تهاجم فرهنگی از کجا آغاز می شود:

درهای بازمهدکودکها به روی تهاجم فرهنگی/توفیق اجباری که نصیب غرب شد

درهای بازمهدکودکها به روی تهاجم فرهنگی/توفیق اجباری که نصیب غرب شد
سرویس اجتماعی سراج24: مهدکودکها جزو لاینفک زندگی مدرن و شهری امروز هستند والدین اغلب ناچارند در زندگی مدرن و شهری امروزه کودکان خود را به مهدکودکها بسپارند.
 
 
 
والدینی که اغلب شاغلند و صبح کودک خود را در خواب به اصطلاح پتو پیچ کرده و تحویل مهدهای کودک می دهند و عصر انرا تحویل می گیرند و در ساعتهایی که این کودکهای معصوم در اختیار مهدکودکها قرار داده شده اند در بی خبری اند از اینکه چه تغییری در جسم و جان، ذهن، روح و روان کودک در مهدها داده شده است.
 
 
 
اری به دلیل درگیری والدین با زندگی هزارتوی امروزه، والدین در مواقعی هرگز نمی فهمند که مهدکودکها خواسته یا ناخواسته دسته گلهای آنها را چگونه به آب می دهند که شاید اثرات مخرب عدم مدیریت صحیح مهدکودکها تا سالها با کودکان این مرز و بوم باقی بماند.
 
 
 
در زمانهای گذشته هرگاه خانواده ای صاحب فرزندی می شد علاوه بر مادر که وظایف مادری خود را به بهترین نحو انجام می داد دایه ای را هم برای کودک تازه متولد شده در نظر می گرفتند. دایه ای که سردوگرم روزگار را چشیده باشد و کودک با بزرگ شدن در آغوشش با وی انس و الفت می گرفت نه دایه ای که وظیفه او فقط تروخشک کردن و شیردادن به بچه باشد.
 
 
 
با ایجاد ارتباط عاطفی بین کودک و دایه در تمامی مراحل رشد کودک دایه را به عنوان الگو و راهنما برای تمامی مراحل زندگی می پذیرفت. کودک در سایر مراحل زندگی نیز مسایلی را که نمی توانست از نزدیکترین افراد خانواده خود بپرسدبه دلیل اعتماد و ارتباط عاطفی ایجاد شده با دایه در میان می گذاشت و نظر وی را جویا می شد.
 
 
 
در تمام سالیان دایه به عنوان چراغ راهنما تجربه های خود را به کودکان منتقل کرده و علاوه بر تربیت صحیح و مناسب، در بزنگاههای نوجوانی و جوانی احتمال تصمیم گیری اشتباه و احساسی در کودکان به حداقل می رسید. علاوه بر این والدین به جز هدایت و حمایت فرزند خود را از طریق دایه مدیریت می کردند و از این بابت هیچ گونه نگرانی نداشتند چرا که دایه ای به اصطلاح دلسوزتر از مادر همیشه همراه فرزندشان بود.
 
 
 
سابقه مهدکودکها در ایران
 
اولین مهدکودک در ایران 40 سال پیش توسط خانمی ایرانی به نام توران میرهادی که از فرانسه و در رشته روانشناسی فارغ التحصیل شده بود به نام کودکستان راه اندازی شد و از زمانی که زنان در جامعه نقش بیشتری گرفتند برای راحتی بیشتر یا کار کردن در بیرون از منزل، کودکان را به مهدکودکها سپردند که هر روز بر تعداد مهدها اضافه می شود.
 
 
 
در حال حاضر و با توجه به گذشت 40 سال از راه اندازی مهدکودک در ایران گویی هنوز به نوعی الگوهای رفتاری، آموزشی و تربیتی خود را از دیگر کشورها گرفته اند و در حال حاضر مهدکودکهای ما کمترین برنامه های دینی، قرآنی و ملی را در برنامه های روزانه خود دارند و کاش کل موضوع نبود برنامه مناسب برای آینده سازان این مرزوبوم بود.
 
 
 
کسی چه می داند شاید ما ایرانیان در حال حاضر قهرمان فرصتهای از دست رفته باشیم، اری فرصتی که هر کودک با به دنیا آمدن در اختیار ما میگذارد تا بتوانیم با مدیریت صحیح و برنامه ریزی مناسب نسلهای آتی را به درستی تربیت کنیم ولی از سویی این فرصت گرانقیمت را به راحتی در اختیار دیگران قرار می دهیم.
 
 
 
منظور از دیگران در این نوشتار بیگانه هایی هستند از کیلومترها دورتر با برنامه ریزی دقیق در تمامی حوزه ها مثل فعال کردن کانال های ماهواره ای 24 ساعته در حوزه کودکان و ارایه قهرمانان کاذب به کودکان در حال تربیت نسلی مناسب اهداف خود هستند.
 
 
 
بررسی اصلاحیه دستورالعمل تاسیس اداره و انحلال انواع مهدهای کودک مورخ 13/2/88 که توسط سازمان بهزیستی کشور به عنوان متولی مهدهای کودک برای اجرا به استانها ابلاغ شده است. اهداف عمده تاسیس مهدهای کودک را به شرح ذیل آورده است:
1- ارتقای سلامت زیستی، روانی و اجتماعی کودکان.
2- ارتقای هوشیاری اخلاقی و توجه به ارزشهای دینی و مذهبی.
3- پرورش خلاقیت و شکوفایی استعدادهای کودکان در ابعاد مختلف.
4- آموزش مفاهیم اجتماعی نظیر تعاون، نوعدوستی، گذشت، ایثار، همکاری و ارزش های مطلوب زندگی از طریق آموزش غیرمستقیم و کسب تجارب گوناگون.
5- توسعه دانایی های کودکان در بیان اندیشه و بروز احساسات و عواطف با استفاده از آموزش مهارتهای زندگی، هنری، کلامی، بازی، شعر و نمایش.
6- کمک به اولیاء در مراقبت نگهداری و پرورش کودکان و ایجاد ارتباط موثر دوجانبه بین کودک و اولیاء.
7- آماده سازی کودکان برای ورود به نظام تحصیلی رسمی در کشور.
 
 
 
آری با دقت در تک تک این عناوین می بینیم که موارد فوق برای تربیت کودکان این مرزوبوم به درستی طراحی شده است ولی در سایر موارد این اصلاحیه امکانات، نیل به موارد فوق مشاهده نمی شود که جای تاسف است.
 
 
 
المانهای فرهنگ غربی در حال حاضر بیشترین زمان کودکان را در مهدهای کودک به خود اختصاص داده است.
 
نگرانی بسیاری از خانواده ها از ارایه برنامه های مبتذل به کودکان در مهدکودکها بیانگر یک چیز است، تهاجم فرهنگی غرب در همه ابعاد و در تمام سطوح، وقتی صحبت از تهاجم فرهنگی به مهدهای کودک سخن به میان آید شاید برخی نگارنده را متهم به نگاه بدبینانه کنند اما با نگاهی به برخی از برنامه های روتین در مهدهای کودک ما را با این واقعیت تلخ بیش از پیش آشنا می کند.
 
 
 
 برخی از نشانه های روشنی که حکایت از هجوم فرهنگ غربی به مهدهای کودک می باشد به شرح ذیل است:
 
1- برگزاری کلاسهای رقص و آواز به بهانه تولد برای کودکان، جالب است که هر روز می توان برای چند نفر تولد گرفت.
2- برگزاری کلاسهای شنا به صورت مختلط برای بچه های مهدکودک که موارد عدیده ای را در پی دارد.
3- نمایش کارتون و برنامه هایی که در آن فرهنگ غرب مانند دوستی میان جنس مخالف و یاد دادن مواردی بالاتر از سن کودکان به آنها.
 
4- ارایه الگوهای غربی مانند عروسک باربی به کودکان در حالیکه الگوهای ایرانی بسیاری وجود دارد که کودکان ما از آنها بی اطلاعند. من نیز مانند بسیاری از مخاطبین اعتقاد ندارم که باید به کودکان شاهنامه را یاد داد ولی نباید از ارایه الگوهای مناسب ایرانی به کودکان حذر کرد.
5- اخیراً نیز گزارش شده در بعضی از مهدهای کودک برنامه شبکه های کارتونی ماهواره ای به صورت مستقیم برای بچه ها پخش می شود.
6- خوراندن داروی خواب آور به کودکان تا ساعتهایی را در مهد خواب باشد که برخلاف ابتدایی ترین اصول انسانی است.
 
به هر حال می توان گفت در مهدهای کودک هوا بس ناجوانمردانه سرد است و بچه ها مثل ماهی های کوچک در تور صیادان غربی گرفتار شده اند و بی تفاوتی ها کمک به صیادان است.
 
 
 
شاید مهمترین عامل این اتفاق عدم نظارت بر نیروی انسانی مهدکودکهاست از کسانی که به عنوان مسئول مجوز مهدهای کودک را می گیرند تا کسانی که از طریق آنها استخدام می شوند.
 
 
 
با یک بررسی در مهدهای کودک می توان دریافت که برای اینکه مسئولان مهدکودکها به سود بیشتری برسند از نیروهای غیرمتخصص در حوزه کودکان استفاده می کنند که این نکته دقیقاً ضعف اساسی اصلاحیه دستورالعمل تاسیس، اداره و انحلال انواع مهدکودک است که به درستی تصریحی برای استفاده از نیروهای متخصص این حوزه وجود ندارد و مسئولان مهدهای کودک نیز نهایت استفاده را از این موضوع تاکنون برده اند که برای تغییر در حوزه مهدکودکها باید این نقطه ضعف بزرگ را اصلاح کرد.
 
 
 
مسئولان مهدهای کودک به جز استفاده از نیروی انسانی غیرمتخصص دست به ابتکارات دیگری نیز برای خالی کردن جیب والدین می زنند که برخی از آنها به شرح ذیل می باشند.
 
1- گرفتن پول هر چند وقت یکبار به بهانه خرید لوازم آموزشی و لوازم التحریر.
2- بردن کودکان به اردوهایی مانند دارآباد و گرفتن مبالغی به عنوان هزینه فوق برنامه.
3- گرفتن عکس آتلیه ای از کودکان به صورت روتین و دوره ای از کودکان و فروش آن به والدین به قیمت های مختلف.
 
مخلص کلام اینکه غفلت در این وادی را نباید با دیدی ساده انگارانه در سطح چند مهدکودک برشمرد بلکه عدم همت جدی برای تغییر در این حوزه که متاسفانه شامل بسیاری دیگر از حوزه ها نیز می شود. عدم تبعیت و پیگیری رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی است که سالها درخصوص جنگ نرم، تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی هشدار داده و رهنمود های لازم را فرموده اند.
 

اخبار مرتبط

همه چیز درباره کودکان کار اینستاگرامی

فیلم| چرا دولت از سلبریتی ها مالیات نمی گیره

زوایای پنهان استعفای بطحایی!

0 نظر

ارسال نظر

capcha