همه چیز درباره ریشه واقعه ۱۸ تیر

اولین گلوله فتنه ۷۸ از کجا شلیک شد؟

 اولین گلوله فتنه ۷۸ از کجا شلیک شد؟

به گزارش گروه وبگردی « سراج24 » یکی از ثمره های دوم خرداد برای جریان موسوم به اصلاح طلب سر بر آوردن روزنامه های متعددی بود که خیلی زود به  روزنامه های زنجیره ای معروف شدند.شکل گیری روزنامه های زنجیره ای بعدها مقدمه طرحی در مجلس پنجم شد که از دل آن، قانون اصلاح مطبوعات بیرون آمد.

روزنامه های زنجیره ای ویژگی هایی داشتند که فضای فرهنگی کشورمان برای اولین بار چنین رویکردی را تجربه می کرد.

  یکی از خصوصیات بارز مطبوعات زنجیره ای، ساختارشکنی آنان بود. به گونه ای که برخی کارشناسان مطبوعات در این باره می گویند مطبوعات زنجیره ای اعتقاد داشتند که اگر حریم‌شکنی‌شان بیشتر باشد، میوه‌ ممنوعه‌شان را زودتر خواهند چید.

شیوه کار این روزنامه ها نیز شیوه جالبی بود.  در این راه اگر روزنامه‌هایی از این زنجیره توقیف می‌شد، با توجه به مجوزهای فراوانی که سران پشت پرده این جریان گرفته بودند، دیگری را فعال می‌کردند.

اگر روزنامه‌های نزدیک به حزب مشارکت چون جامعه و نشاط به دلیل تخلفات صریح توقیف می‌شدند، بلافاصله جراید دیگر این حزب چون صبح امروز و توس با همان کادر و مشی پیشین، جای آنان را می‌گرفتند و بدین ترتیب علناً قانون را دور می‌زدند.

بر اساس آنچه که از کیفرخواست های دادستان علیه مدیران مسئول این روزنامه ها به دست آمده است، قلم انحرافی‌،    تندروی، افراطی‌گری، ایجاد روحیه‌ ناامیدی، توهین به مقدسات و ارکان نظام از دیگر ویژگی‌های آنان قلمداد می‌شد به گونه‌ای که می توان گفت تاریخ ایران برای اولین بار این شکل هجمه را تجربه می کرد. حملات مطبوعات نزدیک به حزب مشارکت به دین و نظام جمهوری اسلامی تا جایی شدت گرفت که رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، طی سخنرانی‌های متعددی هشدارهای قاطعانه‌ای بدان‌ها دادند و از شبیخون فرهنگی در پوشش مطبوعات پرده برداشتند:

ما با یک تهاجم و جنگ حقیقی و سازمان یافته مواجه هستیم... کسانی که نسبت به مسائل فرهنگی حساسیت داشته باشند، متوجه تهاجم فرهنگی خواهند شد و نشانه‌های بارز و بی‌شماری را در این زمینه مشاهده خواهند کرد.(1)

عملکرد ضد‌‌انقلابی و ضد‌‌اسلامی مطبوعات منحرف حزب مشارکت تا جایی پیش رفت که مقام معظم رهبری راهی جز هشدار‌های قاطعانه و صریح در مقابل این حرکات ضد‌‌انقلابی نمی‌دیدند. به همین سبب طی دو سال از شهریور 1377 تا تیر 1379، هشدار‌های انقلابی خود در این زمینه را که بالغ بر ده هشدار مستقیم و علنی می‌شود، اعلام کردند.

ایشان در شهریور ماه سال 77 مشکل مطبوعات منحرف را عدم اعتقاد به آرمان های جمهوری اسلامی بیان می دارند.

آیت الله خامنه ای در این باره اظهار داشتند : مشکل آنجا بروز می‌کند که اسلام را قبول ندارند، امام را مطلقاً قبول ندارند، این نظام را قبول ندارند. از اول تا توانستند با این نظام جنگیدند و آن وقتی به خانه‌هایشان رفتند نشستند، که دیدند دیگر سلاح‌هایشان کند شده است. اینها بیایند پشت سر کسی یا جمعی پنهان بشوند و شروع کنند به ایمان مردم دست‌اندازی کردن و آن را هدف قراردادن، این قابل قبول نیست. من می‌بینم که بعضی از مطبوعات کشور متأسفانه دستخوش چنین بحرانی هستند که باید خودشان را نجات بدهند. دستگاه‌‌های فرهنگی و امنیتی و قضایی کشور در این زمینه موظف‌اند....(2)

  هشدارهای رهبر انقلاب موجب شفاف‌سازی شبیخون فرهنگی دشمن برای مردم شد. دری نجف آبادی، وزیر اطلاعات وقت، در همین رابطه متذکر گردید که:

در مبارزه‌ای که دشمنان ما آغاز کرده‌اند، برخی روزنامه‌ها و نشریات و جریان‌های سیاسی آگاهانه و ناآگاهانه زمینه‌ساز آن شده‌اند.(3)

اما ماجرای قانون اصلاح مطبوعات از آنجا آغاز شد که در تیرماه 1378، کمیسیون فرهنگی مجلس پنجم، طرحی را با عنوان « اصلاحیه قانون مطبوعات » در چهار بند به تصویب رساند که مواد آن عبارت بودند از:

الف) ممنوعیت فعالیت مطبوعاتی برای عوامل بیگانه، اعضای گروهک های تروریستی و ضدانقلاب، جاسوسان، وابستگان و سردمداران رژیم طاغوت و...

ب) منع شدن مطبوعات کشور از دریافت کمک مالی از کشورهای بیگانه

ج) ضمانت اجرایی برای مقابله با افراد دولتی یا غیردولتی که نشریات را برای چاپ مطلب یا مقاله ای زیر فشار قرار داده یا آنها را وادار به سانسور نمایند. (در قانون مطبوعات با تأکید بر آزادی بیان و قلم و برای پیشگیری از اعمال قدرت مسئولان بر مطبوعات، تصریح شده بود که اگر مطبوعات دولتی یا غیردولتی از این ماده تخلف کنند به حکم دادگاه از خدمات دولتی منفصل و یا تعزیر خواهند شد».

د) لزوم التزام عملی مدیران مسئول و صاحبان امتیاز نشریات به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

با تصویب این طرح بسیاری از مطبوعات و روزنامه های کشور سعی در بهره برداری جناحی از این مصوبه کردند هر چند که بدیهی به نظر می رسد که هیچ کدام از بندهای فوق مخالفتی با جریان آزاد مطبوعات ندارد.

جریان دوم خرداد قانون اصلاح مطبوعات را محدودیتی بر سر آزادی های مدنی عنوان کردند به گونه ای که  همزمان با ارسال اصلاحیه قانون مطبوعات به هیأت رئیسه مجلس، مجمع روحانیون مبارز با صدور اطلاعیه ای که در روزنامه ایران 12 تیر 78 به چاپ رسید، اعلام کرد: «طرحی توسط تعدادی از نمایندگان مجلس در دستور کار مجلس قرار گرفته که فقط تحدید کننده مطبوعات است و سایه استبداد را بر فضای مطبوعات کشور می گستراند. اعمال محدودیت و ممنوعیت همان طور که در گذشته نتیجه ای مطلوب در پی نداشته، اینک نیز چنین دستاوردی نخواهد داشت». (4)

همچنین روزنامه نشاط در تاریخ 13 تیر با انتشار بیانیه شورای شهر تهران و سردبیر 10 نشریه دوم خردادی همان حرف های بیانیه مجمع روحانیون را تکرار کرد. (5)

هر چند مخالفت رسانه های زنجیره ای حزب مشارکت با قانون اصلاح مطبوعات در روزهای پایانی تصویب این طرح به اوج خود رسید اما در نهایت نمایندگان مجلس با 125 رای مثبت از مجموع 215 رای این طرح را تصویب کردند.

 

* در تصویب طرح اصلاح قانون مطبوعات چه گذشت؟

روزنامه همشهری که آن زمان تحت مدیریت غلامحسین کرباسچی اداره می شد، جلسه علنی آن روز مجلس را اینگونه روایت می کند :‌

فضای عمومی مجلس قبل و بعد از رای گیری به گونه ای غیرمنتظره آرام و کم تحرک بود.

نمایندگان شاخص و سرکردگان جناح های سیاسی مدام در حال رایزنی بودند اما بیشتر نمایندگان در حال پرس و جو درباره مذاکرات بیروت از مجلس درباره سرنوشت این طرح بودند.

برپایه این گزارش، نمایندگانی که در مخالفت با طرح سخنرانی کردند (مرعشی، ابراهیم بای سلامی، یعقوبی، قندهار آل کاظمی) عمدتا بر این نکته تاکید می ورزیدند که اصلاحیه پیشنهادی برای قانون مطبوعات با روح قانون اساسی مغایرت دارد و حقوق مردم را نادیده می گیرد.

نمایندگان موافق (سبحانی، معلمی، دستجردی، موحدی ساوجی، و ناطق نوری) برخی مطبوعات را به جوسازی متهم کردند و هدف اصلی طرح را شفاف سازی قانون مطبوعات می خواندند.

آقای ناطق نوری، رئیس مجلس که به عنوان موافق سخن می گفت پیشنهاد نمایندگان مخالف طرح را برای مسکت گذاشتن طرح، قابل قبول خواند. وی در این باره گفت: من هم با این پیشنهاد موافقم منتها کلیات را تصویب کنیم بعد در جزییات آن که خودم هم کمک خواهم کرد، نظرات دولت، مجلس، کارشناسان و جناح های مختلف را جمع آوری خواهیم کرد تا در بررسی جزییات بحث خوبی داشته باشم.

روزنامه همشهری در ادامه این گزارش می آورد: رئیس مجلس از نمایندگان خواست به کلیات طرح رای دهند و تاکید کرد: من به عنوان رئیس مجلس اجازه نمی دهم جلوی آزادی مطبوعات گرفته شود.

وی گفت: مخاطبین ما در این طرح دیگرانی هستند که بهانه آزادی مطبوعات می خواهند توطئه کنند.

 

* اظهارات مهاجرانی درباره رای ندادن به طرح اصلاح قانون مطبوعات

در این جلسه عطاءالله مهاجرانی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز به عنوان نماینده دولت در مخالفت با طرح تغییر قانون مطبوعات سخن گفت.

مهاجرانی در نطق مخالفت خود با تاکید بر اینکه تحولات اجتماعی گاهی تغییر و اصلاح قوانین را لازم می داند، گفت: اما در مورد این طرح نوعی شتابزدگی صورت گرفت، مدیران مطبوعات و وزارت ارشاد و دانشگاهیان در تنظیم طرح مشارکت جدی نداشتند. بویژه آنکه برای سوءتفاهم نسبت به این طرح اماره هایی نیز وجود دارد.

مهاجرانی با اشاره به جزییات طرح اظهار کرد: هیات نظارت با قانون فعلی هم نمی تواند بطور قطعی امتیاز نشریات را لغو کند در صورت تشخیص دادگاه لغو امتیاز قطعی می شود.

مهاجرانی همچنین طرح مجلس را در جهت مسلوبالاختیار کردن وزارت فرهنگ دانست و در بخش دیگری ازی اظهاراتش گفت: در این طرح اختیارات وزارت ارشاد در حد سازمان تبلیغات است در حالی که مسئولیت آن بیشتر است بیایید مطبوعات را از وزارت ارشاد بگیریم و به سازمان تبلیغات بدهید و کمک کنید این سازمان برای مطبوعات کار کند.

پس از سخنان نمایندگان موافق و مخالف طرح و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، ابتدا رای گیری به شیوه قیام و قعودی انجام شد اما نمایندگان در صحت رای گیری تشکیک کردند. در رای گیری به ورقه از مجموع 215 نماینده حاضر در جلسه 125 تن به طرح رای مثبت دادند و تصویب شد. (6)

 

* آتش افروزی روزنامه سلام

هر چند قانون مطبوعات  16 تیر به تصویب نمایندگان مجلس رسید اما روزنامه سلام در 15 تیر یعنی یک روز مانده به مطرح شدن اصلاحیه در صحن علنی مجلس، در اقدامی عجیب و سئوال برانگیز سند محرمانه منتسب به وزارت اطلاعات را منتشر کرد  و با تیتر درشت نوشت: «سعید اسلامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است ». (8)

روزنامه سلام، که بیشترین تلاش را در معرفی سیدمحمد خاتمی داشت، پایگاهی برای چپ‌گرایان بود که در گذشته در کیهان فرهنگی مستقر و با تعطیلی آن دنبال پایگاهی برای فعالیت می‌گشتند. در روزنامه سلام علاوه بر افرادی از حلقه‌ کیان و مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری، افراد دیگری از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی فعالیت می‌کردند.

عباس عبدی، دلیل اصلی تأسیس روزنامه سلام را در نبود ارگان مطبوعاتی خاص برای مجمع روحانیون مبارز می‌داند و می‌گوید که: در پاییز سال 68 و هنگامی که فرد جدیدی مسئول دستگاه قضایی شد، آقای موسوی‌خوئینی‌ها دیگر مسئولیت رسمی نداشت. به وی پیشنهاد کردم که مسیر موجود خیلی روشن است؛ لذا پیشنهاد می‌کنم که فوراً یک روزنامه‌ تأسیس کنیم؛ که وی استقبالی نکرد اما هنگامی که در سال بعد بیانیه‌ مجمع روحانیون مبارز درباره‌ انتخابات مجلس خبرگان در هیچ روزنامه‌هایی (حتی روزنامه‌هایی که خاتمی و دعایی رئیس آن بودند یعنی کیهان و اطلاعات) چاپ نشد تازه متوجه شدند که در چه برهوتی گیر افتاده‌اند. لذا به سرعت دست به کار تأسیس این روزنامه شدند. (9)

وی همچنین روزنامه‌ی سلام را خاستگاه روزنامه‌های زنجیره‌ای می‌داند: هنگامی که سلام تعطیل شد این روزنامه‌نگاران که هر کدام پیشرفت کافی کرده بودند، هر کدام دست‌اندرکاران یکی از روزنامه‌های جدیدالتأسیس (زنجیره‌ای) شدند. همواره اکثریت منتخبین هیئت مدیره و اعضای علی‌البدل از روزنامه‌نگارانی هستند که کار خود را با سلام آغاز کردند.(10)

با این حال انتشار سندی مربوط به وزارت اطلاعات و مطرح کردن دوباره موضوع قتل های زنجیره ای و حساسیت جامعه نسبت به این موضوع و  زیر سئوال بردن شانیت نمایندگان مجلسی که به طرح اصلاح قانون مطبوعات رای مثبت داده بودند در واقع آغز پروسه ای بود که به واقعه 18 تیر و حواشی آن نیز جزیی از آن به حساب می آمد.

 

* واکنش روزنامه کیهان به روزنامه موسوی سلام

البته به صحنه آوردن مدیر مسئول روزنامه سلام ـ آقای موسوی خوئینی ها ـ با هدف ایجاد هزینه ای غیرقابل پرداخت و در نتیجه عدم تصویب اصلاحیه قانون مطبوعات صورت پذیرفت.

در همین راستا روزنامه کیهان در نخستین واکنش خود به انتشار نامه،در سرمقاله خود تحت عنوان ماکیاول و قانون مطبوعات‌ نوشت : گرچه ادعای روزنامه سلام مبنی بر این که خبر موثق ارائه کرده، چندان قابل اتکا نیست (و نمونه اخیرش خبری موثق! درباره آقای دری نجف آبادی بود که بعدا تکذیب شد)، ولی با فرض انتساب این نامه به سعید امامی – که لابد وزارت اطلاعات درباره آن اظهارنظر خواهد کرد- و انتشار آن، اقدام به افشای سند طبقه بندی شده و یک عمل مجرمانه است که حتما مدیر مسئول محترم این روزنامه که مدتی بر مسند یک مقام قضایی تکیه زده بود به عواقب آن آگاهی دارد. به علاوه باید به این سئوال پاسخ روشن داده شود که این نامه (بر فرض صحت آن) از چه کانالی در اختیار یک روزنامه وابسته به یک جناح سیاسی خاص قرار گرفته است و آیا بدان معنا نیست که گروه هایی که از دو سال پیش در صدد بلا اثر کردن وزارت اطلاعات و از بین بردن اعتبار آن بودند، توانسته اند با اعمال نفوذ، اقدام به سند ربایی کنند؟!

و یا باید اتهامی را که این روزنامه به بعضی نشریات کشور وارد می کرد و آن ها را نزدیک به محافل اطلاعات قلمداد می نمود، یک عمل موذیانه به منظور رد گم کردن دانست ؟ و آیا این مصداق همان دزدی نیست که همراه با دیگران فریاد ای دزد سر می دهد؟

فرض بعدی که البته نزدیک به محال است آن که این سند کاملا موثق! از راه های قانونی به روزنامه سلام تحویل شده! و تضمین لازم برای رهاییی از عواقب انتشار آن نیز داده شده است ! آیا این اقدام، منطبق با آموزه های ماکیاول نیست؟. به منظور تحت تاثیر قرار دان جو جامعه برای عدم تصویب اصلاح قانون مطبوعات منتشر نگردیده است؟(10)

 

* سند محرمانه وزارت اطلاعات چگونه به روزنامه سلام رسید؟

چگونگی رسیدن سند محرمانه به دست موسوی خویینی ها موضوعی است که بخشی از زوایای آن روشن شده است. در این گفته می شود حزب مشارکت چون که تصویب قانون مطبوعات را یک مانع بزرگ برای تحقق اهدافشان می دانست دست به بازی خطرناکی زد. سرقت و جعل سند محرمانه وزارت اطلاعات شاید می توانست آخرین حرکت قبل از مات شدن باشد. پس سعید حجاریان این ریسک سیاسی را از طریق هم حزبی اش، عباس عبدی که در روزنامه سلام نفوذ قابل توجهی داشت به انجام رسانید‌

محمد قوچانی چند روز پس از توقیف سلام اعتراف کرد که قرار بود روزنامه صبح امروز نیز نامه منتسب به سعید امامی را به چاپ رساند اما سعید حجاریان با زیرکی موسوی خویینی ها را وارد این بازی کرد:‌

‌موسوی خویینی ها با انتخاب تیتر روز سه شنبه خود کوشید یک بار دیگر از کارایی سوابق خود در ایجاد حاشیه ای امنیتی برای روزنامه اش مطمئن شود... ( موسوی خویینی ها) کوشید به یک ریسک بسیار خطرناک دست بزند، خطر این ریسک به اندازه ای بود که حتی سعید حجاریان نیز صلاح را در آن دانست که چنین بازی خطرناکی را به موسوی خویینی ها بسپارد‌ (12)

 

* دفاعیات موسوی خویینی ها در دادگاه

اما موسوی خویینی ها خود در دفاعیاتیش در دادگاه ویژه روحانیت درباره به دست آوردن سند محرمانه می گوید :

این جانب در شبی که این نامه در روزنامه سلام آماده چاپ برای روز بعد شده بوده است ساعت ده شب از دفتر روزنامه خارج شده ام،در حالی که تیتر اول روزنامه  مشخص گردیده و حتی در صفحه بندی روی لیوت صفحه چسبانده شده است (تیتر مربوط به رابطه مصر و اسراییل بود) شاید هنوز به منزل نرسیده بودم که جناب آقای مراد ویسی که مسئول آن شب بودند، تلفنی اطلاع از نامه دادند و متن آن را تلفنی خواندند و در اینجا دستور دادم که تیتر اول برداشته شود و به جای آن تیتر مربوط به نامه را خودم تهیه کردم و تلفنی به آقای ویسی دادم که به جای تیتر قبلی کار شود. تصور بنده ابتدا این بود که نامه ای است که به روزنامه واصل شده است و در روز بازپرسی تا نیمه های بازپرسی بر همین تصور بودم که از همان اطاق آقای دادیار با آقای ویسی تلفنی تماس گرفتم و از ایشان خواستم که نامه مورد بحث را پس از چاپ چه کرده اند؟ که ایشان در پاسخ گفتند این نامه از طریق فکس به دستم رسید و چون آخر شب بود پس از اتمام کار روی میز تحریریه باقی مانده است و صبح هم نظافت چی جمع آوری کرده و بیرون ریخته است که باز هم تاکید کردم جست و جو کنند و اگر پیدا شد،عین آن تحویل دادیاری و ضمیمه پرونده شود و در این گفت گوی تلفنی، دادیار محترم نیز متوجه شد که نامه مزبور از طریق فکس به روزنامه رسیده است.

موسوی خویینی در ادامه می گوید : این جانب نامه ای را که به تحریریه رسیده است،رویت نکرده ام و جناب آقای ویسی این نامه را از طریق فکس دریافت کرده و تلفنی به اطلاع این جانب رسانده است و آقای ویسی هم هیچ کلمه یا جمله یا مهری که دلالت کند این نامه یک سند خیلی محرمانه است در صدر و ذیل نامه مشاهده نکرده است و چون متوجه شده است که متن نامه دارای اهمیت است، تلفنی از این جانب کسب تکلیف کرده است. (13)

موسوی خویینی ها همچنین در همین دفاعیه انتشار نامه منسوب به سعید امامی را با هدف تحت تاثیر قرار دادن نمایندگان مجلس عنوان می کند و می گوید : خواستیم با انتشار این نامه به نمایندگان بگوییم آن چه در مجلس قرار است تصویب شود قصد سعید اسلامی بوده ما خواستیم اطلاع رسانی کنیم و قصد دیگری نداشتیم(14)

 

* وقتی دادستان مچ خویینی ها را می گیرد

با این حال دادستان دادگاه ویژه روحانیت در قرائت کیفر خواست دیگری که به دنبال شکایت وزارت اطلاعات مطرح شده بود گفت آقای خویینی ها در دفاعیات خود مرتکب تناقض گویی های زیادی شد و اگر چاپ  نامه سعید اسلامی در روزنامه سلام توهین به نمانیدگان نباشد، افتراست. حجت الاسلام نکونام (دادستان دادگاه ویژه روحانیت) همچنین با قرائت شکایت وزارت اطلاعات علیه مدیر مسئول روزنامه سلام گفت : بر اساس این شکایت آقای موسوی خویینی ها با انتشار نامه سعید امامی متهم به انتشار اسناد طبقه بندی شده دولتی و جعل و تحریف سند طبقه بندی شده دولتی است. دادستان اظهار داشت : آقای خویینی در خصوص نحوه دسترسی به این امه اظهارات متناقضی کرده است که در نهایت آقای مراد ویسی مسئول شب  روزنامه سلام احضار شد و وی نیز در تحقیقات اظهاراتی خلاف گفته آقای خویینی بیان کرد.

وی با متهم کردن مدیر مسئول روزنامه سلام و مسئول شیفت شب این روزنامه به انتشار سند خیلی محرمانه، انتخاب تیتر خلاف واقع، حذف صدر و ذیل نامه سعید امامی و درج آن برای تاثیر گذاری نمایندگان، پنهان کردن نامه و عدم ارائه آن و توضیحات غیر موجه خواستار مجازات آنان شد.(15)

در نهایت هیات منصفه دادگاه که اعضای آن شامل حجج الاسلام محسن دعاگو،مسیح مهاجری،کاظم صدیقی،شیری،پورمحمدی،حسینیان،محمدی عراقی، نواب، مجید انصاری،دعایی،طه هاشمی،نظام زاده،ابوترابی و مروی بودند

در خصوص انتشار نامه طبقه بندی شده وزارت اطلاعات به اتفاق آرا نظر به مجرمیت آقای موسوی خویینی داد و متهم را مستحق تخفیف ندانستند.(16)

 

* تدارک برای آشوب

روزنامه سلام توقیف شد اما این موضوع نه تنها برای کسی غیرعادی نبود بلکه عده ای نیز آنرا در مسیر خواسته ها و برنامه های خود می دانستند.

همان زمان روزنامه لاکروا چاپ پاریس مقاله ای را منتشر کرد که در آن به نقل از یک روزنامه نگار ایرانی آورده بود: توقیف سلام در واقع تازیانه زدن به دریا می ماند چراکه جناح اصلاح طلب در هفته های آینده پنج روزنامه جدید را وارد عرصه مطبوعات ایران خواهد کرد و تقویت موضع خاتمی پیروزی جناح میانه رو اصلاح طلب در این انتخابات منجر خواهد شد (17)

با این حال پس از اعلام حکم توقیف روزنامه سلام جریان اصلاحات چند روز پیش از آغاز غائله کوی دانشگاه در اقدامی تامل برانگیز به هشدار و تهدید روی آوردند. روزنامه های این جریان در اقدامی هماهنگ، تعطیلی روزنامه سلام را مهمترین سوژه خبری خود قرار دادند و ازآن به عنوان «اقدامی غیرقانونی»، «مقابله با دولت» و «مخالفت با توسعه سیاسی» یاد کردند. روزنامه نشاط با عبارت معناداری در زیر تصویر مدیر مسئول روزنامه سلام نوشت : «آیا محافظه کاران هزینه به صحنه آوردن آقای موسوی خوئینی ها را محاسبه کرده اند؟» (18)

این روزنامه در شماره روز پنجشنبه هفدهم تیر (یعنی یک روز قبل از حادثه خونین کوی دانشگاه) در یک پیش بینی! تعطیلی سلام را موجب اعتراضات گسترده ای از جانب گروه های دانشجویی دانست که محافظه کاران ناچار باید هزینه های این عمل خود را بپردازند. در بخشی از این مطلب روزنامه نشاط آمده است :

طی روزهای آینده دفتر تحکیم وحدت (اتحادیه دانشجویان) و بدنه اجتماعی مدافع جناح چپ نیز وارد صحنه شوند. در این جاست که تحلیلگران از خود می پرسند که محافظه کاران در برابر این واکنش ها تا چه اندازه تاب خواهند آورد (19)

روزنامه صبح امروز با مدیر مسئولی سعید حجاریان نیز در نخستین روز توقیف روزنامه سلام تصریح کرد: «باید به یاد داشته باشیم که بازی دموکراسی، اگرچه بازی نامیده می شود، ولی اگر قواعد آن را پذیرفتیم، دیگر بازی نیست. رأی مردم به جمهوری اسلامی، رأی به دموکراسی است و اگر این قاعده چه در مطبوعات و چه در انتخابات در هم شکسته شود، آنگاه سیاست ورزی به پایان می رسد». (20)

به عقیده بسیاری هماهنگی روزنامه های پنجشنبه 17 تیر در اختصاص تیترها و سرمقاله های خود به عواقب غیرقابل پیش بینی و کنترل توقیف روزنامه سلام، نشان از آن داشت که یک تیم پشت پرده، هدایت این جریان را برعهده دارد؛ چرا که خبر توقیف روزنامه سلام ساعت 10 شب اعلام گردید و آن زمانی بود که اکثر روزنامه می بایست با انجام مراحل نهایی، صفحات روزنامه ها را به چاپخانه می فرستادند تا در توزیع فردا صبح خود دچار مشکل نشوند. روز پنجشنبه 17 تیر، 10 روزنامه زنجیره ای با تیترهایی چون «محدودیت مطبوعات خشم مردم را شعله ور خواهد کرد»، «زمان حامل حوادث خشونت بار است»، «نظام باید هزینه های سنگینی بپردازد»، «دانشجویان ساکت نخواهند نشست»، «ورود به قلعه چپ گرایان یک ریسک خطرناک برای محافظه کاران است»، «مقابله با دولت و مخالفت با توسعه سیاسی » و «پایان سیاست ورزی»، درصدد القای فضای بحرانی و ناآرامی به جامعه برآمدند تا در همان شب علیرضا نوری زاده، مفسر رادیو بی بی سی در تقدیر از عملکرد مطبوعات اصلاح طلب بگوید: «ما باید سرافراز باشیم که پرچمداران جامعه مدنی در ایران یعنی نشریات نشاط، صبح امروز، خرداد، همشهری و ایران، مراکز قدرت را نشانه رفته اند و با زیر سؤال بردن مشروعیت و مقبولیت نظام اسلامی، چالشی جدی فراروی حاکمان اسلامی گشوده اند».

 

* نظر ناطق نوری درباره تعطیلی روزنامه سلام

رییس وقت مجلس شورای اسلامی نیز تعطیلی روزنامه سلام را تنها بهانه ای برای به آشوب کشاندن کشور بیان می کند.

علی اکبر ناطق نوری در بخشی از کتاب خاطرات خود درباره حادثه کوی دانشگاه به موضوع تعطیلی روزنامه سلام و غیر عادی بودن ماجرا اشاره می کند و می گوید : من نیز چون پیشتر در امور اجرایی بوده و وزارت کشور را در بحرانی‌ترین شرایط کشور هم اداره کرده بودم، با حساسیت،جریان کوی دانشگاه را تعقیب کردم.خبرهایی که از آغاز صبح در این باره می‌رسید، حکایت از این داشت که آن چه رخ می‌دهد، یک جریان عادی نیست. اصل ماجرا از این قرار بود که به دنبال توقیف روزنامه «سلام» و به بهانه اعتراض به این توقیف،در کوی دانشگاه تظاهراتی شد که بعد به بیرون هم کشیده شد.راهپیمایان مسیری را طی کردند،سپس نیروی انتظامی با آنها برخورد کرد که منجر به آن حوادث شد.

من اصل جریان را هم عادی نمی‌دیدم.زیرا توقیف یک روزنامه نمی‌توانست این قدر موج‌آفرینی کند.گرچه همان موقع شنیده بودم که بعضی از افراد جبهه دوم خرداد می‌گفتند: «توقیف این روزنامه به این آسانی نیست،این غیر از روزنامه‌ی «طوس» و «جامعه» است و نظام اگر بخواهد با روزنامه سلام برخورد کند،باید خسارت سنگینی بپردازد.» این سخنان از آنها شنیده شده بود و این ذهنیت را ایجاد می‌کرد که هدف از این سخنان، پیش‌بینی طرح و برنامه‌ای بود که اگر حادثه‌ای به این شکل رخ بدهد،چه باید کرد. از این روی وقتی حادثه رخ داد و روزنامه توقیف شد،حوادث و نتایج‌ آن برای من غیرمترقبه نبود. با این سابقه ذهنی و خبرهایی که داشتم،وقتی حادثه رخ داد، آن را عادی ندانسته و جریان را تعقیب کردم تا این که گفته شد راهپیمایان به خیابان ریختند و تخریب کردند.آنها شعارهای تند و تیز و توهین‌آمیزی را علیه ارکان بالای نظام و قوه قضاییه و حتی به مقام معظم رهبری می‌دادند.

در حالی که ایشان هیچ نقشی و دخالتی از این جهت در این نوع کارها ندارند، یعنی آقا نمی‌گویند این روزنامه را ببندند، یعنی در ریز قضایا دخالت نمی‌کنند.شأن رهبری ایشان اجل از این است که در این مسائل ریز دخالت کنند.ایشان سیاست‌های کلی را بیان می‌کنند، ممکن است که به طور کلی هشدار و اخطار هم به مطبوعات بدهند، همانطور که ممکن است به قوه قضاییه هم هشدار بدهند که تو به وظیفه خود عمل کن اما این که حالا تعیین مصداق بکنند نیست، به اصطلاح معروف علمی و طلبگی خود ما، «حکم را در واقع حاکم بیان می‌کند، ولی تشخیص مصداق و موضوع با مکلف است» و آنجا هم مکلف قوه قضائیه بود که برخورد کرد.

من به لحاظ این که شم امنیتی داشته و کار امنیتی کرده بودم، احساس می‌کردم پشت صحنه دست‌هایی است که اینها را می‌گرداند و به طور جدی به این موضوع یقین داشتم. در همان روزها قبل از آن که حتی کسی دستگیر و بازجویی شود، یا مثل الان یک خرده شفاف شود، گفتم که ماجرا زیر سر نیروهای به اصطلاح ملی- مذهبی است. اینها رهبری می‌کنند و به نظر من قوه قضاییه اگر بخواهد این غائله را ختم کند، باید سران اینها را دستگیر نماید.

 

* خبر رسانه های غربی از تابستان داغ ایران

این در حالی بود که رسانه های غربی نیز از هفته ها قبل زمینه چینی هایی را برای این اقدام به انجام رسانده بودند. نشریه آمریکایی «میدل ایست اکونومیک دایجست» در هفتم تیر 1378 نوشته بود: «بیشتر ناظران در تهران بر این اعتقادند که تابستان امسال شاهد یک آزمون حیاتی قدرت و حتی شاید دور نهایی رویارویی جدی بین جناح محافظه کار و اصلاح گرایان خواهد بود. اصلاح طلبان یک تابستان سیاسی داغ را در پیش روی دارند تا جناح محافظه کار را از میدان مبارزه خارج نمایند.»

«گری سیک »، مشاور امنیت ملی در دولت های کارتر و ریگان و از مسئولان سازماندهی عناصر ضدانقلاب و تجدیدنظرطلب ایرانی، در اظهاراتی اعلام کرده بود: «برای آنها که خواستار توسعه سیاسی هستند زمان بسیار خطرناک است. در طی دو سال گذشته علی رغم وجود حمایت تبلیغاتی و فیزیکی، این افراد در نگاه داشتن خود، شجاعت به خرج داده اند و شجاعت آنها در روزهای آینده به نمایش گذاشته خواهد شد.»

«ایلینا روزلهتین»، عضو جمهوری خواه مجلس نمایندگان آمریکا در جمع مراسم راهپیمایی منافقین در 31 خرداد 1378 اعلام کرده بود: «تنها راه حل باقیمانده برای تغییر در ایران، تغییر حکومت مذهبی است. شما هدفی درست، یعنی سرنگونی حکومت اسلامی را دنبال می کنید.» و «گری هاکرمن» سخنران دیگر این مراسم خاطرنشان کرد: «زمان آن فرا رسیده که وزارت خارجه آمریکا با حمایت مستقیم از نهضت ملی ایران، سرنگونی حکومت اسلامی را پیگیری کند». (22)

اعتراض به یک فرآیند قانونی منجر به بروز حوادثی شد که پایتخت را برای چند روز در ناآرامی و آشوب قرار داد، دوم خردادی ها ده سال پس از آن واقعه نیز بار دیگر جریان آشوب و فتنه را در کشور اجرایی کردند هر چند که در هر دو واقعه با مدیریت داهیانه رهبر معظم انقلاب، کاری از پیش نبردند.

 

پی نوشت :

1-. حمید رسایی، پایان داستان غم انگیز، ج اول، تهران، کیهان، 1380، ص 174

2- روزنامه‌ رسالت، 1377.6.25

3- روزنامه‌ کیهان، 1376.12.11

4-روزنامه ایران، 12 تیر 1378

5 - روزنامه نشاط، 13 تیر 1378

6- روز نامه همشهری،17 تیر 1378

7- همان

7- روزنامه سلام، 15 تیر 1378

9- حسین سلیمی، کالبد شکافی ذهنیت اصلاح گرایان،تهران،گام نو،1384، ص 209

10- همان، ص 208

11- روزنامه کیهان، 15 تیر 1378

12- روزنامه نشاط 19/4/78

13- مهرداد فرید،‌خاموشی دریا، تهران،‌روزنامه سلام، 1378، ص 56

14- همان، ص 51

15- همان، ص52

16- همان، ص 63 و 65

17- همان، ص70

18- احمد قدیریان و صادق ظاهر، حادثه کوی دانشگاه تهران، تهران: انتشارات دفاع، ص 142.6

19- روزنامه نشاط، 17 تیر 1378

20- روزنامه صبح امروز، 17 تیر 1378

21- خاطرات علی اکبر ناطق نوری، جلد دوم

22-  http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8604160513

 منبع: رجانیوز

اخبار مرتبط

واکنش مهاجرانی به سند ویکی‌لیکس

تقاضای مهاجرانی از جنتی برای صدور مجوز انتشار کتاب هایش

قلب رهبر در کدام حادثه جریحه دار شد؟+فیلم

0 نظر

ارسال نظر

capcha