چهارشنبه 25 شهريور 1405
کانال سراج24 در ایتاکانال سراج24 در بله
۱۴۰۵/۰۶/۲۴ - ۱۶:۴۳

سه مسیر پیش‌روی ایران و آمریکا؛ توافق معتبر، جنگ دوباره یا تعلیق پرتنش؟

برای ایران، یک توافق واقعی یعنی کاهش ملموس تحریم‌ها، بازگشت به بازار نفت، گشایش اقتصادی و خروج از چرخه فرساینده جنگ و تحریم. برای آمریکا نیز به معنای جلوگیری از جنگی پرهزینه، تامین امنیت پایگاه‌ها و متحدان، و کنترل شوک‌های نفتی است.

سه مسیر پیش‌روی ایران و آمریکا؛ توافق معتبر، جنگ دوباره یا تعلیق پرتنش؟

به گزارش سراج24؛ رسول بابایی، تحلیلگر مسائل سیاسی: بحران ایران و آمریکا دیگر با منطق دوران تحریم صرف یا حتی محاسبات پیش از درگیری نظامی اخیر قابل تحلیل نیست. امروز پس از تقابل نظامی مستقیم، آتش‌بس‌های شکننده، تفاهم‌های نیمه‌تمام و ورود میانجی‌های منطقه‌ای، تنها سه راه واقعی روی میز قرار دارد: توافق قابل اجرا، بازگشت به جنگ، یا تثبیت وضعیت فرساینده «نه جنگ، نه صلح». اما مسئله اصلی فقط انتخاب میان جنگ و دیپلماسی نیست؛ مسئله، کیفیت توافق و قدرتی است که باید مانع از شعله‌ور شدن جنگ بعدی شود.

1. چرا نقشه بازی عوض شده است؟

سال‌ها رابطه دو کشور در چارچوب تحریم، فشار سیاسی، مناقشه هسته‌ای و تقابل‌های منطقه‌ای تعریف می‌شد؛ وضعیتی که فرض بر این بود می‌توان آن را با ترکیبی از تاب‌آوری اقتصادی و مدیریت کنترل‌شده تنش تداوم داد.

اما تقابل‌های اخیر، نقطه عطف بودند. بحران دیگر از حوزه فشار اقتصادی فراتر رفته و مستقیماً به معادله بازدارندگی، امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز، خطر جنگ فراگیر منطقه‌ای و چرخه حمله و پاسخ گره خورده است.

در این مختصات جدید، «عدم توافق» دیگر یک وضعیت خنثی و بی‌هزینه نیست. اگر دیپلماسی شکست بخورد، خلأ آن بلافاصله با تهدید، اقدام نظامی و خطای محاسباتی پر می‌شود. در واقع، بازیگران در نقطه تقاطع سه سناریو ایستاده‌اند: توافق، جنگ، یا تعلیق پرتنش.

2. مسیر اول: توافق؛ اما نه هر توافقی

توافق روی کاغذ، هموارترین راه برای مهار سایه جنگ است؛ ابزاری برای توقف درگیری، تأمین امنیت خلیج فارس، کاهش فشار اقتصادی و مهار بحران‌های هسته‌ای و منطقه‌ای.

برای ایران، یک توافق واقعی یعنی کاهش ملموس تحریم‌ها، بازگشت به بازار نفت، گشایش اقتصادی و خروج از چرخه فرساینده جنگ و تحریم. برای آمریکا نیز به معنای جلوگیری از جنگی پرهزینه، تامین امنیت پایگاه‌ها و متحدان، و کنترل شوک‌های نفتی است. دقیقاً به همین دلیل، میانجی‌هایی مانند پاکستان و قطر تمام‌قد برای احیای گفت‌وگوها وارد میدان شده‌اند.

اما امضا به تنهایی صلح نمی‌آفریند. توافقی که تعهداتش مبهم باشد، رفع تحریم‌ها را به آینده نسیه حواله کند، ضمانت اجرا و سازوکار راستی‌آزمایی نداشته باشد، فقط جنگ را به تأخیر می‌اندازد. توافق معتبر نیازمند دست‌کم پنج مؤلفه اصلی است:

• اجرای گام‌به‌گام و متوازن تعهدات؛

• رفع ملموس و قابل سنجش فشارهای اقتصادی؛

• راستی‌آزمایی شفاف و دوسویه؛

 
 
 

• سازوکار کارآمد برای پاسخ به نقض توافق؛

• حفظ توان بازدارندگی تا تحقق کامل تعهدات.

هدف نباید «توافق به هر قیمت» باشد؛ هدف، توافقی است که امنیت و منافع ملموس بسازد. در غیر این صورت، تنها با یک «توافق موقت دائمی» روبه‌رو خواهیم بود که نه جنگ را تمام می‌کند و نه صلح می‌آورد.

3. مسیر دوم: بازگشت به جنگ؛ سناریویی پرریسک

جنگ دوباره، لزوماً با یک اعلامیه رسمی شروع نمی‌شود. گاهی یک حادثه دریایی، عملیات سایبری، اقدام نیابتی، یا یک خطای محاسباتی ساده کافی است تا آتش درگیری را دوباره روشن کند.

درگیری مجدد به‌مراتب ویرانگرتر از مرحله قبل خواهد بود. آستانه تحمل طرفین پایین‌تر آمده، حساسیت‌ها بالاست و ضربات سنگین‌تری ردوبدل خواهد شد. چنین وضعیتی زیرساخت‌های منطقه را تهدید می‌کند، بازار انرژی را به آتش می‌کشد و جبهه‌های نیابتی از لبنان و عراق تا سوریه، یمن و خلیج فارس را فعال می‌سازد.

در این میان، اسرائیل متغیری کلیدی است؛ نه به عنوان تعیین‌کننده مطلق، بلکه بازیگری که محاسباتش با توافقی که توان اقتصادی و بازسازی ایران را تسهیل کند، ناهمخوان است. از این رو، تل‌آویو تمام توان خود را برای حفظ حداکثر فشار و جلوگیری از توافق به کار خواهد بست.

در مقابل، کشورهای منطقه زیان‌دیدگان اصلی جنگ فراگیر هستند. ناامنی کشتیرانی، فرار سرمایه و تهدید تأسیسات انرژی، همه را متضرر می‌کند. تلاش‌های دیپلماتیک پاکستان، قطر و چین نه اقدامی تشریفاتی، بلکه تلاشی حیاتی برای مهار یک بحران خانمان‌سوز است.

4. مسیر سوم: نه جنگ، نه صلح؛ زنگ خطر تعلیق

در کوتاه‌مدت، شاید محتمل‌ترین گزینه همین باشد: عدم دستیابی به توافق، بدون وقوع جنگ تمام‌عیار. نتیجه؟ یک آتش‌بس شکننده، تحریم‌های تداوم‌یافته، ریسک بالا در تنگه هرمز و دیپلماسی چرخشی بدون نتیجه.

این وضعیت ظاهر آرامی دارد، اما در باطن به‌شدت مخرب و هزینه‌زاست. در فضای «نه جنگ، نه صلح»، اقتصاد در بلاتکلیفی می‌سوزد، سرمایه‌ها فرار می‌کنند، تجارت گران می‌شود و هر جرقه‌ای می‌تواند آتشفشان بحران را فعال کند. این حالت، صرفاً «توقف موقت انفجار» است.

اگرچه ممکن است این شرایط برای برخی جذابیت تاکتیکی داشته باشد ( آمریکا فشار را بدون هزینه جنگ حفظ کند، اسرائیل فرسایش تدریجی ایران را ببیند و ایران از اهرم بازدارندگی در هرمز بهره ببرد)، اما این سودهای کوتاه‌مدت در میان‌مدت به تله‌ای مشترک برای همه تبدیل خواهد شد.

5. جهت‌یابی مسیر؛ به کدام سو می‌رویم؟

برای درک ابعاد بحران، باید نشانه‌های زیر را زیر نظر داشت:

5.1. نشانه‌های حرکت به سمت توافق

• فعال‌تر شدن دیپلماسی میانجی‌ها (پاکستان، قطر، عمان و چین)؛

• افزایش گفت‌وگوهای رسمی و افت ادبیات تهدیدآمیز؛

• ایجاد کانال‌های ارتباطی اضطراری جهت مدیریت حوادث؛

• تفاهم بر سر امنیت دریانوردی و کاهش عملی فشارهای اقتصادی و نفتی.

5.2. نشانه‌های بازگشت به جنگ

• حملات مستقیم به زیرساخت‌های حیاتی یا مراکز نظامی؛

• انسداد کامل کانال‌های گفت‌وگو و دیپلماسی.

• گسترش آرایش نظامی در خلیج فارس و دریای عمان؛

• شروع مجدد جبهه‌های منطقه‌ای و اعلام رسمی پایان تفاهم‌ها.

5.3. نشانه‌های تثبیت تعلیق پرتنش

• ادامه آتش‌بس بدون افق سیاسی مشخص؛

• تداوم فشار تحریمی بدون گشایش اقتصادی؛

• رفت‌وآمد مداوم میانجی‌ها و تکرار تهدیدهای کنترل‌شده؛

• افزایش مستمر هزینه‌های تجارت و انرژی بدون درگیری مستقیم.

6. جمع‌بندی: مهندسی صلح، نه صرفاً امضای سند

از میان این سه راه، جنگ پرهزینه‌ترین سناریو و تعلیق، فرسایشی‌ترین حالت برای امنیت و اقتصاد است. توافق تنها زمانی راه نجات است که متوازن، مرحله‌ای، قابل راستی‌آزمایی و دارای ضمانت باشد.

سوال اصلی این نیست که «توافق بشود یا نشود؟»؛ بلکه این است: «چه توافقی می‌تواند هم‌زمان سایه جنگ را دور کند، فشار اقتصادی را بردارد و بازدارندگی کشور را حفظ کند؟» 

صلح واقعی با یک امضا متولد نمی‌شود؛ صلح حاصل تعهدات ملموس، موازنه هزینه‌های نقض توافق، و احساس اثرات مثبت اقتصادی در زندگی مردم است. ادامه جنگ و ناامنی در هرمز، پیش از هر چیز، منافع حیاتی تمام بازیگران منطقه را به مسلخ خواهد برد.

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••