به گزارش سراج24؛ وضعیت اقتصادی کشور و بازار با توجه به جنگ تحمیلی 40 روزه دارای شرایط خاصی است. نه رکود زیادی دیده میشود و نه بازار در تعلیق قرار دارد. اما انتظار برای بهبودی بازار بسیار زیاد است. دولت در این عرصه اقدامات مثبتی انجام داده است. در حوزه ترانزیت کالاها کشورمان با اقدامات مختلف دیپلماسی تجاری و استفاده از مزیتهای ترانزیتی ایران توانسته هم بازار داخلی را تا حدودی در شرایط جنگ و تبعات آن حفظ و هم برخی از ظرفیتهای کشور در این بخش را فعالتر سازد.
در بخش عرضه و توزیع کالاهای مختلف در کشور آنچه در بازار دیده میشود عرضه مناسب اجناس و لوازم مورد نیاز مردم است. اکثر اقلام مورد نیاز مردم چه دارویی و چه کالاهای مصرفی و ارزاق در دسترس هست و کمبود خاصی احساس نمیشود؛ یعنی دولت توانسته در این عرصه به خوبی مدیریت کند. درواقع دشمن در این زمینه برنامههای خاصی داشت تا مثلا کشور را دچار قحطی و بحران توزیع کالاها کند اما ارگانهای ذی ربط کالاهای اساسی را به طور استراتژیک انبار کرده و حتی گفته می شود تا 6 ماه آینده کشور تامین است. این موضوع برنامه دشمن را به خوبی خنثی کرده است. ما در هیچ موضعی با کمبود و قحطی مواجه نشدیم و این اقدام بسیار در حوزه مدیریت کالایی و بازاری دولت ارزشمند است.
توزیع کالاها در کشور نه تنها با قحطی روبرو نیست که در یک گام جلوتر به وفور بسیاری از اجناس در دسترس مردم است و مردم کمبودی را احساس نمیکنند. این مدیریت دولت نیز بسیار ارزشمند است. اما نکته خاصی که در این حوزه وجود دارد قیمت بالای برخی اقلام است که با وجود اینکه در کشور توجیه میشود اما چندان این استدلالها معقول نیست و بیشتر گویی با سودجویی برخی افراد همراه است و یا اینکه در حال ایجاد منطق کاذب در خصوص گرانی کالاهای مذکور هستند که این موضوع ذهن مردم را مکدر میکند.
بعضا در گذشته استدلالها به سمت گرانی دلار می رفت و حالا بحث شرایط جنگی مطرح میشود تا برخی از موارد را در میان مردم توجیه کنند. در این راستا متاسفانه شیطنتهای مختلفی صورت میگیرد که با استدلالها و واقعیت میدانی و اقتصادی همخون نیست. به طور مثال قیمت خودروهای کارخانهای بسیار بالا رفت. در این حیطه اما گفته شده که لوازم خصوصا ورق آهن برای خودروسازان تامین است اما بازهم با این حال شرایط جنگ را فرصتی برای بالا رفتن قیمت خودروها دیده و آن را سریعا اعمال کردهاند.
البته این اعمال قیمت آنچنان بود که بسیاری از مردم را متعجب کرده است و این موضوع دیدگاه منفی نیز به جامعه تزریق میکند که شرایط کشور با وجود توزیع و عرضه مناسب کالاها آنچنان که دیده میشود مناسب نیست و بالا رفتن قیمتها نوعی نگرانی و دیدگاه منفی را به جامعه در مورد آینده تحمیل میکند! این درشرایطی است که توزیع مناسب در بازار چیز دیگری می گوید. اما کسبه کمبود عرضه و شرایط جنگی را علت گرانی میخوانند. یک پارادوکس قیمتی که حداقل خود دولت باید این موضوع را برای مردم و کسبه روشن کند تا این ابهام غیرواقعی محل تورم روانی نشود.
مثلا یک نمونه ملموس آن در بازار خودرو اتفاق افتاده است. این درحالی است که «سید محمد اتابک» وزیر صنعت، معدن تجارت عنوان کرده بود: «علت این نوسان، شایعهای درباره کمبود ورق فولادی خودرو بود. ما با تولیدکنندگان و واردکنندگان جلسه گذاشتیم و تأکید کردیم که تأمین ورق خودرو ادامه خواهد داشت و مشکلی از این بابت وجود ندارد. انتظار ما این است که فعالان بازار خودرو با توجه به اینکه نه کمبود ورق وجود دارد و نه مشکلی در تأمین پلیمر و سایر مواد اولیه، از افزایش بیدلیل و جهشی قیمت خودرو خودداری کنند. حتی برخی تولیدکنندگان هم در گفتگوهای اخیر اعلام کردند این افزایش قیمتها منطق اقتصادی ندارد و باید به تعادل برسد.واردات خودرو هم ادامه دارد.»
در همین رابطه، «المیرا شریفی مقدم» مجری تلویزیون با انتقاد از وزارت صمت نوشت: «خودروسازان کاری به شما ندارند، قیمت ها را بالا بردند وزیر گفت برای یکسال ذخیره فولاد داریم؛ پس چرا ماشین را گران کردید؟ قیمتها را برگردانید اگر میتوانید.»
این موضوع نشان میدهد که دولت و قوه قضائیه بایستی با جدیت و اقتدار بیشتری به بازار ورود کنند. موضوع برخورد توصیه نامهای آنچه در حوزه خودرو دیده میشود قطعا نمیتواند به خوبی قانون را اعمال کند.
در این حیطه مردم در حوزه تعزیراتی نیز مطالباتی دارند و با دیدن گرانیهای مختلف در بازار و میان کسبه خواهان آن هستند که این موضوع با توجه به شرایط جنگ با جدیت بیشتری پیگیری و برخورد شود.
بعضا برخی از گرانیها به خاطر مدیریت غیر اعمالی و بعضا رها شدن برخی قیمتها در بازار است. در همین حیطه دیده میشود به طور نمایشی با برخی از تخلفات سطح پایین برخورد میشود اما در حوزه برخورد وسیع با نمونههای دیگر یا دسته بالاتر اقدامات از توان و جدیت لازم برخوردار نیست و بعضا در برخوردهای رسانهای اقتدار و جدیت دیده میشود اما در موارد معمول دیده میشود که آن قدرت اعمالی لحاظ نمیشود و شائبه نمایشی بودن برخوردهای اینچنینی میان مردم به وجود میآید.
با توجه به بالارفتن بی رویه در این خصوص قطعا دولت و قوه قضائیه بایستی بیشتر از گذشته به میدان بیایند. مردم از مجریان قانون و دولت اقتدار بیشتری میخواهند و در این خصوص باید مجازاتها نیز بازدارندگی لازم را داشته باشد تا دیگر افراد از انجام بزه و جرم مشابه خودداری کنند. اگرچه با برخی پویشها به طور فرهنگی میتوان اقدامات مثبتی انجام داد اما اغلب خاطیان نشان دادهاند که در این حوزه با پویشها همراه نیستند و تخلفات آنان با موارد فرهنگی تصحیح نمیشود که در این حیطه باید با اعمال قانون این موارد متنبه و نظم و انضباط انجام شود.
مردم به طور ملموس روزانه با کسبه و بازار برخورد دارند و یکی از مواردی که میتواند رضایتمندی جامعه را خصوصا در زمانهای که مردم پای کار کشور و میهن خود هستند بیشتر جلب کرد، برخورد جدی و قاعده مند با بازار است. جامعه در این حیطه نظارت مستمر و مقتدرانه میخواهند اما حس میشود نظارت آنچنان که رسانهای میشود با جدیت انجام نمیپذیرد؛ در نتیجه رضایت مردم به طور مطلوب جلب نمیشود.
اگر جنگ اقتصادی دشمن با صبر و همراهی مردم و اقدامات اجرایی دولت در عرصه توزیع مناسب خنثی شده، نباید سودجویی عدهای، این سرمایه اجتماعی را هدر دهد. دولت و قوه قضائیه باید با اقتدار میدانی، مجازاتهای بازدارنده و نظارت مستمر ثابت کنند که در جنگ تمامعیار اقتصادی، قانون تعطیلیبردار نیست و هیچ فرد یا شرکتی نمیتواند با توجیه شرایط جنگی، سودجویی کند.



