمی و رسول فساد و فحشاء در شهر ها و استان هایی همچون خوزستان ، هرمزگان ، فارس ، گلستان ، ارومیه ، مراغه و ... حضور یافتند.



بی انصافی است اگر بخواهیم خدمات پسندیده غربی ها را که به وسیله ی محمد رضا عاری از مهر و عواملش همچون سرلشکر زاهدی و غیره  انجام گرفته است را نادیده بگیریم ! لذا بایستی به طرفداران شاهنشاه عاری از مهر ، که هنوز او را خدابیامرزی می دهند و قرار است که در روز محشر و جزا در زیر لوای ایشان قرار بگیرند تبریک گفت !! زیرا که واقعا از بنیان گذاران بی چون و چرای فساد ، فحشاء و بی ناموسی آن هم به صورت علنی و رسمی باید تقدیر گردد.



دو تن از زن های قلعه ( م - الف ) و دیگری ( پ - الف ) نام داشتند که  م- الف با شخص شاه و علیرضا پهلوی رفت و آمد داشت و وسائل آشنایی آن ها را با دختران و زنان فریب خورده فراهم می کرد. پ- الف هم دختر یک مامور بازنشسته شهربانی رژیم بود که از بی حیایی و دریدگی به صورت ضرب المثل در امده بود و با آن که زن بود اما اوباش قلعه هم از او حساب می بردند.

این دو تن به واسطه ی رفت و امد با دربار و رجال سیاسی ، نظامی رژیم به ثروت و شهرت رسیده و کارشان انقدر بالا گرفت که حتی در میهمانی های رسمی باشگاه افسران در خیابان سوم اسفند سابق دعوت می شدند. خانم  پ-الف از جمله سردسته های قلعه زاهدی بود که با اداره تشریفات نخست وزیری و وزارت امور خارجه همکاری داشت، و برای میهمانان خارجی که به دعوت رسمی شاه یا نخست وزیر و یا وزارت امور خارجه به ایران می آمدند بساط فساد ترتیب می داد و زنان و دخترانی را که در اختیار داشت به میهمانی های دربار و نخست وزیری و پارتی های مربوط به رجال و سردمداران رزیم می فرستاد.


 

در برابر ارائه ی خدمات پ- الف و سایر سردسته ها از حمایت مسئولین بلند پایه کشور و رؤسای شهربانی و ساواک برخوردار بودند و هیچ کس جلودار آن ها نبود و به قول معروف هر ... که می خواستند می خوردند !! افرادی همچون پ-الف کسانی بودند که حتی به طور علنی برای استخدام زنان و دختران در روزنامه ها ی کسیر الانتشار آگهی می دادند و وقتی زنان و دختران جویایی کار برای استخدام به محلی که برای به فریب کشاندن زنان و دختران معصوم تدارک دیده شده بود مراجعه می کردند پ-الف و عواملش آنقدر طالبین بخت برگشته کار را بازی می دادند تا سرانجام به مقصود خود نائل گردند و سپس طعمه ی به دام افتاده را وارد قلعه می نمودند.
منتظر انتشار بخش بعدی این مطلب باشید/

 

اخبار مرتبط

غارت زندانی‌ها قبل از مرگ!

شکنجه‌های رایج در زندان‌های ساواک چه بود

«اردشیر زاهدی» نفوذی جمهوری اسلامی است؟

2 نظر

ارسال نظر

capcha