قیمت سکه و ارز
۱۳۹۲/۰۸/۰۶ - ۱۸:۴۱
یادداشت/ دکتر اکبر اشرفی:

تحزب از نگاه امام خمینی

بررسی آسیب‌شناسانه‌ی حزب به عنوان یک نهاد اجتماعی می‌تواند ضمن شفاف نمودن مضرات و فواید این پدیده، ما را با کارکردهای اساسی این نهاد آشنا نماید. یادداشت ضمن بررسی این موضوع، با گریزی به اندیشه‌ی حضرت امام (رحمت الله علیه) به واکاوی این بحث می‌پردازد.

تحزب از نگاه امام خمینی

 

سراج24  - اکبر اشرفی: با پیروزی انقلاب اسلامی، به دلایل مختلفی، اقبال به احزاب سیاسی و تحزب به نحو فزاینده‌ای افزایش یافت. وجود استبداد و خفقان در سلطنت پهلوی، نظام تک‌حزبی در دوره‌ی محمدرضا پهلوی و ممنوعیت فعالیت سایر احزاب (از کمونیست‌ها گرفته تا اسلام‌گرایان)، دولتی بودن احزاب اصلی و غیرخودجوش بودن آن‌ها و همچنین جو بسیار باز سیاسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و مساعد بودن وضعیت برای سهم و غنیمت‌خواهی برای ظهور بسیاری از گروه‌های نوظهور، زمینه‌های پیدایش احزاب و تشکل‌های متعددی را فراهم ساخت و عدم تفاهم و وفاق این گروه‌ها، باعث ایجاد تشتّت و پراکندگی‌های گسترده و مناظره‌های فکری و حتی منازعات مسلحانه گردید تا جایی که کلاس‌های درس دانشگاه تهران به اتاق جنگ این گروه‌ها و احزاب بدل شد.
 
مسائلی همچون «نداشتن رهبری منسجم؛ مبهم بودن اهداف و برنامه‌ها یا عدم وجود برنامه‌های عملی مشخص، دقیق و عملیاتی؛ عدم استقلال مالی؛ تقلیدی بودن و نداشتن استقلال فکری برای حرکت و برنامه‌ریزی در جهت اصلاح شرایط و تحولات منطبق با اصول و ارزش‌های مورد قبول ملت مسلمان ایران در نظام جمهوری اسلامی؛ فعالیت مقطعی و محدود به دوران‌های برگزاری انتخابات، وجود پدیده‌ی انشعاب در احزاب و گروه‌ها؛ ایجاد ائتلاف‌های مقطعی برای کسب قدرت مقطعی و زودگذر» به عنوان مشکلات موجود در راه کارآمدی احزاب سیاسی ایران عنوان گردیده است.
 
این وضعیت امام خمینی (رحمت الله علیه) را وادار کرد تا در مورد احزاب و فعالیت‌های آن‌ها موضعی صریح و روشن اتخاذ نموده، فعالیت‌های احزاب را منوط به زیان نرساندن به جمهوری اسلامی و حاکمیت ملت اعلام نمایند. امام (رحمت الله علیه) را نمی‌توان به طور کلی مخالف تحزب و تشکل به شمار آورد. ایشان در عین حال که به پدیده‌ی احزاب سیاسی چندان خوش‌بین نبودند، مخالف فعالیت‌های حزبی و تشکیلاتی هم نبودند و ملاک صحت عملکردی احزاب را اندیشه و کارویژه‌های آن‌ها دانسته‌اند:
 
«این طور نیست که حزب بد باشد یا هر حزبی خوب باشد. میزان، ایده‌ی حزب است و اگر ایده چیز دیگری باشد، این حزب شیطان است، هر اسمی هم داشته باشد. بنابراین ما باید کوشش کنیم حزبمان را حزب‌الله کنیم.» (امام خمینی، جلد 17، 1378، ص 193).
 
 از نظر امام خمینی، اغلب احزاب و گروه‌های سیاسی، در دوره‌ی رژیم پهلوی و مشروطه، دارای ایده و اندیشه‌ی صحیحی نبوده‌اند. ایشان در نقد احزاب و کارویژه‌های منفی آن‌ها (در دوره‌ی پهلوی)، به پاره‌ای دلایل و کاستی‌ها اشاره می‌کنند، از قبیل دولتی بودن، فقدان اصالت و الگوبرداری از کشورهای اروپایی، وابستگی به بیگانگان، فقدان فرهنگ سیاسی ملازم با فعالیت حزبی و تعارض احزاب با انسجام و همبستگی.با چنین سابقه‌ای از تحزب در اندیشه‌ی امام، ایشان به لحاظ تجربه‌ی ناموفق فعالیت احزاب سیاسی در ایران و سرسپردگی بسیاری از آنان به بیگانگان، به فعالیت سیاسی در قالب حزب چندان خوش‌بین نبوده و مردم و نخبگان و حتی روحانیت را بدان تشویق نمی‌کردند و از تفرقه، اختلاف و دشمنی میان احزاب و جریان‌های سیاسی نگران بودند[4] و کراراً آن‌ها را به وحدت و رعایت مصالح جامعه‌ی اسلامی دعوت می‌کردند. از سویی برای روحانیت جایگاهی والا در جامعه قائل بودند و این نهاد را تشکلی فراحزبی و فراجناحی به شمار می‌آوردند. از این رو، فعالیت سیاسی آنان را در قالب تحزب و احزاب سیاسی متعارف نمی‌پسندیدند و با آن مخالف بودند و با اصرار فراوان پاره‌ای از شاگردان خود نیز با تأسیس حزب جمهوری اسلامی موافقت کردند و در واقع و اصالتاً بیشتر و پیش‌تر از تأیید و تشکیل این حزب، سران اصلی آن را که از دست پروردگاران خود می‌شمردند تأیید نمودند و در نهایت، به توصیه‌ی ایشان و موافقت مسئولین، حزب مزبور نیز بنا به مصالح کشور و انقلاب تعطیل گردید.
 
در هر صورت، امام خمینی با پذیرش و مفروض انگاشتن اصل آزادی احزاب، زمینه‌ای را فراهم آورد که گروه‌ها و سلایق گوناگون بتوانند در درون نظام جمهوری اسلامی به گونه‌ای مشروط به فعالیت بپردازند که اهم این شرایط بدین شرح‌اند: رعایت چارچوب قوانین دینی و رعایت مصالح و قوانین کشور در فکر و آرا و در رویه‌های عملی، عدم برخورد مسلحانه با نظام سیاسی اسلامی،[بیان انتقاد و دوری از توطئه،عدم وابستگی به قدرت‌های بیگانه، عدم اِضرار به جامعه و نظام سیاسی و اشخاص، برخورداری از پذیرش و حمایت مردم و سازگاری با انسجام و همبستگی ملی و اجتماعی.
امام (رحمت الله علیه) بارها همگان را دعوت به حزب‌الله و یا حزب مستضعفان نموده است که در واقع همانند حزب جهان‌شمول قرآنی است که امت واحده و مقاصد آن را نمایندگی خواهد کرد. هرچند به فرموده‌ی ایشان، چنین دعوتی به معنای مخالفت با تأسیس و عملکرد و سایر احزاب سالم و کارآمد و در راستای اهداف دینی و ملی نیست:
 
«ما باید کوشش کنیم حزبمان را حزب‌الله کنیم... ین را باید تذکر بدهیم که ما گفتیم حزبی به نام حزب مستضعفان، در همه‌ی دنیا، معنایش این نبود که حزب‌های صحیحی که در ایران است، نباشد. حزب‌های منطقه‌ای علی‌حده است و حزب تمام مناطق و تمام جاها، یک حزب دیگر است. اگر ان‌شاءالله مسلمین موفق بشوند و یک همچون حزبی، که حزب مستضعفین است، برای همه جاها یک همچو حزبی را تأسیس کنند، بسیار به‌موقع است. لکن به معنای این نیست که در محل و در منطقه‌ها حزب نباشد، خیر در منطقه‌ها احزاب هستند و آزاد هم هستند، مادام که توطئه معلوم نشده است.»
 
این بیان هم به معنای عدم مغایرت تحزب و تأسیس احزاب با کارویژه‌های مثبت در نظام اسلامی است و تنها مورد استثنا، حزب و تحزب‌گرایی در بین نیروهای مسلح است که امام (رحمت الله علیه) بارها آن را نهی و ممنوع کرده‌اند و برای نظامیان، عضویت در حزب‌الله را جایز می‌دانستند.
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۲
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••