به گزارش «سراج24»، نام محمدحسین جعفریان برای اهالی ادبیات با دوران دفاع مقدس گره خورده است. او که از همان ابتدای جنگ عطای تحصیل در دانشگاه را به لقای جبههها بخشید، فصلی درخشان از ادبیات این مرز و بوم را ذیل عنوان شعر دفاع مقدس رقم زده است.
محمدحسین جعفریان در سوم اردیبهشت ماه 1346، در مشهد به دنیا آمده است. وی تاکنون به افغانستان، کشمیر، کوزوو، تاجیکستان و عراق سفر کرده است که حاصل این سفرهای پرخطر، انتشار دهها مقاله، یادداشتهای پراکنده، خاطره و کتاب بوده است و به طور دقیق در حوزه کتاب میتوان به «سفر به پایتخت فراموشی» (سفرنامه افغانستان) اشاره کرد.
جعفریان از آغاز فعالیت خود تا به امروز با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، صدا و سیما، حوزه هنری، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس همکاری داشته است. جعفریان از سال 1368 تاکنون در تهران اقامت داشته و به مدت سه سال کارشناس ادبیات افغانستان و تاجیکستان و وابسته فرهنگی ایران در کشور افغانستان بوده است.
جعفریان این روزها، کمتر به سراغ شعر میرود، یا شاید او شعر بسراید ولی کمتر منتشر کند. به هر حال در سالهای اخیر اشعار زیادی از جعفریان شاهد نبودیم.
به امید آن که جعفریان، شعرهای زیبایش را نشر دهد، چند شعر از شاعر اعتراض -که این روزها اعتراض و دردش را در یادداشتهایش شاهدیم- را از نظر میگذرانیم؛
در محضر عشق امتحان میدادی
گویی که به خاک آسمان میدادی
ای شهره آسمان هفتم، چه غریب
آن شب به تن شلمچه جان میدادی
*
در هجرت تو سپهر گلگون شده بود
سیمای سپیده سرخ و پرخون شده بود
با یاد دو چشم مست و مخمور تو دوش
گویی که تمام شهر مجنون شده بود
*
ابر تا بارانتان رانده است، ای بسیجیهای کوچک سال!
مرگ در آغازتان مانده است، ای بسیجیهای کوچکسال!
در نگاه برفیام انگار، بذر نخل و آتش و خون را
بار دیگر باد افشاندهست، ای بسیجیهای کوچک سال!
داغ مرگ گفتوگوهاتان، ردپای آرزوهاتان
بر غرور آسمان ماندهست، ای بسیجیهای کوچک سال!
نامتان را همچو تصنیفی، در تمام کوچههای شهر
شاعری تا صبح دم خواندهست، ای بسیجیهای کوچک سال!
خسته و غمگین و زهرآلود، عاشقی با یادتان هر شب
در سکوتم بغض ترکاندهست، ای بسیجیهای کوچک سال!
تندری ... باران یکریزی... پنجره ... مردی که پیشانی
بر لبان شیشه چسباندهست، «ای بسیجیهای کوچک سال!»
گرچه پایان شما را شهر، در طلوع رخوتش خواندهست
مرگ در آغازتان ماندهست، ای بسیجیهای کوچک سال!



