به گزارش «سراج24» برای گفتگو و قضاوت در مورد مجموعه پر سابقهای که امسال برای دومین سال متوالی، ماه رمضان به صورت هر شبی از شبکه پنج سیما پخش شد ناگزیر به اتخاذ موضعی دوگانه هستیم. دوگانهگیای که از دوگانه بودن ساختار و محتوای کل قسمتهای آن بیرون میآید.
ساختار محتوایی شاید "برای شما اتفاق بیفتد" دینی است. این ادعایی است که هیچ کدام از سریالهای ماورایی و ماه رمضانی سالهای گذشته که مملو از انبوهی از روح و فرشته و برزخ و دورخ بودند نمیتوانند داشته باشند." شاید برای شما..." نمایشی از زندگی آدمها در دقیقا دهه نود شمسی است. آدمهایی که در جریان تنگناهای زندگی تعمدا یا ناخواسته درگیر و دچار بیاخلاقیها یا بیتوجهیهایی به شرع مقدس میشوند. تا اینجای کار ما قادریم که درباره " شاید برای شما..." موضع واحد و البته تحسین برانگیزی اتخاذ کنیم.
نیمه اول همه قسمتهای سریال، نمونه درخشان و کمنظیری از رابطه ملموس دین با زندگی روزمره آدمهاست. همه نیمههای اول" شاید برای شما..." ها بر خلاف همه سریالهای مدعی کار دینی، همه نمونههای مبتذل و منحرف این سالها، دین و اخلاق را دقیقا به بطن زندگی معمول آدم ها، همه آدم هایی که اطرافمان میبینم و خودمان هم یکی از آنها هستیم میبرد. با صراحت، بدون اینکه از متهم شدن به سفارشیسازی و گل درشتسازی هراس داشته باشد، بدون هیچ بازی روشنفکرانهای نشانمان میدهد که زندگی یک ایرانی معاصر چگونه میتواند متاثر از شرایط فردی و اجتماعی در پناهگاه دین قرار بگیرد یا از دامن آن بلغزد و نکته درخشان کار البته اینجاست که نشانمان میدهد این لغزیدن چه قدر راحت و معمولی و بدون اینکه اتفاق عجیب یا وحشتناکی صورت بگیرد اتفاق می افتد.
بدون اینکه شیطان مجسمی در کنارمان قرار بگیرد یا به کما برویم و بعد دنیای دیگر را مستقیما تجربه کنیم و یا هر اتفاق غیرمعمول دیگری که درصد دربرگیریاش برای همه مردم چیزی شبیه یه صفر است و این دقیقا نقطه ای است که باید بر آن متوقف شویم.
" شاید برای شما..." جدای از اسم بیرمقش نمونه منحصر به فردی در نمایش رابطه ملموس ایرانی ها با دین و دین گریزی است. حتی اگر بیعقلانه حوزه دین را از اخلاق جدا بدانیم، می توانیم معتقد شویم که" شاید برای شما..." اولین نمونه موفقی است که با اعتماد به نفس و بدون خجالت؛ دقیقا خجالت، دین را به صحنه زندگی فردی و اجتماعی معاصر آدمها برده است. آن هم نه دینی که ردپای کم رنگی از یک معنویت بی رمق در داستان؛ نماینده آن است که دینی که دقیقا مبتنی بر فقهیات و اصول شرع است و این مبتنی بر فقهیات و اصول شرع بودنش را بی هراس فریاد می زند.
اما "شاید برای شما اتفاق بیفتد" فقط یک نیمه ندارد. ادامه دارد و از همین جاست که راه ما از هم جدا میشود. در اکثر قسمتهای سریال, ما در ادامه داستان شاهد یک برخورد خطی و صفرویکی سادهلوحانه درباره نتیجه عمل دینی و غیردینی هستیم. چیزی که در هیچ یک از سنتهای دینی رسیده به ما؛ آن هم با این قطعیت القایی سریال نشانی از آن نیست. داستان های " شاید برای شما اتفاق بیفتد" معمولا به این ختم می شود که آن کسی که یک عمل دینی انجام داده است؛ با اخلاق بوده است؛ نامردی و ناراستی نکرده است پاداش و نتیجه خوب کار خود را مستقیما میبیند و آن کس هم که با رویکرد غیراخلاقی، ناجوانمردانه و بیتوجه به شرع جلو رفته است سزای کار خود را آن هم به بیرحمانهترین وجه در همین دنیا مستقیما دریافت می کند. خب این ظاهر ساده و قابل قبولی دارد اما در درون منطق دینی ما به هیچ وجه نمیتواند قرار بگیرد و چند جای آن حسابی میلنگد.
اولینش همانی که اشاره کوچکی به آن کردیم. در هیچ آیهای از قرآن یا روایتی از معصوم یا بینش رسیده از منابع تفکری دین نمیتوانیم این قطعیت را دریابیم که نتیجه هر عملی چه خوب و چه بد در همین دنیا داده می شود. در عوض ما با انبوهی از آیات و روایات با محوریت "دنیا مزرعه آخرت هست" مواجه هستیم که نتیجه نهایی اعمال را به دلایل مختلف از جمله عدم وجود ظرفیت در این دنیا یا هر چیز دیگری که موضوع بحث ما نیست به دنیای دیگر موکول میکند. لازم به توجه است که اساسا یکی از اصول معرفتی ما درباره دنیای دیگر همین است که آنجا قرار است گنهکاران و نیکوکاران برسند به نتیجه اعمالشان. اما در سیستم دینیای که " شاید برای شما هم... " برای ما ترسیم میکند علاوه بر اینکه اساسا اشارهای به وجود جهان آخرت نمیشود فلسفه وجودی آن هم زیر سوال میرود. همین دنیا با همین محدودیت مادی اش پاسخگوی اعمال نتیجه عمل هر کسی هست و این وسط دنیای دیگر به چه کار؟
مساله دیگر اینجاست که این منطق دودوتاچهارتایی نشان داده در سریال عملا در دنیای واقعیت اتفاق نمیافتد. مشاهده کسانی که با مال حرام (عنصر به شدت تاکید شده در سریال) به انبوهی از ثروت رسیدهاند و تا پایان عمر زندگی راحت و خوش و خرمی دارند و در عوض کسانی که با وجود انتخاب یک زندگی دینی صالحانه در نهایت عسرت روزگار می گذرانند اصلا چیز عجیبی نیست. همین طور که ما در زندگیمان بارها آدمهایی را مشاهده کردهایم که در حق دیگران نامردی کردهاند، حقشان را خوردهاند، پدو مادرشان را احترام نکردهاند، دروغ گفته اند و فریب کاری کردهاند؛ اما نتیجه مستقیم عملشان را در کل زندگی شان دریافت نکردهاند ( طبیعی است و بر حسب سیستم دینی رسیده از آیات و روایات سیستم دقیقا باید همین شکل باشد)
این قضیه ممکن است به نتایج خطرناک تری هم منجر شود مثلا اینکه این عدم مشاهده ملموس منطق دینیای که در سریال درباره زندگی نشانمان میدهد، در زندگی واقعی ممکن است به بی اعتباری کل حرفی که در سریال زده می شود منجر شود. ما در زندگی روزمره مان چیزی از آنچه محور اصلی سریال است نمیبینیم. آدمها فورا نتیجه اعمالشان را در همین دنیا دریافت نمیکنند و ممکن است که شما هر چه قدر که خوب باشید باز هم در کاری شکست بخورید و حقتان را بخورند و تا آخر عمر هم به آن نرسید خب.. پس کل سیستم بی اعتبار نیست؟ کل حرفی که سریال میزند و نتیجه نهایی آن که ظاهرا قرار است دعوت به زندگی با اخلاق و دینمدارانه باشد جعلی و نامعتبر تلقی نمی شود؟
این اشکال اساسی سریال " شاید برای شما اتفاق بیفتد" است و همان دامی است که اکثر نمایش های داخلی با این محوریت به آن مبتلا می شوند.البته که سریال قسمت هایی هم دارد که این منطق به این شکل نمایان و قطعی در آن رخ نمی دهد که طبیعتا شایسته تحسین است.
به این ترتیب است که دائما در هنگام تماشای" شاید برای شما..."که بارزترین نمونه ساخت سریال دینی است به این فکر می کنیم که در زمانه پر از جنگ ناکامل ها میان انتخاب های این چند ساله مان در سیستم تبلیغاتی دینی هنوز هم منبرها در صف مقدم هستند.



